جدیدترین اخبار و قوانین حقوقی (علی فتحی وکیل پایه یک دادگستری و مدرس دانشگاه )

حقوقی ----------- از تمام بازدیدکنندگان عزیز و گرانقدر التماس دعا دارم

عوامل اجتماعی و... طلاق

هوالحکیم

 

ضمن تبریک ولادت با سعادت مولای متقیان امیرالمومنین به شما عزیزان:

به عرض میرسانم اصولا باید اخرین راه کار در موضوع طلاق مراجعه به وکبل باشد و نه در اولین مرحله تصمیم  و همکاران عزیزم ابتدا باید قبل از مشاوره  حقوقی حتی شنیدن حرف موکل یا موکله  را به روانکاو  معرفی  و واگذار نمایند به امید عدول از تضمیم و امید به زندگی و اینکه در تمام خانواده ها اختلاف هست اما مقصر با فهم و درک و شعور و منطق خود ان را بر عهده میگیرد و فرهنگی که اصولا در جوامع در حالا توسعه زیاد کاربرد ندارد و از ابتدا فرزندان به این امر مهم اموزش داده نمیشود چرا که دو فرد از دو عقیده بعضا متفاوت  و دو فرهنگ در تضاد یکدیگر،  آغاز زندگی مشترک را رقم میزنند و وجود اختالاف نظر ، طبیعی است اما نکته مهم منطقی و رفتار عقلایی زوجین با یکدیگر در زمان به وجود امدن اختلاف میباشد که این اختلاف را به شکل عقلایی حل و فصل نمایند به خصوص فرزند مشترک هم باشد که مصیبت بزرگی در اتیه برای جامعه و فرزند طلاق به بار می اید .

علیهذا با مراجعه مدعی طلاق  ،  باید به طرق دیگر امتحان مجدد زندگی را گوشزد کرد چرا که طلاق و طرح دعوی حتی ارسال اظهارنامه میتواند طرف مقابل را تحریک و دیگر نشود موضوع را جم و جور کرد بنابراین عدم شناخت کامل زوجین از یکدیگر قبل از ازدواج از لحاظ عاطفی و روجی و تمایلات فردی و..... و از طرفی عجولانه انجام امورات جاری نمودن عقد بدون حداقل چند جلسه مذاکره و نشست بین زوجین تماما بر امر طلاق دامن میزند و بعد از ازدواج رفتارها کاملا مغایر و مخالف با انچه بوده که زوجین قبل از ازدواج از خود بروز میداده اند که اسیب شناسی و کنکاش در این مورد عوامل طلاق را در دو چیز خلاصه میکند .

1- عدم اشنایی کامل زوجین از یکدیگر از هر لحاظ.

2- عدم اجازه انتخاب همسر مورد علاقه از طرف زوجین یعنی دخالت 80 % قبل از ازدواج توسط والدین که حق انتخاب را از همسر سلب می نمایند حال انکه پدر و مادر باید حمایت کنند نه دخالت البته در دختر به رشد رسیده و اگر دخالت لازم باشد با درخواست فرزند در چهارچوب منطق و عقل و  رعایت حقوق طرف مقابل بررسی و مساعدت گردد.

دخالت والدین در اولین مراحل ازدواج و تصمیم عجولانه در جاری کردن عقد بنا به جهات شرعی و عرفی منجر به شروع زندگی بدون دوران نامزدی است و شناخت و نهایتا طلاق .

ایا بهتر نیست قانونگذار در مورد نامزدی و ارائه راه کار برای شناخت طرفین اقدام کنند که هم رابطه نامشروع نباشد و هم جوانان قبل از عقد رسمی شناخت و بر اساس ان زندگی نو را شروع نمایند و یا اینکه بلافاصله خواستگاری و عقد و بعد چند ماه کوتاه طلاق و انهم با وجود حق طلاق با مرد چندسال زوج درگیر دادگاه و با ناراحتی های روحی و روانی که زندگی دوم وی را نیز تحت الشعاع قرار میدهد روبرو خواهیم شد .

اسلام نیز  هرگونه عقد حتی نکاح را بر اساس شناخت و علم و اگاهی توصیه کرده نه کورکورانه اما متاسفانه نه به دین اسلام عمل میکنیم نه به عقل سلیم که ابتدا در رفتارهای عاطفی و اخلاقی و اجتماعی و عادت ها و علایق و کنش ها و رفتارهای در زمان خوشی و ناخوشی  طرفین تامل و بعد درک این رفتارها و انطباق با رفتار طرف مقابل در صورت نزدیک بودن افکار ازدواج صورت پذیرد . انشاالله به امید کاهش امار طلاق.

حال اگر تصمیم طلاق صدرصد بود باید تمام جوانب از سوی وکیل ، به اتیه علمی و اجتماعی فرزند طلاق مورد توجه قرار گیرد و سپس زوجین و سعی شود ابتدا با طلاق توافقی  این امر میسر شود غیر ان راهکارها پیش بینی و همکاران به ان واقف هستند.

 

 
می خواهید طلاق بگیرید اما نمی دانید چگونه به دیگران
(بچه ها، دوستان و خانواده تان) خبر دهید؟ آیا باید به همکارانتان هم این خبر را
بگویید؟ کنستانس آرونز، نویسنده کتاب طلاق خوب، پنج مرحله را در فرایند طلاق مشخص
کرده است.
 

مجله اینترنتی برترین ها




مجله سپیده دانایی:
 می خواهید طلاق
بگیرید اما نمی دانید چگونه به دیگران (بچه ها، دوستان و خانواده تان) خبر دهید؟
آیا باید به همکارانتان هم این خبر را بگویید؟ کنستانس آرونز، نویسنده کتاب طلاق
خوب، پنج مرحله را در فرایند طلاق مشخص کرده است. مراح لیک تا سه عبارتند از:
تصمیم، اعلام تصمیم و جدایی که موجب بیشتری آشفتگی و ناآرامی می شود. او در این
کتاب می نویسد: «تصمیم به طلاق، گفتن آن به همسر و خانواده، و ترک زندگی مشترک هسته
هیجانی طلاق است. این سه مرحله با تردید، ابهام، جنگ قدرت، تعمق و استرس مشخص می
شود.»

تردیدی وجود ندارد که تصمیم به طلاق موجب آشوب و پریشانی روانی می
شود. در این زمان دشوار، شما به حمایت خانواده و دوستانتان بیش از هر زمان دیگری
نیاز دارید اما باید چگونه به آنها خبر دهید که زندگی مشترک تان به پایان رسیده است
بدون آنکه استرس بیش از حدی به آنها یا خودتان وارد شود؟ چه موقع و چقدر باید به
همکارانتان در این مورد اطلاعات دهید؟ باید توجه داشته باشید که هیچ قاعده سریعی
وجود ندارد که شما از آن تبعیت کنید در زمانی که می خواهید خبر طلاق تان را اعلام
کنید، آنچه در زیر ارائه می شود، نکات بنیادی است که برای راهنمایی شما در این
مرحله ارائه می شود.

خانواده و
دوستان


موقعی که قصدتان برای ازدواج با فردی که دوستش دارید را به
خانواده و دوستانتان اعلام می کنید احتمالا تصور خوبی از نحوه واکنش آنها دارید:
شادی، هیجان و تبریک. خانواده و دوستانتان احتمالا منتظر آینده نیستند که از شکست
در زندگی مشترک تان بشنوند و به همین دلیل واکنش شان به خبر طلاق احتمالا غیرقابل
پیش بینی خواهد بود، مگر اینکه همسرتان فردی نامطلوب و نامناسب باشد.

* لاری
نیسان، مدیر انستیتو روان درمانی تورنتو، اشاره می کند؛ «اگر جدایی تان غیرخصمانه
است، شما و همسرتان با همدیگر به نزد خانواده هایتان بروید و به آنها در مورد طلاق
تان بگویید اما اگر اختلاف تان شدی است نباید با همدیگر این خبر را اطلاع دهید زیرا
این می تواند منجر به دعوای دیگری بین شما و همسرتان در جلوی خانواده های تان شود و
آنها را دلخور و ناراحت کند.»
چگونه طلاق مان را به دیگران اطلاع دهیم
* خواه شما به تنهایی این خبر را به خانواده تان
اطلاع دهید یا همراه با همسرتان، این ایده خوبی است که قبلا تمرین کنید که چه چیز
را باید بگویید و چگونه. تصمیم بگیرید چه میزان از جزییات برای گفتن به آنها مناسب
است، سپس سعی کنید که به ارائه اطلاعات اضافی هل داده نشوید. ارائه اطلاعات بیش از
حد در مورد مشاجرات و پیمان شکنی های در زندگی مشترک می تواند موجب شود شنوندگانتان
خشمگین و افسرده رها شوند و اگر سرانجام با همسرتان آشتی کردید همه این جزییات شرم
آور می تواند باور یا پذیرش اینکه به زندگی مشترکتان برگشته اید را برای آنها دشوار
سازد.

* هنگامی که می خواهید به خانواده تان این خبر را بگویید، آرام باشید
اما با یک مقدمه طولانی شروع نکنید. اگر این خبر را بدون مقدمه طولانی بگویید و سپس
موقعیت را تا آنجا که ممکن است با ظرافت برای آنها تبیین کنید، مقداری از اضطراب
آنها کم خواهد شد.

* با فردی که به شما نزدیکتر است شروع کنید، خواه این فرد
برادرتان باشد یا مادرتان. شروع با افرادی که بیشتر حمایت کننده هستند به شما کمک
خواهد کرد تا از این دوره دشوار عبور کنید. انتظار هیچ پاسخ مشخصی از آنها نداشته
باشید؛ تضمینی وجود ندارد که افراد مختلف چگونه در مواجهه با این خبر واکنش نشان می
دهند. در وهله اول، ممکن است شوکه و ناراحت شوند اما معمولا بعد از این حالت شگفتی
اولیه با عشق و حمایت به فرد واکنش نشان می دهند.

* اگر ازدواج تان از ابتدا
با فرد مناسبی نبوده است، دوستان و خانواده تان ممکن است به صورتی مثبت به این خبر
واکنش نشان دهند اما مناسب بودن در این مورد یک واژه نسبی است. اگر آنها از همسرتان
خوششان نیاید، فکر می کنند که اتفاق بسیار خوبی در زندگی شما افتاده است. در این
مواقع، شما که احتمالا با این تردید دست و پنجه نرم می کنید که آیا کار درستی کرده
اید یا نه، پذیرش آسان آنها ممکن است شما را شوکه کند.

* اگر خانواده تان
رابطه خوبی با همسرتان داشته باشند، بین وفاداری شان به شما و ارتباط خوب شان با او
سرگردان می مانند. سعی نکنید که از خانواده تان بخواهید که همه روابط شان با او را
قطع کنند، مگر اینکه همسر سابق تان در زندگی مشترک به صورتی پنهان از خانواده تان
از شما سوء استفاده کرده باشد.

* اگر دارای فرزند هستید، از هر تلاشی برای
داشتن یک رابطه مثبت با همسر سابق تان فروگذار نکنید و خانواده تان را نیز به رابطه
خوب با او ترغیب کنید. بچه هایتان از این روابط مثبت منافع زیادی را کسب می
کنند.

* اگر به نظر می رسد که اعضای خانواده در برابر اتفاقی که برای شما
افتاده است بی احساس هستند، به آنها بگویید که چه احساس ناگواری دارید و به آنها
این امکان را بدهید که به نگرش شان دوباره فکر کنند.

* ممکن است قادر نباشید
که واکنش دوستانتان را در هنگامی که خبر طلاق تان را اطلاع می دهید به درستی پیش
بینی کنید. برخی از دوستان ممکن است از شما جدا شوند، برخی ممکن است دوستان وفاداری
برای همسر سابق تان باقی بمانند و برخی ممکن است هر زمان که با شما صحبت می کنند
احساس بدی داشته باشند که صحبت شما با آنها اغلب کمتر و کمتر خواهد شد.

دکتر
مل کرانتزلر، روانشناس و نویسنده کتاب مدیریت طلاق، می گوید؛ «اگر این اتفاق افتاد،
سعی کنید آن را به این صورت حل کنید؛ نگاهی دقیق تر به ماهیت رابطه تان با افرادی
داشته باشید که به عنوان دوست شما هستند و اکنون غیبت شان زده است. این زمان مناسبی
است که دوباره روابط تان با آنها را ارزیابی کنید.

از خودتان بپرسید که چه
تعداد از آنها تنها آشنای معمولی هستند، اشخاصی که شما آنها را به این دلیل می
شناسید که همسایه تان بوده اند یا به دلیل متاهل بودن یا بچه دار بودنشان سبک زندگی
شبیه به شما را داشته اند.

اینها افرادی هستند که شما هرگز افکار درونی
ترتان را به آنها نگفته اید یا احساس نمی کنید که عمیقا نگرانتان هستند. از دست
دادن آنها در واقع از دست دادن یک عادت قدیمی است به جای آنکه از دست دادن یک دوست
واقعی باشد.»

در محل
کار


طلاق مسئله ای شخصی است و شما متعجب هستید که چرا نیاز است به
رییس و همکارانتان در مورد آن اطلاع دهید اما گفتن این خبر به افراد مناسبی همچون
سرپرست تان مزایایی دارد؛ برنامه کاری شما ممکن است به دلیل قرارهایی که با وکیل یا
مشاورتان دارید تغییر کند و اگر او در مورد این موضوع اطلاع داشته باشد ممکن است
حمایت بیشتری از شما کند. همچنین اگر او در طول چند ماه با کاهش بهره وری شما به
دلیل احساس پریشانی یا افسردگی ناشی از طلاق مواجه شود، شما را بیشتر درک خواهد
کرد.

این ایده خوبی است که به بخش مددکاری سازمان متبوع تان مراجعه کنید و
آنها را از طلاق تان مطلع ساید یا در صورت وجود نداشتن چنین بخشی به بخش نیروی
انسانی مراجعه کنید. ممکن است برای برخی از کمک ها از سوی آنها واجد شرایط تشخیص
داده شوید و این به عبور شما از این دوره دشوار کمک خواهد کرد.

ممکن است
تمایل داشته باشید این خبر را به برخی از همکارانتان اطلاع دهید. در این باره دکتر
اسکات فاگان، مشاور و مدیر مرکز مشاوره وارن شپل تورنتو می گوید: «مراقب باشید که
به چه فردی یا افرادی این خبر را اطلاع می دهید.» او می گوید: «برخی از دوستان
نزدیک ممکن است از همکارانتان باشند، اما هر فردی که با شما در محل کار ارتباط دارد
نباید جزییات زندگی شما را بشنود، بنابراین آنچه را می خواهید اطلاع دهید محدود
کنید. این یک مسئله کاری نیست بلکه مسئله ای شخصی است، مگر اینکه بر کارتان تاثیر
بگذارد.»

فاگان می گوید: «اگر برخی سخن چینی ها و شایعات در محل کار، شما را
آزار می دهد، با افرادی که اینگونه شایعات را روج می دهند صحبت کنید و مشکل تان را
تا آنجا که ممکن است صریح بیان کنید. به آنها بگویید که طلاقتان مسئله ای شخصی است
و به آنها مربوط نیست. از سوی دیگر، منتظر باشید که آنها نیز صحبت کنند. بر آنچه
برایتان مهم است تمرکز کنید و متوجه باشید که احساس شما حساس تر از زمان عادی است.
اگر به کارتان یا آبرویتان آسیب نرساند، به این شایعات اهمیتی ندهید.»

* گفتن به بچه
ها


جان سینکلیر، مددکار اجتماعی و مشاور خانواده، معتقد است؛ «نحوه
مطلع ساختن بچه ها بستگی به سن و میزان رشدشان دارد. برای مثال، بچه های کوچک بین
سنین 3 تا 5 سال نیاز به اطلاعات واقعی و عینی دارند. آنها نیاز دارند بدانند که از
آنها در هر صورتی مراقبت می شود و ایمن هستند، اسباب بازی هایشان با آنهاست و
نیازهایشان مورد توجه قرار خواهد گرفت.

به یاد داشته باشید که این مسئله را
برای آنها ساده نگه دارید. بچه های شما نیاز ندارند که میزان زیادی از جزییات شخصی
طلاق تان مطلع شوند و اگر هم به آنها این جزییات را بگویید متوجه نخواهند شد؛
بنابراین به آنها اطلاعات غیرضروری ندهید. این بدان معنا نیست که شما می خواهید
چیزی را از آنها پنهان کنید، بلکه تنها به آنها مواردی را خواهید گفت که نیاز دارند
بدانند.»
چگونه طلاق مان را به دیگران اطلاع دهیم
نحوه مدیریت این بحث دشوار با بچه هایتان از سوی شما
و همسرتان یک نشانه مناسب از نحوه مشارکت والدینی است. سینکلر می گوید: «این موضوع
ممکن است دشوار باشد اما اگر شما بتوانید همچون یک تیم با همدیگر این خبر را به بچه
ها بدهید، به آنها نشان می دهید که می توانید برای همیشه به عنوان والدین آنها باقی
بمانید.»

گفتن خبر طلاق به بچه ها نیاز به میزان زیادی همکاری دارد. توجه
بچه ها عمدتا به مسائل عملی است: آنها تمایل دارند بدانند که کجا و با کدام یک از
والدین شان زندگی خواهند کرد، آیا مدرسه شان تغییر خواهد کرد یا نه و غیره.


قبل از اینکه به بچه ها اطلاع دهید که می خواهید از هم جدا شوید محل زندگی
آینده تان را انتخاب کنید. تا جایی که امکان دارد اتاقی برای بچه هایتان در مکان
جدید آماده کنید که به آنها کمک می کند تا در تنظیم زندگی آینده شان راحت تر
باشند.

استن بنر، روانشناس و مشاور خانواده، تاکید می کند: «به دفعات به بچه
ها اطمینان بدهید که دوست شان دارید. این بهترین روشی است که خبر طلاق را برای آنها
قابل هضم می کند. به بچه هایتان بگویید که علاقه تان به آنها تغییری نخواهد
کرد.»

 

 

 


اثار حکم ورشکستگی نسبت به تاجر و مستثنیات دین و...

بنام خدای مهربان

میلاد  با سعادت حضرت امام علی ع افتخار مسلمین عالم ، مولود کعبه، باب العلم، امام پرهیزگاران و متقیان ، اسدالله و یکه جوانمرد عالم هستی ، را به محضر حضرت ولی عصر عج و تمام عاشقان بی مدعا و جهادگران گمنام عرصه ستیز با بی عدالتی ها  ( قضات ، وکلاء ، حقوقدانان و فقها ..)    و  شما بزرگواران  تبریک عرض می نمایم .

 

                                                      خواهشمندم متوسلین این حقیر را از دعا فراموش نفرمایند

 

 

 

بررسی آثار حکم ورشکستگی نسبت به تاجر ورشکسته

مقدمه

قانون تجارت ایران، مواد 0412) تا
(575) را به مباحث راجع به ورشکستگی تجار ورشکسته اختصاص داده است. ورشکستگی به
حالتی اطلاق می­گردد که تاجر یا شرکت تجاری در نتیجه توقف از تأدیه وجوهی که
برعهده اوست، حاصل می­شود. ورشکستگی مطابق قانون تجارت ایران به سه نوع تقسیم می­شود:
عادی، به تقصیر و ورشکستگی به تقلب؛ که هر کدام دارای عناصر خاص خود می­باشد که در
این مبحث قصد پرداختن به آن را نداریم. نکته قابل توجه آن است که بسیاری از تجار
ما راجع به قوانین تجارت و ورشکستگی اطلاعات زیادی ندارند و گاهی مشاهده می­شود که
بسیاری از قضات نیز اطلاعات کامل و جامعی در این خصوص ندارند. در این مقاله سعی
شده است که آثار حکم ورشکستگی نسبت به تاجر ورشکسته از دیدگاه­های مختلف مورد
بررسی قرار گیرد.

پس از صدور حکم ورشکستگی،
بلافاصله و بی آن که لازم باشد حکم ابلاغ گردد، آزادی تاجر محکوم علیه در اداره
اموالش محدود می­شود. در این مورد، حکم ورشکستگی دارای اثر عام است و نسبت به تمام
اموال تاجر قابل تسری است.

ورشکستگی، اعلام وضع تاجری است که
قابلیت انجام تعهدات خود را از دست داده و توانایی تأدیه دیون خود را ندارد. چنین
شخصی دیگر قابل اعتماد نبوده و جامعه با سوءظن به او نگاه می­کند و چون دارایی
ورشکسته وثیقه انجام تعهدات او است، اداره این دارایی و تصفیه دیون و مطالبات
ورشکسته از اختیار او خارج می­شود. در گذشته، حتی شخص ورشکسته به بردگی بستانکاران
در می­آمد تا هر نوع آنان تشخیص دهند با او رفتار نمایند. اما با تحریم اصول بردگی
و توسعه افکار اخلاقی و بشر دوستی و از بین مجازات­ها در امور حقوقی، قوانین
امروزی در مواردی که تاجر ورشکسته مرتکب تقصیر یا تقلبی نشده باشد، حکم ورشکستگی
را فقط موثر در دارایی وی می­دانند و اگر در برخی مواقع توقیف شخص ورشکسته را نیز
تجویز می­کنند، این اقدام جنبه جزایی نداشته و فقط اقدامات احتیاطی برای حفظ حقوق
بستانکاران و عدم تفریط دارایی ورشکسته می­باشد.

1ـ ماهیت حقوقی منع مداخله

حجر ورشکسته، حجر قانونی است که
شباهتی به حجر برخی از محجورین دیگر ندارد. ورشکسته مانند محجوری است که اموال او
را شخص قیم اداره می­کند. اما چنین تشبیهی سطحی و ظاهری می­باشد؛ زیرا اعمال حقوقی
ورشکسته باطل نیستند، اما نسبت به مجموعه دارایی او اصولا پس از صدور حکم بلااثر
می­باشد. به همین دلیل است که تعهدات تاجر ورشکسته که در نتیجه قرارداد و یا تقصیر
عمدی و غیرعمدی ایجاد می­گردد، با وصف منع مداخله تاجر ورشکسته در اموال خود، مانع
از این نمی­شود که او کار جدیدی غیر از تجارت انجام دهد.[1]

تاجر ورشکسته اصولا محجور نمی­شود
و در امور غیر مالی خود آزاد است و می­تواند کاری پیدا کند که زندگی خود را فراهم
کند؛ یا آن که با موافقت مدیر تصفیه به کار خود ادامه داده یا معاملاتی انجام دهد.
حجر محجوران مانند صغیر و دیوانه، حجر ذاتی است و برای حفظ منافع خود محجور است.
در صورتی که در مورد ورشکسته، منع مداخله در اموال برای حفظ حقوق بستانکاران است.[2]

در واقع، حجر جنبه شخصی دارد و
عدم مداخله محجور به لحاظ وضع شخصی و نفع خود او برقرار شده است؛ در حالی که منع
مداخله ورشکسته جنبه موضوعی دارد و یک نوع تامین و توقیف قانونی است تا تاجر
نتواند با داشتن اختیار اداره اموال خود، آنها را به زیان بستانکاران به اشخاص
دیگر منتقل کند.[3]

2ـ وسعت و حدود منع مداخله

منع مداخله: همان گونه که در ماده
(418) قانون تجارت، آشکارا بیان شده است، شامل تمام اموال ورشکسته می­شود، حتی آن
چه ممکن است در مدت ورشکستگی عاید او گردد، اعم از اموالی که در تجارت خانه دارد،
یا اموال شخصی وی. منع مداخله، پیش از هر چیز، شامل اموالی می­شود که تاجر هنگام
صدور حکم ورشکستگی مالک آن است. با توجه به اطلاق ماده (418) قانون تجارت، هر گاه
پس از صدور حکم ورشکستگی، به تاجر ارثی برسد یا به دارایی او بیفزاید، این افزایش
به سود بستانکاران قابل تقسیم خواهد بود، مشروط بر این که ترکه را به طور صریح و
یا ضمنی قبول کرده باشد. در واقع، به موجب ماده (240) قانون امور حسبی، وراث می­توانند
ترکه را قبول یا رد کنند، که به بستانکاران متوفا داده می­شود.

پرسشی که در اینجا مطرح است این
است که، آیا مدیر تصفیه می­تواند به قائم مقامی تاجر قبول ترکه را اعلام کند یا
خیر؟ به نظر می­رسد پاسخ منفی است؛ زیرا، اگر ترکه بیش از دیون خود متوفا باشد و
مازاد ترکه­ای وجود داشته باشد، متعلق حق بستانکاران خواهد بود. در نظام حقوقی ما،
ارث جنبه قهری دارد، به همین دلیل، در ماده (250) قانون امور حسبی، برای رد ترکه
مهلت یک ماهه مقرر شده است که از تاریخ اطلاع وراث از فوت مورث شروع می­شود و در
صورت عدم اعلام رد در مدت مذکور، قبول شده تلقی خواهد شد. بنابراین، بدون این که
نیاز به اقدامی از جانب مدیر تصفیه باشد، ترکه متعلق حق بستانکاران قرار می­گیرد و
تاجر در آن حق دخالت ندارد. البته بدیهی است که بستانکاران خود متوفا بر
بستانکاران ورشکسته برتری خواهند داشت و طلب آنان باید پیش از بستانکاران اخیر از
ترکه پرداخت شود.

3ـ مستثنیات دین

اموالی که در امانت تاجر است یا
به عنوان ولایت و قیمومیت در اختیار اوست، جزء دارایی ورشکسته به شمار نیامده و
سلب مداخله شامل این اموال می­گردد. افزون بر این، ماده (16) قانون اداره تصفیه
امور ورشکستگی اعلام می­دارد: «مستثنیات دین تحت اختیار ورشکسته گذاشته شده، اما
جز صورت اموال قید خواهد شد». طبق ماده (630) قانون اصول محاکمات حقوقی، مستثنیات
دین که قابل توقیف نیستند عبارتند از:

«1ـ لباس و اشیا و اسبابی که برای
ایفای حوایج ضروری مدیون و خانواده او لازم است.

2ـ آذوقه موجوده به قدر نیاز یک
ماهه مدیون و نفقه و کسوه اشخاص واجب النفقه.

3ـ اسناد مدیون به استثنای
کاغذهای قیمتی و سهام شرکت­ها.

4ـ لباس رسمی و نیمه رسمی مدیون و
همچنین اسلحه و اسب اهل نظام حاضر به خدمت.

5ـ اسباب و آلات زراعی و حرفه­ای
و صنعتی که برای شغل مدیون لازم است و همچنین لوازمی که برای زراعت لازم است.

تبصره: مستثنیات دین که به رهن و
وثیقه داده شده از شمول این ماده بیرون است».

موارد بالا در ماده (65) قانون
اجرای احکام مدنی مصوب 1356 با کمی تغییر آمده است.
[4]

4ـ دعاوی ورشکسته

ورشکسته نه تنها از تصرف در اموال
خود ممنوع است، بلکه از استفاده از کلیه حقوق مالی خود نیز محروم می­باشد.
بنابراین، حق اقامه دعاوی مالی علیه کسی را ندارد و دیگری هم نمی­تواند علیه او
اقامه دعوای مالی کند.[5]

دعاویی که علیه تاجر ورشکسته در
جریان رسیدگی بوده و یا سپس طرح و اقامه شود باید به طرفیت مدیر تصفیه باشد و این
دعاوی بر دو نوع است: یا مربوط به اموال و حقوق مالی، اعم از این که تاجر ورشکسته
خوانده و یا خواهان بوده و یا سپس طرف دعوا قرار گیرد. وظیفه تعقیب یا اقامه دعوا
برعهده مدیر تصفیه است و نسبت به حقوق غیر مالی باید قایل به تفکیک شد.

به این معنا که اگر حقوق غیر مالی
منجر به نتایج مالی گردد، به گونه­ای که بر حقوق و مطالبات بستانکاران تاثیر داشته
باشد، باز تاجر ورشکسته ممنوع از مداخله است؛ مثلا اگر علیه وی دعوای نکاح یا نسبت
بشود که در نتیجه موثر در وضع مالی بازرگانی باشد، مدیر تصفیه مداخله خواهد کرد؛
اما دعاویی مانند ولایت یا قیمومیت که جنبه مالی محض داشته باشد، ورشکسته ممنوع از
طرح یا دفاع نخواهد بود. بنابراین، ضابطه کلی تاثیر یا عدم تاثیر دعاوی در وضع
مالی بازرگان ورشکسته است.

با این وجود، قانون اجازه داده
است که بنا به تشخیص دادگاه، خود بازرگان ورشکسته به عنوان شخص ثالث در دعوا وارد
شود؛ زیرا ممکن است ورود بازرگانان و توضیحات وی در رفع قضیه مطرح شده موثر باشد.
همین معنا در ماده (420) ق.ق، به این نحو بیان شده است:

«محکمه هر گاه صلاح بداند می­تواند
ورود تاجر ورشکسته را به عنوان ثالث در دعوای مطروحه اجازه دهد». به هر صورت، در
تمام دعاوی، مدیر تصفیه حق دخالت دارد، چه به عنوان مدعی یا مدعی علیه، چه به
عنوان شخص ثالث.
[6]

5ـ آثار منع مداخله

قاعده منع مداخله در ماده (418)
قانون تجارت، متضمن آثار و نتایج متعددی است، از جمله:

1. تاجر ورشکسته از تاریخ صدور
حکم ورشکستگی حق عقد قراردادی را که موثر در حقوق هیات بستانکاران باشد، ندارد؛
برای مثال: بازرگان نمی­تواند به نفع بستانکاری، بر مالی از اموال خود وثیقه
برقرار کند. در این صورت، قرارداد مزبور نسبت به هیات بستانکاران تاجر بلااثر است
و مال مورد وثیقه باید در اختیار مدیر تصفیه قرار گیرد.

2. از تاریخ صدور حکم ورشکستگی،
هر گونه پرداختی به بستانکاران یا اشخاص دیگر ممنوع است و مدیر تصفیه می­تواند
مبلغ پرداختی را از شخص دریافت کننده مطالبه کند. این قاعده در صورتی که پرداخت به
صورت نقد صورت گرفته باشد، اشکال ایجاد نمی­کند و کافی است تاریخ پرداخت معین
باشد. اما مساله­ای که مطرح می­شود این است که هر گاه پرداخت با چک صورت گرفته
باشد، چگونه باید عمل کرد؟ در حقوق ما بعد از صدور حکم ورشکستگی، دارنده حق وصول
چک را ندارد، چه پیش از صدور حکم ورشکسته صادر شده باشد و چه پس از آن. علت این
قاعده این است که در حقوق ما، با صدور یا ظهرنویسی چک، محل آن به دارنده منتقل نمی­شود.
بنابراین، با دارنده چک مانند دیگر بستانکاران رفتار خواهد شد.

3 . هر گاه یکی از بستانکاران
تاجر، پس از صدور حکم ورشکستگی، متقابلاً به ورشکسته بدهکارشود، تهاتر صورت نمی­گیرد
و بدهکار تاجر باید مبلغ بدهی خود را به مدیر تصفیه بپردازد و برای دریافت طلب خود
از تاجر، جزء غرما قرار گیرد. این قاعده به طور مسلم موافق روح مقررات قانون تجارت
در مورد ورشکستگی است؛ چون این مقررات به منظور برقراری وضعیت برابر میان
بستانکاران تاجر وضع شده است و قبول تهاتر در چنین حالتی به زیان بستانکاران دیگر
است؛ بنابراین باید مردود اعلام شود.

6ـ منع بازداشت ورشکسته به علت
عدم پرداخت زیان به مدعی خصوصی

پیش از قانون بازداشت بدهکاران در
قبال تخلف از انجام تعهدات و الزامات مصوب 52، شاکی خصوصی حق داشت براساس ماده (1)
الحاقی به قانون آ.د.ک مصوب 1377، زیان خصوصی خود را از محکوم علیه مطالبه نماید و
با گذشتن ده روز از تاریخ مطالبه، در صورتی که محکوم علیه مالی معرفی نمی­کرد یا
دسترسی به اموال او نبود، به درخواست مدعی خصوصی در مورد زیان در ازای هر پنجاه
ریال یک روز توقیف می­شد. همچنین مدت توقیف در تمام موارد نباید از پنج سال تجاوز
می­نمود.[7]

 در حکومت قانون مزبور، این پرسش مطرح شد که با
توجه به این که برابر ماده (418) ق.ت، تاجر ورشکسته از تاریخ صدور حکم، حق مداخله
در اموال خود را ندارد، آیا می­توان وی را در برابر زیان مدعی خصوصی بازداشت نمود
یا خیر؟ هیات عمومی دیوان عالی کشور در رای شماره 290 مورخ 17/9/50 اعلام نمود:
«چون تاجر از تاریخ صدور حکم ورشکستگی به موجب ماده (418) ق.ت، از مداخله در کلیه
اموال ممنوع است و مدعی خصوصی نیز در صورتی که به اموال دسترسی داشته باشد، به
واسطه این که دارایی ورشکسته متعلق حق همه بستانکاران است، حق مداخله نداشته و
باید برای استیفای حقوق خود به اداره تصفیه مراجعه نمایند. مورد از شمول قانون (1)
الحاقی به آ.د.ک، خارج است و نمی­توان ورشکسته را به استناد آن توقیف کرد».

بنابراین، ماده واحده قانون منع
بازداشت اشخاص مصوب 52، به استثنای جزای نقدی، توقیف اشخاص را در قبال عدم پرداخت
دین و محکوم به و تخلف از انجام سایر تعهدات و الزامات مالی، منعنموده است.
بنابراین، بازداشت ورشکسته به علت عدم تأدیه زیان مدعی خصوصی موردی نخواهد داشت؛
زیرا قانون مذکور ناسخ ماده یک قانون نحوه اجرای محکومیت­های مالی مصوب 51، در
خصوص تأدیه جزایی نقدی یا زیان ناشی از جرم وارد شده به مدعی خصوصی می­باشد و از
طرفی، ماده (139) ق.م.ا مصوب 62، ناظر به اختیار دادگاه در بازداشت محکوم علیه
نسبت به عدم رد عین مال یا قیمت یا مثل آن با شرایط پیش­بینی شده در ماده مذکور می­باشد.

7ـ ضمانت اجرای منع مداخله

هر گاه معامله تاجر پس از صدور حکم
ورشکستگی از نوع معاملات مندرج در ماده (423) ق. تجارت، یعنی «معاملات تاجر پس از
توقف» باشد، اقدام او باطل و بلااثر خواهد بود؛ زیرا زمانی که معاملات مندرج در
ماده (423) قانون تجارت، از تاریخ توقف باطل اعلام شده است، به طریق اولی، چنین
معاملاتی پس از صدور حکم ورشکستگی نیز باطل و بلااثر است.

پرسش: آیا معاملات خارج از انواع مذکور
در ماده فوق را می­توان باطل اعلام کرد؟ پاسخ این است که این نوع معاملات مشروط به
این که مالی باشد و پس از صدور حکم ورشکستگی منعقد شده باشد، باطل است. هر چند که
تاجر محجور به شمار نمی­آید.[8]

در واقع، قاعده منع مداخله، از
قواعد آمره و دارای خصیصه نظم عمومی است و بنابراین، اقدامات خلاف آن به حکم ماده
(975) قانون مدنی، باطل است. به همین دلیل، شخص ثالثی که با تاجر ورشکسته معامله
کرده است، حتی پس از ختم ورشکستگی و پرداخت حقوق بستانکاران حق ندارد تاجر را به
اجرای تعهداتش ملزم نماید.[9]

8ـ سلب اعتبار از تاجر

با صدور حکم ورشکستگی، اعتبار
تاجر از بین می­رود. ورشکستگی اساساٌ در نظر جامعه امری موهن است و تاجر را از
حیثیت و اعتبار، می­اندازد و اعاده اعتبار موقوف به پایان ورشکستگی و رعایت مقررات
خاصی است.

9ـ محرومیت از حقوق سیاسی و
اجتماعی

قانون تجارت راجع به محرومیت­های
سیاسی، ساکت است؛ اما در قوانین و مقررات خاص، از این نوع محرومیت­ها سخن به میان
آمده است. مثلا بازرگان ورشکسته، محروم از انتخاب کردن یا انتخاب شدن و عضویت در
هیات تصفیه و نظایر اینهاست. بدیهی است که در ورشکستگی عادی پس از اعاده اعتبار،
این محرومیت­ها از بین می­رود، اما در ورشکستگی به تقصیر و یا تقلب مادامی که از
جنبه جزایی اعاده حیثیت نشده، محرومیت سیاسی هم باقی خواهد بود.

در مورد محرومیت­های اجتماعی نیز
قانون ساکت است؛ اما در بیشتر قوانین، محرومیت­هایی حتی برای ورشکستگان عادی دیده
می­شود و در مورد ورشکستگی به تقصیر و یا به تقلب چون ورشکسته مرتکب جرم شده،
محرومیت­های اجتماعی نتیجه محکومیت­های جزایی است.

مثلا در قانون اصلاحی شرکت­ها
مصوب 26 اسفند ماه 1347، ورشکستگان نمی­توانند به سمت مدیر یا بازرس شرکت­های
سهامی تعیین بشوند. ماده (19) قانون تاسیس اتاق­های بازرگانی مصوب 7 دی ماه سال
1333، تصریح می­کند که بازرگانان متوقف در مدت توقف، از حق عضویت اتاق­های
بازرگانی محروم می­باشند. در سایر قوانین هم که به طور صریح ورشکسته را برای انجام
کارهای مختلف منع نمی­کند؛ چون یکی از شرایط اشتغال، داشتن حسن شهرت می­باشد. اما
در ورشکستگی حسن شهرت را لکه­دار نموده و مانع اشتغال می­شود، حتی ادامه تجارت نیز
برای ورشکسته میسر نیست مگر آن که اعاده اعتبار کند.
[10]

 



[1] . ستوده تهرانی، حسن،
حقوق تجارت، نشر دادگستر، جلد 4، چاپ 76، ص 140.

[2] .عرفانی، محمود، حقوق
تجارت، جلد سوم، جهاد دانشگاهی، چاپ 69، ص 109.

[3] . اسکینی، ربیعا،
حقوق تجارت، ورشکستگی و تصفیه امور ورشکسته، چاپ 75، ص 57.

[4] . ستوه تهرانی،
پیشین، ص 141.

[5] . عبادی، محمدعلی،
حقوق تجارت، گنج دانش، چاپ 73، ص 324.

[6] . کاتبی، حسینقلی،
حقوق تجارت، گنج دانش، چاپ 72، ص 305.

[7] . عرفانی، محمود،
پیشین، ص 112.

[8] . نظریه مورخه
16/10/52، اداره حقوقی وزارت دادگستری، مجموعه نظریه­های مشورتی در زمینه مسائل
مدنی، ص 26.

[9] . اسکینی، ربیعا،
پیشین، ص 60.

[10] . ستوه تهرانی، حسن،
پیشین، ص 198.

منبع:http://dadnegar.blogfa.com/page/varshekaste.aspx