جدیدترین اخبار و قوانین حقوقی (علی فتحی وکیل پایه یک دادگستری و مدرس دانشگاه )

حقوقی ----------- از تمام بازدیدکنندگان عزیز و گرانقدر التماس دعا دارم

چهل حدیث از امام زمان عج/ شاهزاده رومی چگونه همسر امام عسگری ع شد

بنام خدا

 ضمن تسلیت سالروز شهادت امام حسن عسکری سلام الله علیه (8 ربیع الاول 260 ق برابر 16 دی 252 خورشیدی)به محضر فرزند برومندش امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و همه شیعیان ، چهل حدیث گهربار از امام علیه السلام را تقدیم می کنم. ایشان فرموده اند:"ما در رعایت حال شما کوتاهى نمى‌کنیم و یاد شما را از خاطر نبرده ‌یم، که اگر جز این بود گرفتارى‌ها به شما روى مى‌آورد و دشمنان، شما را ریشه کن مى‌کردند. از خدا بترسید و ما را پشتیبانى کنید" اما ایشان" امان " زمینیان هم هستند....و نیز فرموده اند:"اگر شیعیان ما ـ که خداوند آنها را به طاعت و بندگى خویش موفّق بدارد ـ در وفاى به عهد و پیمان الهى اتّحاد واتّفاق مى‌داشتند و عهد و پیمان را محترم مى‌شمردند، سعادت دیدار ما به تأخیر نمى‌افتاد و زودتر به سعادت دیدار ما نائل مى‌شدند"....و شرمنده از اذیت امام توسط " جُهَلاءُ الشّیعَةِ وَ حُمَقاؤُهُمْ" ....
 
بخش اول:

چهل حدیث از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

 خبرگزاری اهل بیت (ابنا) این احادیث را نقل کرده :

1- توجّه امام مهدى(علیه السلام) به شیعیان خویش

إِنّا غَیْرُ مُهْمِلینَ لِمُراعاتِکُمْ، وَ لا ناسینَ لِذِکْرِکُمْ، وَ لَوْ لا ذلِکَ لَنَزَلَ بِکُمُ اللاَّْواهُ، وَ اصْطَلَمَکُمُ الاَْعْداءُ. فَاتَّقُوا اللّهَ جَلَّ جَلالُهُ وَ ظاهِرُونا:

ما در رعایت حال شما کوتاهى نمى‌کنیم و یاد شما را از خاطر نبرده ‌یم، که اگر جز این بود گرفتارى‌ها به شما روى مى‌آورد و دشمنان، شما را ریشه کن مى‌کردند. از خدا بترسید و ما را پشتیبانى کنید.

2- عمل صالح و تقرّب به اهل بیت(علیهم السلام)

فَلْیَعْمَلْ کُلُّ امْرِء مِنْکُمْ بِما یُقَرَّبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنا،وَلْیَتَجَنَّبْ ما یُدْنیهِ مِنْ کَراهِیَّتِنا وَ سَخَطِنا، فَإِنَّ امْرَأً یَبْغَتُهُ فُجْأَةً حینَ لا تَنْفَعُهُ تَوْبَةٌ، وَ لا یُنْجیهِ مِنْ عِقابِنا نَدَمٌ عَلى حَوْبَة:

هر یک از شما باید به آنچه که او را به دوستى ما نزدیک مى‌سازد، عمل کند و از آنچه که خوشایند ما نبوده و خشم ما در آن است، دورى گزیند، زیرا خداوند به طور ناگهانى انسان را مى‌گیرد، در وقتى که توبه برایش سودى ندارد و پشیمانى او را از کیفر ما به خاطر گناهش نجات نمى‌دهد.

3- تسلیم در مقابل دستورهاى اهل بیت(علیهم السلام)

فَاتَّقُوا اللّهَ، وَ سَلِّمُوا لَنا، وَ رُدُّو الاَْمْرَ إِلَیْنا، فَعَلَیْنَا الاِْصْدارُ، کَما کانَ مِنَّا الاِْیرادُ، وَ لا تَحاوَلُوا کَشْفَ ما غُطِّىَ عَنْکُمْ، وَ اجْعَلُوا قَصْدَکُمْ إِلَیْنا بِالْمَوَدَّةِ عَلَى السُّنَّةِ الْواضِحَةِ:

از خدا بترسید و تسلیم ما شوید و کارها را به ما واگذارید، بر ماست که شما را از سرچشمه، سیراب برگردانیم، چنان که بردن شما به سرچشمه از ما بود، در پى کشف آنچه از شما پوشیده شده نروید. مقصد خود را با دوستى ما بر اساس راهى که روشن است به طرف ما قرار دهید.

4- تحقّق حتمى حقّ

أَبَى اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لِلْحَقِّ إِلاّ إِتْمامًا وَ لِلْباطِلِ إِلاّ زَهُوقًا، وَ هُوَ شاهِدٌ عَلَىَّ بِما أَذْکُرُهُ:

خداوند مقدّر فرموده است که حقّ به مرحله نهایى و کمال خود برسد و باطل از بین برود، و او بر آنچه بیان نمودم گواه است.

5- خلقت هدفدار و هدایت پایدار

إِنَّ اللّهَ تَعالى لَمْ یَخْلُقِ الْخَلْقَ عَبَثًا وَ لا أَهْمَلَهُمْ سُدًى بَلْ خَلَقَهُمْ بِقُدْرَتِهِ وَ جَعَلَ لَهُمْ أَسْماعًا وَ أَبْصارًا وَ قُلُوبًا وَ أَلْبابًا ثُمَّ بَعَثَ إِلَیْهِمُ النَّبِیّینَ عَلَیْهِمُ السَّلامُ مُبَشِّرینَ وَ مُنْذِرینَ، یَأْمُرُونَهُمْ بِطاعَتِهِ وَ یَنْهَوْنَهُمْ عَنْ مَعْصِیَتِهِ وَ یُعَرِّفُونَهُمْ ما جَهِلُوهُ مِنْ أَمْرِ خالِقِهِمْ وَ دینِهِمْ وَ أَنـْزَلَ عَلَیْهِمْ کِتابًا، وَ بَعَثَ إِلَیْهِمْ مَلائِکَةً یَأْتینَ بَیْنَهُمْ وَ بَیْنَ مَنْ بَعَثَهُمْ إِلَیْهِمْ بِالْفَضْلِ الَّذى جَعَلَهُ لَهُمْ عَلَیْهِمْ:

خداوند متعال، خلق را بیهوده نیافریده و آنان را مهمل نگذاشته است، بلکه آنان را به قدرتش آفریده و براى آنها گوش و چشم و دل و عقل قرار داده، آن گاه پیامبران را که مژده دهنده و ترساننده هستند به سویشان برانگیخت تا به طاعتش دستور دهند و از نافرمانى‌اش جلوگیرى فرمایند و آنچه را از امر خداوند و دینشان نمى‌دانند به آنها بفهمانند و بر آنان کتاب فرستاد و به سویشان فرشتگان برانگیخت تا آنها میان خدا و پیامبران ـ به واسطه تفضّلى که بر ایشان روا داشته ـ واسطه باشند.

6- ظهور حقّ

إِذا أَذِنَ اللّهُ لَنا فِى الْقَوْلِ ظَهَرَ الْحَقُّ وَ اضْمَحَلَّ الْباطِلُ، وَ انْحَسَرَ عَنْکُمْ:

هرگاه خداوند به ما اجازه دهد که سخن گوییم، حقّ ظاهر خواهد شد و باطل از میان خواهد رفت و خفقان از [سرِ] شما برطرف خواهد شد.

7- تفتیش ناروا

مَنْ بَحَثَ فَقَدْ طَلَبَ، وَ مَنْ طَلَبَ فَقَدْ دَلَّ، وَ مَنْ دَلَّ فَقَدْ أَشاطَ وَ مَنْ أَشاطَ فَقَدْ أَشْرَکَ:

حضرت مهدى(علیه السلام) در خصوص کسانى که در جستجوى او بوده اند تا به حاکم جور تحویلش دهند فرموده است: آن که بکاود، بجوید و آن که بجوید دلالت دهد و آن که دلالت دهد به هدف رسد و هر که [در مورد من] چنین کند، شرک ورزیده است.

8- ظهور حقّ به اذن حقّ

فَلا ظُهُورَ إِلاّ بَعْدَ إِذْنِ اللّهِ تَعالى ذِکْرُهُ وَ ذلِکَ بَعْدَ طُولِ الاَْمَدِ وَ قَسْوَةِ الْقُلُوبِ وَ امْتِلاءِ الاَْرْضِ جَوْرًا:

ظهورى نیست، مگر به اجازه خداوند متعال و آن هم پس از زمان طولانى و قساوت دل‌ها و فراگیر شدن زمین از جور و ستم.

9- مدّعیان دروغگو

سَیَأْتى إلى شیعَتى مَنْ یَدَّعِى المُشاهَدَةَ. أَلا فَمَنِ ادَّعَى المُشاهَدَةَ قَبْلَ خُرُوجِ السُّفْیانى وَ الصَّیْحَةِ فَهُوَ کَذّابٌ مُفْتَر وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلاّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیم:

آگاه باشید به زودى کسانى ادّعاى مشاهده (نیابت خاصّه) مرا خواهند کرد. آگاه باشید هر کس قبل از خروج «سفیانى» و شنیدن صداى آسمانى، ادّعاى مشاهده مرا کند دروغگو و افترا زننده است؛ حرکت و نیرویى جز به خداى بزرگ نیست.

10- دنیا در سراشیبى زوال

إِنَّ الدُّنْیا قَدْ دَنا فَناؤُها وَ زَوالُها وَ أَذِنَتْ بِالْوِداعِ وَ إِنّى أَدْعُوکُمْ إِلَى اللّهِ وَ رَسُولِهِ(صلى الله علیه وآله وسلم) وَ الْعَمَلِ بِکِتابِهِ وَ إِماتَةِ الْباطِلِ وَ إِحْیاءِ السُّنَّةِ:

دنیا فنا و زوالش نزدیک گردیده و در حال وداع است، و من شما را به سوى خدا و پیامبرش ـ که درود خدا بر او و آلش باد ـ و عمل به قرآنش و میراندن باطل و زنده کردن سنّت، دعوت مى‌کنم.

11- ذخیره بزرگ

أَنَا بَقِیَّةٌ مِنْ آدَمَ وَ ذَخیرَةٌ مِنْ نُوح وَ مُصْطَفى مِنْ إِبْراهیمَ وَ صَفْوَة مِنْ مُحَمَّد(صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِمْ أَجْمَعینَ):

من باقیمانده آدم و ذخیره نوح و برگزیده ابراهیم و خلاصه محمّد (درود خدا بر همگى آنان باد) هستم.

12- حجّت خدا

زَعَمَتِ الظَّلَمَةُ أَنَّ حُجَّةَ اللّهِ داحِضَةٌ وَ لَوْ أُذِنَ لَنا فِى الْکَلامِ لَزالَ الشَّکُّ:

ستمگران پنداشتند که حجّت خدا از بین رفته است، در حالى که اگر به ما اجازه سخن گفتن داده مى‌شد، هر آینه تمام شکّ‌ها را از بین مى‌بردیم.

13- عطسه، نشانه سلامت

أَلا أُبَشِّرُکَ فِى الْعِطاسِ فَقُلْتُ بَلى قالَ: هُوَ أَمانٌ مِنَ الْمَوْتِ ثَلاثَةَ أَیّام:

نسیم، خدمتکار حضرت مهدى(علیه السلام) گوید: آن حضرت به من فرمود: آیا تو را در مورد عطسه کردن بشارت دهم؟ گفتم: آرى. فرمود: عطسه، علامتِ امان از مرگ تا سه روز است.

14- نماز، طردکننده شیطان

ما أُرْغِمَ أَنْفُ الشَّیْطانِ بِشَىْء مِثْلِ الصَّلوةِ، فَصَلِّها وَ أَرْغِمْ أَنْفَ الشَّیْطانِ:

هیچ چیز مثل نماز، بینى شیطان را به خاک نمى‌مالد، پس نماز بخوان و بینى شیطان را به خاک بمال.

15- حق الناس

لا یَحِلُّ لاَِحَد أَنْ یَتَصَرَّفَ فى مالِ غَیْرِهِ بِغَیْرِ إِذْنِهِ:

تصرّف در مال هیچ کس بدون اجازه او جایز نیست.

16- پناه بردن به خدا

أَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الْعَمى بَعْدَ الْجَلاءِ وَ مِنَ الضَّلالَهِ بَعْدَ الْهُدى وَ مِنْ مُوبِقاتِ الاَْعْمالِ وَ مُرْدِیاتِ الْفِتَنِ:

پناه به خدا مى‌رم از نابینایى بعد از بینایى و از گمراهى بعد از راهیابى و از اعمال ناشایسته و فرو افتادن در فتنه‌ها.

17- اسوه هاى حقیقت

إِنَّ الْحَقَّ مَعَنا وَ فینا، لا یَقُولُ ذلِکَ سِوانا إِلاّ کَذّابٌ مُفْتَر:

حقّ با ما و در میان ماست، کسى جز ما چنین نگوید، مگر آن که دروغگو و افترا زننده باشد.

18- ظهور فَرَج به اذن خدا

وَ أَمّا ظُهُورُ الْفَرَجِ فَإِنَّهُ إِلَى اللّهِ عَزَّوَجَلَّ، کَذَبَ الْوَقّاتُونَ. وَ أَمّا قَوْلُ مَنْزَعَمَ أَنَّ الْحُسَیْنَ(علیه السلام) لَمْ یُقْتَلْ، فَکُفْرٌ وَ تَکْذیبٌ وَ ضَلالٌ:

امّا ظهور فرج، موکول به اراده خداوند متعال است و هر کس براى ظهور ما وقت تعیین کند دروغگوست. و امّا گفته کسانى که پنداشته‌اند امام حسین(علیه السلام) کشته نشده، کفر و دروغ و گمراهى است.

19- شناخت خدا

إِنَّ اللّهَ تَعالى هُوَ الَّذى خَلَقَ الاَْجْسامَ وَ قَسَّمَ الاَْرْزاقَ لاَِنَّهُ لَیْسَ بِجِسْم وَلا حالّ فیجِسْم«لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَىءٌ وَ هُوَالسَّمیعُ الْعَلیمُ»:

همانا خداوند متعال، کسى است که اجسام را آفریده و ارزاق را تقسیم فرموده، او جسم نیست و در جسمى هم حلول نکرده، چیزى مثل او نیست و شنوا و داناست.

20- ائمّه(علیهم السلام) دست پرورده‌هاى پروردگار

إِنَّ اللّه مَعَنا و لا فاقَةَ بِنا إِلى غَیْرِهِ وَ الْحَقَّ مَعَنا فَلَنْ یُوحِشَنا مَنْ قَعَدَ عَنّا وَ نَحْنُ صَنائِعُ رَبِّنا وَ الْخَلْقُ بَعْدُ صَنائِعُنا:

خداوند با ماست، و به جز ذات پروردگار به چیزى نیاز نداریم، و حقّ با ماست. اگر کسانى با ما نباشند، هرگز در ما وحشتى ایجاد نمى‌شود، ما دست‌پرورده‌هاى پروردگارمان، و مردمان، دست‌پرورده‌هاى ما هستند.

21- دانش حقیقى

أَلْعِلْمُ عِلْمُنا وَ لا شَىْءَ عَلَیْکُمْ مِنْ کُفْرِ مَنْ کَفَرَ:

دانش، دانشِ ماست، از کفرِ کافر، گزندى بر شما نیست.

22- اتّفاق و وفاى به عهد

لَوْ أَنَّ أَشْیاعَنا وَفَّقَهُمُ اللّهُ لِطاعَتِهِ عَلَى اجْتِماع مِنَ الْقُلُوبِ فِى الْوَفاءِ بِالْعَهْدِ عَلَیْهِمْ لَما تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الُْیمْنُ بِلِقائِنا وَ لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعادَةُ بِمُشاهَدَتِنا:

اگر شیعیان ما ـ که خداوند آنها را به طاعت و بندگى خویش موفّق بدارد ـ در وفاى به عهد و پیمان الهى اتّحاد واتّفاق مى‌داشتند و عهد و پیمان را محترم مى‌شمردند، سعادت دیدار ما به تأخیر نمى‌افتاد و زودتر به سعادت دیدار ما نائل مى‌شدند.

23- ما را آزردند

قَدْ آذانا جُهَلاءُ الشّیعَةِ وَ حُمَقاؤُهُمْ، وَ مَنْ دینُهُ جَناحُ الْبَعُوضَةِ أَرْجَحُ مِنْهُ:

حضرت مهدى(علیه السلام) به محمّد بن على بن هلال کرخى فرموده‌اند :نادانان و کم‌خردان شیعه و کسانى که بال پشه از دیندارى آنان محکمتر است، ما را آزردند.

24- بیزارى از غالیان

أَنـَا بَرىءٌ إِلَى اللّهِ وَ إِلى رَسُولِهِ مِمَّنْ یَقُولُ إِنّا نَعْلَمُ الْغَیْبَ وَ نُشارِکُهُ فیمُلْکِهِ أَوْ یُحِلُّنا مَحَلاًّ سِوَى الَْمحَلِّ الَّذى رَضِیَهُ اللّهُ لَنا:

من از افرادى که مى‌گویند: ما اهل بیت [مستقلاًّ از پیش خود و بدون دریافت از جانب خداوند] غیب مى‌دانیم و در سلطنت و آفرینش موجودات با خدا شریک هستیم، ما را از مقامى که خداوند براى ما پسندیده بالاتر مى‌برند، نزد خدا و رسولش، بیزارى مى‌جویم.

25- از واجبات‌ترین مستحبات

سَجْدَةُ الشُّکْرِ مِنْ أَلْزَمِ السُّنَنِ وَ أَوْجَبِها:

سجده شکر از لازم‌ترین و واجب‌ترین مستحبّات است.

26- فضیلت تعقیبات نماز

إِنَّ فَضْلَ الدُّعاءِ وَ التَّسْبیحِ بَعْدَ الْفَرائِضِ عَلَى الدُّعاءِ بِعَقیبِ النَّوافِلِ کَفَضْلِ الْفَرائِضِ عَلَى النَّوافِلِ:

فضیلت دعا و تسبیح بعد از نمازهاى واجب در مقایسه با دعا و تسبیح پس از نمازهاى مستحبى، مانند فضیلت واجبات بر مستحبّات است.

27- سجده، مخصوص خداست

فَأَمّا السُّجُودُ عَلَى الْقَبْرِ فَلا یَجُوزُ:

سجده بر قبر جایز نیست.

28- راه اندازى کار مردم

أَرْخِصْ نَفْسَکَ وَ اجْعَلْ مَجْلِسَکَ فِىَ الدِّهْلیزِ وَ اقْضِ حَوائِجَ النّاسِ:

خودت را [براى خدمت] در اختیار مردم بگذار، و محلّ نشستن خویش را درِ ورودى خانه قرار بده، و حوائج مردم را برآور.

29- امنیّت بخش زمین

إِنّى أَمانٌ لاَِهْلِ الاَْرْضِ کَما أَنَّ النُّجُومَ أَمانٌ لاَِهْلِ السَّماءِ:

وجود من براى اهل زمین، سبب امان و آسایش است، همچنان که ستارگان سبب امان اهل آسمانند.

30- رجوع به راویان حدیث

وَ أَمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَةُ فَارْجِعُوا فیها إِلى رُواةِ حَدیثِنا فَإِنَّهُمْ حُجَّتى عَلَیْکُم وَ أَنـَا حُجَّةُاللّهِ عَلَیْهِمْ:

در پیشامدهاى مهمّ اجتماعى به راویان حدیث ما مراجعه کنید، زیرا که آنان حجّت من بر شما هستند و من هم حجّت خدا بر آنان هستم.

31- مطاع، نه مطیع کسى

إِنَّهُ لَمْ یَکُنْ أَحَدٌ مِنْ آبائى إِلاّ وَقَدْ وَقَعَتْ فى عُنُقِهِ بَیْعَةٌ لِطاغِیَةِ زَمانِهِ وَ إِنّى أَخْرُجُ حینَ أَخْرُجُ وَ لا بَیْعَةَ لاَِحَد مِنَ الطَّواغیتِ فى عُنُقى:

هر یک از پدرانم بیعت یکى از طاغوت هاى زمان به گردنشان بود، ولى من در حالى قیام خواهم کرد که بیعت هیچ طاغوتى به گردنم نباشد.

32- آفتاب پشت ابر

وَ أَمّا وَجْهُ الاِْنْتِفاعِ بى فى غَیْبَتى فَکَالاِْنْتِفاعِ بِالشَّمْسِ إِذا غَیَّبَها عَنِ الاَْبْصارِ السَّحابُ:

کیفیّت بهره‌ورى از من در دوران غیبت، مانند کیفیّت بهره‌ورى از آفتاب است هنگامى که ابر آن را از چشم‌ها پنهان سازد.

33- سبقت اراده خدا بر همه چیز

وَ لکِنَّ اَقْدارَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ لاتُغالَبُ، وَ إِرادَتُهُ لاتُرَدُّ، وَ تَوْفیقُهُ لایُسْبَقُبه:

راستى که مقدّرات خداوند متعال، مغلوب نشود و اراده الهى مردود نگردد و چیزى بر توفیق او پیشى نگیرد.

34- علّت اصلى غیبت امام(علیه السلام)

وَ أَمّا عِلَّةُ ما وَقَعَ مِنَ الْغَیْبَةِ، فَإِنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ قالَ: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَسْأَلُوا عَنْ أَشْیاءَ إِنْ تُبْدَلَکُمْ تَسُؤْکُمْ:

امّا علّت و فلسفه آنچه از دوران غیبت اتّفاق افتاده [که درک آن براى شما سنگین است] آن است که خداوند در قرآن فرموده: اى مؤمنان از چیزهایى نپرسید که اگر آشکارتان شود، بدتان آید.

35- آگاهى امام(علیه السلام)

إِنّا یُحیطُ عِلْمُنا بِأَنْبائِکُمْ، وَ لا یَعْزُبُ عَنّا شَىْءٌ مِنْ أَخْبارِکُمْ:

علم و دانش ما به خبرهاى شما احاطه دارد و چیزى از اخبار شما بر ما پوشیده نمى‌ماند.

36- دعاى فراوان

أَکْثِرُو الدُّعاءَ بِتَعْجیلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُمْ:

براى تعجیل فَرَج زیاد دعا کنید، زیرا همین دعا کردن، فَرَج و گشایش شماست.

37- سؤال نامطلوب

فَأَغْلِقُوا أَبْوابَ السُّؤالِ عَمّا لا یَعْنیکُمْ:

درهاى سؤال را از آنچه که مطلوب شما نیست ببندید.

38- آخرین اوصیا

أَنَا خاتَمُ الأَوْصِیاءِ وَ بى یَدْفَعُ اللّهُ الْبَلاءَ عَنْ أَهْلى وَ شیعَتى:

من آخرین نفر از اوصیا هستم، خداوند به وسیله من بلا را از خانواده و شیعیانم برطرف مى‌گرداند.

39- حجّت خدا در زمین

إَنَّ الاَْرْضَ لا تَخْلُوا مِنْ حُجَّة إِمّا ظاهِرًا وَ إِمّا مَغْمُورًا:

زمین خالى از حجّت خدا نیست، یا آشکار است و یا نهان.

40- علمدار هدایت در هر زمان

کُلَّما غابَ عَلَمٌ بَدا عَلَمٌ، وَ إِذا أَفَلَ نَجْمٌ طَلَعَ نَجْمٌ.»:

هرگاه عَلَم و نشانه‌اى پنهان شود، عَلَم دیگرى آشکارگردد، و هر زمان که ستاره‌اى افول کند، ستاره‌اى دیگر طلوع نماید.


من ذخیره خدا در روی زمین و انتقام گیرنده از دشمنان او هستم
أنا بَقیةَ اللهِ فی أرضِهِ وَ المُنتَقِم مِن أَعدائِهِ (تفسیر نورالثقلین، ج 2، ص 392)

ملعون است، ملعون است کسی که نماز مغربش را به تأخیر بیندازد، تا زمانی که ستارگان آسمان پدیدار شوند.
مَلعُونٌ مَلعُونٌ مَن أخّرَ المَغربَ إلی أن تَسثَبتَکَ النُّجُومُ (بحارالانوار ج52، ص15)

شیعیان ما هنگامی به فرجام نیک و زیبای خداوند می رسند که از گناهانی که نهی شده اند، احتراز نمایند.
وَالعاقَبَةُ لِجَمِیل صُنع اللهِ سُبحانَهُ تَکُونُ حَمِیدَةُ لَهُم مَا اجتَنَبُوا المَنهیَّ(بحارالانوار ج53، ص177)

من آخرین جانشین پیامبر هستم ، و به وسیله من است که خداوند بلا را از خاندان و شیعیانم دور می سازد.
أنا خاتم الأوصیاء و بی یدفع الله البلاء عن أهلی و شیعتی(بحارالأنوار ، ج 52 ، ص 30)

براى تعجیل در فرج بسیار دعا کنید ، که فرج من فرج شما نیز هست
أکثِروا الدُّعاءَ بِتَعجیلِ الفَرَجِ فَإنَّ ذلِکَ فَرَجُکُم(کمال الدّین و تمام النعمه ، ص 485)

هر یک از شما باید کارى کند که با آن به محبّت ما نزدیک شود
لِیَعمَل کُلُّ امْرِءٍ علَى‏ ما یُقَرَّبُ مِن مَحَبَّتِنا (تهذیب الأحکام ، ج 1، ص 38)

هیچ چیز مانند نماز ، بینى شیطان را به خاک نمى‏ مالد
ما اُرغِمَ أنفُ الشَّیطانِ بِشَى‏ءٍ مِثلِ الصَّلاةِ (بحار الأنوار ، ج 53 ، ، ص 182)

دلهای ما ظرف اراده و مشیت خداست پس هرگاه او چیزی را اراده کند،ما نیز همان چیز را اراده می کنیم.
قُلُوبنا اَوعیَةٌ لِمَشیَّةِ اللهِ فَاذا شاءَ شِئنا (بحارالانوار،ج52،ص51)

ما از همه خبرهاى شما آگاهیم و چیزى از خبرهاى شما از ما پنهان نیست
إنّا یُحیطُ عِلمُنا بأنبائِکُم و لایعَزُبُ عَنّا شَى‏ءٌ مِن أخبارِکُم (بحار الأنوار ، ج 53 ، ص 175)

اگر خواستار رشد و کمال معنوی باشی هدایت می شوی ، و اگر طلب کنی می یابی .
ان استرشدت أرشدت ، و ان طلبت وجدت (بحارالأنوار ، ج 51 ، ص 339)

هر یک از شما باید کاری کند که به سبب آن به محبت ما نزدیک شود
فَلیعمَل کلُّ امرِء مِنکم مَا یقرُبُ بِهِ مِن مَحَبَّتِنَا
(بحارالأنوار، ج 53، ص 176)

برای تعجیل در فرج بسیار دعا کنید که گشایش و فرج شما نیز در آن است
فاکثَروا الدُّعاء بِتَعجیلِ الفَرَج فَإنَّ ذَلِکَ فَرَجَکُم(بحارالأنوار، ج 52، ص 92)

هیچ چیز مانند نماز ، بینى شیطان را به خاک نمى مالد
ما اُرغِمَ أنفُ الشَّیطانِ بِشَیءٍ مِثلِ الصَّلاةِ (بحارالأنوار ، ج 53 ، ص 182)

هیچ چیز مثل نماز بینی شیطان را به خاک نمی مالد و او را خوار نمی کند، پس نماز بخوان و بینی شیطان را به خاک بمال
مَا أرغَمَ أنفَ الشَّیطانِ بِشَیءٍ مِثلَ الصَّلاةِ فَصَلِّها وَ أرغِم أنفَ الشَّیطان(بحار الانوار، ج ,53 ص 182)

منم که زمین را از عدالت لبریز مى‏ کنم ، چنان که از ستم آکنده است
أنَا الَّذی أملأَُها عَدلاً (الخرائج والجرائح ، ج 2 ، ص 785)

منبع:http://khabarfarsi.com/ext/7826920

 

بخش دوم :

در دوران امامان اول ما، جامعه توانایی فهم معارف عمیق را نداشت و در زمان امامان آخر با زحماتی که امامان پیشین متحمل شدند، این موقعیت فراهم شد تا آن حضرات با وجودی که در حصر بودند، این معارف را برای شناخت بهتر اهل بیت علیهم السلام به مشتاقان آن بزرگان ارائه کردند.
هشت صبح: مریم مرتضوی- حکومت نظامی بود. مامورها از صبح تا شب و از شب تا صبح چشم دوخته بودند به در کوچک چوبی تا همه رفت و آمدهای اهل خانه را زیر نظر داشته باشند. چند تا گوش هم مخفیانه زمزمه های نیمه شب شان را گوش می داد تا شاید از میان دعاهای نیمه شب نکته ای قابل فروش به دست بیاورد تا به چند دینار پادشاه بیرزد!
اهل خانه، از نسل پیغنبر اکرم (ص) بودند. سرپرست شان امام حسن عسکری علیهم السلام بود که در 22 سالگی به امامت رسیده بود و با آن سن جوانی، نه فقط پاسخگوی سوالات علمی، فقهی و فرهنگی مردم بود، بلکه باید رسالت عظیمی را انجام می داد تا زمین از حجت خدا باقی نماند. 
اینطور بود که به به کمک اهل خانه با زنی ازدواج کرد که در حقیقت شاهزاده رومی و به ظاهر کنیز خانه اش بود. امام حسن عسکری علیه السلام و حضرت نرگس خاتون سلام الله علیها در چنین اوضاعی ازدواج کردند و صاحب پسری شدند که مژده تولدش را پیغمبر اکرم (ص) داده بود. 
اوضاع سیاسی و اجتماعی آن دوران، از خفقان حکومتی گرفته تا نحوه ازدواج مهم و عجیب امام حسن عسکری علیهما السلام، را از دکتر محمدحسین رجبی دوانی جویا شده ایم تا با صبر و متانت همیشگی اش، مطالب منسجم و دسته بندی شده ای از زندگی آن حضرت مطرح کند. 
چرا اطلاعاتی که راجع به زندگی امام حسن عسکری علیه السلام در تاریخ شیعه وجود دارد، بسیار کمتر از امامت امامان اولی است؟ به عبارت دیگر چرا به نظر می رسد که امامان آخر نقش کمتری در تاریخ شیعه داشته اند؟ 
امامان معصوم اولیه به خصوص مولای متقیان امام علی علیه السلام در مسند خلافت قرار داشتند و چون رهبری جامعه به دست شان بود، طبیعی است که اخبار و اطلاعات راجع به آن حضرت ثبت و ضبط می شده است و اطلاعاتی که ما از حضرت امیرالمومنین علیه السلام در دوره پایان عمر شریف آن حضرت و امامت ایشان در دست داریم، یعنی چهار سال و نه ماه خلافت، چندین برابر اطلاعاتی است که پیش از خلافت ایشان موجود مانده است.
 این نکته نشان می دهد که اگر ائمه اطهار علیهم السلام از منظر سیاسی کانون توجه قرار می گرفتند، دوست و دشمن راجع به وضعیت و زندگی ایشان بیشتر حساس می شدند و موارد بیشتری را ثبت و ضبط می کردند. 
همین طور راجع به امام حسن مجتبی علیه السلام، با وجود اینکه آن حضرت تنها شش ماه بر مسند خلافت قرار داشتند، اما اطلاعات و اخباری که از از این دوره کوتاه شش ماهه در دست داریم از بقیه دوره امامت آن حضرت که حدود ده سال بوده است، شاید بیشتر باشد. در مورد امام حسین علیه السلام هم به دلیل انقلاب و قیامی که در برابر حکومت جبار و غاصب وقت انجام دادند، زندگی ایشان مورد توجه قرار گرفت و به این دلیل است که اطلاعات زیادی درباره آن حضرت موجود است. 
اما درباره ائمه بعدی به ویژه از زمان امام جواد علیه السلام تا امام حسن عسکری علیه السلام، به دلیل اینکه آن بزرگان از نظر سیاسی در مسند قدرت نبودند و موقعیت هم برای ایجاد تحولی به دست ایشان فراهم نبود، اطلاعات و اخبار مربوط به آن بزرگواران بسیار کم است. 
نکته قابل توجه دیگر این است که این حضرات، عمر بسیار کوتاهی داشتند و در سن کم به شهادت رسیدند؛ به عنوان مثال امام حسن عسکری علیه السلام در سن 28 سالگی به شهادت رسید. درنتیجه فرصت زیادی برای اینکه جامعه بتواند از وجود پر خیر و برکت ایشان بهره مند شود، ایجاد نشد. 
در این شرایطی که شما ترسیم کرده اید، می توان گفت که شرایط سیاسی اجتماعی در دوران امامت امام حسن عسکری علیه السلام هم دلیل برخورداری کمتر مردم از علم و معرفت ایشان بوده است؟ 
بله؛ امام هادی و امام حسن عسکری علیهما السلام به «عسکریین» معروف شدند، به این علت که خلفای بنی عباس این دو امام معصوم را در یک منطقه نظامی در شهر سامراء تحت کنترل و مراقبت قرار دادند تا هر گونه ارتباط آن بزرگواران با پیروان شان را قطع کنند. لذا وقتی که دسترسی به آن بزرگواران در کمترین حد ممکن بود، طبیعی است که اطلاعات راجع به فعالیت های ایشان و یا حتی سوال هایی که از جانب مردم لازم بود که پاسخ آنها از ذوات مقدس عسکریین علیهما السلام ارائه شود، با محدودیت های فراوان و جدی مواجه بود. 
به همین دلیل است که نه تنها اطلاعات درباره زندگی سیاسی و اجتماعی امام حسن عسکری علیه السلام کم است، بلکه حتی حدیث در مسائل شرعی هم از آن حضرت نسبت به امامان پیشین بسیار کمتر است. 
با توجه به اوضاع سیاسی و اجتماعی که ترسیم کردید، شیوه ارتباط مردم با امام حسن عسکری علیه السلام به چه صورت بود؟ به عبارت دیگر پیام های آن حضرت چگونه و از چه کانالی به شیعیان می رسید؟ 
امام حسن عسکری علیه السلام وارث یک شبکه گسترده وکالت بوده که از پدران بزرگوارش به آن حضرت رسیده بود. اگرچه این شبکه وکالت از زمان امام صادق علیه السلام پدید آمده بود، اما عمدتا اسم و رسم خود را در زمان امام موسی کاظم علیه السلام به دست آورد.
در این شبکه، گروهی از اصحاب ائمه در پوشش های مختلفی مانند روغن فروشی و یا خیارفروشی به نزدیک خانه امام حسن عسکری علیه السلام می آمدند و با وجود مراقبت های شدید نظامی، در چنین پوشش هایی سوالاتی از امام می پرسیدند و گاهی نامه ها و اموالی را که در خمره های روغن پنهان کرده بودند به آن حضرت می رساندند و پاسخ ها را هم با همین وسیله می گرفتند. 
در عین حال وکالای دیگری هم در نقاط گوناگون مستقر بوده و با واسطه به امام دسترسی پیدا می کردند. طبق بعضی نقل ها هم به دلیل اوضاع سیاسی متزلزل آن زمان، امام حسن عسکری علیه السلام می توانست از فرصت بهره برده و با تعداد بیشتری از شیعیان ارتباط برقرار کند. به این صورت گروهی از پیروان آن حضرت توانستند وارد منزل ایشان شوند. این اتفاق به ویژه در زمان تولد امام زمان علیه السلام اتفاق افتاد که امام حسن عسکری علیه السلام فرزند خود را به شیعیان نشان داده و معرفی کرد تا بدانند آخرین حجت الهی متولد شده است. 
به اوضاع متزلزل حکومت عباسی اشاره کردید. دلیل سستی این حکومت ظالم چه بود؟ 
اولین خلیفه ای که حکومتش متقارن با امامت امام حسن عسکری علیه السلام شد، معتضد عباسی بود که از سال 252 تا 255 هجری قمری حکومت کرد و در سال 254 هجری قمری، امام حسن عسکری علیه السلام به امامت رسید. سپس مهتدی عباسی به مدت یک سال خلافت را بر عهده داشت و معتمد آخرین خلیفه دوران امامت امام حسن عسکری علیه السلام و قاتل آن حضرت است. 
دلیل این تغییر و تحول ها در خلافت آن است که بعد از معتصم عباسی، جانشین مأمون، به دلیل خبطی که کرده بود و عنصر ایرانی را در دستگاه حکومتی حذف کرد و مقامات درجه یک لشکری و کشوری را از ایرانی ها گرفته و به دست ترکان تازه مسلمانی که از آسیای میانه وارد دارالاسلام شده بودند، سپرد. بعد از او در زمان واثق عباسی، این ترکان که به عنوان غلام وارد حکومت شده بودند، چنان قدرتی به دست آوردند که به مقامات مهم حکومتی رسیدند و با رشد موقعیتی، می توانستند خلفای عباسی را عزل و نصب کنند. 
البته با وجود اینکه دستگاه خلافت دچار چنین تزلزلی بود اما از وجود امام حسن عسکری علیه السلام غافل نماند و هر سه خلیفه جبار زمان آن حضرت، به ایشان ظلم می کردند. درواقع آنها می دانستند آن وجود مقدس یازدهمین حجت خداست و به همین دلیل تلاش می کردند از ازدواج آن بزرگوار جلوگیری کنند تا امام زمان علیه السلام متولد نشود. 
حالا که ماجرای ازدواج امام حسن عسکری مطرح شده، خوب است اشاره کنیم که یکی از موارد مهم در زندگی آن حضرت همین اتفاق بوده که با دختر پادشاه روم ازدواج کرد. این ماجرا چطور و با چه برنامه ای اتفاق افتاد؟ 
داستان این ازدواج در روایت ها و تاریخ اسلام به این صورت مطرح شده که مادر امام زمان علیه السلام، یکی از شاهزادگان رومی بود که خواب حرت فاطمه زهرا (س) را می بیند که او را به اسلام دعوت کرده و برای فرزندش، امام حسن عسکری علیه السلام، خواستگاری می کند.
 بر اساس این خواب که بارها تکرار شد، وارد جمع کسانی می شود که در جنگ بین مسلمان ها با امپراتوری روم به اسارت در آمدند و به سرزمین اسلامی آورده شدند. از طرف دیگر امام هادی علیه السلام هم با علم و حکمت مربوط به امامت خود، فردی را مامور خریدن این بانو کرد که به عنوان کنیز در بازاری در معرض فروش گذاشته شده بود.
فرستاده امام هادی علیه السلام هم با شناسایی این بانوی جلیل القدر و پرداخت مبلغی به فروشنده کنیزان، ایشان را به منزل امام هادی علیه السلام آورده و تحت تربیت عمه آن حضرت قرار می دهد تا با احکام و دستورات دین اسلام آشنا شود. 
در چنین شرایطی ماموران حکومت عباسی با ورود شخصی با عنوان کنیز به منزل امام هادی علیه السلام مخالفت نمی کردند چون داشتن کنیز در آن زمان مرسوم بود. به همین دلیل تصور نمی کردند کنیزی بتواند به عنوان مادر آخرین حجت خدا باشد. به همین علت حساسیتی نسبت به ورود کنیز به خانه آن حضرت نشان ندادند. 
در نهایت ازدواج امام حسن عسکری علیه السلام با این بانو که با نام های نرگس، سوسن و صیقل خوانده شده، در خانه عمه امام علیه السلام به دور از چشم ماموران عباسی اتفاق افتاد. 
البته این بانو به ظاهر کنیزی در خانه امام علیه السلام بود. بر اساس برخی نقل ها هم وقتی به امام زمان علیه السلام باردار شده بود، بنا بر اراده الهی آثار حمل در ظاهرش دیده نمی شد. حتی عمه امام حسن عسکری علیه السلام تا شب ولادت امام زمان (عج) از این موضوع بی خبر بود. تا اینکه امام حسن عسکری علیه السلام به او فرمود «امشب در خانه ما بمان که حجت خدا به دنیا می آید.» 
درنهایت اراده الهی بر این قرار گرفته بود که امام زمان (عج) در شب نیمه شعبان سال 255 هجری قمری به دنیا آمد و این اتفاق مهم از چشم ماموران عباسی پنهان ماند. 
قضیه پنهان نگه داشتن امام زمان (عج) توسط خانواده تا چه زمانی ادامه داشت؟ 
امام حسن عسکری علیه السلام تا زمان شهادت خود فرزندش، امام زمان (عج)، را جز به تعداد محدودی از شیعیان نشان نداده بود. البته حضرت نامه هایی برای تعدادی از وکلای خود از جمله در شهر قم فرستاده و بشارت تولد آخرین حجت خدا را داده بود. اما آشکار شدن چهره نورانی امام زمان (عج) در زمان شهادت امام حسن عسکری علیه السلام اتفاق افتاد.
ماجرا از این قرار بود که دستگاه خلافت برادر امام حسن عسکری علیه السلام را که مردی ناصالح و مشهور به جعفر کذاب بود، واداشت تا بر پیکر امام نماز بخواند. اما وقتی پیکر مقدس امام حسن عسکری علیه السلام را آوردند تا جعفر بر او نماز بخواند،  نوشته اند که «ناگهان کودکی گندمگون که همچون پاره ای ماه می درخشید با موهای پیچیده و دندان هایی که از هم فاصله داشتند از داخل خانه بیرون آمد و لباس جعفر را گرفته و کشید و او را با عنوان عمو مورد خطاب قرار داد که عمو! کنار برو، من از هر کسی بر نماز خواندن بر پیکر پدرم شایسته تر هستم». امام زمان (عج) در میان بهت و حیرت ماموران عباسی، به نماز ایستاد و بعد از تمام شدن نماز و تدفین امام حسن عسکری علیه السلام، به داخل خانه رفت. 
در همین زمان شیعیانی که وجوهاتی از خمس و زکات را آماده کرده بودند تا به امام عصر خود برسانند، متحیر بودند که جعفر امام است یا آن کودک. به جعفر که ادعای امامت داشت، گفتند اگر امام هستی باید بگویی که داخل این کیسه ها چیست و از طرف چه کسانی است.
جعفر اظهار ناتوانی کرد اما از طرف امام زمان (عج) پیغام آورده شد که این ها از طرف فلان کس بوده و در این کیسه ها فلان مقدار طلاست و حتی ده تا از سکه ها تنها روکش طلا دارد. همان زمان برای شان یقین شد که هر کسی چنین پیغامی داده مسلما حجت خداست.
به این ترتیب به معتصم عباسی خبر دادند که با وجود مراقبت های شدید امام حسن عسکری علیه السلام و خانواده اش، او دارای فرزند شده که پیکرش نماز خواند و او را دفن کرد. اما امام زمان (عج) به اراده الهی از انظار غایب شد تا دشمنان نتوانند به جان مبارکش آسیبی برسانند. 
به عنوان حسن ختام، خوب است توجهی به مفاهیم روایت ها و حدیث های رسیده از امام حسن عسکری علیه السلام داشته باشیم. آنطورکه از یک بررسی روایت ها و مقایسه آنها با احادیث امامان معصوم اولیه مشخص می شود، مفاهیم عمیق تری در بیانات آن حضرت مطرح شده است. دلیل این موضوع چیست؟ به عبارت دیگر چه دلیلی موجب شده تا چنین مفاهیم عمیقی در زمان امامت آن حضرت مطرح شود درحالیکه امامان معصوم پیش از ایشان با وجود دانش امامت چنین مطالبی را مطرح نکرده اند؟ 
در زمان های قبل و در عهد ائمه پیشین تا حدود دوران امام رضا علیه السلام، جامعه هنوز معرفت درستی نسبت به ساحت مقدس ائمه اطهار علیهم السلام نداشت، به جز بعضی از مردم که شیعه اهل بیت علیهم السلام بودند. اما بقیه مردم نه تنها آن جایگاه رفیع معنوی را برای ایشان قائل نبودند، بلکه اگر هم با امام علیه السلام برخورد می کردند بر اساس سطح معرفت و شناخت خود ممکن بود به ایشان احترام بگذارند یا از این کار خودداری کنند. 
اما از زمان امام رضا علیه السلام به بعد، شاهد شناخت جامعه نسبت به ائمه اطهار علیهم السلام هستیم. به عنوان مثال وقتی امام رضا علیه السلام به مرو احضار شد، در مسیر حرکت به هر شهری که وارد می شد، با استقبال پرشکوهی مواجه بود. حتی در نیشابور، که بعد از بغداد بزرگترین مرکز علمی اهل تسنن در آن روزگار بود، مورد استقبال دانشمندان و راویان برجسته حدیثی اهل تسنن قرار گرفته که داستان آن فضیه در تاریخ حدیث بسیار مشهور است. 
این وضعیت از نظر فهم نسبت به جایگاه ائمه اطهار علیهم السلام ایجاد شده بود.
 در چنین شرایطی بود که امام حسن عسکری علیه السلام و پدرشان، امام هادی علیه السلام، احساس می کردند که باید آن جایگاه رفیع را به خوبی تبیین کرد که تنها در قالب احساسات نسبت به خاندان پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله نباشد، بلکه ولایت عالیه آن بزرگواران را که در حقیقت ولایت خداوند متعال بر بشریت است، به خوبی تبیین و ترسیم کنند و عمق عظمت اهل بیت علیهم السلام را با آن عنایات ویژه ای که خداوند بر آنها دارد، برای مردم تفهیم کنند تا اعتقاد به امامت و ولایت آن بزرگواران در عمق وجود افرادی که محبت نسبت به اهل بیت علیهم السلام نشان می دهند، نهادینه شود. 
یعنی محبت داشتن نسبت به امام صرفا از باب احساسات نباشد، بلکه معرفتی باشد که اگر می خواهند به خداوند متعال تقرب بجویند و حضرت حق را به درستی بشناسند، باید از طریق اهل بیت علیهم السلام وارد شوند و بدانند که هر نعمت و لطفی که خداوند متعال به آنها ارزانی می کند، به سبب وجود مقدس اهل بیت علیهم السلام است. به این ترتیب این موقعیت برای امام هادی و امام حسن عسکری علیهما السلام فراهم شد تا جایگاه ویژه و متعالی ائمه اطهار علیهم السلام را با آن مفاهیم والا تبیین کنند. 
پس به دلیل قدرت درک مردم است که چنین مفاهیمی در دوره امامت امام هادی و امام حسن عسکری علیهما السلام ارائه شد، نه در دوران امامت حضرت امیرالمومنین علیه السلام. 
درست است؛ اگر حضرت امیرالمومنین امام علی علیه السلام می خواست این موارد را در زمان خود، حتی در زمان خلافت خود تبیین کند، کسی پذیرا نبود و اکثریت قاطع مردم فهم و شعور نسبت به جایگاه والای اهل بیت علیهم السلام را نداشتند. 
درواقع در دوران امامان اول ما، جامعه توانایی فهم معارف عمیق را نداشت و در زمان امامان آخر با زحماتی که امامان پیشین متحمل شدند، این موقعیت فراهم شد تا آن حضرات با وجودی که در حصر بودند، این معارف را برای شناخت بهتر اهل بیت علیهم السلام به مشتاقان آن بزرگان ارائه کردند. 

منبع:http://khabarfarsi.com/ext/7826997

 

امام یازدهم شیعیان به روایت وزیر دربار عباسی

فرهنگ > دین و اندیشه - متن زیر به قلم دکتر رسول جعفریان گلچینی از کتاب «حیات فکری و سیاسی امامان شیعه» ایشان است که به مناسبت سالروز شهادت امام حسن عسگری در خبرآنلاین منتشر شده است.
 

موقعیت اخلاقی و اجتماعی امام حسن عسکری(ع) در سامرا

امام عسکری اگر چه بسیار جوان بود، ولی به دلیل موقعیت بلند علمی و اخلاقی به ویژه رهبری شیعیان و اعتقاد بی شائبه آنان به امام و احترام بی چون و چرای مردم به ایشان، شهرت فراوانی پیدا کرده بود. به دلیل آن که مورد توجه عام و خاص بود، حاکمیت عباسی جز در مواردی چند، در ظاهر رفتار احترام آمیزی از خود نسبت به آن حضرت نشان می داد.
روایتی طولانی که در بسیاری از منابع نقل شده، حاکی از اهمیت و عظمت و موقعیت روزافزون امام در سامرا است. به دلیل اهمیت این روایت به ذکر قسمت هایی از آن می پردازیم.

«سعد بن عبدالله اشعری از علمای معروف شیعه که احتمالا به ملاقات امام عسکری نیز شرفیاب شده می گوید:
در شعبان سال 278 (18 سال پس از رحلت امام) در مجلس احمد بن عبیدالله بن خاقان*، که آن روزها مسئولیت خراج قم را برعهده داشت و به آل محمد و مردم قم نیز عداوت می ورزید، نشسته بودیم. سخن از طالبیون ساکن سامرا و مذهب و موقعیت آنان در پیش حاکم به میان آمد، احمد گفت: من کسی از علویان را چون حسن بن عسکری در سامرا ندیده و نشنیده بودم که این چنین به وقار و عفاف و زیرکی و بزرگ منشی در میان اهل بیت خود شناخته شده و پیش سلطان و بنی هاشم محترم باشد، چنان که او را بر افراد مسن حتی امراء و وزراء و منشیان نیز برتری می دادند.

روزی من بالای سر پدرم ایستاده بودم؛ آن روز پدرم برای دیدار با مردم نشسته بود. یکی از حاجبان وارد شد و گفت: این الرضا در بیرون در ایستاده است. پدرم با صدای بلندی گفت: او را اجازه ورود بدهید و آن حضرت وارد شد. وقتی پدرم او را دید چند قدم به سوی او رفت، کاری که ندیده بودم با کسی جز امرا و ولات عهد انجام بدهد. وقتی به او نزدیک شد، دست به گردنش انداخت و صورت و پیشانی او را بوسید. آن گاه دستش را گرفت و در جای خود نشاند. پدرم خود روبروی او نشست و با وی به گفت و گو پرداخت. در سخنان خود، او را با کنیه - که حاکی از احترام او بود - مورد خطاب قرار می داد و مرتب می گفت: پدر و مادرم به فدایت ...
شب هنگام نزد پدر رفتم و از وی پرسیدم: پدر! آن شخص که امروز آن همه اجلال و احترامش کردی، چه کسی بود که حتی پدر و مادرت را به فدای او می کردی؟ گفت: او ابن الرضا، امام رافضیان بود؛ آن گاه ساکت شد. چند لحظه بعد سکوتش را شکست و ادامه داد: فرزندم اگر روزی خلافت از دست بنی عباس بیرون رود، در میان بنی هاشم، جز او کسی شایستگی تصدی آن را ندارد. او به دلیل فضل، صیانت نفس، زهد، عبادت و اخلاق نیکو سزاوار مقام خلافت است. اگر پدر او را دیده بودی مردی بود بزرگوار، عاقل، نیکوکار و فاضل. با شنیدن این سخنان آتش خشم سرتاسر وجودم را گرفت. در عین حال حس کنجکاویم برای شناختن او برانگیخته شد.
از هر کس از بنی هاشم، منشیان، قضات، فقها، حتی مردم عادی که درباره اش سوال می کردم او را نزد آنان در نهایت جلالت و بزرگواری و مقدم بر سایر اهل بیت می یافتم. همه می گفتند: او امام رافضیان است. از آن پس اهمیت وی پیش من رو به فزونی گذاشت، زیرا دوست و دشمن او را به نیکی می ستودند.»

این روایت با توجه به راوی آن که خود یکی از معاندان سرسخت اهل بیت بوده، موقعیت اخلاقی و اجتماعی امام را در میان عامه مردم و حتی خواص نشان می دهد.

* پدرش وزیر معتمد عباسی بود.

 


نوآوری‌های لایحه آیین دادرسی کیفری

بنام خدا

 

نوآوری‌های لایحه آیین دادرسی کیفری

 

 به نظر مدیر وبلاگ: تکالیفی بر عهده متهم و وکیل وی برای دفاع از موکل در قانون نهاده شده است ایا تکالیفی هم برای دادگاهها و قاضی در قانون جدید پیش بینی شده است برای مثال در صورت استناد به مدرکی از سوی متهم و وکیلش ، الزام توجه و رسیدگی به ان درخواست و ضمانت اجرای استکاف از ان درخواست ایا پیش بینی شده است یا برای مثال در تحقیقات مقدماتی جرایم سنگین بدون حضور وکیل و اطلاع به وی بازسازی صحنه یا بازجویی میتواند اعتبار قانونی داشته باشد هرچند در صورت پیگیری از موارد زسیدگی از جهت تخلف میباشد اما این چه دردی از مشکلات و محکومیت متهم درمان میکند به نظر اگر در ایین دادرسی جدید تکالیف متهم و وکیل و دادگاه و شاکی خصوصی دقیقا تبین گردد خیلی مفید به فایده خواهد بود هر چقدر میزان اجرای عدالت در دستگاه قضا بیشتر باشد مصونیت جامعه وهرگونه بی عدالتی موجب خسارت اعم از مادی و معنوی  کاسته خواهد شد به نظرم در قانون و لایحه جدید همه موارد مورد توجه قرار گیرد چه اشکال دارد در آیین دادرسی کیفری از قوانین کشورهای دیگر استفاده کرد که در چارچوب حقوق نوشته می گنجد و این قانون نیز شکلی است تا بهانه مخالفت با احکام حکمی در ان نیز به میان نیاید. انشاالله  در سیستم قضایی هرانچه به فرموده مولایمان امام علی ع اجرای واقعی عدلت فراهم گرددبه اوج برسیم که هدف نظام جمهوری اسلامی برابر با اصل 4 قانون اساسی وسیاست کلان مدیران قوه قضائیه نیز  نیز مبتنی بر این اصل است و امکان ان کاستن اختیارات دادگاهها و محول نمودن این اختیار و قدرت به قانون و برعکس امکان فراهم کردن یک دادرسی عادلانه میباشد.))

 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری، محصول سال ۱۳۷۸ است که برای سه سال و به طور آزمایشی تصوب شد، اما بعد از گذشت حدود ۱۴ سال، همچنان لازم‌الاجراست. پس از سال‌ها تجربه گوناگون درباره قوانین دادرسی کیفری و با توجه به آزمایشی بودن قانون فوق، چند سالی می‌شود که لایحه آیین دادرسی کیفری در دستور کار مجلس قرار گرفته است.
به منظور بررسی محاسن و معایب لایحه جدید آیین دادرسی کیفری با دکتر علی‌اصغر مهابادی، عضو هیات علمی دانشگاه علوم انتظامی گفت‌وگو کرده‌ایم که در ادامه می‌خوانید:
علی‌اصغر مهابادی در خصوص تغییرات لایحه جدید آیین دادرسی کیفری نسبت به قانون فعلی اظهار کرد: نخستین مزیت این لایحه بر سایر قوانین مدون کشور ما این است که از تفرق در قوانین مختلف جلوگیری کرده است. همان‌گونه که می‌دانید در حال حاضر در دادسراهای عمومی و انقلاب از قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه‌های عمومی و انقلاب به ویژه ماده 3 این قانون و اصلاحات آن استفاده می‌شود.
وی با بیان اینکه در دادسراهای نظامی از قانون سال 1290 استفاده می‌شود، افزود: در دادگاه‌های ویژه روحانیت از آیین‌نامه مصوب سال 1376 و از لحاظ رسیدگی در دادگاه، در حال حاضر دادگاه‌های عمومی کیفری از قانون سال 1377 و اصلاحات آن همچنین در دادگاه‌های نظامی از قانون تشکیل دادگاه‌های کیفری یک و 2 و تشکیل شعب دیوان عالی کشور استفاده می‌شود. به نظر می‌رسد که قانون دادرسی محاکم نیروهای مسلح نیز در داخل این قانون پیش بینی شده که باز هم به منظور یکنواختی رسیدگی بسیار موثر است.
این عضو هیات علمی دانشگاه ادامه داد: دومین مزیتی که پیش‌نویس لایحه جدید آیین دادرسی کیفری دارد، این است که هر آنچه که منسوخ بوده، کنار گذاشته و به صراحت استناد به آن را ممنوع کرده است تا دیگر به آن مراجعه نشود.
وی اضافه کرد: به طور مثال قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه‌های عمومی و انقلاب، قانون آیین دادرسی کیفری سال 1290، قانون اصلاح پاره‌ای از قوانین دادگستری مصوب سال 1352 و قانون تشکیل دادگاه‌های کیفری یک و 2 و شعب دیوان عالی کشور را به طور صریح نسخ کرده است.
مهابادی با اشاره به مزیت دیگر این لایحه اظهار کرد: این لایحه جرایم قابل گذشت را به طور کامل مشخص کرده و بدیهی است که آنچه می‌ماند، جرایم غیر قابل گذشت است. اگر چه به نظر می‌رسد باز هم قانون‌گذار در بحث جرایم قابل گذشت کمی شدت به خرج داده است.
وی با بیان اینکه تصور بنده این است که بهتر بود قانون‌گذار جرایم قابل گذشت را توسعه بیشتری می‌داد، افزود: می‌توان گفت که در این موضوع بر عکس عمل کردیم، یعنی به جای توسعه جرایم قابل گذشت، جرایم غیر قابل گذشت را توسعه دادیم. در حقیقت یکی از اشکالات و ضعف‌های لایحه آیین دادرسی کیفری این است که می‌توانستیم بسیاری از جرایم را قابل گذشت تلقی کنیم.
تعقیب جرم
این وکیل دادگستری عنوان کرد: در شیوه فعلی رسیدگی کیفری، دادستان وقتی تشخیص دهد که جرمی اتفاق افتاده است، مکلف به تعقیب است یعنی اختیاری در تعقیب نکردن ندارد اما قانون‌گذار در پیش‌نویس لایحه آیین دادرسی کیفری، این اختیار را به دادستان داده است که تعقیب را متوقف کند یعنی اجباری در تعقیب ندارد.
وی ادامه داد: اعطای این مجوز به قانون‌گذار، حسن بزرگی است تا دادستان دیگر مجبور نباشد برای هر پرونده‌ای که در نزدش مطرح می‌شود، دستور تعقیب صادر کند همچنین دادستان می‌تواند در بعضی از جرایم بین متهم و شاکی، میانجی‌گری و آنان را به مصالحه دعوت کند. در حالی که در قانون فعلی، اگر دادستان تشخیص دهد که جرمی واقع شده است، حتما باید دستور تعقیب صادر کند و اختیاری در این زمینه ندارد.
مهابادی بیان کرد: قانون‌گذار در قانون آیین دادرسی کیفری سال 1290 و 1378، 10 ماده را بیشتر به ضابطان اختصاص نداده بود اما در لایحه آیین دادرسی کیفری، 35 ماده به این موضوع اختصاص داده شده است. همچنین در این لایحه وظایف ضابطان به نحو بسیار روشن و واضح بیان و تکلیفشان در موضوع‌های مختلف مشخص شده، از جمله اینکه درباره اشخاصی که به علت ارتکاب جرایم مشهود توسط ضابطان دستگیر می‌شوند، مقرراتی بسیار جالب و مطابق با موازین حقوق بشری وضع شده است.
گسترش اختیارهای ضابطان در جرایم مشهود
وی اضافه کرد: اختیارهای ضابطان در جرایم مشهود بسیار گسترده می‌شود، اعم از دستگیری، جلب، تحت نظر قرار دادن به مدت 24 ساعت، بازجویی مقدماتی، تحقیق محلی، معاینه محل و حتی تفتیش و بازرسی در جرایم مشهود به ضابطان اعطا شده، ولی در لایحه آیین دادرسی کیفری گفته شده که در وهله نخست باید بلافاصله و با سرعت، ظرف حداکثر یک ساعت، مشخصات کامل شخص دستگیرشده به دادسرا اعلام شود همچنین در صورت درخواست متهم برای تماس تلفنی با خانواده، این امکان در اختیار او قرار گیرد تا علت بازداشت خود را به آنان اطلاع دهد.
این عضو هیات علمی دانشگاه علوم انتظامی در ادامه بیان کرد: چنین تکلیفی در گذشته برای ضابطان وجود نداشت و حتی در مواردی مانع از این می‌شدند که فرد دستگیرشده با خانواده خود تماس بگیرد. البته در لایحه جدید آیین دادرسی کیفری، قانون‌گذار استثنایی بر آن قایل شده است تا در مورد جرایم سازمان‌یافته و ضد امنیتی، از اطلاع تلفنی توسط فرد دستگیرشده ممانعت به عمل آید.
وی اضافه کرد: نکته بعدی این است که اگر فرد بازداشت‌شده تقاضای معاینه پزشکی داشته باشد، یک پزشک باید او را از لحاظ پزشکی مورد معاینه قرار دهد تا اگر در وضعیت اضطراری است، از شدت بیماری او کاسته شود.
مهابادی عنوان کرد: در بند 9 ماده واحده قانون حمایت از حقوق شهروندی آمده است که از هر گونه اعمال توهین‌آمیز که موجب تخفیف شخصیت متهم شود، همچنین از ضرب و شتم و طرح سوالات تلقینی و کلمات موهن باید به شدت خودداری، مراتب حداکثر ظرف یک ساعت به دادسرا اطلاع داده شود و پرونده بلافاصله همراه متهم به نزد قاضی ارسال شود.
وی افزود: قانون‌گذار این مجوز را داده است که اگر وضعیت به گونه ای بود که انتقال متهم نزد قاضی به سرعت ممکن نبود، او را تا 24 ساعت برای تکمیل تحقیقات نگه دارند ولی اصل بر این است که متهم بلافاصله نزد مقام قضایی اعزام شود.
داشتن کارت، ملاک مورد نیاز برای تشخیص ضابطان
این وکیل دادگستری در خصوص یکی دیگر از تاسیساتی که قانون‌گذار درباره ضابطان تعیین کرده است، گفت: در گذشته بند یک ماده 15 قانون آیین دادرسی کیفری، نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران را به طور کلی ضابط قرار داده بود، به سبب وجود همین یک بند، قضات، از فرمانده نیروی انتظامی تا پایین‌ترین رده را ضابط می‌دانستند و هر زمانی که دستوری می‌دادند، اعلام می‌کردند که برابر بند یک ماده 15 قانون آیین دادرسی کیفری، شما مکلف به اجرای دستور هستید؛ این موضوع موجب می‌شد که در برخی مواقع خلاف قانون عمل شود.
وی با بیان اینکه همه کارمندان نیروی انتظامی، کار ضابط را انجام نمی‌دهند، ادامه داد: کسانی که طبق بند 8 ماده 4 قانون نیروی انتظامی اجرای وظیفه می‌کنند، ضابط هستند، از جمله افرادی که در پاسگاه‌ها، کلانتری‌ها و آگاهی‌ها مشغول به خدمت هستند.
به گفته مهابادی، مطابق لایحه جدید، اگر مقام قضایی، دستوری به غیر از افرادی که کار ضابط را اجرا می‌کنند، اجرا کند، موجب تخلف انتظامی و پیگرد قانونی است. در این مقوله تکلیف نیروی انتظامی مشخص شده است که چه کسانی طرف حساب مقام قضایی هستند و مقام قضایی به چه کسانی می‌تواند دستور بدهد.
وی با تاکید بر اینکه بر اساس لایحه فوق الذکر، مقام قضایی فقط می‌تواند به کسانی دستور بدهد که اجرای وظیفه ضابطی را بر عهده داشته باشند، ادامه داد: ملاک مورد نیاز برای تشخیص ضابطان، داشتن کارت ضابطیت است. یعنی از میان کارمندان نیروی انتظامی، افرادی که وظیفه ضابطی را اجرا می‌کنند، علاوه بر کارت شناسایی نیروی انتظامی، دارای کارت شناسایی دیگری به عنوان ضابط هستند. همچنین نیروی مقاومت بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز با شرایط خاصی به عنوان ضابط خاص محسوب می شود.
این عضو هیات علمی دانشگاه علوم انتظامی اظهار کرد: هر کسی که وظیفه ضابط را اجرا می کند یا روسای زندان‌ها و معاونان آنان، باید کارت ضابط داشته باشند و در هنگام اجرای وظیفه، باید این کارت را ارایه کنند.
شرایط ضابطان
 وی با اشاره به اینکه به موجب بند 3 ماده 15 قانون آیین دادرسی کیفری، نیروی مقاومت بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ضابط محسوب می‌شود، خاطرنشان کرد: البته ضابط بودن شرایطی دارد، نخست آنکه جرم باید مشهود باشد که جرم مشهود در ماده 21 قانون آیین دادرسی کیفری مشخص شده است، دوم آنکه ضابط دیگری در محل حضور نداشته باشد، سوم آنکه اگر ضابط دیگری حضور داشت ولی اقدامی صورت نداد، نیروهای بسیج می‌توانند دخالت کنند و چهارم اینکه اگر نیروی انتظامی درخواست کمک کرد، بسیج به کمکش بشتابد. بنابراین بند 3 ماده 15 قانون آیین دادرسی کیفری، موکول می‌شود به ماده واحده قانون حمایت قضایی از بسیج که این شرایط در آن لحاظ شده است.
مهابادی ادامه داد: قانون‌گذار در لایحه آیین دادرسی کیفری، نیروی انتظامی را به عنوان ضابط عام و سایر افرادی را که به موجب قانون خاص، ضابط شدند، ضابط خاص عنوان و اعلام کرده است که این ضابطان خاص در محدوده شرح وظایفشان عمل می‌کنند و لازم است که حتما کارت ضابط داشته باشند.
وی افزود: به این معنا که اگر یکی از ماموران نیروی مقاومت بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با یک جرم مشهود مواجه شود و ضابط دیگری در محل حضور نداشته باشد یا اینکه حضور داشته باشد ولی دخالت نکند، حق دخالت نخواهد داشت مگر در صورت داشتن کارت ضابط.
اخذ کارت، موکول به طی دوره‌های ویژه
این وکیل دادگستری عنوان کرد: در این خصوص قانون‌گذار بسیار خردمندانه عمل کرده و اخذ کارت ضابط را به طی دوره‌های ویژه‌ای موکول کرده است تا افراد متقاضی، با حضور در کلاس‌های در نظر گرفته شده، به طور کامل با قوانین و مقررات آشنا شوند همچنین پس از احراز این موضوع که این افراد قادر به اجرای وظیفه ضابطیت هستند، به منظور اعمال قانون نیز مجاز به حمل اسلحه و مهمات خواهند بود.
وی اضافه کرد: با وجود اینکه این موضوع در لایحه آیین دادرسی کیفری به روشنی بیان شده است، ولی در بعضی از موارد آن اشکالاتی وجود دارد. به طور مثال در بخشی از این لایحه اشاره شده است که زمانی که فردی به اتهام ارتکاب یک جرم مشهود دستگیر می‌شود، مراتب اتهام باید به او ابلاغ و تفهیم شود. در حالی که این تفهیم صحیح نیست زیرا کسی تفهیم می‌کند که قاضی باشد و در حقیقت قاضی مکلف به تفهیم اتهام است، نه ضابط.
تفهیم اتهام وظیفه قاضی است، نه ضابط
 مهابادی با اشاره به اینکه وقتی صحبت از تفهیم اتهام به میان می‌آید، باید ارکان و عناصر جرم و دلایل موجود علیه متهم را نیز برای او بیان کنیم، ادامه داد: ممکن است ضابط در تشخیص نوع جرم، آنقدر تسلط نداشته باشد که بخواهد اقدام به تفهیم اتهام کند. تفهیم اتهام وظیفه قاضی است و زمانی قرار تامین صادر می‌شود که به متهم تفهیم اتهام شده باشد.
وی افزود: ذیل ماده 19 قانون آیین دادرسی کیفری فعلی آمده است که ضابطان حق اخذ تامین ندارند و این حق از آنان سلب شده همچنین لایحه آیین دادرسی کیفری جدید بیان کرده است که ضابطان حتی در صورت دستور مقام قضایی، باز هم حق اخذ تامین را ندارند. زیرا در گذشته در کلانتری‌ها و پاسگاه‌های انتظامی متداول بود که اقدام به گرفتن سند از فرد می‌کردند، بدون اینکه قرار تامین صادر شود. این موضوع موجد اشکال است زیرا ممکن بود سند گم شود، همچنین ضابطان حق نداشتند مردم را بلاجهت نگه دارند.
این عضو هیات علمی دانشگاه علوم انتظامی اظهار کرد: قانون‌گذار در ماده 24 و تبصره ماده 123 اجازه داده که ضابطان به مدت 24 ساعت متهم را نگه دارند، اگرچه قبل از آن گفته است «بلافاصله» ولی حداکثر زمانی که قایل شده، 24 ساعت است.
وی ادامه داد: در ابتدای ماده 28 پیش‌نویس لایحه آیین دادرسی کیفری به این موضوع پرداخته است که ضابطان باید در چارچوب قانون، دستور مقام قضایی را اطاعت کنند و اگر در خارج از چارچوب قانون باشد، اصلا موضوع منتفی است.
ورود ضابط، مربوط به زمان بعد از وقوع جرم
 مهابادی با بیان اینکه اصولا ظهور ضابط، مربوط به زمان بعد از وقوع جرم است، عنوان کرد: قانون‌گذار با تصریح به اینکه اگر قاضی هم دستور اخذ تامین را داد، ضابطان نباید به این کار اقدام کنند، بسیاری از مشکلات را مرتفع کرده است.
وی با بیان اینکه در لایحه آیین دادرسی کیفری، در خصوص جرم مشهود، تغییر چندانی به وجود نیامده و فقط بعضی از موارد را اصلاح کرده است، گفت: از جمله اینکه ماده 23 قانون سابق آیین دادرسی کیفری در باب تجویز ورود به منزل بدون دستور مقام قضایی اشاره کرده بود که «اگر صاحب‌خانه ورود مامورین را به خانه تقاضا کند» همچنین قانون‌گذار در قانون سال 1378 یک جمله اضافه کرد و گفت که «وقتی صاحب‌خانه پس از وقوع جرم، ورود مامورین را به خانه تقاضا کند»، این موجد اشکال می‌شود.
این وکیل دادگستری افزود: به طور مثال ممکن بود ضابط در حال عبور از خیابان، متوجه صدای کمک طلبیدن فردی از داخل خانه‌ای شود. در اینجا ممکن بود ضابط دچار تردید شود زیرا نمی‌توانست قبل از وقوع جرم، وارد شود. همچنین ورود بدون مجوز به‌طورمعمول توام با تخریب است.
وی در ادامه اظهار کرد: بر اساس بند 5 ماده 13 قانون آیین دادرسی کیفری سال 1290، وقتی که صاحب‌خانه ورود ماموران را به خانه تقاضا کند، مجوزی بود برای اینکه بدون حکم مقام قضایی می‌توان وارد خانه افراد شد. در صورتی که قانون سال 1378 می گوید؛ وقتی صاحب‌خانه «پس از وقوع جرم»، ورود ماموران را به خانه تقاضا کرد و ضابطان را به تردید انداخت تکلیف چیست؟
 لزوم مطابقت اعمال ضابطان با ترتیبات مقررشده برای بازپرس
 مهابادی افزود: البته این امکان وجود داشت که ضابطان با تفسیر وارد شوند. مثلا می‌توانستند تعبیر به تهدید کنند. ولی موضوع اصلی اینجاست که معمولا ضابطان فاقد این قبیل اطلاعات حقوقی هستند تا با تعبیر شروع به قتل یا تهدید وارد خانه شوند. این نقیصه در لایحه آیین دادرسی کیفری مرتفع شده است.
وی عنوان کرد: در لایحه آیین دادرسی کیفری بیان شده است که تمام اعمال ضابطان باید با ترتیباتی که برای بازپرس مقرر شده است، مطابقت داشته باشد. تصور می‌کنم که با استناد به این موضوع می‌توان بسیاری از مشکلات را مرتفع کرد همچنین ضابط باید بگوید که چون توانایی گرفتن شهادت به صورت انفرادی از شهود را ندارم، این اقدام را قاضی انجام دهد.
این عضو هیات علمی دانشگاه علوم انتظامی ادامه داد: متاسفانه در حال حاضر به سبب تراکم کاری موجود در دادسراها، بسیاری از وظایفی که باید از سوی بازپرس و با دقت و حوصله اجراشود، به ضابطان سپرده می‌شود که امکان دارد باعث ایجاد مشکلاتی ‌شود.
لایحه آیین دادرسی کیفری، مطابق با حقوق شهروندی
وی اضافه کرد: همچنین در لایحه آیین دادرسی کیفری آمده است که دادستان حداقل ماهی یک بار به تمام حوزه‌های ضابطان سرکشی کند و اگر اشکالاتی به نظرش رسید، در دفتر مخصوصی درج و آن را پیگیری کند تا مرتفع شود. این در حالی است که در عمل و با این فشردگی در کار دادگاه‌ها که روز به روز نیز افزایش می‌یابد، این تصور که دادستان بتواند همه پرونده‌های قضایی موجود در کلانتری‌ها را بررسی کند، محال به نظر می‌رسد.
مهابادی با بیان اینکه بر اساس ماده 25 قانون فعلی آیین دادرسی کیفری، هر زمانی که مقام قضایی در موضوعی دخالت کند، ضابط دیگر حق پیش‌روی ندارد، گفت: به دلیل آنکه در جرایم مشهود اختیارهای ضابط بسیار گسترده می‌شود، قانون‌گذار می‌گوید که در صورت دخالت مقام قضایی، ضابط باید اقدامات خود را متوقف کند.
وی خاطرنشان کرد: به نظر بنده در لایحه آیین دادرسی کیفری، نکات جدید و مطابق با حقوق شهروندی بسیار دیده می‌شود و این لایحه بسیار مترقی است.
همچنین تا اندازه زیادی به موضوع ضابطان پرداخته، زیرا در مقایسه با قانون فعلی که 10 ماده را به این موضوع اختصاص داده بود، در پیش‌نویس 35 ماده مربوط به ضابطان و تبیین وظایف آنان است.
 

 

 

 

 


پی نوشت :
روزنامه حمایت 5/8/1392


چک را چگونه وصول کنیم / اموزش عمومی و غیر تخصصی /

بنام خدا

 

چک را چگونه وصول کنیم؟
 
چک را چگونه وصول کنیم؟  چک پرکاربردترین سند تجاری است که در جامعه ما رواج زیادی دارد. هر شهروند ایرانی که اهلیت داشته باشد می‌تواند با مراجعه به بانک و افتتاح حساب جاری یک دسته‌چک بگیرد و تا برگ آخر آن چک صادر کند. اما مشکل زمانی پیش می‌آید که دارنده چک با مراجعه به بانک نمی‌تواند وجه آن را وصول کند. اینجاست که موضوع مطالبه وجه چک پیش می‌آید.
  

چک پرکاربردترین سند تجاری است که در جامعه ما رواج زیادی دارد. هر شهروند ایرانی که اهلیت داشته باشد می‌تواند با مراجعه به بانک و افتتاح حساب جاری یک دسته‌چک بگیرد و تا برگ آخر آن چک صادر کند. اما مشکل زمانی پیش می‌آید که دارنده چک با مراجعه به بانک نمی‌تواند وجه آن را وصول کند. اینجاست که موضوع مطالبه وجه چک پیش می‌آید. در این شرایط دارنده سه راه در پیش رو دارد که هر یک مزایا و معایبی دارد. وی باید با در نظر گرفتن همه این مزایا و معایب بهترین تصمیم را بگیرد.

به گزارش پایگاه آموزشی مهداد، یکی از راه‌های وصول چک مراجعه به اداره ثبت است که در گزارش پیش رو به بررسی آن می‌پردازیم. اما روش‌های دیگری هم وجود دارد که عبارتند از پیگیری حقوقی موضوع با مراجعه به دادگاه حقوقی و پیگیری کیفری موضوع در صورتی که چک دارای جنبه کیفری باشد. 

طرق مختلف وصول وجه چک

این سه طریق عبارتند از مراجعه به محاکم، حقوقی طرح شکایت در دادسرا و تقاضای صدور اجراییه از اداره ثبت. دارنده چک در انتخاب هر یک از طرق فوق برای وصول چک دارای اختیار است چنانچه دارنده بخواهد از طریق حقوقی یا کیفری اقدام کند ناگزیر باید به مراجع قضایی مراجعه کرده و طرح دعوی کند.

پیگیری دعوی چک در محاکم قضایی، تابع قواعد و تشریفات دادرسی مدنی و کیفری است و دارنده چک باید این تشریفات را رعایت کند بدیهی است در صورت عدم رعایت تشریفات مزبور دارنده چک محکوم به بی‌حقی خواهد شد.

البته باید توجه داشت که چنانچه دارنده مسیر اجرای ثبت را برای وصول طلب خود انتخاب کند دیگر نمی‌تواند از طریق مراجعه به محاکم حقوقی علیه صادرکننده اقامه دعوی کند لیکن اقدام اجرایی در اداره ثبت مانع از اعلام جرم و اقدام کیفری علیه صادر کننده نمی‌باشد.

مطابق قانون صدور چک کسی که چک در وجه او صادر شده است یا به نام او پشت‌نویسی شده یا حامل چک، همچنین قائم‌مقام ایشان حق دارند به اجرای ثبت مراجعه و صدور اجراییه را درخواست کنند. عملیات اجرایی فقط علیه صادرکننده چک صورت می‌پذیرد. بنابراین دارنده چک نمی‌تواند از طریق اجرای ثبت علیه پشت نویسان و ضامنین چک اقدام نماید.

امتیازات مطالبه وجه چک از طریق اجرای ثبت

مطالبه وجه چک از طریق اجرای ثبت امتیازی است که قانونگذار برای چک در نظر گرفته است ماده 2 قانون صدور چک در این ارتباط بیان می‌دارد: چک‌های صادره عهده بانک‌هایی که طبق قوانین ایران در داخل کشور دایر شده یا می‌شوند همچنین شعب آن‌ها در خارج از کشور در حکم اسناد لازم‌الاجراء است و دارنده چک در صورت مراجعه به بانک‌ و عدم دریافت تمامی یا قسمتی از وجه آن به علت نبودن محل و یا به هر علت دیگری که منتهی به برگشت چک و عدم پرداخت شود، می‌تواند طبق قوانین و آیین‌نامه‌های مربوط به اجرای اسناد رسمی وجه چک یا باقی مانده آن‌را از صادر کننده وصول کند.

سند لازم‌الاجراء سندی است که اجرای مفاد آن نیز به مراجعه و اخذ حکم از محکمه ندارد. مانند سند نکاحیه که زوجه به آن استناد آن می‌تواند با مراجعه به اداره ثبت مهریه ما فی‌القباله را از زوجه مطالبه کند.

نحوه تشکیل پرونده در اجرای ثبت

چنانچه دارنده چک بخواهد وجه چک را از طریق اداره ثبت وصول کند باید پس از حصول سررسید چک را به بانک محال‌علیه برده و گواهی عدم پرداخت را از بانک دریافت کند. بانک محال‌علیه باید ضمن صدور گواهی عدم پرداخت چک مطابقت امضای صادرکننده چک را با نمونه امضای موجود در بانک گواهی کند. در غیر این صورت اداره ثبت به در‌خواست دارنده چک مبنی بر صدور اجراییه ترتیب اثر نخواهد داد.

پس از اخذ گواهی عدم پرداخت، دارنده چک باید از اصل چک و گواهی عدم پرداخت آن فتوکپی تهیه و آن را تصدیق(برابر با اصل) کند. علاوه بر مدارک یاد شده در هنگام مراجعه به اجرای ثبت، تقاضانامه‌ مخصوصی به دارنده چک داده می‌شود که دارنده چک باید آن را تکمیل و به همراه سایر مدارک به اداره اجرا تحویل دهد. لازم به ذکر است که درخواست صدور اجراییه از ثبت محلی که بانک طرف حساب صادرکننده چک در آن محل واقع است به عمل می‌آید. (اداره اجرای ثبت تهران در میدان صادقیه مستقر می‌باشد)

 اداره اجرا پس از اخذ اصل چک و گواهی عدم پرداخت آن و تشکیل پرونده وسیله‌ مبنی بر تحویل مدارک به دارنده تحویل خواهد داد.

اقدامات اجرایی

اداره اجرایی پس از تشکیل پرونده مفاد اجراییه را به صادرکننده چک ابلاغ می‌کند. بدهکار مکلف است ظرف مدت 10 روز از تاریخ ابلاغ اجراییه بدهی خود را پرداخته یا مالی را به اداره اجرا معرفی کند. در صورتی که بدهکار قادر به اجرای مفاد اجراییه نباشد باید ظرف همین مدت صورت جامعی از دارای خود تهیه و به مامور اجرا تحویل دهد. در صورتی که بدهکار به اختیار خود بدهی را بپردازد، دارنده چک می‌تواند با معرفی اموال وی به اداره‌ اجرا، بازداشت اموال و نهایتا وصول طلب را از این محل تقاضا کند.

اموالی که توسط دارنده چک به اجرای ثبت معرفی می شود باید جزء مستثنیات دین نباشد و گر نه اداره اجرا از توقیف آن خودداری خواهد کرد. به عنوان مثال مسکن متناسب با نیاز اشخاص واجب‌النفقه وی از اموالی بدهکار در حوزه اداره‌ِ ثبت دیگری باشد، دارنده چک می‌تواند از اداره اجرا تقاضای اعطای نیابت به اداره‌ محل وقوع مال را کند. همچنین در صورتی‌ که طلبکار احتمال بدهد قصد خروج از کشور دارد می‌تواند طی درخواستی تقاضای ممنوع‌الخروج شدن وی را از کشور کند. در این صورت اداره اجرا مراتب ممنوع‌الخروجی بدهکار را به مراجع ذیربط اطلاع خواهد داد.

پس از این که اموال مورد نظر توسط اداره اجرا بازداشت شد قیمت‌گذاری شده است و از طریق مزایده به فروش خواهد رسید و از محل فروش اموال بدهکار طلب دارنده چک و خسارات ولی هزینه اجرایی پرداخت می‌شود و چنانچه مازادی داشته باشد مازاد به بدهکار مسترد خواهد شد.

مزایای پیگیری چک در اجرای ثبت

عملیات اجرایی در اداره ثبت معمولا سرعت بیشتری پیگیری قضایی دارد همانطور که گفته شد اقدامات قضایی معمولا تابع تشریفات خاص دادرسی است در حالی که اقدام از طریق ثبت تابع این تشریفات نبوده و سرعت بالاتری دارد.

اقدام از طریق اجرای ثبت مقید به زمان خاصی نیست و دارنده همیشه این فرصت را دارد تا با مراجعه به اداره اجرا تقاضای صدور اجراییه کند اما در صورتی که دارنده بخواهد از طریق کیفری علیه صادرکننده شکایت کند باید ظرف مدت 6 ماه از تاریخ صدور چک اقدام به اخذ گواهی عدم پرداخت کرده و ظرف 6 ماه از تاریخ اخذ گواهی عدم پرداخت نیز اقدام به طرح شکایت کند و الا حق شکایت کیفری او از بین خواهد رفت.  

عدم رعایت برخی قواعد مندرج در قانون تجارت از سوی دارنده موجب می‌شود در هنگام طرح دعوی حقوقی هزینه‌های بیشتری به وی تحمیل شود. اخذ خسارت احتمالی در هنگام درخواست توقیف اموال، نمونه‌ای از این هزینه‌هاست.

برای مراجعه به اداره ثبت و درخواست صدور اجراییه نیاز به ابطال تمبر نیست در حالی که برای پیگیری‌ قضایی خصوصا پیگیری حقوقی دارنده باید هزینه تمبر را بپردازد وگرنه دادخواست وی به جریان نخواهد افتاد. ذکر این نکته ضروری است که چنانچه دارنده چک پس از صدور و اجراییه در اجرای ثبت بخواهد لاشه چک را مسترد کند باید هزینه‌‌های اجرایی را بپردازد.

به طور کلی مراجعه به مراجع غیر‌قضایی از جمله اداره ثبت، موجب کاهش تراکم پرونده‌ها در دادگستری شده و باعث می‌شود اوقات دادگستری صرف امور مهم و پیچیده‌ حقوقی شود.

معایب پیگیری در اجرای ثبت

اقدام اجرایی از طریق اداره ثبت فقط علیه صادر‌کننده صورت می‌پذیرد و دارنده نمی‌تواند بازداشت اموال سایر مسئولان چک را از اداره ثبت تقاضا کند در حالی که دارنده می‌تواند با مراجعه به محاکم دادگستری علیه تمامی مسئولین چک اعم از صادر کننده ظهرنویسان و ضامنین چک اقدام کند.

اقدام از طریق اداره اجرا فاقد جنبه کیفری است و یک اقدام غیرقضایی به شمار می‌رود در حالی که اقدام قضایی می‌تواند واجد جنبه‌ی کیفری بوده و در نهایت منجر به تعیین مجازات برای صادرکننده شود. واضح است که ترس از تحمل کیفر موجب می‌شود تا بدهکار سریع‌تر نسبت به پرداخت دین خود اقدام کند.

در صورت اقدام از طریق اجرای ثبت و عدم شناسایی مال از بدهکار دارنده چک نمی‌تواند تقاضای اعمال ماده 2 نحوه اجرای محکومیت‌های مالی یا بازداشت بدهکار را کند. در حالی که در رسیدگی‌های قضایی چنانچه از بدهکار اموالی شناسایی نشود دارنده چک می‌تواند با درخواست اعمال ماده 2 قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی حبس محکوم‌علیه را تا زمان پرداخت بدهی تقاضا کند.

هر چند که اجرای قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی در حال حاضر با محدودیت‌هایی مواجه شده است لیکن در مواردی که بدهکار با وجود تمکن مالی از ادای دین خود استنکاف می‌ورزد توسل به قانون یاد شده می‌تواند برای دارنده چک راهگشا باشد. 

چنانچه امضای مندرج در چک با نمونه امضای بانکی صادر‌کننده مغایرت داشته باشد امکان اقدام از طریق اجرای ثبت وجود نخواهد داشت. در صورتی که عدم مغایرت امضای صادر کننده می‌تواند یکی از علل مسئولیت ولی در رسیدگی های حقوقی و کیفری باشد.

در میان روش‌های مختلفی که دارنده برای وصول وجه چک در صورت عدم پرداخت آن در پیش دارد، مراجعه به اداره ثبت با سرعت بیشتری و بدون آنکه نگران رعایت مهلت‌های مقرر در قانون چک و قانون تجارت باشد وجه چک را وصول کند. مزیت دیگری که این روش دارد این است که نیازی به ابطال تمبر ندارد اما در کنار آن برخی محدودیت‌ها نیز در انتظار دارنده خواهد داشت از جمله عدم امکان اعمال ماده 2 قانون اجرای محکومیت‌های مالی است.

منبع:حمایت