جدیدترین اخبار و قوانین حقوقی (علی فتحی وکیل پایه یک دادگستری و مدرس دانشگاه )

حقوقی ----------- از تمام بازدیدکنندگان عزیز و گرانقدر التماس دعا دارم

هر ان چه میگوییم و مینویسیم بهتر است خاطرات شهد خلبان بابایی و.......

بنام خدا

ما به این انقلاب خیلی بدهکاریم . شهید خلبان بابایی

خاک وطنم اگر به پوتین های دشمن چسبیده باشد من با خونم انها را خواهم شست . شهید خلبان......

 وقتی دل به دنیا می دهیم و هر  ان چه بر علیه انقلاب که در راس انها خواسته یا ناخواسته شهدا هم هستند  چه در فضای واقعی یا مجازی میگوییم و مینویسیم بهتر است یکبار دیگر خاطرات شهدا  بخصوص شهدای فوق بشری و تاریخ ایران و استعماری   را اندک مطالعه و تامل کنیم و از خود شرمنده باشیم  چرا که برای خوش امد  بعضی ها که تمام وجودشان تملق و تظاهر  است  و در باطن اندک علاقه ای به این کشور ندارند  و تابع حزب باد بوده و نان به نرخ روز میخورند و انسان شرم میکند نام انها را دکتر و مهندس و وکیل و.... بنامد چرا که اگر 2 واحد درس استعمار انگلیس ....در کشورمان و کودتای 1332 .... را مطالعه میکردند قدر این انقلاب را میدانستند و  با اندک اندیشه از خود می پرسیدند ما به انقلاب چکار کردیم  لذا باید این کمبودهای معنوی را در بازخوانی خاطرات شهدا  جستجو کنیم  و اگر ادعا هم داریم در عمل ثابت کنیم و پرهیز از حیف و میل بیت المال که گویی ارث پدری است (به قول امیر مومنان علی ع ) و مقام را نه خدمت بلکه پله غارت بیت المال و رسیدن به قدرت خواستارنباشیم و در علم اصول و فقه و سیاست از مرید و پیشوای خود جلو نزنیم و دل ولی زمان خود را با رفتار اشتباهمان نشکنیم و اشک چشمان امام عصرمان را در نیاوریم  . خدایا هدایتمان کن و بعد از هدایت گمراهمان نکن تا مبادا از خدا و امام عصر عج و شهدا یمان در روز محشر شرمنده باشیم و با کفار در یک صف قرار گیریم .

 خواندن چند صفحه از خاطرات و وصایای شهدای خلبان و تحصیلکرده برای ما حقوقدانان مفید به فایده خواهد بود بعضی ها که دو کلاس تحصیلات عالی طی میکنند خود را روشنفکر و حامی حقوق بشر قلمداد میکنند بدون انکه بدانند این کشور چه عزیزانی را در جهت نقض حقوق بشر غربی فدای کشور و اسلام کرده اند . ایده و اعتقاد شهدا سرمشق و الگوی فکری ما باید باشد  نه تفکرات اپوزیسیونی خارج نشین که در زمان جنگ فقط از جنگ میزگردهای بی بی سی  و توطئه بر علیه ملت ایران و دست در دست منافقین کوردل و دشمنان کشور گذاشتن را در کارنامه خود دارند .  شهدای وطن یادتان گرامی و روحتان شاد. در یک کلمه میتوانم بگویم بخدا شرمنده شما هستیم وقتی می بینم دل به دنیا دادیم. برای شادی روح شهدا صلوات

 

 

پیام همسر شهید عباس بابایی به همسر شهید عباس دوران

 

 

                                                             بسمه تعالی

همه شهدای این کشور عزیز و محترم هستند و بزرگوار. من نسبت به تمام آنها ادای احترام دارم و از خداوند متعال میخواهم که توفیق خدمت رسانی به آنها را به ما بدهد.
ارادت من به شهید عباس دوران، اول به خاطر همنام بودن ایشان با همسر شهیدم می باشد و دوم به خاطر حرفه آنها که هردو خلبان بودند و هر دو، شهید. ایشان نیز یکی از بهترین خلبانان نیروی هوایی بودند و از دلاوری های ایشان شنیده ام.
پیامی هم برای همسر ایشان دارم و اینکه از خداوند بزرگ، صبر و طول عمر را برایشان خواستارم. انتظار خیلی سخت است و ما همیشه با این انتظار بودیم و با آن خو گرفتیم. کاملا حس و حال شما را درک میکنم و سختی ها را نیز. بزرگ ترین و سخت ترین سختی، بزرگ کردن فرزندانمان بدون پدر و تنها است. چه شما که یک فرزند دارید و من که سه فرزند دارم. اما مطمئنم که تا اینجای کار هم بی کمک همسرانمان نبوده و آنها همیشه در کنار ما بودند و هستند. من شهادت ایشان را به شما تبریک و تسلیت می گویم و برایتان تندرستی و صبر را از خداوند خواستارم.
در پناه حق موفق و پیروز باشید.

ارادتمند شما ملیحه حکمت

منبع : سایت رسمی شهید عباس دوران

 

تاریخچه نیروی هوایی ایران

 

در سال 1301 شمسی برای نخستین بار در ارکان حزب کل قشون دفتری بنام دفتر هواپیمایی تشکیل شد. پس از تأسیس این دفتر، یک فروند هواپیما از نوع «یونکرس» ساخت آلمان خریداری و در قلعه مرغی تهران نگهداری گردید. در 11 خرداد ماه سال 1303 شمسی فرمان تشکیل هواپیمایی نظامی صادر شد.
در 13 خرداد ماه سال 1303 شمسی اولین دسته افسران ایرانی برای تکمیل تحصیلات نظامی به کشور فرانسه اعزام شدند. در سال 1304 شمسی چند افسر به کشورهای فرانسه و روسیه به منظور طی دوره‌ی خلبانی رهسپار گردیدند. در سال 1305 شمسی ارتش نوبنیاد ایران 2 فروند هواپیمای «اسپاد» و 2 فروند «برگه» و 3 فروند «پوتز» از کشور فرانسه و 5 فروند هواپیمای «دوهاویلاند9» نیز از روسیه خریداری کرد. در 5 اسفند ماه 1304 شمسی یک فروند هواپیمای خریداری شده از نوع برگه 19 با پرچم ایران برای اولین بار به خلبانی یک افسر ایرانی در قلعه مرغی فرود آمد. در همین سال برای نخستین بار «اداره هواپیمایی کل قشون» با سازمانی معین و رسماً تشکیل شد.
در سال 1310 شمسی تعدادی از هواپیماهای مشقی نوع «تایگرموس» خریداری شده از انگلیس به خدمت نیروی هوایی ایران در آمد و در مهرماه همین سال آموزشگاه خلبانی در مهرآباد تأسیس و برای اولین بار 19 نفر داوطلب غیر نظامی و یک نفر افسر به سرهنر آموزگاری یک خلبان سوئدی و هنر آموزگاری خلبانان ایرانی مشغول فراگرفتن فن خلبانی گردیدند. همزمان با تشکیل آموزشگاه خلبانی به منظور تربیت مکانیسین هواپیما، آموزشگاه فنی نیز در دوشان تپه تأسیس شد.
در سال 1314 شمسی ماشین آلات کارخانجات هواپیمایی شهباز در محل فعلی دوشان تپه نصب و به منظور تعمیرات اساسی و سوارکردن قطعات هواپیماهای مختلف آماده بهره برداری گردید. البته این کارخانه علاوه بر تعمیرات اساسی هواپیما با استفاده از قطعات و مواد اولیه مورد نیاز، موفق شد چندین فروند هواپیما را تعمیر کند. با ورود جنگ جهانی دوم به ایران، واحدهای هواپیمایی این کشور دچار خسارات فراوانی شدند بطوریکه از 3 شهریور ماه 1320 شمسی تا 14 خرداد ماه 1325 شمسی در واقع دوره مشخصی از رکود و انحطاط در تاریخ نیروی هوایی ایران بشمار می‌رود. این رکود نتیجة تأسف بار اشغال کشور بود که امکان هر گونه پیشرفتی را سلب نمود. بطور خلاصه از بدو تأسیس هواپیمایی نظامی در ایران حدود 48 نوع هواپیما در خدمت این نیرو بوده است که به موازات پیشرفتهای صنعت هواپیمایی تدریجاً انواع قدیمی از خدمت خارج و هواپیماهای نوع جدید جای آنها را گرفته‌اند. از تاریخ 9 اردیبهشت سال 1332 شمسی نخستین سری از هواپیماهای نوع جت وارد خدمت نیروی هوایی ایران شد.
نیروی هوایی ایران تدریجاً مجهز به هواپیماهای جت و شکاریهای سریعتر از صوت و هواپیماهای ترابری، آموزشی و ارتباطی روز گردید. از 27 اردیبهشت سال 1347 شمسی هواپیماهای شکاری از نوع فانتوم ( F-4) که از نیرومندترین هواپیماهای خط اول جهان بود با 5/2 برابر سرعت صوت به خدمت نیروی هوایی ایران درآمد. در سال 1353 شمسی هواپیما بویینگ 707 و هواپیمای «P3-F» و در سال 1354 شمسی به ترتیب هواپیماهای بویینگ 747 جامبوجت و نیز هواپیماهای «F-14» وارد نیروی هوایی گردیدند. و بدین ترتیب کیفیت نیروی هوایی همطراز با پیشرفته‌ترین نیروهای هوایی جهان گردید.

 

 

[ جمعه بیست و سوم اسفند 1392 ]  [ 11:25 ]  [ فرشید فروغی ]

شهید سرلشکر منصور ستاری متولد 1327 شهرستان ورامین بود و او در سال 1346 با پایان یافتن تحصیلات متوسطه وارد دانشکده افسری شد و پس از پایان دوران آموزش به درجه ستوان دومی نائل شد. سال 1350 برای گذراندن دوره عملی کنترل رادار، راهی کشور آمریکا شد و پس از یک سال به ایران بازگشت و به عنوان افسر شکاری نیروی هوایی مشغول به کار شد.

 3 سال بعد یعنی در سال 1354 در کنکور سراسری شرکت کرد و در رشته برق و الکترونیک پذیرفته شد، اما با شروع جنگ تحمیلی در حالی که بیش از چند واحد به پایان تحصیلات دانشگاهی اش باقی نمانده بود، دفاع از میهن را ترجیح داد و تحصیل را رها کرد. سرانجام در سال 1365 به عنوان فرماندهی نیروی هوایی ارتش معرفی شد و تا هنگام شهادت عهده‌دار این امر خطیر بود و سرانجام این انسان خلاق و مشتاق پس از گذراندن 46 بهار پربار در سال 1373 به دیدار یار شتافت. این شهید 4 فرزند به نام‌های دکتر ستاری فرزند پسر ایشان رئیس سازمان بهینه‌سازی مصرف سوخت، دکتر شبنم ستاری، پزشک متخصص زنان، دکتر سحر ستاری، دندانپزشک و خانم مهندس ستاری، فوق‌لیسانس مهندسی کامپیوتر از دانشگاه تهران هستند.

سال 1373 سال خوبی برای نیروی هوایی ایران نبود،در این سال با سقوط هواپیمای هرکولس نیروی هوایی تعدادی از فرماندهان ارزشمند نیروی هوایی از جمله شهید ستاری،شهید فکوری،شهید اردستانی،شهید یاسینی و بسیاری دیگر از پرسنل این نیرو  که سرمایه عظیم مردم ایران بودند به درجه رفیع شهادت نائل گشتند.

یادشان گرامی و راهشان پر رهرو

/**/

[ پنجشنبه بیست و هشتم دی 1391 ]  [ 9:19 ]  [ فرشید فروغی ]

به نام خدا

باسلام خدمت خوانندگان عزیز

یکی از مشکلات نیروی هوایی ایران در ابتدای جنگ تحمیلی این بود که ضد هوایی ها به اشتباه هواپیماهای خودی را مورد اصابت قرار می دادند وبسیاری از خلبانان عزیز ما که سرمایه ارزشمندی هم بودند به درجه رفیع شهادت نائل می شدند.در این زمان شهید عباس بابایی که در آن زمان فرمانده پایگاه هشتم شکاری اصفهان بود با ابتکاری جالب از پرسنل بازنشسته پایگاه به عنوان راهنمای نیروهای پدافند هوایی استفاده کردند و دلیلش هم این بود که آنها هواپیماهای ایرانی را می شناختند و فقط اجازه شلیک به هواپیماهای عراقی را صادر می کردند.یک روش دیگر این بود که در زمان عملیات هواپیماهای ایرانی ضد هوایی ها غیر فعال باشند. 

[ دوشنبه بیست و پنجم دی 1391 ]  [ 20:23 ]  [ فرشید فروغی ]

 

خلبان شهید بیژن هارونی از خلبانان کرمانشاه بود. او در سال 1350 جهت تکمیل دوره پرواز به آمریکا اعزام شد. به علت توانایی بالا در دانش زبان انگلیسی زودتر از همدوره ای های خود وارد مراحل آموزش پرواز گشت و درطول مدت آموزش از جمله دانش جویان ممتاز و با انگیزه و حس پرواز قوی بود .

وی  در سال 1352 و پس از پایان موفقیت آمیز دوران آموزش خلبانی به ایران بازگشت وبه جرگه خلبانان اف 5 پایگاه چهارم شکاری دزفول پیوست. در نظر وی پرواز حرفه نبود بلکه چیزی فراتر از عشق بود و این روحیه والا و توانمندی ایشان در امر پرواز او را در زمره بهترین خلبانان وقت قرار داده بود و این خصوصیت بارز وی باعث شد که برای بار دوم و طی دوره استاد خلبانی اف5 به آمریکا اعزام شود وبا سربلندی به ایران  برگردد . با آغاز جنگ تحمیلی اهتمام به خدمت و رشادت را سر لوحه خود قرار داد به گونه ای که توانایی وی در پرواز و نفوذ به عمق خاک دشمن تحسین همگان را برانگیخته بود.

 سر انجام درتاریخ  2 مهر  1359 در حالی که گویا می دانست که آخرین پرواز وی خواهد بود ساعتی قبل از پروازبا شینا یگانه دلبند خود عکس هایی به یادگار گرفت . ایشان به هنگام بازگشت از پرواز موفقیت آمیزبرون مرزی به اشتباه توسط پدافند خودی مورد اصابت قرار گرفته و اقدام به خروج اضطراری از هواپیما کرده اما متاسفانه به علت ارتفاع کم پرواز چتر وی باز نشد و با اصابت به زمین به شهادت رسید و از میان دوستدارانش برای همیشه پرواز کرد. شاید در آخرین لحظات آخرین کلام جاری بر زبانش نام دخترش شینا بود.

خلبان شهید بیژن هارونی از جمله خلبانان بود که در عملیات کمان99 در روز اول مهر 1359 شرکت داشته و پاسخ دندان شکنی به دشمن داد.

 

منبع مطلب فوق:parvazidigar.persianblog.ir

 

[ یکشنبه بیست و چهارم دی 1391 ]  [ 18:49 ]  [ فرشید فروغی ]

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 لحظه فارغ التحصیلی شهید عباس دوران از تکزاس آمریکا در سال 51 خورشیدی

 

 

 

 

بازگشت پیکر مطهر شهید عباس دوران در سال 1381(پس از 20 سال)

 

 

 

 

[ شنبه بیست و سوم دی 1391 ]  [ 11:38 ]  [ فرشید فروغی ]

 

 

سال 1329بود، که عباس پا به عرصه هستی نهاد. مادر با شوق فراوان به تربیت او همت گماشت و عباس در شهر زیبای شیراز دوران شیرین کودکی را پشت سر نهاد.

سال 1351 بعد از اتمام تحصیلات به دانشگاه خلبانی نیروی هوایی ارتش رفت، با اتمام دوره مقدماتی جهت ادامه تحصیل به امریکا اعزام شد و با اخذ نشان و گواهی‌نامه خلبانی به ایران بازگشت.
تا از خاک پاک کشور خود محافظت نماید.با آغاز جنگ تحمیلی خدمت خود را در پست افسر خلبان شکاری و معاونت عملیات فرماندهی پایگاه سوم شکاری نفتی شهید نوژه ادامه داد و در طول سالهای دفاع مقدس بیش از یک صد سورتی پرواز جنگ انجام داد.

دوران در تاریخ 7/9/1359 اسلکه «الامیه» و «البکر» را غرق کرد و در عملیات فتح‌المبین حماسه آفرید.در تاریخ 20/4/1361 عاشقانه برای انجام مأموریت حاضر شد هدف موردنظر او بغداد بود .او قصد داشت، با ناامن کردن شهر از انجام کنفرانس سران کشورهای غیرمتعهد در این شهر جلوگیری نماید و مانع رسیدن صدام به اهداف شومش شود .به همین علت صاعقه‌وار از سد دفاع هوایی پایتخت عراق گذشت و شهر را بمباران نمود.
اما اصابت موشک عراقی باعث شد، هواپیما آتش بگیرد، دوران شجاعانه به طرف پالایشگاه الدوره پرواز نمود .تمام بمب‌ها را بر روی پالایشگاه فرو ریخت، قسمت عقب هواپیما در آتش می‌سوخت.
کاظمیان با چتر نجات به بیرون پرید اما دوران به سمت هتل سران ممالک غیرمتعهد پرواز کرد. او در آخرین لحظات با یک عملیات استشهادی هواپیما را به ساختمان هتل کوبید.
سردار دلاور 31ساله ایران اسلامی در روز سی‌ام تیر ماه سال 1361 ابراهیم‌وار در آتش عشق حق سوخت.بعد از این واقعه فضای شهر بغداد در هاله‌ای از دود فرو رفت، و تبلیغات صدام در مورد امنیت بغداد نقش بر آب شد.

بدین‌ترتیب اجلاس سران غیرمتعهدها به علت فقدان امنیت در بغداد برگزار نگردید.
بعد از بیست سال تنها قطعه‌ای از استخوان پا به همراه تکه‌ای از پوتین عباس دروان به میهن بازگشت و روز دهم مردادماه سال 1381 خانواده آن را در شیراز به خاک سپردند.

 

[ شنبه بیست و سوم دی 1391 ]  [ 11:17 ]  [ فرشید فروغی ]
 
 

 

عکس های دانشجویی خلبانی  شهید عباس بابایی در تکزاس آمریکادر سالهای 1349 ،1350 و 1351

 

منزل شهید عباس بابایی در شهر قزوین (منزل پدری)

آخرین خداحافظی پدر شهید عباس بابایی با پسرش

(روحش شاد و یادش گرامی)

 

 

مزار سرلشکر خلبان شهید عباس بابایی

عکس های خانوادگی سر لشکر خلبان شهید عباس بابایی

فرزند رشید شهید عباس بابایی (حسین بابایی )

در حال گفتگو با یداله صمدی کارگردان سریال شوق پرواز

شهاب حسینی در سریال شوق پرواز در نقش شهید بزرگوار، عباس بابایی


دیدار امام خمینی با پرسنل نیروی هوایی ارتش



جمعی از خلبانان تیز پرواز نیروی هوایی ارتش ایران

 

 

عکسهای متفاوت از سرلشکر خلبان شهید عباس بابایی

 

شهید بابایی در جمع متقاضیان ورود به نیروی هوایی در دهه 60

 

 

شهید بابایی در حال نوحه خوانی (در تاسوعا و عاشورای حسینی در دهه 60)

 

شهید بابایی در حال کمک به روستائیان 

 

 

شهید بابایی در حال تشییع پیکر پاک شهدای خلبان

 

 

شهید بابایی در حال تلاوت قرآن کریم

 

 

 

وصیت نامه سرلشکر خلبان شهید عباس بابایی با دستخظ ایشان


 

 

[ شنبه بیست و سوم دی 1391 ]  [ 11:7 ]  [ فرشید فروغی ]
نفردوم سمت راست شهید یاسینی تیمسار شاه صفی دانشجویان خلبانی اعزامی به پاکستان در دهه 60

 

 

یک عکس هوایی از هواپیمای f14 tomcat

 

 

 

[ شنبه بیست و سوم دی 1391 ]  [ 11:5 ]  [ فرشید فروغی ]

شرح خلاصه زندگینامه شهید سرلشکر خلبان عباس بابایی

شهید عباس بابایی در سال 1329، در شهرستان قزوین دیده به جهان گشود. دوره ی ابتدایی و متوسطه را در همان شهر به تحصیل پرداخت و در سال 1348، به دانشکده خلبانی نیروی هوایی راه یافت و پس از گذراندن دوره آموزش مقدماتی برای تکمیل دوره به آمریکا اعزام شد. شهید بابایی در سال 1349، برای گذراندن دوره خلبانی به آمریکا رفت. با ورود هواپیماهای پیشرفته اف – 14 به نیروی هوایی، شهید بابایی که جزء خلبان های تیزهوش و ماهر در پرواز با هواپیمای شکاری اف – 5 بود، به همراه تعداد دیگری از همکاران برای پرواز با هواپیمای اف–14 انتخاب و به پایگاه هوایی اصفهان منتقل شد. با اوج گیری مبارزات علیه نظام شاه،شهید بابایی با دارا بودن تعهد، ایمان، تخصص و مدیریت اسلامی چنان درخشید که شایستگی فرماندهی وی محرز و در تاریخ 7/5/1360، فرماندهی پایگاه هشتم هوایی بر عهده ی او گذاشته شد. به هنگام فرماندهی پایگاه با استفاده از امکانات موجود آن، به عمران و آبادانی روستاهای مستضعف نشین حومه پایگاه و شهر اصفهان پرداخت و با تامین آب آشامیدنی و بهداشتی، برق و احداث حمام و دیگر ملزومات بهداشتی و آموزشی در این روستا، گذشته از تقویت خط سازندگی انقلاب اسلامی، در روند هر چه مردمی کردن ارتش و پیوند هر چه بیشتر ارتش با مردم خدمات شایان توجهی را انجام داد. بابایی، با کفایت، لیاقت و تعهد بی پایانی که در زمان تصدی فرماندهی پایگاه اصفهان از خود نشان داد، در تاریخ 9/9/1362 با ارتقاء به درجه سرهنگی به سمت معاون عملیات نیروی هوایی منصوب و به تهران منتقل گردید. او با روحیه شهادت طلبی به همراه شجاعت و ایثاری که در طول سال ها، در جبهه های نور و شرف به نمایش گذاشت، صفحات نوین و زرینی به تاریخ دفاع مقدس و نیروهای هوایی ارتش نگاشت و با بیش از 3000 ساعت پرواز با انواع هواپیماهای جنگنده، قسمت اعظم وقت خویش را در پرواز های عملیاتی و یا قرارگاه ها و جبهه های جنگ در غرب و جنوب کشور سپری کرد و به همین ترتیب چهره آشنای «بسیجیان» و یار وفادار فرماندهان قرارگاه های عملیاتی بود و تنها از سال 1364 تا هنگام شهادت، بیش از 60 مأموریت جنگی را با موفقیت کامل به انجام رسانید. شهید برای پیشرفت سریع عملیات ها و حسن انجام امور، تنها به نظارت اکتفا نمی کرد، بلکه شخصاً پیشگام می شد و در جمیع مأموریت های جنگی طراحی شده، برای آگاهی از مشکلات و خطرات احتمالی، اولین خلبان بود که شرکت می کرد. سرلشکر بابایی به علت لیاقت و رشادت هایی که در دفاع از نظام، سرکوبی و دفع تجاوزات دشمنان از خود بروز داد، در تاریخ 8/2/1366، به درجه سرتیپی مفتخر گردید. تیمسار بابایی معاون عملیات نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران به هنگام بازگشت از یک مأموریت برون مرزی، هدف گلوله ضد هوایی قرار گرفت و به شهادت رسید. تیمسار عباس بابایی صبح روز پانزدهم مرداد ماه روز عید قربان همراه یکی از خلبانان نیروی هوایی (سرهنگ نادری) به منظور شناسایی منطقه و تعیین راه کار اجرای عملیات، با یک فروند هواپیمای آموزشی اف–5 از پایگاه هوایی همدان به پرواز درآمد و وارد آسمان عراق شد. تیمسار بابایی پس از انجام دادن مأموریت، به هنگام بازگشت، در آسمان خطوط مرزی، هدف گلوله های تیربار ضد هوایی قرار گرفت و از ناحیه سر مجروح شد و بلافاصله به شهادت رسید. بابایی در هنگام شهادت 37 سال داشت، او اسوه ای بود که از کودکی تا واپسین لحظات عمر گرانقدرش همواره با فداکاری و ایثار زندگی کرد و سرانجام نیز در روز عید قربان، به آروزی بزرگ خود که مقام شهادت بود نائل گردید و نام پرآوازه اش در تاریخ پرا فتخار ایران جاودانه شد.و آرزوی آن بزرگوار این بود که در هواپیما شهید شود و هواپیمایش نیز سالم به زمین بنشیند که این مهم نیز محقق گردید.

به دوستان عزیزم توصیه می کنم حتماً سریال شوق پرواز ساخته آقای یداله صمدی و بازیگر نقش شهید بابایی ( آقای شهاب حسینی) را حتماً ببینید چون زندگی آن بزرگوار را به زیبایی به تصویر کشیده شده و در چند سکانس از سریال دختر و پسر آن بزرگوار حضور دارند.

گواهینامه خلبانی سرلشکر خلبان شهید عباس بابایی

 

شرح خلاصه زندگینامه سرلشکر خلبان شهید جواد فکوری

 

شهید سرتیپ جواد فکوری در سال 1317 در تبریز به دنیا آمد و پس از اتمام تحصیلات متوسطه وارد دانشکده خلبانی شد و این دوره را با موفقیت به پایان رساند.

دوره‌های تکمیلی خلبانی، مدیریت خلبانی (اف4)، فرماندهی گردان هوایی و فرماندهی ستاد را با موفقیت طی کرد.

شهید جواد فکوری فردی واقعا مسلمان و دلسوز به حال انقلاب اسلامی بود. او کار را با حضور در نیروی هوایی شروع کرد و به علت عهد‌ه‌دار بودن دو شغل مهم و حساس به ناچار در هفته سه روز در نیروی هوایی بود و سه روز دیگر در وزارت دفاع.

یکی از کارهای گرانقدر ایشان همان فرستادن 140 هواپیمای جنگنده به سوی خاک عراق پس از اولین حمله هوایی ناگهانی مزدوران بعث بود. شهید فکوری به عنوان فرمانده جهت منجسم و هماهنگ کردن نیروها بسیار تلاش می‌کرد.

شهید فکوری در تمام دوران خدمتش در ارتش به عنوان فردی مذهبی و قاطع شناخته می‌شد و به همین علت پس از پیروزی انقلاب اسلامی مسئولیت‌ها و پست‌های زیر را به عهده داشت:

فرماندهی پشتیبانی پایگاه دوم شکاری، فرماندهی پایگاه دوم شکاری، فرماندهی پایگاه یکم شکاری،‌ معاون عملیاتی نیروی هوایی و فرماندهی نیروی هوایی.


همچنین شهید فکوری پس از تشکیل کابینه شهید رجایی با حفظ سمت به عنوان وزیر دفاع برگزیده شد و پس از اینکه سرهنگ معین‌پور به فرماندهی نیروی هوایی گمارده شد، ایشان (شهیدفکوری) مورد تشویق قرار گرفت و به سمت مشاور جانشینی رئیس ستاد مشترک ارتش انتخاب شد و سرانجام موقعی که با سرداران دیگر اسلام از جنوب به تهران بر می‌گشت براثر سانحه هوایی همراه با دیگران عزیزان به خیل شهدا پیوست

 

شرح خلاصه زندگینامه شهید مصطفی اردستانی

 

وی در سال ۱۳۲۸ در روستای قاسم آباد از توابع شهرستان پیشوادیده به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در پیشوا گذراند. پس از اخذ دیپلم در سال ۱۳۴۸ به خدمت سربازیاعزام شد. خدمت سربازی را به عنوان سپاه دانشدر یکی از روستاهای اسفراینانجام داد. شرایط جغرافیایی منطقه در آن زمان برای کشت خشخاشمساعد بود و اهالی روستا به صورت فراگیر مبادرت به کشت آن می‌کردند. اردستانی تا جایی که می‌توانست آنها را از این کار باز می‌داشت. پس از انجام خدمت سربازی، در سال ۱۳۵۰ وارد دانشکده خلبانی نیروی هواییشد. پس از گذراندن مقدمات آموزش پرواز در ایران، به منظور تکمیل دوره خلبانی به کشور آمریکااعزام شد و پس از اخذ دانشنامه خلبانی به ایران بازگشت و با درجه ستوان دومی در پایگاه چهارم شکاریدزفولبه عنوان خلبان هواپیمای اف ۵مشغول به خدمت شد.


اردستانی در سال ۱۳۵۹ به عنوان افسر خلبان شکاری در پایگاه شکاری تبریزمشغول به خدمت بود که جنگ تحمیلی عراق علیه ایران آغاز شد، علی رغم اینکه در روز حمله‌هوایی دشمن به خاک میهن در مرخصی به سر می‌برد، ولی بلافاصله خود را به پایگاه مربوطه رساند و از روز بعد پروازهای جنگی خود را شروع کرد.

وی در سال ۱۳۶۰ به عنوان فرمانده پایگاه پنجم شکاری (امیدیه) انتخاب و در این پایگاه مشغول خدمت شد. علاوه بر مسئولیت سخت فرماندهی، خود نیز شخصاً در پروازهای جنگی شرکت می‌جست و نسبت به خدمات جانبی از جمله رسیدگی به امکانات زیستی و فضای سبز و … پایگاه پنجم همت می‌گمارد.

در سال ۱۳۶۳ به سمت معاون عملیاتی پایگاه دوم شکاری منصوب شد. پس از ۳ سال انجام وظیفه در این مسئولیت، در سال ۱۳۶۶ به عنوان مدیریت آموزش عملیات نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایرانمنصوب شد.

پس از شهادت سرلشکر خلبان عباس باباییکه معاونت عملیات نیروی هوایی را عهده دار بود، اردستانی به این سمت (معاونت عملیات نیروی هوایی) برگزیده شد و تا زمان شهادت (۱۵/۱۰/۱۳۷۳) عهده دار این مسئولیت بود.

روحشان شاد و یادشان گرامی

 

ماجرای هواپیمای F14

 

در سال ۱۹۷۴ میلادی ایران با اطمینان از توان بالای هواپیمای اف ـ ۱۴ , تعداد ۸۰ فروند از این نوع هواپیما به همراه ۷۱۴فروند موشک هوا به هوای Aim - ۵۴به آمریکا سفارش داد . این قرارداد به ارزش ۲ میلیارد دلار شامل سایر سلاح ها و قطعات یدکی برای مدت ۱۰ سال خدمت فعال و تجهیزات زمینی به همراه کارگاههای تعمیراتی وآموزش پرسنل زمینی و کادر پروازی تحت نام « پروژه پادشاه ایرانی » به امضاء رسید . این قرارداد بزرگترین قراردادی بود که تا آن زمان بشکل انفرادی با یک شرکت آمریکائی منعقد میشد .نکته جالب اینجاست که تنها چند ماه پس از امضاء قرارداد , کنگره آمریکا بودجه تکمیل این طرح را حذف و با اینکار شرکت گرومان را عملأ در آستانه ورشکستگی قرارداد. در این زمان بانک ملی ایران وامی به مبلغ ۲۵۰ میلیون دلار در اختیار کمپانی گرومان قرار داد تا تکمیل پروژه تامکت و تحویل آن به ایران میسر گردد. در حقیقت بعد از اعطاء این وام بود که سایر سرمایه گذاران آمریکائی علاقمند به سرمایه گذاری در این پروژه گشتند و عملأ شرکت گرومان و پروژه تامکت از خطر نابودی نجات یافتند . امروزه این موضوع یک شوخی تاریخی تلقی میگردد اما واقعیت اینست که بدون کمک مالی ایران , نیروی دریائی آمریکا هیچگاه قادر به در اختیار گرفتن این پرنده افسانه ای نمیگردید.

 

منبع مطلب فوق:www.farhanginews.ir


شرح عملیات موفقیت آمیز و پیچیده H3(الولید)

 

 

در تاریخ ۴ آوریل، ۶ فروند جنگنده اف-۴ ئی و ۲ فروند جنگنده اف-۴ دی با کمک دو فروند هواپیمای سوخت‌رسان بوئینگ ۷۴۷و بوئینگ ۷۰۷موفق شدند از مرز هوایی سوریه با عراق وارد محدوده هوایی عراق شده و عملیات را موفقیت‌آمیز به انجام برسانند.[۲] این عملیات از لحاظ فنی یکی از پیچیده ترین عملیات‌های هوایی جهان به شمار می‌رود.

در سال ۱۹۸۱ منابع اطلاعاتی ایران دریافتند که نیروی هوایی عراق تعدادی از بمب‌افکن‌های خود را برای دور ماندن از حملات هواپیماهای ایرانی و جلوگیری از نابودی آ نها بر روی باند فرودگاه به یکی از پایگاههای سه گانهٔ اچ (اچ۳ یا الولید) در دورترین نقطهٔ غرب این کشور منتقل ساخته‌است.

هواپیماهای ایرانی برای بمباران این پایگاه می‌بایست از مرزهای خاوری عراق وارد شده و پس از گذشتن از آسمان بغداد و بسیاری از شهرهای دیگر که تاسیسات پدافندی موثری داشتند به اچ ۳ می‌رسیدند و پس از انجام عملیات دوباره از همین مسیر باز می‌گشتند. در تمام طول مسیر جدای از موشک‌های زمین به هوا و توپ‌های ضد هوایی، هواپیماهای رهگیر عراقی نیز وجود داشتند که در صورت حمله، با توجه به برتری تعداد آنها نسبت به هواپیماهای مهاجم ایرانی بدون شک ادامهٔ عملیات را برای هواپیماهای ایرانی غیرممکن می‌ساختند.

قرار بود ۸ فانتوم، از پایگاه شکاری نوژه به فرودگاه ارومیهبه پرواز درآیند. این هواپیماها باید از کوهستان‌های مرزی عراق و ترکیه و در ارتفاعی پایین پرواز می‌کردند و پس از طی مسافتی طولانی بر روی خط مرزی عراق و ترکیه خود را به اچ ۳ برسانند. در تمام طول مسیر هواپیماها می‌بایست در ارتفاع پایین (۲۰ تا ۳۰ متری) پرواز می‌کردند تا از دید رادارهای دشمن پنهان بمانند. به علاوه باید دو مرحله عملیات سوختگیری هوایی انجام میگرفت چراکه طول مسیر سه برابر برد هواپیماهای ایرانی بود. به همین دلیل دو فروند بویینگ 747 برای رساندن سوخت به فانتوم‌ها از فرودگاه تبریز برخاسته و با آنان همراه می‌شد که باید در بالای دریاچه ارومیه مرحله اول سوختگیری انجام میگرفت.همزمان دو فروند هواپیمای سوخت رسان دیگر از فرودگاه دمشق در سوریه بلند شده و مرحله دوم سوختگیری هوایی در خاک سوریه انجام میگرفت. طبق برنامه ریزی عملیات، پس از هر نوبت سوختگیری هواپیمای مادر باید صبر می‌کردند تا فانتوم‌ها عملیاتشان را بر فراز اچ ۳ انجام دهند و در راه بازگشت دوباره عملیات سوختگیری هوایی را انجام می‌داد.

روز عملیات هر هشت هواپیما در دو گروه چهار تیمی از باند فرودگاه برخاستند و از شمال شرق عراق و از فراز کوه‌های آرارات وارد منطقهٔ مشترک مرزی عراق و ترکیه شدند و در ارتفاع پایین بر فراز کوهستان‌های این منطقه بسمت غرب عراق حرکت کردند. در همین زمان دو فروند اف ۵ جهت انحراف توجه پدافند عراق از فانتوم‌ها از پایگاه هوایی تبریز به سمت پالایشگاه کرکوک به پرواز درآمدند و در یک حمله موفق، این پالایشگاه را بمباران کردند. در جایی بسیار دورتر در فرودگاه لارناکا در قبرس یک هواپیمای بویینگ ۷۰۷ متعلق به هواپیمایی ملی ایران (هما) ساعتی پیش وارد فرودگاه لارناکا شده بود و طبق برنامه‌ریزی قبلی آماده می‌شد تا بدون مسافر به تهران باز گردد وظیفه این هواپیما شنود مکالمات عراقی بود. بویینگ ۷۰۷ هواپیمایی ملی ایران، پس از اطلاع مسیر خود به برج مراقبت فرودگاه لارناکا از زمین برخاست و ظاهراً به سمت تهران و در واقع به سمت کوهستان‌های مرزی ترکیه و عراق حرکت کرد. هواپیمای سوخت رسان در تماس با فرودگاه های قبرس و آنکارا وانمود کرد که مسیرش را گم کرده و در حال مسیریابی مجدد است.

در ساعات مقرر تانکرهای سوخت‌رسان با فانتوم‌ها در همان نقاط پیش‌بینی شده یعنی مرحله اول بالای دریاچه ارومیه و مرحله دوم در خاک سوریه روبرو شدند. فانتوم‌ها توانسته بودند با سکوت رادیویی و پرواز در ارتفاع پایین خود را از دید رادارهای عراقی پنهان دارند. ظاهراً چندین بار هواپیماها در رادارهای عراقی و ترکیه‌ای ظاهر می‌شوند اما عراقی‌ها تصور می‌کنند هواپیماها متعلق به نیروی هوایی ترکیه‌است که مشغول گشتزنی در طول مرزهایشان هستند.

این اشتباهی بود که کنترل‌های زمینی ترکیهنیز مرتکب شدند. هر هشت هواپیما که سوختشان پس از طی مسیری طولانی در حال اتمام بود به طور منظم عملیات سوخت گیری هوایی را انجام دادند. هواپیمای بوئینگ نیز با احتیاط کامل مشغول گشت زنی در طول مسیر شد تا در بازگشت، دوباره عملیات سوخت‌رسانی به فانتوم‌ها را انجام دهد. در آن سو فانتوم‌ها در ارتفاعی پایین و در حالتی که خلبانان آن می‌توانستند کوچک ترین حرکتی را بر روی زمین با چشم غیرمسلح ببینند به سمت اچ ۳ در حرکت بودند. ساعتی بعد هر هشت هواپیما ناگهان بر فراز پایگاه ظاهر شدند. پرسنل پایگاه که با توجه به دور بودنشان از مرزهای خاوری هیچ گاه تصور نمی‌کردند هدف هیچ نوع حمله‌ای قرار گیرند در ابتدا به تصور این که هواپیماها خودی هستند شروع به تکان دادن دستهایشان کردند. بر فراز پایگاه، فانتوم‌ها ارتفاعشان را افزایش دادند و پس از تقسیم شدن به دو گروه چهارتایی پایگاه را بمباران کردند. بمباران به این صورت انجام شد که در اول گروه ۱ فانتوم‌ها به صورت پشت سر هم هواپیماهای عراقی را نابود ساختند و در مرحله دوم گروه 2 فانتوم‌ها شروع به بمباران پدافندهای هوایی عراق کردند، سپس آخرین فانتوم با یک گردش 180 درجه‌ای تمامی افراد مسلح و غیر مسلح و پرسنل‌های عراقی را با مسلسل از بین برد. سپس همهٔ آنها از محل حادثه دور شدند

در بازگشت، فانتوم‌ها باز به همان شیوهٔ پیشین خود را از دید رادارهای عراقی پنهان کرده و در نقطهٔ موعود پس از سوخت گیریِ دوباره، پرواز خود را به سمت ایرانادامه دادند. هواپیمای سوخت رسان که ماموریتش به اتمام رسیده بود با خروج از نوار مرزی عراق و ترکیه از طریق آسمان ترکیه به تهران بازگشت. و هواپیماهای سوری به پایگاه های خود در سوریه باز گشتند.

پیش از عبور فانتوم‌ها از مرز عراق دفاع ضد هوایی این کشور که متوجه هواپیماهای ایرانی شده بود به سمت آنها آتش گشود و یکی از هواپیماها مورد اصابت قرار گرفت به گونه‌ای که دیگر نمی‌توانست تا رسیدن به پایگاه به پرواز خود ادامه دهد، در جاده ای اتومبیل رو در آذربایجان غربی فرود آمد. بقیهٔ هواپیماها بدون هیچ آسیبی عملیات را به پایان بردند و در پایگاه نیروی هوایی فرود آمدند. در این زمان که هواپیماهای رهگیر شکاری عراقی متوجه حملهٔ ایرانی‌ها شده بودند امادهٔ حمله از پشت سر به فانتوم‌های ایرانی شدند و پس از ورود فانتوم‌های ایرانی به ایران اف 14های ایرانی از جلو به هواپیماهای ایرانی سلام کردند و با یک هجوم ترسناک تمامی رهگیر شکاری‌های عراقی را که در مرز و داخل ایران بودند نابود ساختند. در این یورش تمامی هواپیماهای اصلی عراق توسط هواپیماهای ایرانی نابود شدند. در ابتدا، با توجه به نزدیکی اسرائیل به اردن و این که در سال ۱۹۶۷ نیز اسرائیلی ها فرودگاه های این کشور را بمباران کرده بودند، عراقی‌ها تصور کردند که حمله از جانب اسرائیلی‌ها صورت گرفته‌است.

 

منبع مطلب فوق: http://fa.wikipedia.org

 

فرج اله براتپور(لیدر دسته پروازی عملیات H3)

 

 

 

دیدار تیم پروازی عملیات H3 با امام خمینی

 

 

 

 

تاریخچه دانشگاه هوایی شهید ستاری

نیاز به وجود یک مجتمع آموزش عالی هوایی ابتدا در سالهای 53-1352 احساس گردید و به دنبال آن نمایندگانی از نیروی هوایی برای بازدید تأسیسات آموزشی انگلستان و آمریکا به آن کشورها اعزام شدند و از پایگاههای گرانفیلد انگلستان، دانشگاه رابرت، پایگاه هوایی راندلف، پایگاه هوایی دنیا، باشگاه پروازی هوندا، پایگاه ویس آمریکا و ... بازدید به عمل آوردند. نتایج این بازدیدها منجر به توافق‌هایی برای ایجاد مجتمع آموزشی عالی هوایی شد و مقرر گردید که چنین مجتمعی در زمینی به وسعت 200 میلیون متر مربع در کنار جاده اصفهان- نائین تأسیس شود. در طرح پیشنهادی قرار بر‌این بود که دو مرحله آن تا سال 1980 میلادی به اتمام برسد. این مجتمع آموزش عالی هوایی شامل چندین دانشکده و آموزشگاه جهت تربیت خلبان، افسران کنترل شکاری، ناوبر، متخصص فنی و همچنین تسهیلات پروازی (3 باند پرواز، آشیانه‌های مربوط به تأسیسات و اماکن، زیست شبانه روزی و ...)پیش بینی شده بود که به دلایل مختلف به مرحله اجرا در نیامد. از سوی دیگر با توجه به ویژگی مأموریتی که نیروی هوایی بر اساس قانون اساسی بر عهده دارد الزاماً از تجهیزات پیچیده استراتژیک و متنوعی برخوردار بوده است که در گذشته نگهداری اینگونه تجهیزات و عملیاتی نگهداشتن آنها تحت نظارت مستشاران خارجی انجام می‌شد و برای تربیت و تأمین نیروی انسانی مورد نیاز دو گونه فعالیت آموزشی به شرح زیر انجام می‌شد:
1- آموزش در خارج از کشور 2- آموزش در داخل کشور
با توجه به اینکه سیستم آموزشی کشورهای فروشنده تجهیزات به گونه‌ای طراحی شده بود که علاوه بر تحمیل بار فراوان مالی به کشور، به علت وجود اختلاف فاحش در زبان، آداب و رسوم به ویژه ضعف در دانش پایه، کارکنان دانش آموخته هیچگاه متخصصینی هماهنگ و یک فکر بار نمی‌آمدند. با توجه به اینکه اعزام محصلین در سنین بحرانی و برای مدتهای نسبتاً طولانی به خارج از کشور باعث گرایش ناخواسته آنان به فرهنگ بیگانه می‌گردید. پس از مراجعت عوارض سوء آن گریبانگیر نیروی هوایی گشته و از طرف دیگر با توجه به سیستم آموزشی اعمال شده، دانش آموختگان در رشته‌های عملیاتی فقط در حد اپراتوری و در رشته‌های نگهداری در حد تکنیسین انجام وظیفه می‌کردند. به منظور رفع مشکلات مورد اشاره، ایجاد یک نهاد آموزشی عالی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی توسط برخی از کارکنان دلسوز و علاقمند به آموزش مطرح گردید ولی به علت اینکه رده‌های بالای تصمیم گیری، از خود اختیار نداشتند، هیچگاه به طور جدی به این موضوع نگرش مثبتی حاصل نشد و آرزوی ایجاد محیطی فرهنگی، علمی و آموزشی در سطح عالی در دل علاقمندان به تأسیس آن باقی ماند و عملی نگردید.
پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی و حاکمیت نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، نیروی هوایی در پیروی از اصول آرمانی استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی ضروری دانست در نظام آموزشی این نیرو تغییرات عمده و اساسی ایجاد نماید. به همین منظور با ایجاد دو ارگان تحت عناوین مرکز مطالعات و تحقیقات و برنامه ریزی آموزشی (تبا) اقدام به بررسی ساختار سازمانی، نظام طبقه بندی مشاغل و نظام آموزشی نمود. مطالعات کارشناسی صورت پذیرفت که در این راستا کارکنان مجرب نیرو و همچنین اساتید دانشگاهی نقش عمده داشتند، طرح ایجاد دانشگاه هوایی به منظور تأمین نیروی انسانی در تخصصهای کارشناسی خلبانی، عملیاتی و فنی در رابطه با تجهیزات متنوع (انواع هواپیماها، موشکها، سامانه‌های تسلیحاتی، فرودگاهی و پروازی، راداری، پدافند هوایی، مخابراتی و رایانه‌ای) تهیه و از تصویب فرماندهی معظم کل قوا و شورای عالی انقلاب فرهنگی گذشت. پس از تصویب آن، با همت و پایمردی تعدادی از مسئولین علاقمند به آموزش ظرف کوتاهترین مدت با تشکیل گروههای کاری مختلف(طراحی و اجرایی) و با هماهنگی و همکاری صادقانه و دلسوزی امیر فرماندهی وقت نیرو، سرلشکر شهید منصور ستاری و مساعدت مسئولین محترم وزارت فرهنگ و آموزش عالی، دانشگاه هوایی با ایجاد رشته‌های کارشناسی مورد نیاز و گزینش دانشجو از طریق آزمون سراسری در سال تحصیلی 68-67 آغاز به کار نمود و در تاریخ 15/8/67 بطور رسمی توسط مقام معظم رهبری(ریاست جمهوری وقت) افتتاح گردید.
از لحاظ موقعیت جغرافیایی، دانشگاه هوایی شهید ستاری در غرب تهران و در ضلع جنوبی فرودگاه مهرآباد با فضایی به مساحت 215625 مترمربع واقع گردیده است. این دانشگاه با دارا بودن 603/84 مترمربع فضای سبز از امکانات ساختمانی وسیعی برخوردار است که بخشی از این امکانات شامل 128 واحد مسکونی برای اسکان کادر هیئت علمی و پرسنل آموزشی و همچنین خوابگاه انفرادی و نیز خوابگاه‌های گروهی برای دانشجویان سال‌های مختلف اختصاص یافته است.

مأموریت دانشگاه با توجه به نیازمندیهای نهاجا به شرح زیر تعریف شده است:
1- تربیت نیروی انسانی مورد نیاز نهاجا بر اساس آیین نامه طبقه بندی مشاغل و نیز تربیت متخصص برای سایر ارگان‌هایی که با علوم و فنون هوایی در ارتباط می‌باشند.
2- انجام امور پژوهشی بر اساس پروژه‌های تعریف شده که توسط یگان‌های ذیربط در نهاجا تعیین و به دانشگاه محول می‌گردد.
3- ارائه آموزش‌های تکمیلی کوتاه مدت علمی، تخصصی، نظامی، فرماندهی و مدیریتی بر اساس نیاز نهاجا
4- برنامه ریزی علمی- تحقیقاتی به موازات طرح‌های نهاجا در رابطه با بازسازی، نیروی انسانی و تجهیزات

اهداف تأسیس دانشگاه به شرح زیر می‌باشد:
1- تأمین نیروی انسانی متعهد و متخصص نهاجا در سطوح کارشناسی و کارشناسی ارشد به نحوی که فارغ التحصیلان دانشگاه قادر باشند مسئولیت‌های مربوط به امور نگهداری، بازسازی و کار با سیستم‌های موجود را به عهده گرفته و نسبت به طراحی و ساخت سامانه‌‌های مورد نیاز نیز اقدام نمایند.
2- پرورش افسرانی که علاوه بر تعمیر و نگهداری سیستم‌های پیشرفته موجود در نیروی هوایی، امر خطیر هدایت پرسنل را نیز بر عهده گرفته و در مشاغل مدیریتی در سطوح مختلف نهاجا و ارتش جمهوری اسلامی ایران انجام وظیفه نموده و ارائة طریق نمایند.
3- فراهم کردن بستر مناسب جهت گسترش فعالیت‌های علمی، فنی و پژوهشی در نهاجا.
4- گسترش آموزش عالی در ارتش و تقویت بنیه علمی کارکنان نهاجا

این دانشگاه در حال حاضر با سیزده رشته مهندسی و کارشناسی و دو رشته کارشناسی ارشد مصوب وزارت علوم، تحقیقات و فناوری به شرح زیرین فعالیت می‌نماید که فارغ‌التحصیلان خود را جهت تأمین نیروی انسانی کارشناس به پایگاههای عملیاتی و یگانهای مختلف نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران گسیل می‌دارد.

1- کارشناسی فنی هوانوردی(خلبانی)
2-کارشناسی فنی هوانوردی(ناوبری هوایی)
3- کارشناسی فنی هوانوردی(مراقبت پرواز)
4- کارشناسی مهندسی هوافضا
5- کارشناسی مهندسی نگهداری هواپیما
6- کارشناسی مهندسی برق (الکترونیک)
7- مهندسی برق(مخابرات)
8- مهندسی رایانه (نرم افزار)
9- مهندسی تکنولوژی، فرماندهی و کنترل هوایی(کنترل شکاری)
10- کارشناسی مدیریت دولتی
11- مهندسی تکنولوژی، فرماندهی و کنترل هوایی(عملیات موشک)
12- کارشناسی مدیریت بازرگانی
13- مهندسی تکنولوژی، فرماندهی و کنترل هوایی(اطلاعات عملیات)
14- کارشناس ارشد رمز
15- کارشناس ارشد مهندسی هوافضا(بررسی سوانح هوایی و صلاحیت‌های پروازی)
دانشجویان دانشگاه هوایی شهید ستاری از نظر مقررات استخدامی و قوانین آموزشی تابع قوانین ارتش جمهوری اسلامی ایران می‌باشند، این دانشگاه دانشجویان رشته‌های مهندسی را بر اساس آزمون اختصاصی آجا از قبول شدگان گروه آزمایشی ریاضی- فیزیک و دانشجویان کارشناسی هوانوردی(خلبانی) را از قبول شدگان گروه های آزمایشی ریاضی- فیزیک و علوم تجربی و دانشجویان رشته کارشناسی مدیریت را از قبول شدگان کلیه گروه‌های آزمایشی جذب می‌کند.

دانشکده پرواز

اصولاً وقتی اسم نیروی هوایی و مشخصاً دانشگاه هوایی عنوان می‌شود اولین موضوعی که به ذهن تداعی می شود "پرواز" است از این رو بطور مختصر به معرفی دانشکده پرواز می‌پردازیم.
دانشکده پرواز از سال 1369 به دانشگاه هوایی منتقل گردید و در چارچوب دانشکده‌های این دانشگاه قرار گرفت. پیش از آن در پادگان قلعه مرغی فعالیت می‌نمود. ساختمان این دانشکده روبروی دانشکده‌ مدیریت قرار دارد و درب آن رو به غرب است. دارای دوطبقه می‌باشد که طبقه اول کلاس‌های آموزشی، کتابخانه علمی تخصصی دانشکده در آن قرار دارد. و طبقه دوم دارای قسمت‌هایی مانند: معاونت آموزشی، نجات خدمه، چتر پاراسل، رییس مرکز و ... می‌باشد.
دانشکده پرواز در اصل متشکل از سه گروه " خلبانی" ، "ناوبری" و " مراقبت پرواز" می‌باشد. دانشجویان ورودی در هر سال پس از دوره
BMT و شروع ترم تحصیلی با گذراندن واحدهای درسی در سایر دانشکده‌های این دانشگاه و همچنین دروس تخصصی در دانشکدة پرواز برای اعزام به گردان پرواز مقدماتی 33- F Hl آماده می‌گردند. مراحل اعزام به گردان پرواز به شرح ذیل می باشد:
1- گذراندن اکثر دروس علوم پایه
2- گذراندن دوره
FTD (دوره زمینی) و گرفتن نمره قبولی در تمام دروس این دوره.
3- اعزام به گردان پرواز مقدماتی مستقر در کوشک نصرت (پایگاه قیام)
4- پس از اتمام پرواز و فارغ‌التحصیلی از این گردان و بازگشت به دانشگاه اقدام به گذراندن واحدهای باقیمانده می‌کند. دانشجویان خلبانی در طول آموزش در دانشگاه می‌بایست طبق اعلام آموزش دانشکده پرواز، برای گذراندن دوره‌های چتر پاراسل، اتاق ارتفاع و آموزش شنا اقدام نمایند.
پس از اتمام کلیه مراحل به پایگاه اصفهان اعزام می‌شوند تا پرواز آموزشی گردان 7-
PC را شروع کنند.
پس از اتمام پرواز 7-
PC به دانشگاه برگشته تا نسبت به تسویه حساب جهت اعزام به پایگاه‌های مورد نظر که در طرح تقسیم مشخص می‌شود اعزام گردند.
دانشجویانی که در اصفهان نتوانند پروازهای خود را با موفقیت انجام دهند می‌توانند طبق دستورالعمل آموزش دانشگاه در یکی از رشته های مهندسی ادامه تحصیل داده و یا انصراف دهند.

دانشکده مهندسی تکنولوژی، فرماندهی و کنترل هوایی

دفاع از مرزهای هوایی کشور به عنوان یکی از وظایف اصلی نهاجا به عهده‌ی افرادی است که به حق ((مرزبانان آسمان ایران)) نامیده می‌شوند. مردانی که در امر مهم دفاع از منابع انسانی، اقتصادی، نظامی و سایر منابع حیاتی کشور در برابر حملات هوایی دشمن می‌پردازند. آنان با انجام وظیفه در رشته‌های کنترل شکاری، عملیات موشک و اطلاعات عملیات، نزدیک شدن خفاشان دشمن به قلمرو فضایی کشور را با هوشیاری و تیز بینی، مشاهده و به محض تجاوز به حریم آسمان ایران به شکار و نابودی آنها می‌پردازند.
از آنجا که اهداف دانشگاه هوایی تربیت کارکنان متعهد و متخصص در تمام ابعاد برای نیروی هوایی می‌باشد، طبق نیازهای پدافند هوایی کشور، دانشکده مهندسی تکنولوژی، فرماندهی و کنترل هوایی نیز در دانشگاه تأسیس گردید و دانشکده مهندسی کنترل هوایی با سه گرایش مهندسی اطلاعات عملیات، مهندسی کنترل شکاری و مهندسی عملیات موشک شروع به فعالیت نمود. رشته‌های تحصیلی این دانشکده در سطح کشور منحصر‌به‌فرد بوده و خاص نهاجا می‌باشد و فارغ‌التحصیلان این دانشکده طبق نیاز نهاجا در اقصی نقاط میهن جمهوری اسلامی ایران خدمت می‌نمایند.
وظیفه اصلی فارغ التحصیلان رشتة کنترل شکاری، کنترل هواپیماهای شکاری خودی به منظور تأمین پوشش هوایی کشور، کشف، شناسایی و رهگیری اشیاء پرنده ناشناس و وادار نمودن آنها به فرود اجباری یا صدور دستور انهدام آنها، هدایت عملیات تجسس و نجات، فراهم نمودن تسهیلات سوختگیری در هوا با استفاده از سیستم‌های راداری، ارتباطی و رایانه‌ای می‌باشد.
وظیفه‌ی کارکنان عملیات موشک، گسترش و استقرار آتشبارهای ضد هوایی و بهره‌برداری از آنها از طریق کشف، شناسایی، درگیری و انهدام هدف‌های هوایی با استفاده از موشک و توپ مجهز به رادار و ردیاب می‌‌باشد.
وظیفه پرسنل اطلاعات عملیات، جمع آوری اطلاعات برون مرزی در سه شاخه تصویری، ارتباطی و الکترونیکی جهت استفاده عملیاتی می‌ باشد.

دانشکده هوا فضا

دانشکده هوا فضا واقع در ضلع جنوبی دانشگاه هوایی ، یکی از فعالترین و موفقترین دانشکده به لحاظ وجود تعداد اساتید مجرب می‌باشد. این دانشکده همچنین به لحاظ وسعت و تعداد ساختمان‌های زیر مجموعه خود نیز گسترده‌ترین دانشکده در سطح دانشگاه هوایی بوده بطوریکه ساختمان مرکزی و سایر آزمایشگاه‌ها و کارگاه‌های آن در سطح دانشگاه گسترده شده است.
ساختمان مرکزی دانشکده هوافضا ساختمانی بزرگ و چهارطبقه( طبقه چهارم متعلق به گروه معارف) می‌باشد. و در طبقه هم‌کف آن آزمایشگاه‌های ‌مختلفی قرار دارد.
طبقه دوم به عنوان ستاد دانشکده بوده و در این طبقه دوایر مختلف دانشکده مستقر هستند. در طبقه سوم کلاس‌ها تشکیل می‌گردد و از جمله مراکز پرکاری که دانشجویان همواره با آنها سرو کار دارند مانند: کتابخانه دانشکده و معاونت امور دانشجویی در آنجا مستقر می‌‌باشد.
فعالیت‌های دانشکده:
1- معاونت دانشجویی که بعنوان رابطی بین دانشجویان و مسئولین دانشکده‌ بوده و نسبت به اطلاع رسانی مطالب و مسایل، علمی، آموزشی و ... به دانشجویان از طریق بردهای نصب شده در دانشکده اقدام می‌کنند.
2- باشگاه پهباد (پرنده‌های هدایت پذیر از دور) فعالیت این باشگاه در زمینه‌های مدل هواپیما و کنترل از راه دور بوده و محل باشگاه در مجاورت سالن بسکتبال قرار دارد.
3- سایت رایانه که دانشجویان جهت آشنایی با نرم افزارهای مختلف می‌توانند همه روزه به آنجا مراجعه و از سیستم‌های رایانه‌ای موجود استفاده نمایند.
4- تحقیق و پژوهش: دانشجویانی که برای انجام کارهای مختلف تحقیقاتی و پژوهشی مشتاق هستند می‌توانند به دایره پژوهشی دانشکده مراجعه نموده و معرفی نامه‌های لازم را به ارگان‌های مختلف برای انجام تحقیقات، اخذ نمایند.
5- کتابخانه دانشکده: کتابخانه دانشکده هوا فضا با در اختیار داشتن کتاب‌های مورد نیاز در طول ترم دانشجویان به آنها سرویس دهی می‌نماید.و دانشجویان جهت عضویت در کتابخانه می‌تواند به محل کتابخانه در طبقه سوم مراجعه نمایند.

دانشکده برق

همزمان با تأسیس دانشگاه هوایی در سال 1367 ، دانشکده مهندسی برق نیز شروع به کار نمود و هر ساله بنا به نیاز نیروی هوایی در ظرفیت‌های مختلف در دو گرایش الکترونیک و مخابرات دانشجو می‌پذیرد. این پذیرفته شدگان همزمان با شروع سال دوم تحصیل به دو گرایش فوق تقسیم می‌گردند.
هدف از برقراری گرایش الکترونیکی، تربیت افسران کارشناس در زمینه شناخت، بهره‌برداری، نگهداری و تجزیه و تحلیل سیستم‌ها و دستگاه‌های الکترونیک می‌باشد.
هدف از برقراری گرایش مخابرات تربیت افسران کارشناس در زمینة شناخت، عملکرد، نگهداری، طراحی و تجزیه و تحلیل سیستم‌ها و مدارات مخابراتی است.
دانشکده برق در میان سایر دانشکده‌ها از ویژگی خاصی برخوردار است و آن بهره‌مندی از ساختمان چهار طبقه در ضلع شمال غربی دانشگاه می‌باشد گستردگی فضای آموزشی دانشکدة برق مکان مناسبی را جهت انجام فعالیت‌های مختلف علمی و پژوهشی را فراهم آورده است چنانکه متمرکزترین بخش آزمایشگاهی دانشگاه با 12 آزمایشگاه فعال در این دانشکده واقع شده است.
از دیگر جنبه‌های فعالیت این دانشکده همکاری با سایر دانشگاه‌های شهر تهران به منظور استفاده از تجهیزات آزمایشگاهی و برخی از کلاس‌های تئوری می‌باشد به گونه‌ای که دانشجویان برخی از دانشگاه‌های شهر تهران تعدادی از واحد‌های درسی خود را میهمان دانشکده‌ی مهندسی برق دانشگاه هوایی می‌باشند.

دانشکده‌ رایانه

این دانشکده در سال 1369 تأسیس گردید و تا سال 1371 در قسمتی از دانشکده‌ برق قرار داشت. از این سال به بعد به محل فعلی انتقال یافت. از سال 1377 سمت ریاست دانشکده به فرماندهی تغییر کرد و از آن به بعد این سمت تنها به افراد نظامی واگذار می‌گردد. از آن سال به بعد فارغ‌التحصیلان دانشکدة رایانه که موفق به کسب مدرک کارشناسی ارشد شده بودند کم کم کار تدریس در این دانشکده را نیز بر عهده گرفتند.
عموماً ورودی‌های این دانشکده 15 الی 25 نفر بوده ( از زمانی که این دانشگاه کنکور اختصاصی برگزار می کند در این رشته دانشجو نمی پذیرد) که از این بابت خلوت‌ترین دانشکده به حساب می‌آید. در این دانشکده 6 کلاس آموزشی، یک سایت رایانه، مرکز اطلاع رسانی، کتابخانه و یک آزمایشگاه مدار منطقی وجود دارد.
در سال 1383 با تلاش فرمانده وقت دانشگاه سایت اینترنت با 30 دستگاه رایانه که به وسیله آنتن رادیویی با سرعت
Kbps 512 از شرکت ایزایران سرویس می‌گیرد، راه‌اندازی و در اختیار دانشجویان قرار گرفت. ضمن اینکه مرکز ICDL نیز برای آموزش رایانه به کارکنان، زیر نظر این دانشکده فعالیت خود را دنبال می‌کند

دانشکده مدیریت

این دانشکده واقع در طبقه دوم ساختمانی قرار دارد که طبقه اول آن مربوط به دانشکده پرواز می‌باشد. بطور کلی این دانشکده دارای دو گرایش مدیریت دولتی (ویژه دانشجویان رشتة علوم تجربی و علوم انسانی) و گرایش مدیریت بازرگانی (ویژه دانشجویان رشته‌ی ریاضی و فیزیک) می‌باشد. (این دانشکده از زمانیکه دانشگاه از طریق کنکور اختصاصی دانشجو می پذیرد دانشجو نداشته است). این دانشکده از بخش‌هایی چون قسمت آموزش، قسمت اداری، اتاق معاونت آموزشی، دفتر فرماندهی، سایت رایانه‌ای، کتابخانه و 8 کلاس آموزشی مجزا تشکیل شده است. بیشترین ارتباط دانشجویان با کارکنان دانشکده مربوط به قسمت آموزش می‌باشد. وظایف اصلی این قسمت در ارتباط با دانشجویان شامل انتخاب واحد، حذف و اضافه، پیش بینی تعداد فارغ‌التحصیلان سال بعد، راهنمایی دانشجویان در امور مختلف، معرفی دانشجویان برای تحقیق با نهاد و سازمان‌های مختلف، هدایت دانشجویان جهت کارآموزی، تعیین تخصص و محل خدمتی دانشجویان و ... می‌باشد.
قسمتی از دانشکده مربوط به سایت رایانه‌ای آن می‌باشد که دانشجویان در تمام وقت درسی خود می‌توانند از آن استفاده کنند. بیشترین استفاده دانشجویان این رشته مربوط به تایپ تحقیقات خود آنان می باشد.
قسمت دیگری از دانشکده مربوط به کتابخانه بوده که اکثر کتابهای مرتبط به مدیریت می‌باشد. برای عضویت در کتابخانه تنها یک قطعه عکس و یک تعهد‌نامه در مورد حفظ کتاب کافی می باشد.

دانشکده علوم پایه

این دانشکده در سال 1367 تأسیس شد و به گفته‌ یکی از اساتید این دانشکده گذرگاهی سخت برای دانشجویان سایر دانشکده‌ها می‌باشد.
این دانشکده متشکل از تعدادی کلاس‌ در دو طبقه و تعداد آزمایشگاه در طبقه اول می‌باشد. تعداد 10 نفر هیئت علمی که نیمی نظامی و نیمی غیر نظامی می‌باشند در این دانشکده خدمت می‌کنند.
مجهز نمودن دو کلاس به ویدئو پروژکتور و رایانه جهت ارائه دروس به صورت
Power Point و سخنرانی‌ها از تازه‌های این دانشکده می‌باشد.

گروه زبانهای خارجی

مرکز زبان انگلیسی دانشگاه هوایی شهید ستاری در سمت جنوب دانشگاه واقع شده است. این بخش در واقع زیر شاخه‌ای از دانشکده علوم پایه بوده که بصورت مجزا درآمده و پذیرای دانشجویان تمام رشته‌ها می‌باشد و بمنظور تقویت هر چه بیشتر دانشجویان و آماده سازی آنان جهت استفاده از منابع نشریات نهاجا این مرکز زبان آموزش دانشجویان را بعهده دارد و با استفاده از سیستم آموزش زبان انگلیسی موجود در نهاجا ارائه سرویس می نماید.
یکی دیگر از قسمت‌های این مرکز
Language Lab آن است که بصورت مجزا و جنب زمین بسکتبال قرار دارد. در این قسمت برای دانشجویان فیلم‌هایی با زبان اصلی پخش می‌شود تا زبان گفتاری و شنیداری آنان تقویت گردد.

 

وصیتنامه سر لشکر خلبان شهید حسین خلعتبری مکرم

روحش شاد و  راهش پر رهرو

یک عکس قدیمی از سردر پایگاه چهارم شکاری وحدتی

 

 

 

ادامه مطلب

[ جمعه بیست و دوم دی 1391 ]  [ 18:55 ]  [ فرشید فروغی ]

 

 

فرشید فروغی (عکس های پایگاه چهارم شکاری دزفول)

 

 

 

 

 

ادامه مطلب
[ جمعه بیست و دوم دی 1391 ]  [ 18:29 ]  [ فرشید فروغی ]

 


تفاوت شرکت مدنی و شرکت تجاری در حقوق موضوعه ایران

بنام خدا

 

 

 

 شرکت مدنی
و شرکت تجاری در حقوق‏ ایران

 

شرکت یکی از مهم‏ترین
مباحث مربوط به حقوق مدنی و حقوق تجارت‏ است که شناخت مفهوم و آثار حقوقی و تعهدات ناشی از آن،مستلزم شناخت‏ ماهیت حقوقی شرکت است.به همین منظور در این نوشتار کوشش شده است‏ تا ماهیت شرکت مدنی و شرکت تجاری روشن شود.در خصوص شرکت مدنی‏ با ارائه نظریه‏هایی چند از فقهای امامیه این سؤال مطرح شده است که آیا عقد شرکت به عنوان یکی از عقود معین به‏طور مستقل توان ایجاد اشاعه را دارد یا لزوما شرکت عقدی بایستی مسبوق به اختلاط و امتزاج اموال شرکا باشد؟پس‏ از آن اوصاف شرکت تجاری را بیان نموده و با ارائه تعریفی از شرکت تجاری، وجوه افتراق آن را با شرکت مدنی ذکر کرده‏ایم.آن‏گاه با نشان داده ضوابطی، چگونگی تمیز و تشخیص این دو شرکت از یکدیگر،معین شده است.

مقدمه

در قوانین موضوعه
ایران از شرکت مدنی و شرکت تجاری تعریف دقیقی ارائه نشده‏ است و آن‏چه قانون‏گذار در
ماده 571 قانون مدنی بیان نموده اثر شرکت مدنی است نه‏ تعریف آن.مقنن،فصل هشتم از باب سوم جلد اول قانون مدنی را به مقررات شرکت‏ اختصاص داده و در آن از مقررات مربوط به مال مشاع،اداره و نهایتا تقسیم اموال‏ مشترک بحث نموده است چنان‏که در حقوق تجارت نیز مقنن بدون ذکر تعریفی از شرکت تجاری،به ذکر مصادیق این‏گونه شرکت‏ها اکتفا نموده است.

مبهم ماندن مفهوم
شرکت‏های تجاری و مدنی موجب شده است تا علاوه بر ماهیت‏ حقوقی،حقوق و تعهدات ناشی از آن نیز نامعین باشد.در این مقاله تلاش شده است‏ پس از ذکر ماهیت حقوقی شرکت مدنی و شرکت تجاری،آثار حقوقی مترتب بر هریک‏ بیان شود.سپس با مقایسه بین این دو شرکت از نظر حقوقی و کاربردی،وجوه افتراق و ضوابط تمیز آن دو از یکدیگر مشخص گردد.

مبحث اول:تعریف
و ماهیت شرکت مدنی

ماده 571 قانون
مدنی که از فقه امامیه اقتباس گردیده است در تعریف شرکت‏ می‏گوید:

«شرکت عبارت است
از اجتماع حقوق مالکین متعدد در شئ‏ء واحد به نحو اشاعه» در این تعریف به ماهیت شرکت
یعنی«اشاعه در حق مالکیت»توجه شده است؛گویی‏ اشاعه مهم‏ترین عنصر شرکت بوده و در واقع وصف مالکیت شرکا است.این تعریف‏ چنان مجمل است که شناسایی عقد شرکت به عنوان عقدی مستقل محل تردید است. اجتماع حقوق،بدین معنا که موضوع مالکیت هیچ از مالکین در شی‏ء واحد مشخص‏ نباشد به طوری که هر جزئی از اجزای شی‏ء واحد در عین حال متعلق حق مالکیت هر یک از ایشان است.1

اشاعه در حق مالکیت
اسباب و موجبات خاصی دارد که قانون مدنی به بعضی از آن‏ها اشاره کرده است؛ز جمله این‏که:شرکت ممکن است اختیاری باشد یا قهری‏ (ماده 572)شرکت اختیاری یا در نتیجه عقدی از عقود حاصل می‏شود یا در نتیجه عمل‏ شرکا از قبیل مزج اختیاری یا قبول عالی مشاعا در ازای عمل چند نفر و نحو این‏ها573).از استقرای مواد 571 به بعد قانون مدنی چنین مستفاد می‏شود که قانون‏گذار با الهام از فقه امامیه،تعریفی مستقل از عقد شرکت ارائه نداده است،بلکه اثر اصلی‏ شرکت را اشاعه در مالکیت شرکا می‏داند.برای روشن شدن ماهیت شرکت مدنی،لازم‏ است ابتدا مفهوم شرکت عقدی بیان شود که با بررسی کتب حقوق‏دانان و فقهای عظام‏ می‏توان سه مفهوم جداگانه از شرکت عقدی به دست آورد
:

الف-شرکت عقدی به معنای شرکت حاصل از عقد

قانون مدنی در ماده
573 عقد را یکی از اسباب ایجاد اشاعه دانسته است؛بدین معنا که می‏توان به وسیله یکی
از عقود ناقله مثل بیع،صلح و هبه،اشاعه در مالکیت را ایجاد نمود.ازاین‏رو،برای تحقق
شرکت لازم است دو یا چند حق مالکیت از طریق انعقاد یکی از عقود ناقله باهم به نحوی
درآمیزد که تمیز آن را یکدیگر ممکن نباشد؛به دیگر سخن،شرکا توافق می‏کنند که مالکیت
انفرادی خود را به مالکیت اشتراکی تبدیل نمایند به گونه‏ای که حق هرکدام در عین حال
که به صورت عینی وجود و اصالت دارد،منتشر در مجموع باشد.2در این مفهوم،عقد شرکت جنبه معاوضی و تملیکی دارد؛یعنی برای‏ ایجاد اشاعه در مالکیت لازم است هر شریک به وسیله یکی از عقود ناقله سهم مشاع از ملک خود را به صورت خاصی به دیگران تملیک کند و با این مفهوم،عقد شرکت‏ عقدی لازم خواهد بود،زیرا شریک در مال نمی‏تواند به دلخواه خود اشاعه را به هم زده‏ و آورده خود را مطالبه کند؛هرچند هر شریک برمبنای قواعد حاکم بر مالکیت مشاع و طبق ماده 589 قانون مدنی می‏تواند تقاضای تقسیم مال مشترک را بنماید
.

 

 

ب-شرکت عقدی به معنای اداره مال مشاع

بعضی از فقهای امامیه اثر عقد شرکت را چنین بیان نموده‏اند:

1-عقدی است که ثمرهء آن جواز تصرف هرکدام از مالکین است بر شی‏ء واحد به‏ صورت مشاع.3از حقوق‏دانان نیز دکتر سید محمود کاشانی در این زمینه می‏گوید:شرکت عقدی‏ است که ثمره آن جواز تصرف مالکین متعدد شی‏ء واحد،در مال مشترک است‏4؛به‏ عبارت دیگر،قراردادی است که تصرف مالکان مشاع در یک مال را ممکن می‏سازد.در این مفهوم،سمت شرکا بعد از تحقق شرکت،وکالت و عاملیت است و برمبنای این‏ تعریف،شرکت عقدی اذنی و جزء عقود جایز محسوب می‏شود.حقوق‏دان دیگری‏ شرکت را اختلاطی از یک مبادله می‏داند که سبب آن اشاعه در ملکیت است.وی با تلقی‏ اعطای نیابت در تصرف به عنوان چهره‏ای دیگر از عقد،معتقد است:توکیل در تصرف و اداره و تقسیم سود و زیان،عقدی فرعی است که ضمیمه اشاعه در مالکیت می‏شود، بدون این‏که با عقد اصلی
ترکیب گردد.بنابراین هیچ مانعی ندارد که هرکدام از این دو عقد آثار و طبیعت خاص خود
را حفظ کند،یکی جایز باشد دیگری لازم.5

به نظر می‏رسد اثر
عقد شرکت،ایجاد اشاعه در مالکیت باشد که نتیجه آن اذن در تصرف است
،زیرا شرکت در
زمره عقود لازم است ولی اشاعه را می‏توان از طریق تقسیم‏ مال مشاع زایل نمود(ماده
589 قانون مدنی).البته شرکا می‏توانند ضمن عقد شرکت، اعطای نیابت در تصرف را برای یکدیگر شرط نمایند
.

ج-شناسایی شرکت عقدی به عنوان عقدی مستقل

در این خصوص فقها اختلاف نظر دارند:از یک سو این نزاع مطرح است که آیا اساسا از عقود معین عقدی مستقل به نام عقد شرکت وجود دارد یا خیر،و از سوی دیگر در این مسئله اختلاف است که آیا عقد شرکت به خودی‏خود توان ایجاد اشاعه را دارد یا لزوما شرکت عقدی باید مسبوق به اختلاط و امتزاج اموال شرکا باشد؟

معدودی از فقها همچون شیخ یوسف بحرانی در حدائق،مقدس اردبیلی در شرح‏ ارشاد و کاشف الغطاء در تحریر المجله،با انکار وجود عقد شرکت به عنوان عقدی‏ مستقل در کنار سایر عقود معتقدند:صرف انعقاد عقد،موجب اشاعه و ممزوج شدن‏ اموال شرکا نمی‏شود بلکه شرکت با مزج و اختلاط اموال مالکین حاصل می‏گردد،خواه‏ سبب امتزاج اختیاری باشد یا قهری.از متأخرین نیز آیة اللّه بروجردی می‏گویند:
مقتضای تحقیق در کلام فقهای قدیم شیعه این است که از نظر ما عقدی به نام شرکت در کنار
سایر عقود وجود ندارد بلکه تنها سبب برای حصول شرکت امتزاج است،چون‏ مقتضای شراکت عدم جواز تصرف هریک از شرکا بدون اذن شریک دیگر است و از طرفی هم هدف از شرکت این است که هریک از شرکا با خرید و فروش و تحصیل سود در آن تصرف کند،پس لازم است هریک از دو شریک دیگری را نسبت به جمیعتصرفات تجاری وکیل کند،و لفظ«تشارکنا»دخالتی در حصول شرات ندارد.6

به نظر می‏رسد از آن‏جا که،فقها در آثار خود انواع شرکت‏ها،از جمله شرکت در اعمال،وجوه،مفاوضه و اموال را بیان نموده و تنها نوع اخیر را صحیح دانسته‏اند،این امر خود دلیلی بر شناسایی عقد شرکت می‏باشد،علاوه بر این‏که فقهایی نیز به عقد شرکت‏ تصریح نموده‏اند،مانند محقق کرکی در جامع المقاصد شهید ثانی در مسالک،سید علی‏ طباطبائیی در ریاض،و صاحب جواهر در جواهر الکلام،محمد کاظم طباطبائی در عروة الوثقی،سید محسن حکیم در مستمسک و آیة الله خوئی در مبانی العروة.7از فقهای متقدم نیز شیخ صدوق در المقنع فی الفقه در باب شرکت از نوعی تراضی سخن‏ به میان آورد.که موضوع آن اشاعه در مالکیت اموال و شرکت در منافع است.8

هم‏چنین شیخ مفید در
مقنعه می‏گوید
:

شرکت صحیح نیست مگر
در اموال.البته ایشان شرکت را تعریف نمی‏کند ولی ظاهرا مرادشان عقد شرکت است،زیرا درچند سطر بعد می‏گوید:شرکت به صورت مدت‏ معین و مؤجل باطل است و هریک از دو شریک هر وقت خواست می‏تواند از شریکش‏ جدا شود و وقتی یکی از دو شریک فوت نمود شرکت باطل خواهد شد.بنابراین بطلان‏ به دلیل تأجیل یا معلوم کردن مدت یا فوت شریک به معنای اجتماع حقوق مالکین در شی‏ء واحد به نحو اشاعه معنا ندارد مگر این‏که سبب این شراکت عقد باشد؛به عبارت‏ دیگر،شرکت به معنای اجتماع حقوق مالکین در شی‏ء واحد به نحو اشاعه،قابل اتصاف‏ به صحت و بطلان نمی‏باشد.9

بر موارد فوق می‏توان
نظریات مشابه فقیهان بزرگی چون ابن ادریس حلی‏10، سید مرتضی علم الهدی‏11و صاحب جامع المدارک را افزود.12

از استقرای در مجموع
آراء و نظریات فقهای عظام چنین برمی‏آید که شرکت به عنوان‏ یک عقد مستقل،در کنار دیگر عقود معین پذیرفته شده است.
حال این
سؤال مطرح‏ است که آیا عقد شرکت به خودی‏خود می‏تواند سبب اشاعه شود؟

اکثر فقها می‏گویند:شرکت عقدی است که به صرف ایجاب و قبول بوجود نمی‏آید، بلکه شرط تحقق آن این است که مال دو شریک قبل یا بعد از عقد ممزوج شود.بنابراین‏ مثل قبض و اقباض در وقف و رهن،در این عقد نیز امتزاج موثر است حال یا به عنوان‏ علت تامه یا جزء اسباب تشکیل‏دهندهء عقد.13صاحب عروة نیز می‏گوید:در شرکت‏ عقدی علاوه بر شرایطی نظیر ایجاب و قبول،بلوغ،عقل،اختیار و عدم حجر،شرط دیگری وجود دارد که عبارت است از:امتزاج دو مال یا اموال به نحوی که قابل تمایز از همدیگر نباشند و این امتزاج یا باید قبل از عقد صورت بگیرد یا بعد از
عقد.14

اما برخی دیگر برای عقد شرکت اصالت قائل شده و آن را برای ایجاد اشاعه مؤثر دانسته‏اند؛اینان معتقدند که حاکمیت اراده توان ایجاد شراکت بین اموال شرکا را بدون‏ احتیاج به مزج دارد.از جمله این دسته از فقها فقیه عالی قدر سید محسن حکیم است که‏ معتقدند اشاعه و اشتراک در اموال با عقد شرکت حاصل می‏گردد و می‏گویند:مزج در شرکت عقدی زمانی ایجاد شراکت می‏کند که شرکت قبلا انشا نشده باشد،پس اگر اشاعه به واسطه عقد محقق شد،دیگر به عامل مزج نیازی نیست.وی در این زمینه‏ اجماع را که از سوی بعضی از فقها ابراز شده است مبنی بر این‏که مزج شرط صحت‏ شراکت است،صراحتا رد می‏کند و بیان می‏دارد که شرکت عقدی بر دو مفهوم حمل‏ می‏شود:یک مفهوم آن همان اذن در تصرف است که در این معنا امتزاج در اموال شرکا معتبر است(و مبنای آن را اجماع فقها می‏داند)و مفهوم دیگر آن مجرد عقد شرکت‏ است که در آن اراده شرکا به تنهایی می‏توان ایجاد اشاه و اشتراک را دارد،بدون این‏که‏ امتزاج در آن اعتبار داشته باشند.15

از متأخرین نیز
که نظریه‏های فقهی وی مورد استفاده و مراجع و فقهای اخیر قرار گرفته است آیة اللّه
العظمی خوئی می‏باشند که در خصوص شرط امتزاج می‏فرمایند:این‏ شرط،ثبوتا و اثباتا شرط
لغوی است زیرا اگر امتزاج مقدم بر عقد باشد در این صورت‏ اشاعه ایجاد شده و عقد،تحصیل
حاصل است و اگر مزج بعد از عقد حاصل گردد در این صورت تشکیل عقد ضرورتی ندارد و انعقاد
عقد لغو و بیهوده است چرا که اشاعه از قبل ایجاد شده است،آیة الله خوئی برخلاف برخی
از علما،در اثبات شرط امتزاج‏ برای عقد شرکت،قائل به اجماع نیستند.16

از علماء و نویسندگان
حقوق نیز عده‏ای برای نفس عقد شرکت،اصالت قائل شده‏اند، از جمله مصطفی عدل که از تدوین‏کنندگان
قانونی مدنی است،در این زمینه می‏گوید:«اگر بخواهیم از یک طرف به روح و مفاد عمومی
قانون مدنی استناد کرده و از طرف‏ دیگر به نص ماده 10 قانون مدنی حقیقتی قائل شویم،باید
اذعان کنیم که چون نص‏ صریحی تحقق عقد مستقل شرکت را متوقف به مزج واقعی سهم الشرکه‏ها
ننموده‏اند لذا باید حصول شرکت اختیاری را نتیجه عقد مستقل شرکت ممکن باشد،درهرحال
اگر متابعت قصد اطراف معامله و قائل شدن به نص ماده 10 قانون مدنی قبول افتد دیگربرای
حصول شرکت در نتیجه عقد مستقل عایقی وجود نخواهد بود.»17در نهایت ایشان‏ عقد شرکت را
چنین تعریف می‏کنند:

«شرکت،عقدی است
که به موجب آن هریک از اطراف معامله مقداری مال خود را به شرکت می‏گذارد و در مجموع
آن‏ها پس از مزج هریک نسبت به سهم الشرکة خود به‏ نحو اشاعه مالک می‏شود.»18

با توجه به مطالب
یاد شده امروزه بایستی این عقیده را تقویت نمود که هیچ مانعی‏ برای نفوذ این خواست
مشترک،یعنی تبدیل مالکیت انفرادی به مالکیت اشتراکی‏ (انشای مفهوم شرکت به وسیله عقد)به
صرف ایجاب و قبول وجود ندارد،زیرا در حقوق ما ملاک انعقاد هر قراردادی،قصد مشترک
متعاقدین و اراده باطنی آن‏ها است
. بنابراین آن‏چه را طرفین عقد اراده کنند در
صورتی که خلاف قوانین آمره و نظم عمومی‏ و اخلاق حسنه نباشد،می‏توان به حکم مواد
10 و 975 قانون مدنی انشا و ایجاد کرد و قالب‏ها و صورت‏ها جنبن شکلی دارند.

در قوانین بعد
از انقلاب نیز مشارکت مدنی به عنوان یک عقد مستقل پذیرفته شده‏ است
؛مقنن در فصل سوم
آیین‏نامه قانون عملیات بانکی بدون ربا(مصوب‏ 8/12/1362 هیأت وزیران)یکی از مفهوم‏ترین
عقود بانکی را مشارکت مدنی دانسته و آن را که در کنار دیگر عقود مشارکتی(مضاربه،مزارعه،مساقات)پذیرفته
است.ماده‏ 18 مصوبه مذکور در این خصوص چنین مقرر می‏دارد:«مشارکت مدنی عبارت است از
درآمیختن سهم الشرکه نقدی و غیر نقدی به اشخاص حقیقی با حقوقی متعدد به نحو مشاع به
منظور انتفاع طبق قرارداد.»

با تصویب این قانون
و قراردادهای متنوعی که امروزه بانک‏ها منعقد می‏نمایند،دیگر تردیدی در عقد بودن مشارکت
مدنی به عنوان یک عقد مستقل وجود ندارد.از نظر حقوق تطبیقی نیز در قوانین مدنی اکثر
کشورهای عربی مبحث جداگانه‏ای به عقد شرکت،به عنوان عقدی مستقل،اختصاص داده شده است؛از
جمله قانون مدنی مصر در ماده 505 در تعریف شرکت چنین بیان داشته است:

«شرکت عقدی است
که به موجب آن دو نفر یا بیش‏تر با پرداخت حصه‏ای از مال یا عملی ملزم می‏شود که هرکدام
در این مال سهمی داشته باشند و آن‏چه از سود یا زیان‏ آن به دست می‏آید،بین خود تقسیم
نمایند.»19

هم‏چنین ماده
844 قانون«موجبات و عقود»لبنان در تعریف عقد شرکت می‏گوید:

«شرکت عقد مبادله‏ای
است که به موجب آن دو نفر یا تعدادی در یک چیز شریک‏ می‏شوند،با این قصد که آن‏چه از
سود به دست می‏آید،بین خود تقسیم کنند.»20

شبیه این تعریف
را می‏توان در مواد 494 قانون مدنی لیبی،473 قانون مدنی سوریه، 626 قانون مدنی عراق
و 582 قانون مدنی اردن ملاحظه کرد.21

 

مبحث دوم:تعریف
و ماهیت شرکت تجاری

قانون تجارت،تعریفی
از شرکت که مبین ماهیت و نیز اوصافی حقوقی آن باشد،ارائه‏ نکرده و در ماده 20 فقط به
احصای اقسام شرکت تجاری پرداخته است.به دلیل سکوت‏ قانون مدنی در ارائه تعریفی دقیق
از شرکت نیز در ابن بحث نمی‏توان به قانون مدنی‏ تمسک جست،علاوه بر این‏که جوهر
و ماهیت اصلی شرکت مدنی ایجاد اشاعه در مالکیت می‏باشد که این خود مهم‏ترین و اساسی‏ترین
تفاوت شرکت تجاری با شرکت‏ مدنی است
.ازاین‏رو،برای روشن شدن ماهیت شرکت‏های تجاری
ناگریز از مراجعه به‏ عقاید دکترین حقوقی هستیم.

استاد ستوده تهرانی
شرکت تجاری را چنین تعریف کرده‏اند:

«شرکت تجاری عبارت
است از:سازمانی که بین دو یا چند نفر تشکیل می‏شود که در آن هریک سهمی به صورت نقد
یا جنس یا کار خود در بین می‏گذارند تا مبادرت به‏ عملیات تجاری نموده و منافع و زیان‏های
حاصله را بین خود تقسیم کنند.»22

عیب این تعریف
این است که اولا:در آن شرکت نه به عنوان یک قرارداد بلکه به‏ عنوان یک مسئله و سازمان
نگریسته شده است حال آن‏که شرکت قبل از هر چیز یک‏ قرارداد است،ثانیا:شرکت را تنها
مؤسسه یا سازمانی می‏داند که به عملیات تجاری‏ مبادرت کند حال آن‏که ممکن است عملیات
شرکتی تجاری نباشد23ولی به عنوان‏ شرکت تجاری محسوب شود،زیرا ماده 2 لایحه قانونی اصلاح
قسمتی از قانون تجارت‏ (مصوب 1374)منظور می‏دارد:

«شرکت سهامی شرکت
بازرگانی محسوب می‏شود ولو این‏که موضوع عملیاتش‏ امور بازرگانی نباشد.»

دکتر منصور صفری
نیز شرکت تجاری را چنین تعریف کرده است:

«شرکت عهدی است
که به وسیله آن دو یا چند شخص توافق می‏کنند آورده‏هایی رابه منظور تقسیم منافع احتمالی
مشترکا مورد تجارت قرار دهند.»24به این تعریف نیز ایرادهایی وارد است:

اولا:در این تعریف
فقط به تقسیم منافع احتمالی اشاره شده است حال آن‏که شرکا در زیان‏های احتمالی نیز
شریک‏اند ثانیا:این تعریف شرط تجاری بودن شرکت را تجاری بودن عمل شرکت می‏داند درحالی‏که
ممکن است شرکتی از نظر شکل تجاری‏ تلقی شود ولی اعمالش غیر بازرگانی باشد.

حال با توجه به
ایراداتی که به تعریف‏های یاد شده وارد است می‏توان شرکت تجاری‏ را چنین تعریف کرد:

شرکت تجاری قراردادی
است تشریفاتی که به موجب آن دو یا چند نفر با قصد مشارکت توافق می‏کنند با ایجاد شخصیت
حقوقی آورده‏هایی را اعم از نقدی یا غیر نقدی در میان گذاشته تا پس از عملیات تجاری
و غیرتجاری،منافع و زیان‏های به دست‏ آمده در این شرکت را بین خود تقسیم نمایند.

 

 

این تعریف با توجه
به عناصر تشکیل‏دهنده شرکت تجاری ارائه شده است که در این‏ جا به بررسی این عناصر می‏پردازیم:

الف-قراردادی بودن
شرکت تجاری

شرکت به عنوان
یک عمل حقوقی مبتنی بر قراردادی است که بین شرکا و مؤسسین‏ منعقد می‏شود و آثار آن
به موجب شرکت‏نامه یا اساس‏نامه و تصمیمات مجامع عمومی‏ تابع توافق شرکا و سهامداران
است.حکومت تعدادی از قواعد آمره،تبعیت اقلیت از نظر اکثریت و مسائلی از این قبیل باعث
گردیده است که عده‏ای از حقوق‏دانان شرکت‏ تجاری را یک سازمان حقوقی بدانند25نه یک
قرارداد.به عقیده این حقوق‏دانان اگرچه‏ هسته اولیه شرکت را یک قرارداد تشکیل می‏دهد
لیکن شرکت بعد از تأسیس و تشکیل‏ از منشأ اولیه‏اش جدا شده و ماهیت قراردادی بودن خود
را از دست می‏دهد؛به عبارت‏ دیگر،شرکت بعد از تشکیل و پیدا کردن شخصیت حقوقی،تابع یک
سری مقررات و اصول قانونی است که با ماهیت قراردادی بودن آن تهافت دارد.اما قدر مسلم
این است‏ که شرکت تابع قرارداد و اراده جمعی مؤسسین و شرکا است و حکومت قواعد آمره
بر یک عمل حقوقی با عقد بودن آن منافاتی ندارد؛آن‏چه اهمیت دارد اصل آزاد درانعقاد
عقد است که مؤسسین در بدو تأسیس آن را لحاظ نموده‏اند.بنابراین در ماهیت‏ قراردادی
بودن شرکت تجاری شکی نیست منتها تأثیر و حدود قلمرو حاکمیت اراده در شرکت‏ها متفاوت
است؛بدین معنا که:در شرکت‏هایی نظیر تضامنی و نسبی و تا حدودی در شرکت‏های با مسئولیت
محدود،توافق شرکا و اراده مشترک و جمعی آن‏ها از بدو تشکیل شرکت تا انحلال آن اهمیت
خود را حفظ می‏کند.

از استقرای در
مواد 102،108،119،122،123،135،142،147 و 148 قانون تجارت چنین مستفاد می‏گردد که قانون‏گذار
در شرکت‏های تجاری برای ارادهء شرکا احترام خاصی قائل شده است.تشکیل مجامع عمومی و
تأثیر تصمیمات این‏ مجامع،خود جلوه‏ای دیگر از اصل حاکمیت اراده شرکا در شرکت‏های تجاری
است، زیرا در این شرکت‏ها که موسوم به شرکت‏های شخص می‏باشند اساس روابط حقوقی‏ شرکا
مبتنی بر شرکت‏نامه‏ای است که سند قرارداد شرکت و محصول ارده شرکا می‏باشد،درحالی‏که
در شرکت‏های سهامی عام و خاص شرکت‏نامه مفهومی ندارد و ذکر کلمه«شریک»و«سهم الشرکه»در
این‏گونه شرکت‏ها صحیح نیست،زیرا در این‏ شرکت‏ها سهم نماینده به عنوان قسمتی از توان
مالی یا سرمایه شرکت به حساب می‏آید و در آن اصل حاکمیت اراده سهامداران تأثیر کم‏تری
در ادامه حیات شرکت دارد.

در واقع این شرکت‏ها
تابع یک سری تشریفات و مقررات قانونی هستند که از سوی‏ قانون‏گذار برای آن‏ها وضع گردیده
است؛به عبارت دیگر،هدایت و خط مشی این‏گونه‏ شرکت‏ها توسط مقنن ترسیم شده و سهامداران
بایستی در چهارچوب این خط مشی‏ تعیین شده عملیات شرکت را به عهده گیرند،به نحوی که
عدم رعایت این‏گونه مقررات‏ و تشریفات قانونی گاهی ممکن است به بطلان شرکت،یا بطلان
عملیات و تصمیمات آن‏ منجر شود(ماد0 270 ل.ا.ق.ت)26و گاه ممکن است موجب مسئولیت کیفری
عاملین‏ آن‏ها نیز بشود(مادهء 240 ل.ا.ق.ت).در این‏گونه شرکت‏ها اغلب سهامداران به
دلیل‏ کثرت،یکدیگر را نمی‏شناسند و هر سهامدار به سهولت می‏تواند با انتقال سهم خود
به‏ دیگری آزادانه از شرکت خارج شود(مواد 39 و 40 ل.ا.ق.ت).هم‏چنین فوت یا حجر سهامداران
در ارکان شرکت تأثیری ندارد.در این شرکت‏ها سهامداران مکلف‏اند مقررات اساسنامه،قانون
تجارت و دیگر قوانین آمره را در خصوص تشکیل مجامع، انتخاب مدیران و بازرسان،و انحلال
و تصفیه امور شرکت رعایت نمایند.

اما در شرکت‏های
شخصی اصل بر این است که تمام شرکا در اداره و مشارکت شرکتحق یکسانی دارند،هرچند در
این شرکت‏ها نیز به رغم اعتقاد به اصل حاکمیت اراده، قانون‏گذار مقررات آمره‏ای نیز
وضع نموده است که رعایت آن از ناحیه شرکا الزامی‏ است.27

ب-تشریفاتی بودن
قرارداد شرکت تجاری

قانون‏گذار تشکیل
شرکت‏های تجاری،را در صورتی محقق می‏داند که شرکا و سهامداران،برای تحصیل سود،سرمایه‏های
فردی خود را به سرمایه جمعی تبدیل‏ نمایند.بنابراین،از شخصیت حقوقی برخوردار شدن شرکت‏های
تجاری،مستلزم یک‏ سری تشریفات شکلی است‏28که قانون‏گذار در قانون تجارت و نیز قانون
ثبت شرکت‏ها (مصوب 1310)بیان نموده است.این تشریفات قانونی،شرکت مدنی را از شرکت‏ تجاری
از نظر شرایط صوری و شکلی متمایز می‏سازد.بعضی از این شرایط جنبه الزامی‏ دارند،به
نحوی که عدم رعایت آن باعث عدم تشکیل شرکت می‏گردد؛مثلا مقنن در مورد شرکت‏های با مسئولیت
محدود،شرکت تضامنی و شرکت نسبی(موضوع مواد 96-118 و 185 قانون تجارت)مقرر می‏دارد:شرکت
وقتی تشکیل می‏شود که تمام‏ سرمایه نقدی آن‏ها تأدیه و سهم الشرکه غیرنقدی نیز تقویم
و تسلیم شود،در غیراین‏ صورت شرکت تشکیل نشده و شخصیت حقوقی پیدا نخواهد کرد.یا در
مورد شرکت‏های سهامی عام و خاص پس از رعایت تشریفات مذکور در مواد 17 و 20 لایحه‏ اصلاح
قسمتی از قانون تجارت،شرکت از تاریخ قبول سمت مدیران و بازرسان تشکیل‏ شده محسوب می‏شود.

از دیگر شرایط
ضروری برای تشکیل شرکت‏های تجاری،وجود یک سری اسناد و مدارکی است که الزاما بایستی
به اداره ثبت شرکت‏ها از ناحیه شرکا و مؤسسین ارائه‏ شود،در غیراین صورت شرکت قابل
ثبت نمی‏باشد.وجود این اسناد مؤید کتبی بودن‏ قرارداد شرکت است،زیرا در همه شرکت‏های
تجاری وجود شرکت‏نامه و بعضا اساسنامه که مهم‏ترین وسیله اثبات عقد شرکت است ضرورت
دارد.البته مقنن در خصوص کتبی بودن قراداد شرکت سکوت کرده است ولی از مقررات مربوط
به قانون‏ ثبت شرکت‏ها و نیز مواد 47 و 48 قانون ثبت اسناد و املاک(مصوب 1310)که به‏
شرکت‏نامه اشاره می‏نماید،می‏توان ضرورت آن را به دست آورد.علاوه بر موارد فوق،لزوم
ثبت شرکت‏های تجاری در اداره ثبت شرکت‏ها و نیز لزوم آگهی شرکت‏نامه و منضمات آن است
که مقنن در مواد 195 و 197 قانون تجارت به آن تصریح نموده است. ماده 6 نظامنامه قانون
تجارت(مصوب 1311)نیز اعلان شرکت‏نامه و منضمات آن را در روزنامه رسمی دادگستری و یکی
از جراید کثیر الانتشار مرکز اصلی شرکت پیش‏بینی‏ نموده است.البته نشر قرارداد شرکت
از شرایط الزامی برای تشکیل شرکت محسوب‏ نمی‏شود،به همین دلیل مقنن در ماده 198 قانون
تجارت عدم رعایت ماده 197 این‏ قانون را از موجبات بطلان شرکت ندانسته بلکه آن را اسباب
بطلان عملیات شرکت به‏ حساب می‏آورد.

 

ج-همکاری(توافق)دو
یا چند نفر

اساس هر شرکتی-اعم
از مدنی و تجاری-مبتنی بر مشارکت و تفاهمی است که‏ بایستی از ابتدای تأسیس شرکت تا
انتها و انحلال آن وجود داشته باشد،حتی اتفاق آرا و اخذ تصمیمات در شرکت‏های مدنی یا
تجاری مبتنی بر همین مشارکت است.قانون‏گذار در مواد 94،116،141،161،183 و 190 قانون
تجارت به لزوم همکاری و مشارکت‏ دو یا چند نفر تصریح نموده است.بنابراین در نظام حقوق
تجارت ما شرکت تک شریکی‏ وجود ندارد،در شرکت‏های سهامی عام نیز تعداد شرکا نباید از
پنج نفر و در سهامی‏ خاص نباید از سه نفر کم‏تر باشد.29

د-ایجاد شخصیت
حقوقی

مهم‏ترین اثر قرارداد
شرکت تجاری،شخصیت حقوقی آن است که قانون‏گذار در مده 583 قانون تجارت آن را برای کلیه
شرکت‏های هفت‏گانه قانون تجارت مقرر داشته‏ است.در اثر این شخصیت حقوقی،تکالیف شرکا
به شخصیتی واحد منتسب می‏شود تا از این طریق،امنیت،اطمینان و نظم بیش‏تری بر روابط
شرکا با یکدیگر و شرکا با اشخاص ثالث به وجود آید.این ویژگی مهم‏ترین رکن شرکت‏های
تجارتی به حساب‏ می‏آید که مؤسسین و شرکا با اتکای به چنین شخصیتی مستقل و با انگیزه،به
عملیات‏ تجاری مبادرت می‏نمایند.این شخصیت دارای آثار و نتایجی از جمله:نام،اقامتگاه،
تابعیت و دارایی مستقل از شرکاء و سهامداران می‏باشد.قانون‏گذار در مرحله انحلال وتصفیه
نیز برای شرکت‏های تجاری قائل به شخصیت حقوقی شده است.نتیجه بقای‏ شخصیت حقوقی شرکت
این است که دارایی شرکت از دارایی شرکا مجزا است و هرگاه‏ این دارایی برای پرداخت طلب
طلبکاران شرکت کافی نباشد،اعلام ورسکستگی‏ شرکت به دلیل وجود شخصیت حقوقی‏اش در زمان
تصفیه امکان‏پذیر خواه
د بود(ماده‏ 127 قانون تجارت).

هـ-آوردن حصه

سرمایهء شرکت از
آورده‏های شرکا و صاحبان سهام تشکیل می‏شود.از ماده 571 قانون مدنی چنین برمی‏آید که
شرکا بایستی هرکدام حق مالکیتی را اعم از وجه نقد یا غیرنقدی،به عنوان آورده و حصه
وارد شرکت نمایند که‏30این آورده به محض تشکیل‏ شرکت و ایجاد شخصیت حقوقی از دارایی
شرکا و سهامداران منفک و در دارایی‏ شخص حقوقی داخل می‏شود.

و-تقسیم سود و
زیان

قصد بردن سود و
تقسیم آن میان اعضا از خصایص شرکت‏های تجاری است.قاعده‏ بر این است که هریک از شرکا
به نسبت سهم خود در نفع و ضرری که به موجب‏ ترازنامهء سالانه تعیین می‏شود،سهیم باشند،مگر
آن‏که برای یک یا چند نفر از آن‏ها در مقابل انجام دادن عملی سود زیادتری منظور شود.چنان‏که
ماده 35 قانون تجارت‏ (مصوب 1311)برای بعضی از سهامداران به موجب رأی مجمع عمومی سهام
ممتازه‏ پیش‏بینی شده است لیکن ایجاد این نوع سهام مشروط به این است که اساس‏نامه آن
را تجویز نموده باشد(تبصره 2 از ماده 24 ل.ا.ق.ت).تقسیم زیان نیز به نسبت سرمایهء
شرکا تقسیم می‏گردد و اساسا صحیح نیست شریکی شرط کند که به هیچ وجه زیان‏های‏ شرکت
را متقبل نخواهد شد؛چنین شرطی باطل است لیکن این بطلان موجب انحلال‏ شرکت(شخص حقوقی)نمی‏گردد،زیرا
اسباب انحلال در شرکت‏های تجاری‏ مخصوص از سوی قانون‏گذار احصا گردیده است.

مبحث سوم:وجوه
افتراق شرکت مدنی و تجاری

الف-تفاوت از نظر
شخصیت حقوقی

گفته شد اثر اصلی
شرکت‏های مدنی اشاعه در مالیکت است حال با توجه به اثر مذکور آیا می‏توان برای شرکت‏های
مدنی شخصیت حقوقی قائل شد.یکی از نویسندگان با پذیرش شخصیت حقوقی این شرکت‏ها به ماده
576 قانون مدنی استناد نموده و گفته است:

این ماده حاکی
از آن است که در شرکت مدنی شرکا می‏توانند قراردادی تنظیم کنند که در آن طرز اداره
اموال شرکت بیان شده باشد و این شبیه به اساس‏نامه و شرکت‏نامه‏ است که در شرکت‏های
تجاری تنظیم می‏شود.هم‏چنین برای تمیز شرکت‏های مدنی‏ از تجاری،در قوانین معیار خاصی
وجود ندارد و تنها نویسندگان به ضابطهء موضوع‏ شرکت این تفکیک را قائل شده‏اند،درحالی‏که
این معیار نمی‏تواند ضابطهء تمام‏ عیاری تلقی شود.31

این نویسنده جهت
به اثبات رساندن شخصیت حقوقی برای شرکت‏های مدنی‏ می‏افزاید:

در حقوق بعضی از
کشورهای اسلامی نظریه قبول شخصیت حقوقی شرکت‏های‏ مدنی پذیرفته شده است.

سپس در این رابطه
به گفته دکتر سنهوری اشاره می‏کند که گفته است:

محاکم مصر در مورد
شخصیت حقوقی شرکت‏های مدنی وضع ثابتی نداشته زیرا گاهی قائل به آن بوده و زمانی منکر
این مطلب شده‏اند.علت این وضع به دکترین و رویه قضایی فرانسه مربوط می‏گردد،زیرا بعضی
از حقوق‏دانان فرانسوی منکر چنین‏ شخصیتی هستند.این پذیرش به استناد موادی از قانون
مدنی فرانسه می‏باشد که در آن به روابط شرکا با شرکت اشاره داشته است نه به روابط شرکا
با یکدیگر،و در حال‏ حاضر دکترین با رویه قضایی هماهنگ گشته و برای شرکت مدنی شخصیت‏
قائل‏اند.32

به نظر می‏رسد
نویسندهء مذکور بدون این‏که در خصوص نظریه قبول شخصیت حقوقی برای شرکت‏های مدنی استدلال
قابل قبولی ارائه بدهد،به سادگی از آن گذشته‏ و به تجزیه و تحلیل آن نپرداخته است.بحث
در خصص شخصیت حقوقی شرکت‏های‏ مدنی به مقاله‏ای مفصل نیاز دارد که از حوزه بحث ما در
این‏جا خارج است،لیکن با عنایت به تفاوت‏های ماهوی و مهمی که بین این دو شرکت وجود
دارد قبول نظریه‏ شخصیت حقوقی برای شرکت‏های مدنی مشکل است و از هیچ متن قانونی به
صراحت‏ نمی‏توان وجود این شخصیت را در حقوق ما به دست آورد،حال آن‏که ماده 583 قانون‏
تجارت کلیه شرکت‏های تجاری را دارای شخصیت حقوقی می‏داند و نیز در حقوق ما برای شرکت‏های
مدنی اصل تفکیک دارایی پذیرفته شده است،حال آن‏که در شرکت‏های تجاری مقنن این اصل را
پذیرفته است و این امر لازمهء شخصیت حقوقی‏ است،زیرا:

 

اولا:قانون در
مبحث شرکت‏های تضامنی در ماده 116 قانون تجارت صراحتا از مسئولیت تضامنی شرکا صحبت
می‏کند و پرواضح است که اساسا تضامن فرع بر تعدد مسئولیت است؛به عبارت دیگر،تضامن بیک‏یک
یا چند ضامن و مضمون عنه در مقابل‏ طلبکار تحقق پیدا می‏کند که در آن،تعهد ضامن جنبه
تبعی دارد؛یعنی به تبع تعهد مضمون عنه مطرح می‏شود.پس در این‏جا دو دارایی متصور است:یکی
دارایی شخص‏ حقوقی به عنوان(مضمون عنه)و دیگری دارایی ضامن یا ضامنین.در نتیجه فرض‏
مسئولیت تضامنی برای شرکا،خود دلیل بر تعهد دارایی و استقلال دارایی شرکت از دارایی
شرکا است.

ثانیا:تضامن در
شرکت‏های تضامنی-طولی است-برخلاف اسناد تجاری که جنبه‏ عرضی دارد-چنان‏که قسمت اخیر
ماده 116 قانون تجارت بیان می‏دارد:«...اگر دارایی‏ شرکت برای تأدیه تمام قروض کافی
نباشد هریک از شرکا مسئول پرداخت تام قروض‏ شرکت است»و طولی بودن تضامن،خود بر وجود
دارایی مستقل و جدا از هم دلالت‏ دارد که مقنن در شرکت‏های تجاری آن را مورد توجه قرار
داده است.

ثالثا:کلیه دیون
شرکت بایستی از محل دارایی شرکت تأدیه شود.بنابراین طلبکاران‏ شخصی شرکا تا زمانی که
شخصیت حقوقی شرکت پا برجا است،حق مراجعه به دارایی‏ شرکت را نخواهند داشت(مستفاد از
مواد 126 و 129 قانون تجارت).

رابعا:مدیون شرکت
در مقابل طلبی که از شریک شرکت دارد و مدیون شرکا در مقابل طلبی که از شرکت دارد حق
استناد به تهاتر نخواهند داشت.(ماده 130 قانون

ب-تفاوت در ماهیت

همان‏طور که به
تفصیل گفته شد هرچند هر شرکت مدنی و شرکت تجاری هر دو ماهیتا نوعی قرارداد محسوب می‏شوند،لیکن
آثار حقوقی و مقتضای ذات هریک با دیگری متفاوت است؛بدین معنا که جوهر و ذات شرکت مدنی
ایجاد اشاعه در مالکیت‏ است درحالی‏که در شرکت‏های تجاری این‏چنین نیست؛به عبارت دیگر
گاه اتحاد مالکیت‏ها و آورده‏های جزء اصالت خویش را از دست داده و با ادغام شدن در
مالکیت‏ جمعی و مشترک وجودی جداگانه می‏یابد که از آن به شخصیت حقوقی تعبیر می‏کنند،
اما در اشاعه،اتحاد مالکیت به کمال نمی‏رسد بلکه تنها موضوع مالکیت‏ها چنان باهم‏ در
می‏آمیزد که تمییز آن‏ها از یکدیگر ممکن نیست،33مانند امتزاج روغن‏های دو ظرف. به بیان
سوم،در اشاعه مالکان با تراضی و اختیار می‏پذیرند که مالکیت‏های خصوصی و مستقل خود
را به مالکیت‏های اشتراکی تبدیل کنند به گونه‏ای که حق هرکدام در عین‏ حال که به صورت
حق عینی موجود است و اصالت دارد،منتشر در مجموع‏34می‏باشد، حال آن‏که در شرکت‏های تجاری
بحث اشاعه و یا مالکیت مشاع مطرح نیست،بلکه این‏ گونه شرکتها به دلیل داشتن شخصیت حقوقی
مستقل دارای آثار و نتایج حقوقی خاص‏ خود می‏باشند.

ج-تفاوت در ماهیت
حقوقی سهم و سهم الشرکة

حق شریک یا صاحب
سهم در شرکت‏های تجاری،خواه از نوع شرکت‏های شخصی‏ باشد یا از نوع شرکت‏های سرمایه‏ای،قبل
از هر چیز یک حق مالی قابل تقویم به پول‏ است.مهم‏ترین خصوصیتی که ماهیت سهم الشرکة
و سهم را در شرکت‏های تجاری از شرکت‏های مدنی جدا می‏کند و این نکته از نتایج قبول
نظریه شخصیت حقوقی برای‏ شرکت‏های تجاری محسوب می‏شود عبارت است از این‏که:آورده شرکا
و سهامداران‏ در شرکت‏های تجاری،به ویژه در شرکت‏های سهامی عام و خاص،تغییر ماهیت‏
می‏دهد؛بدین معنان که در این‏گونه شرکت‏ها به محض تشکیل شرکت،آورده شرکا و صاحبان سهام
از دارایی آن‏ها جدا شده و در دارایی شخصی حقوقی داخل می‏شود و تازمانی که تصفیه صورت
نگرفته است وثیقه تعهدات شرکت(شخص حقوقی)تلقی‏ می‏گردد درحالی‏که در شرکت‏های مدنی،سهم
الشرکه هر شریک در مالکیت وی باقی‏ می‏ماند و اصالت حقوقی خود را از دست نمی‏دهد.در
نتیجه همان حقوقی که مالک در مالکیت مفروز دارد در مالکیت مشاع نیز دارا خواهد بود؛مثلا
اگر غاصبی سهم الشرکه‏ شریک را غصب نماید وی به عنوان مالک مال مشاع و به خاطر حق عینی
که دارد می‏تواند از طریق مراجعه به دادگاه و طرح دعوی رفع تصرف و رفع مزاحمت،احقاق‏
حق نماید.البته حق عینی مالکیت شریک به واسطه مشاع بودنش حالت انحصاری بودن‏ خود را
از دست می‏دهد و باعث می‏گردد که تصرف مادی هر شریک در مال مشاع منوط به اذن دیگر شرکا
باشد زیرا شریک مالک جزئی از دارایی شرکت است و این‏گونه‏ تصرفات و با تصرف در سهم
دیگر شرکا ملازمه دارد.

در شرکت‏های تجاری
رابطهء شخص حقوقی با فردفرد شرکا و سهامدارانش،مبتنی‏ بر یک رابطهء حقوقی دینی است
که به موجب این رابطه هر شریک و صاحب سهم‏ می‏تواند به نسبت سرمایه خود از سود و منافع
به دست آمده منتفع شود و با حضور در مجامع عمومی خود را دخیل در تصمیمات بداند.

به دلیل قبول اصل
تفکیک دارایی در شرکت‏های تجاری،شرکا نسبت به آورده‏ خویش فاقد هرگونه حق عینی می‏باشند،سهم
قسمتی از سرمایه شرکت سهامی است‏ که تعیین‏کننده میزان مشارکت و تعهدات و منافع صاحب
آن در شرکت است.هم‏چنین‏ ورقه سهم،سندی قابل معامله و نماینده تعداد سهامی است که صاحب
آن در شرکت‏ دارد(ماده 24 ل.ا.ق.ت).سهامی هم که در ازای آورده هر شریک تخصیص داده‏
می‏شود،معرف مال معینی از اموال شرکت نیست و در مرحله انحلال نیز عین آورده هر شریک
به وی مسترد نمی‏شود،بلکه پس از ختم تصفیه و پرداخت کلیه دیون،شرکت به‏ نسبت سهام بین
سهامداران تقسیم می‏گردد.به دلیل وجود همین رابطه دینی آورده هر شریک در دارایی شرکت(شخص
حقوقی)ادغام،و ماهیت عینی بودن خود را از دست‏ می‏دهد و نیز،سهام شرکت‏های تجاری
قابل توثیق نمی‏باشند،زیرا این‏گونه سهام معرف‏ میزان مشارکت و تعهدات و منافع صاحب
آن بوده و قابلیت قبض و اقباض را ندارند و چنان‏که در ماده 774 قانون مدنی مقرر شده
است،رهن دین و منفعت باطل است.

د-تفاوت در وضعیت
حقوقی تصرفات شریک

تصرفات شریک در
شرکت‏های مدنی تابع مالکیت مشاع است که بر دو نوع تصرف‏ است:یکی تصرفات حقوقی و دیگری
تصرفات مادی.منظور از تصرفات حقوقی انجام‏ معاملات نسبت به مال مشاع است؛بدین معنا
که هریک از شرکا بدون اذن و رضایت‏ شرکا دیگر جزئا یا کلا می‏توانند عین سهم الشرکة
یا منافع به دست آمدهء از آن را به‏ اشخاص ثالث منتقل نماید بدون این‏که شرکای دیگری
بتوانند مانع از این انتقال شوند. ماده 583 قانون مدنی در این رابطه چنین مقرر می‏دارد:

 

«هریک از شرکا
می‏تواند بدون رضایت شریک دیگر سهم خود را جزئا یا کلا به‏ شخص ثالثی منتقل کند.»

حال آن‏که در شرکت‏های
تجاری،نقل و انتقال سهم و سهم الشرکه تابع تشریفات‏ خاص قانونی است و به نوع شرکت بستگی
دارد؛به عنوان مثال،در شرکت‏های شخص، مثل شرکت تضامنی و نسبی و تا حدودی در شرکت با
مسئولیت محدود،به دلیل اهمیت‏ شخصیت شرکا با عنایت به مواد 123،102 و 103 قانون تجارت،اصل
بر عدم انتقال‏ سهم الشرکه است،درحالی‏که در شرکت‏های سهامی عام و خاص چون سرمایه شرکت‏
منقسم به سهام می‏شود،اصل بر آزادی نقل و انتقال سهام است.ماده 24 ل.ا.ق.ت در این زمینه
در تعریف سهم‏چنین بیان می‏دارد:

«...ورقه سهم سند
قابل معامله است که نماینده تعداد سهامی است که صاحب آن در شرکت سهامی دارد.»

سهم اگر بی‏نام
باشد نقل و انتقال آن به قبض و اقباض صورت می‏گیرد و اگر با نام‏ باشد بایستی در دفتر
ثبت سهام شرکت به ثبت برسد(مواد 39 و 40 ل.ا.ق.ت).

از جهت تصرفات
مادی نیز در شرکت‏های مدنی هیچ یک از شرکا نمی‏توانند بدون‏ اذن سایرین در مال مشاع
تصرف فیزیکی نمایند،زیرا تصرف مادی شریک در مال مشاع‏ با تصرف در حق مالکیت دیگران
ملازمه دارد،مگر این‏که متصرف مأذون در تصرف‏ باشد و در شرکت‏های تجاری نیز به طریق
اولی این‏گونه تصرف ممنوع است،زیرا برابر اصل تفکیک دارایی،آورده و حصهء شرکا و سهامداران
متعلق به شخصیت حقوقی است‏ و حتی در مرحله تصفیه و انحلال نیز به خاطر آن‏که دارایی
شرکت وثیقه تعهدات‏ شرکت است شرکا و سهامداران حق تصرف فیزیکی در حصص و آورده‏های خودندارند.ماده
145 قانون تجارت در این زمینه چنین مقرر می‏دارد:

«شریک با مسئولت
محدود نه به عنوان شریک حق اداره کردن شرکت را دارد،نه‏ اداره امور شرکت از وظایف اوست.»

البته عدم تصرف
مادی شرکا و صاحبان سهام در شرکت‏های تجاری مانع از حق‏ کسب اطلاع ایشان از وضعیت شرکت
نمی‏شود.

ماده 147 در این
خصوص مقرر می‏دارد:

«هر شریک با مسئولیت
محدود حق نظارت در امور شرکت داشته و می‏تواند از روی‏ دفاتر و اسناد شرکت برای اطلاع
شخص خود راجع به وضعیت مالی شرکت صورت‏ خلاصه ترتیب دهد،هر قراردادی که بین شرکا برخلاف
این ترتیب داده شود از درجه‏ اعتبار ساقط است.»35

هـ تفاوت در نمایندگی
شرکت‏های مدنی و تجاری

یکی از نتایج شخصیت
حقوقی داشتن شرکت‏های تجاری این است که می‏تواند از نظر حقوقی بیان عقیده نموده و نماینده
منافع قانونی شرکت به حساب آید.توضیح این‏ که:در شرکت‏های تجاری،مدیران(اعم از مدیر
عامل و اعضای هیئت مدیره)نماینده‏ شرکا و صاحبان سهام نمی‏باشند بلکه نماینده شخص حقوقی
هستند که به نام و به‏ حساب شخص حقوقی بیان اراده نموده و به انعقاد قرارداد،امضای
اسناد تعهدآور و دخالت در اعمال اجرایی شرکت،مبادرت می‏کنند حال آن‏که در شرکت‏های
مدنی این‏ چنین نیست؛اگر مدیری به اتفاق شرکا انتخاب شد این مدیر نماینده شرکا است
و اگر شرکا نیز مدیری انتخاب ننمایند هر نوع تصرف حقوقی و مادی منوط به اذن همگی‏ شرکا
است؛به بیان دیگر،مشروعیت تصرفات مدیر در اداره مال مشاع ناشی از اذنی‏ است که به موجب
عقد شرکت ایجاد شده و هرگونه تغییر در حدود اختیارات مدیر یا تعیین مدیر جدید باید
با موافقت همهء شرکا انجام پذیرد؛در صورتی که این ویژگی با طبیعت شرکت‏های تجاری سازگاری
ندارد،زیرا جلب رضایت شرکا،به ویژه در شرکت‏های سهامی،کار آسانی نیست و از طرفی اذن
همیشه قابل رجوع می‏باشد.

بنابراین،نظریه
نمایندگی در شرکت‏های تجاری در واقع یکی از آثار عملی پذیرش‏ شخصیت حقوقی برای آن‏ها
است در نتیجه اولا:از نظر شکلی،نصب و عزل مدیر ومدیر عامل شرکت‏های تجاری تابع تشریفات
خاص قانونی است که معمولا به وسیله‏ مجمع عمومی شرکا و صاحبان سهام صورت می‏گیرد36.ثانیا:نوع
نمایندگی مدیران در شرکت‏های تجاری به تأسی از شخصیت تجاری این شرکت‏ها می‏باشد بنابراین
کلیه‏ اعمال و معاملات مدیران که به نام و به حساب شرکت صورت می‏گیرد از نظر حقوقی‏
تابع معاملات تجارتی خواهد بود،زیرا ماده 20 قانون تجارت کلیه شرکت‏های هفت‏گانه‏ را
تاجر می‏داند پس نمایندگی این‏گونه شرکت‏ها نیز به تبع شخصیت تجاری شرکت با توجه به
بند 3 از ماده 3 و نیز ماده 5 قانون تجارت‏"نمایندگی تجاری‏"محسوب می‏شود،
حال آن‏که نمایندگی مدیران در شرکت‏های مدنی از نوع نمایندگی مدنی است.

ثالثا:در نحوه
انتصاب مدیر و مدیران به عنوان نماینده شخص حقوقی،به اتفاق آرای‏ شرکا و سهامداران
نیازی نیست بلکه نظر اکثریت ملاک انتصاب و تصمیم‏گیری است؛به‏ عبارت دیگر،نظر اکثریت
شرکا بر اقلیت تحمیل می‏شود درحالی‏که در شرکت‏های‏ مدنی اداره و مدیریت شرکت بایستی
به اتفاق نظر کلیه شرکا باشد چرا که تصرف‏ شریک بدون اذن دیگران در مال مشاع جایز نیست
و فضولی محسوب می‏شود.

رابعا:در اداره
مال مشاع در شرکت‏های مدنی،مقنن اصل ما لکیت اراده جمع را محترم شمرده و نافذ می‏داند،چنان‏که
در 576 قانون تجارت نیز طرز اراده اموال‏ مشترک را تابع شرایط مقرر بین شرکا می‏داند،حال
آن‏که در شرکت‏های تجاری،به ویژه‏ در شرکت‏های سهامی،اصل حاکمیت اراده زمانی نفوذ حقوقی
پیدا می‏کند که در چهارچوب مقررات قانونی خصوصا قانون تجارت و اساسنامه شرکت صورت بگیرد
(مواد 270 و 142 ل.ا.ق.ت.)

خامسا:از نظر حدود
و قلمرو مسئولیت نیز وضعیت مدیران شرکت‏های تجاری‏ کاملا با وضعیت حقوقی مدیران در
شرکت‏های مدنی متفاوت است،زیرا در شرکت‏های مدنی تصرف هریک از شرکا در مال مشترک مبتنی
بر اذن است و از جهت‏ سلطه‏ای که چنین شریکی بر مال مشترک پیدا می‏کند وضع او مانند
امین است و احکام‏ مستودع و امین در مورد وی اجرا می‏شود(مواد 631 و 584 قانون مدنی)حال
آن‏که در شرکت‏های تجاری مسئولیت مدیر یا مدیران شرکت‏ها وسیع‏تر و سنگین‏تر خواهد
بود، زیرا در شرکت‏های تجاری به ویژه در شرکت‏های سهامی،مقنن حقوق اشخاص ثالث را در
مقابل شرکت تضمین نموده و از آنان حمایت کرده است(مستفاد از ماده 118 ل.ا.ق.ت و ماده
105 قانون تجارت).بنابراین مسئولیت مدیران به تناسب عملکرد
خویش و برحسب مورد ممکن است در مقابل اشخاص ثالث،شرکا و
سهامداران و نیز شخص حقوقی،تضامنی،انفرادی و یا اشتراکی باشد(مواد 135،142،143،273
ل.ا.ق.ت
).

مبحث
چهارم:چگونگی تمیز و تشخیص شرکت‏های مدنی از شرکت‏های تجاری

قبل از ارائه معیار و ضوابطی در خصوص تمیز و تشخیص شرکت‏های مدنی از تجاری،لازم است موضوع حقوق تجارت ایران در این زمینه که از کدام سیستم حقوقی‏ پیروی می‏کند،مشخص شود.این بحث نه تنها در حقوق ایران بلکه در اکثر قریب به‏ اتفاق کشورهای دنیار مطرح گردیده و در قوانین تجاری این کشورها آثار خود را بر جای‏ گذاشته است.عمده مباحث حول دو محور اساسی دور می‏زند:یکی‏"مفهوم‏ موضوعی‏"حقوق تجارت و دیگری‏

"مفهوم شخصی‏"آن.

الف-مفهوم
موضوعی

در برخی
کشورها حقوق تجارت،حقوق اعمال یا معاملات و به عبارتی حقوق‏ عملیات تجاری است،ازاین‏رو در این نظام آن را به مفهوم یا سیستم موضوعی تعبیر کرده‏اند.برمبنای این
مفهوم،حقوق تجارت مجموعه‏ای از قوانین و مقرراتی است که بر معاملات تجاری حکومت
دارد و اعمال یا معاملات تجاری هسته مرکزی حقوق تجارت‏ را تشکیل می‏دهد37؛به عبارت
دیگر،حقوق تجارت در این نظام،حقوق اعمال، قراردادها و تعهدات تجاری است
.

ب-مفهوم شخصی

در پاره‏ای دیگر
از کشورها حقوق تجارت،حقوق تجّار است.براساس این نظریه‏ اعمال یا معاملات تجاری
جنبه فردی دارد و این تاجر است که نقش عمده را ایفا می‏کند
.
بنابراین حقوق تجارت،حقوق حاکم بر تجّار و روابط میان آن‏ها است و اعمالی تجاری‏ محسوب می‏شود که توسط شخص تاجر انجام می‏گیرد،حال آن‏که اگر همین اعمال را غیرتاجر انجام دهد تجاری نخواهد بود.38

ج-موضع حقوق ایران

برخی از اساتید
حقوق تجارت ما بر این باورند که قانون تجارت ما به تبع ماده اول از قانون تجارت فرانسه
از مفهوم موضوعی پیروی کرده است‏39،زیرا ماده 1 قانون تجارت‏ در تعریف تاجر می‏گوید:

«تاجر کسی است
که شغل معمولی خود را معاملات تجاری قرار بدهد.»

پس این معاملات
است که تاجر را به وجود می‏آورد نه این‏که تاجبر به معاملات جنبه تجاری‏ بدهد،این استدلال
هرچند به ظاهر منطقی جلوه می‏کند اما به نظر می‏رسد که نظام حقوق تجارت‏ ما یک‏"نظام
مختلط"می‏باشد،یعنی قانون تجارت ما هر دو سیستم را پذیرفته است.به همین‏ اعتبار
برخی از اساتید حقوق تجارت ما از تلفیق مواد 1 و 2 که اعمال یا معاملات تجارتی را اساس‏
قرار داده است از یک طرف و مواد 3 و 5 که شخصیت تاجر را مد نظر قرار داده است از طرف‏
دیگر،چنین نتیجه گرفته‏اند که قانون تجارت ایران مثل قانون تجارت فرانسه گرچه ظاهرا
مفهوم‏ موضوعی را در نظر گرفته است ولی عملا مخلوطی است از دو مفهوم،و این امری که
کاملا طبیعی‏ است چون حقوق تجارت فطرتا هم حقوق اعمال تجاری است و هم حقوق تجار.40با
این وصف، ماده 1 قانون تجارت تاجر را براساس معاملاتش به ما معرفی کرده است،بنابراین
در نظام ما بایستی اصل رابر سیستم موضوعی بنا نهاد،زیرا سیستم شخصی در کنار سیستم موضوعی،جنبه‏
فردی و تبعی دارد؛به عبارت دیگر،در سیستم قانون تجارت ایرن شخصیت تاجر براساس‏ معاملاتش
شکل می‏گیرد،زیرا اگر تاجری شغل معمولی‏اش را"معاملات تجاری‏"قرار ندهد مفهوم
شخصی تحقق پیدا نمی‏کند.

حال که این موضع
روشن گردید برای شناسایی شرکت مدنی از شرکت تجاری باید گفت:در قوانین ما معیار تمار
عیاری وجود ندارد که به سهولت بتوان این دو نوع شرکت ر از یکدیگر تفکیک و شناسایی نمود،باوجوداین
می‏توان از استقرای در قوانین تجاری ضوابط و معیارهایی‏ را به دست آورد:

ضابطه اول:ضابطه
نوعی یا موضوعی

بعضی از حقوق‏دانان
برای تمیز شرکت مدنی از تجاری ملاک و ضابطه را موضوع‏ عملیات شرکت می‏دانند؛بدین معنا
که اگر موضوع اعمال شرکتی،اعمال تجاری نباشد آن شرکت مدنی است و در غیر این صورت،تجاری
محسوب می‏شود.41قانون‏گذار تجارت ایران نیز این ضابطه را در نظر گرفته و در تعریف شرکت
با مسئولیت محدود درماده 94،شرکت تضامنی در ماده 116،شرکت نسبی در ماده 186 و شرکت
مختلط سهامی در ماده 141 قانون تجارت قید"برای امور تجارتی‏"را ذکر کرده
است.منظور از قید مذکور این است که برای این‏که شرکت‏های یاد شده تجاری محسوب شوند
بایستی‏ موضوع عملیاتشان را یک یا چند نوع از معاملات احصا شده در ماده 2 قانون تجارت‏
قرار دهند.

بسیاری از اعمال
و معاملات شرکت‏های تجاری به خودی‏خود مدنی بوده و تجاری‏ محسوب نمی‏شوند لیکن می‏توان
از طریق اعمال نظریه تبعی بودن اعمال تجاری،به‏ آن‏ها جنبه تجاری داد؛مثلا اگر مجمع
عادی یک شرکت تجاری تصمیم بگیرد مبلغی را به عنوان پاداش سالیانه به کارگران شرکت پرداخت
کند این عمل هرچند جنبه مدنی‏ دارد لیکن به تبع شخصیت تاجر(شرکت تجاری)وصف تجاری به
خود گرفته و عمل‏ بازرگانی محسوب می‏شود.

بند 4 از ماده
قانون تجارت نیز کلیه معاملات شرکت‏های تجاری را به اعتبار تاجر بودن یکی از متعاملین
یا هر دو،تجاری می‏داند.هم‏چنین در ماده 5 این قانون اماره‏ای‏ قانونی به دست می‏دهد
که به موجب آن:

«کلیه معاملات
تجار تجارتی است،مگر این‏که ثابت شود معامله مربوط به امور تجارتی نیست.»

بنابراین هرگاه
شک شود که آیا فلان معامله تاجر تجارتی است یا خیر با توجه به‏ اماره مذکور که در واقع
قرینه‏ای بر ضابطه شخصی بودن اعمال تجارتی است،آن معامله‏ را بر تجاری بودنش حمل می‏نمایین.

 

 

 

ضابطه دوم:شکل
اعمال

گاه مقنن شکل اعمال
را ضابطه تمیز وصف تجاری از غیرتجاری قرار داده است و به موضوع و شخصیت شرکت اعتنایی
نمی‏کند؛برای مثال،قانون‏گذار در اسناد تجاری،42ملاک تجاری بودن عمل را شکل و قالب
برات دانسته است و در بند 8 از ماده‏ 2 قانون تجارت معاملات برواتی را اعم از این‏که
بین تاجر،باشد یا غیرتاجر تجارتی‏ محسوب کرده است.

در شرکت‏های سهامی
نیز قانون‏گذار از همین ضابطه پیروی نموده است و در ماده 2 لایحه اصلاح قسمتی از قانون
تجارت مقرر داشته است:«شرکت سهامی شرکت‏ بازرگانی محسوب می‏شود ولو این‏که موضوع عملیات
آن امور بازرگانی نباشد».

 

 

پی‏نوشت‏ها:

(1).مهدی شهیدی.وضعیت
حقوقی تصرفات شریک در مال مشاع،فصل‏نامه حق،دفتر 6،تیر-شهریور 1365،ص 33.

 

(2).ناصر کاتوزیان،عقود
معین؛صلح،عطایا،مشارکت‏ها(چاپ اول:تهران،انتشارات اقبال)ص 9.

 

(3).شهید ثانی،مسالک
الافهام و محقق ثانی،جامع المقاصد(چاپ اول:منشورات مکتبه‏ امیر المومنین صلّیاللّه
علیه‏ و اله و سلّم،1414 ق)فقه الشرکه،ص 27 و 36.

 

(4).سید محمود
کاشانی،شرکت مدنی،نشریه دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی،دوره دوم،ش‏ 2،فروردین
1365،ص 20.

 

(5).ناصر کاتوزیان،همان،ص
23 و مرتضی حسینی،شرکت و مفاهیم آن و مختصات شرکت مدنی، فصل‏نامه حق،دفتر هفتم،مهر-آذر-1356،ص
41 به بعد.

 

(6).عبد الکریم
موسوی اردبیلی،فقه الشرکة علی نهج الفقه و القانون(چاپ اول:منشورات مکتبه‏ امیر المؤمنین
صلّی اللّه علیه و اله و سلّم،1414 ق.)ص 33 به نقل از:آیة الله بروجردی.

 

(7).همان،ص
33.

 

(8).شیخ صدوق،المقنع
چاپ شده در:سلسلة الینابیع الفقهیه(چاپ اول:بیروت،1410 ق)ج 17،ص 3.

 

(9).شیخ مفید،المقنعة،ص
623،624 و عبد الکریم موسوی اردبیلی،همان،ص 29.

 

(10).ابن ادریس
حلی،سرائر چاپ شده در:سلسله الینابیع الفقهیة،ج 17،ص 28.

 

(11).سید مرتضی،علم
الهدی،الانتصار،ج 17،ص 7.

 

(12).عبد الکریم
موسوی اردبیلی،همان،ص 28 به نقل از:سید احمد خوانساری،جامع المدارک.

 

(13).سید محمود
کاشانی،همان،نشریه دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی،دوره دوم،ش 2،فروردین‏ 1365،ص
2 و ناصر کاتوزیان،همان،ص 12 به بعد.

 

(14).سید محمد
کاظم طباطبائی،العروة الوثقی(المکتبة العلمیة الاسلامیة،1399 ق)باب شرکت،مسئله‏ دون.

 

(15).سید محسن
طباطبائی حکیم،مستمک العروة الوثقی(قم،دار الکتب العلمیه)ج 13،ص 12 به بعد.

 

(16).محمد تقی
خوئی،مبانی العروة الوثقی(تقریرات درس آیة الله خوئی)قم،مدرسه دار العلم،1409 ق) جزء
3،ص 253 به بعد.

 

(17).مصطفی عدل،حقوق
مدنی(انتشارات امیر کبیر)ص 374 به بعد.

 

(18).همان.

 

(19).مصطفی کمال
طه.القانون التجاری(چاپ سوم:بیروت،دار الجامعیة،1991 م)ص 232.

 

(20).الیاس ناصیف،الکامل
فی القانون التجاری(چاپ دوم:بیروت،منشورات عویدات،1992 م)ص 15.

 

(21).ر.ک:عبد الرزاق
سنهوری،الوسیط فی شرح القانون المدنی(چاپ اول:بیروت،دار الحیاة،1964 م)ج‏ 5،ص 219؛سمیر
عالیه قاض،اصول القانون التجاری(بیروت،المؤسسة التجاری الجامعیة للدرسات، 1996 م)ص
221 به بعد و محمد فوزی سامی،شرح القانون التجاری(بیروت،در المکتبه التربیة، 1997 م)ص
3 به بعد.

 

(22).حسن ستوده‏تهرانی،حقوق
تجارت(تهران،انتشارات دانشگاه تهران،1346)ج 1،ص 172.

 

(23).ربیعا اسکینی،حقوق
تجارت(چاپ اول:تهران،انتشارات سمت،پاییز 1375)ج 1،ص 15.

 

(24).منصور صفری،تحولات
حقوق خصوصی(تهران،انتشارات دانشگاه تهران،1371)چ 2،ص 185 به‏ بعد.

(25).حسن ستوده‏تهرانی،همان،ص
170.

 

(26).منظور لایحه
اصلاح قسمتی از قانون تجارت(مصوب اسفندماه 1374 است)که قانون‏گذار این لایحه‏ را در
300 ماده در مورد شرکت‏های سهامی عام و خاص وضع نموده است.

 

(27).ر.ک:قانون
تجارت،مواد 117،118،134 و 218.

 

(28).الیاس ناصیف،الشرکات
التجاریة(چاپ دوم:بیروت،منشورات عویدات،1992 م)ج 2،ص 35 به‏ بعد و محمد فوزی‏سامی،همان،ص
73 به بعد.

 

(29).مستفاد از
مواد 3 و 107،105 قانون تجارت.

 

(30).برای مطالعه
بیش‏تر در خصوص آورده شرکا ر.ک:ربیعا اسکینی،همان،ج 1،ص 19-20 و حسن‏ ستوده‏تهرانی،همان،ج
1،ص 157-158.

 

(31).محمد جواد
صفار،شخصیت حقوقی(چاپ اول:تهران،نشر دانا،1373)ص 182 و 183.

 

(32).همان.

 

(33).سمیر عالیة
قاض،همان،ص 250.

 

(34).ناصر کاتوزیان،همان،ص
9 و 10.

 

(35).راجع به حق
کسب اطلاع سهامداران در شرکت‏های تجاری ر.ک.:مادهء 170 قانون تجارت و ماده 139 لایحه
اصلاح قسمتی از قانون تجارت.

 

(36).شرایط حاکم
بر نحوه تشکیل و رسمیت یافتن آن و دیگر تشریفات قانونی مجمع عمومی را از اجتماع‏ ساده
شرکا متمایز ساخته است زیرا مجمع لزوما به منزله اجتماع همه شرکا نیست(محمد فوزی‏سامی،
همان،ص 237 به بعد).

 

(37).بهروز اخلاقی،جزوهء
درس حقوق تجارت،انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی تهران،مقطع کارشناسی‏ ارشد،سال 71،ص
162؛سمیر عالیة قاض،همان،ص 10 و مصطفی کمال طه،القانون التجاری،ص‏ 57 به بعد.

 

(38).بهروز اخلاقی،همان،ص
167.

 

(39).محمود عرفانی،حقوق
تجارت(چاپ چهارم:تهران،انتشارات جهاد دانشگاهی،1369)ج اول،ص‏ 48 و حسینقلی کاتبی،حقوق
تجارت(چاپ چهارم،تهران،چاپ مصور،1353)ص 7.

 

(40).آذر کیوان‏آذری،جزوه
حقوق تجارت 2،ص 46 و 47.

 

(41).عبد الرزاق
سنهوری،همان،ص 232 و 233 و الیاس ناصیف،همان،ص 28 به بعد.

 

(42).مصطفی کمال
طه،همان،ص 87.