جدیدترین اخبار و قوانین حقوقی (علی فتحی وکیل پایه یک دادگستری و مدرس دانشگاه )

حقوقی ----------- از تمام بازدیدکنندگان عزیز و گرانقدر التماس دعا دارم

استفتائات از ایات عظام در مورد حرمت نکاح در ایام عده و علت نگه داشتن عده

 بنام خدا

قبل از مسائل علت فقهی نگه داشتن عده ؟؟؟

دلائل قطعی و حتمی احکام شرعی بر ما مخفی است و آنچه از ائمه معصومان (صلوات الله علیهم) به ما رسیده به بخشی از حکمت قوانین شرعی اشاره دارد، مثلا در مورد سؤال فوق امام کاظم علیه السلام فرمود: عده سه ماهه برای طلاق به دلیل این است که ثابت شود رحم زن خالی است، اما عده وفات به دلیل این است که نهایت صبر زن چهار ماه است(1)

و آنچه مازاد بر روایات گفته می شود جنبه استحسان و بیان احتمالات دارد مثلا گفته شده علت عده وفات،‌ حفظ حرمت شوهر و احترام به احساسات اقوام اوست.

اما همه فلسفه احکام شرعی در یک کلمه خلاصه می شود و آن اینکه تسلیم امر پروردگار بودن بهترین علت و فلسفه احکام شرعی است و بس، در واقع مؤمن واقعی تمام این اعداد و ارقام را بر سر گذاشته و به آنها عمل می کند چون یقین دارد از منبع فیض الهی صادر شده است، و جلب رضایت خالق هستی بهترین و والاترین هدف برای مؤمن واقعی است.

موفق باشید. منبع:http://www.askquran.ir/thread359-9.html

(1) ر.ک: بحارالانوار ج 101 ص 185.

//////

حرمت نکاح در زمان عده

استفتائات انجام پذیرفته به شرح ذیل از ایات عظام

 

1- زنا در عده طلاق خلع باعث حرمت ابدی میشه ؟

2- زنا در عدّه عقد دائم چه حکمی دارد؟ آیا موجب حرمت ابدی می شود؟

مقام معظم رهبری آیت الله خامنه ای : 1- در فرض سؤال ارتباط مذکور حرام بوده و ازدواج شما با یکدیگر مطلقاً حتی بعد از اتمام عدّه جایز نیست.

2- جایز نیست و موجب حرمت ابدی می شود.

آیت الله وحید خراسانی: 1- اگر مردی با زنی که در عده طلاق خلع است و به آنچه به شوهرش برای طلاق بذل کرده رجوع ننموده زنا کند بعد از تمام شدن عده زن می تواند با او ازدواج کند ولی به شرطی که طلاق خلعی او واجد شرایطی باشد که برایتان می فرستم .

در خلع ، کراهت زوجه از زوج و عدم کراهت زوج از زوجه شرط است و باید کراهت در حدی باشد که زوجه بترسد حقوق واجبه شوهر را رعایت نکند ولی کراهت معتبره در صحت خلع اعم است از این که به جهت ذات زوج باشد (مثل زشت بودن قیافه او یا بدخلقی او) یا عرضی باشد یعنی به جهت بعضی از اعمال صادر از او باشد که بر خلاف سلیقه زوجه است در صورتی که آن عمل ظلم به زوجه و غصب حقوق واجبه زوجه نباشد مانند نفقه اما اگر منشاء کراهتِ زوجه، ظلم زوج به زوجه یا غصب حقوق واجبه زوجه از ناحیه زوج باشد بذل واقع از ناحیه زوجه باطل است و طلاق خلع واقع نمی شود.

چنانچه به هیچ نحوه ای زوجه از زوج کراهت نداشته باشد و طلاق خلع داده شود بذل زوجه و طلاق هر دو باطل است و این دو هنوز زن و شوهر هستند.

مگر این که مرد مالک بذل شود به سبب مستقل دیگری مثلا مردى که زن خودرا طلاق رجعى داده ، اگر مالى از او بگیرد و با او صلح کند که دیگر به او رجوع نکند ، واجب است به مقتضاى صلح عمل کند ، ولى اگر رجوع کرد رجوع او صحیح است ولی زن می تواند عقد صلح را به جهت مخالفت مرد با شرط فسخ کند و مالش را پس بگیرد.

2- اگر با زنى که در عدّه طلاق رجعى است زنا کند ، آن زن ـ بنابر احتیاط ـ بر او حرام ابدی مى شود ، و اگر با زنى که در عدّه متعه یا طلاق بائن یا عدّه وفات است زنا کند ، بعد مى تواند اورا عقد نماید.

طلاق بائن آن است که بعد از طلاق ، مرد حقّ ندارد به زن خود رجوع کند ، یعنى بدون عقد او را به زوجیّت خود برگرداند ، و آن بر پنج قسم است:

(اوّل) طلاق زنى که نُه سالش تمام نشده باشد.

(دوم) طلاق زنى که یائسه باشد.

(سوم) طلاق زنى که شوهرش بعد از عقد با او نزدیکى نکرده باشد.

(چهارم) طلاق سوم زنى که او را سه دفعه طلاق داده اند.

(پنجم) طلاق خلع و مبارات.

و غیر اینها طلاق رجعى است ، به این معنى که تا وقتى زن در عدّه است شوهرش مى تواند به او رجوع نماید.

آیت الله سیستانی : 1- اگر در زمان عده عقد کرده باشد و دخول هم صورت گرفته باشد حرمت ابدی می شود

2- بله حرمت ابدی می شود به احتیاط واجب 

http://talabehpasokhgoo.parsiblog.com/

اتمام.

/////////////////////

شروع:

عدّه  ى طلاق

 

عقد موقت زن در عدّه خلع توسط زوج

905. کسى که زنش را طلاق خلع داده است، آیا مى  تواند در عدّه  اش او را براى خود صیغه  ى موقّت کند؟

ج. آرى، مى  تواند.

 

عدّه  ى زانیه

906. زنى که از زنا باردار شده با زانى یا غیر او ازدواج مى  کند. آیا احتیاج به عدّه دارد؟ و اگر شوهرش او را بعد از ازدواج طلاق دهد، آیا عدّه دارد؟ و در صورتى که عدّه دارد، آیا عدّه  ى او ابعد الأجلین است یا عدّه  ى اقراء؟

ج. زانیه عدّه  اى از زنا ندارد و اگر شوهرش او را بعد از دخول طلاق دهد، عدّه  ى او مثل عدّه  ى غیر حامل است که سه طهر یا سه ماه باشد.(جامع المسائل، ج 3، ص 589.)

 

حصول عدّه  ى حامل در سقط جنین عمدى

907. در طلاق حامل ـ که عدّه  ى آن به وضع حمل است ـ ، آیا اسقاط جنین عمدى را هم شامل مى  شود؟

ج. شامل مى  شود.

طلاق زن پس از تزریق نطفه

908. نطفه  ى مردى را پس از ازدواج در رحم عیالش تزریق مى  کنند و حامله مى  شود و قبل از دخول او را طلاق مى  دهد. آیا حکم طلاق قبل از دخول را دارد و عدّه ندارد و یا حکم طلاق حامل را دارد؟

ج. احتیاط دومى است، بلکه لزوم احتیاط مذکور خالى از وجه نیست. (جامع المسائل، ج 3، ص 584)

 

یائسه شدن زن در عده طلاق

909. زن مطلّقه  اى پس از طلاق، یک یا دو بار عادت ماهانه دیده و سپس یائسه شده است. آیا باقى مانده  ى عدّه ساقط است؟

ج. مدت باقى مانده ساقط نمى  شود؛ بلکه باید تا آن مدّتى را که اگر یائسه نمى  شد عدّه  اش طول مى  کشید، عدّه  اش را ادامه دهد.

 

عده  ى وطى به شبهه

910. ابتداى عدّه وطى به شبهه چه زمانى است؟

ج. بعد از وطى است.

 

حکم عدّه در صورت رجوع و طلاق مجدّد

911. شخصى عیال خود را که مدخوله بوده، طلاق رجعى داده است و در عدّه به زن رجوع مى  کند و قبل از دخول، مجدّدا بعد از چند روز طلاق مى  دهد. آیا او مطلّقه غیرمدخوله است و عدّه ندارد یا براى طلاق دوّم باید عدّه نگه دارد؟

ج. باید از طلاق دوّم عدّه نگه دارد.

 

لزوم عدّه در صورت یقین به عدم حاملگى

912. امروزه از نظر پزشکى، امکانات آزمایشگاهى و تجهیزاتى، نظیر سونوگرافى وجود دارد که در کوتاه ترین زمان مى  توان به طور قطع یقین حاصل نمود که زنى در اثر هم بسترى و نزدیکى باردار شده است یا خیر. با چنین فرضى آیا مدّت عدّه همان است که قبلاً آورده شده یا قابل تغییر است؟

ج. قابل تغییر نیست.

 

عدّه طلاق کسى که داروى ضد حاملگى مصرف مى  کند

913. امروزه با استفاده از دارو [خوراکى، تزریقى] یا به کار بردن وسایل پیشگیرى، به طور قطع مى  توان از باردارى زن متعاقب مقاربت، ممانعت کرد، با چنین فرضى آیا براى زنانى که از امکانات فوق  الذّکر استفاده مى  نمایند و در عقد دایم یا متعه مى  باشند، هنگام متارکه لازم است عدّه نگه دارند یا خیر؟

ج. عدّه لازم است.

 

ازدواج با زن در عدّه

914. ازدواج دایم یا موقت با زنى که در عدّه است، چه صورتى دارد؟ اگر جاهل به این حکم باشند و امکان دسترسى به حکم نداشته باشند و ازدواج صورت پذیرد، ازدواج آن ها چه حکمى دارد؟

ج. ازدواج در عده باطل است و اگر هیچ کدام نمى  دانسته  اند که زن در عده است و یا این که نمى  دانسته  اند که عقد کردن در عده حرام است، در صورتى که مرد با او در زمان عده نزدیکى کرده باشد، آن زن بر او حرام مى  شود و اگر نزدیکى بعد از زمان عده بوده است، عقد باطل است، ولى زن بر او حرام نمى  شود، بلکه مى  تواند بعدا زن را عقد نماید.

 

لزوم عدّه بر کسى که رحم ندارد

915. در اثر عمل جراحى، رحم خانمى را برداشته  اند یا لوله  هاى رحم او را بسته  اند که آبستن نمى  شود. چنین خانمى را اگر طلاق بدهند و یائسه نباشد، آیا عدّه دارد؟

ج. اگر به او دخول شده باشد، عدّه دارد.

 

ملاحظه  ى سال قمرى در احتساب سنّ یائسگى

916. آیا مراد از پنجاه یا شصت سال براى یائسه شدن زنان سیّده و غیر سیّده، سال قمرى است یا شمسى؟ اگر قمرى است، به سال شمسى چه مقدار مى  شود؟

ج. ظاهرا سال قمرى است. و نسبت بین سال قمرى و شمسى، به زیادتى مخصوص شمسى در هر سال معلوم مى شود که در پنجاه و شصت چه قدر مى  شود، (60 سال قمرى برابر است با 58 سال و 2 ماه و 18 روز شمسى، و 50 سال قمرى برابر است با 48 سال و 6 ماه و 17 روز شمسى.)

 

عدّه زن مطلّقه  اى که به غیر از دخول حامله شده

917. در صورتى که طلاق پیش از دخول باشد، در حالى که زن حامله است و از راه جذب منى یا تلقیح مصنوعى، منى شوهر در رحمش قرار گرفته  باشد، آیا زن باید عدّه نگه دارد؟

ج. لزوم عده نگه داشتن موافق احتیاط است؛ بلکه لزوم احتیاط مذکور خالى از وجه نیست. (جامع المسائل، ج 3، ص 584.)

 

ازدواج بدون رعایت عدّه

918. دخترى را براى پسرى عقد کرده  اند. پسر از دبر دخول نموده و بعد طلاق گرفته است. سپس آن دختر را بدون عدّه براى پسر دیگرى عقد کرده  اند. آیا اشکال دارد.

ج. عدّه دارد و عقد در عدّه باطل است و در مورد سؤال براى ازدواج دوّم به مسأله  ى 1920 و 1919 رساله مراجعه شود.

عده پس از ازدواج موقت

919. آیا زن پس از ازدواج موقت باید عده نگه دارد و آیا این عده نگه داشتن اجحاف به زن نیست؟

ج. اگر در آن عقد نزدیکى بوده، باید عده نگه دارد.

 

عده ازدواج موقت

920. عده زن صیغه  اى چه قدر است؟

ج. بعد از اتمام مدت یا بذل مدت باید تا دو حیض کامل عده نگه دارد.

 

عقد موقت و بذل مدت

921. اگر کسى عقد موقت کرد و بعد از مباشرت، اقدام به بذل مدت نمود، و دوباره با همان مورد عقد موقت نمود و قبل از مباشرت بذل مدت کرد، آیا این زن براى دیگرى نیاز به عدّه دارد، یا خیر؟

ج. عقد اوّل نیاز به عدّه دارد، یعنى براى ازدواج زن با فرد دیگر باید عدّه  ى عقد نخست منقضى گردد.

 اتمام پاسخ های  مرحوم  ایت الله بهجت

 

www.bahjat.orgمنبع

///////////////

مسائل عدّه و احکام آن‏( منبع به ادرس ذیل )

عده دو قسم است، عدّه طلاق و عدّه وفات.

 

تعریف عدّه: عدّه عبارت است از اینکه زن از نظر شرع اسلام در مواردی باید مدّتی را صبرکرده و از ازدواج با دیگران خودداری کند و بر دیگر احکامی که برای عدّه‎دار گذاشته شده است، ملتزم باشد. مسائل عدّه و احکام آن در سه مرحله بیان می‏شود، الف عدّه طلاق، ب عدّه وفات، ج عدّه وطی به شبهه.

 

الف- عدّه طلاق‏

 

مسئلۀ ۳۲۹۸:پس از آنکه زن به هر دلیلی از شوهرش جدا شود، خواه با خواندن صیغه طلاق یا از موارد فسخ نکاح باشد و یا با تمام شدن مدّت و بخشیدن آن به وسیلۀ شوهر در نکاح موقّت صورت گرفته باشد، اگر زن کمتر از نه سال نداشته و یائسه نباشد و همسرش نیز با وی نزدیکی کرده باشد، باید مدّت زمانی را که در شرع مقدّس اسلام بیان شده به عنوان عدّه نگاه دارد و در این مدّت از ازدواج با دیگری خودداری کند.

 

مسئلۀ ۳۲۹۹:عدّه‏ای از زنان هستند که اگر از شوهر جدا شوند، احتیاجی به نگاه داشتن عدّه ندارند و می‏توانند پس از جدایی بلافاصله شوهر کنند، آن زنان عبارتند از:

 

۱-دختری که قبل از نه سالگی شوهر کرده و پیش از نه سالگی هم از او جدا شده باشد، چه شوهر با او نزدیکی کرده باشد و چه نکرده باشد.

 

۲-هر زنی که به عقد کسی درآمده، ولی بعد از عقد، شوهر با وی نزدیکی نکند و از او جدا شود.

 

۳-زنی که زمان حیض دیدن او گذشته و یائسه شده باشد.

 

مسئلۀ ۳۳۰۰:کسی که زن دائمی دارد و نه سال او تمام شده است، یائسه نشده است، شوهر با او نزدیکی کرده و سپس طلاقش داده است، پس از طلاق باید عدّه نگاه دارند و عدّه سه پاکی است یعنی پس از آنکه زن را بعد از پاک شدن از حیض طلاق دادند، باید صبر کند که دوبار دیگر نیز حیض ببیند و پاک شود و همین که حیض سوّم را دید و پاک شد، عدّه او سرآمده و می‏تواند شوهر کند.

 

مسئلۀ ۳۳۰۱:زنی که حیض نمی‏بیند و یائسه هم نشده است، یعنی در سنّ زنانی است که حیض می‏بینند، اگر شوهرش با وی نزدیکی کرده باشد و بخواهد او را طلاق دهد، باید بعد از طلاق صبر کند تا سه ماه قمری به عنوان عدّه سپری شود.

 

مسئلۀ ۳۳۰۲:پایان عدّه زنان باردار به دنیا آمدن بچّه یا سقط شدن آنست بنابراین اگر زن بارداری را طلاق دهند و فرضاً چند ساعتی به زمان دنیا آمدن فرزندش مانده باشد با به دنیا آمدن بچّه عدّه او نیز به پایان می‏رسد، ولی اگر خدای ناکرده با زنا باردار شده باشد با تولّد بچّه عدّه‏اش تمام نمی‏شود بلکه باید به اندازه سه پاکی یا سه ماه از زمان طلاق عدّه نگاه دارد.

 

مسئلۀ ۳۳۰۳:زنی که به عقد موقّت درآمده است و مدّت آن تمام شده یا شوهر مابقی را بخشیده است، از نظر عدّه چند صورت دارد:

 

۱- شوهر با او نزدیکی نکرده باشد که در این فرض عدّه ندارد.

 

۲و ۳- نُه سال او تمام نشده یا اینکه یائسه شده است اگرچه شوهر نزدیکی کرده باشد عدّه ندارد.

 

۴- اگر زن نه سالش تمام شود و یائسه هم نشده باشد و شوهرش هم با وی نزدیکی کرده باشد، پس از آنکه مدّت عقد تمام شد یا شوهرش باقی مانده وقت را بخشید، در صورتی که حیض ببیند بنا بر احتیاط یا به مقدار دو حیض یا دو پاکی، هر کدام بیشتر باشد عدّه نگاه دارد و اگر حیض نمی‏بیند به مدّت چهل و پنج روز عدّه نگاه دارد و اگر حامله باشد و حیض نبیند، احتیاطاً هر کدام از مدّت زایمان و چهل و پنج روز، بیشتر باشد آن‎را عدّه نگاه دارد.

 

مسئلۀ ۳۳۰۴:ابتدای عدّه طلاق از زمانی است که صیغه طلاق خوانده می‏شود چه زن بداند طلاق داده شده و چه نداند، بنابراین اگر پس از انقضای مدّت عدّه متوجّه شود طلاق داده شده است لازم نیست دوباره عدّه نگاه دارد.

 

مسئلۀ ۳۳۰۵:زنی که عدّه او سه ماه است، اگر اوّل ماه طلاقش دهند باید سه ماه قمری یعنی از موقعی که ماه دیده می‏شود، تا سه ماه عدّه نگاه دارد و اگر در وسط ماه طلاق دهند باید بقیۀ ماه را با دو ماه بعد از آن به اضافه کسری ماه اوّل، از ماه چهارّم عدّه نگاه دارد تا سه ماه تمام شود و اگر ماه اول بیست و نه روز بوده، بنا به احتیاط آن‎را به ۹۰ روز برساند و یک روز از ماه بعد را اضافه کند.

 

مسئلۀ ۳۳۰۶:در زمان عدّه طلاق رجعی، مخارج زن بر عهدۀ مرد است، ولی در مدّت عدّه طلاق باین، نفقه زن بر مرد واجب نیست.

 

مسئلۀ ۳۳۰۷:اگر زن یا مرد در زمان عدّه طلاق رجعی از دنیا بروند، هر کدام که زنده است، از دیگری ارث می‏برد، ولی در طلاق خُلع و مُبارات اگر یکی از دنیا برود دیگری از او ارث نمی‏برد، مگر آنکه در عدّه طلاق خُلع یا مُبارات زن از بخشیدن مهر یا مال خود به شوهر برگردد و شوهر هم مطّلع شده و رجوع کند، در این صورت اگر یکی از آنان بمیرد دیگری که زنده است از او ارث می‏برد.

 

مسئلۀ ۳۳۰۸:اگر مرد زنش را در حال بیماری طلاق دهد و آن مریضی ادامه پیدا کند و در مدّت یک سال و یا کمتر از آن مرد از دنیا برود، زن از او ارث می‏برد خواه طلاق او رجعی باشد یا باین، مگر آنکه آن زن پس از طلاق و خروج عدّه با کس دیگری ازدواج کرده باشد یا مرد از آن مرضی که در آن زنش را طلاق داده بود خوب شود و دوباره بیمار شده و در زمان کسالت دوم از دنیا رفته باشد، در این صورت زن ارث نمی‏برد مگر آنکه طلاق رجعی باشد؛ در صورت طلاق رجعی اگر مرد بهبود هم بیابد و در کسالت دوّم از دنیا برود زن از او ارث می‏برد.

 

ب- عدّه وفات

 

مسئلۀ ۳۳۰۹:زنی که شوهر او از دنیا رفته، باید به ترتیب زیر عدّه وفات نگاه دارد:

 

۱- اگر باردار نباشد، واجب است چهار ماه و ده روز قمری عدّه نگاه دارد و از شوهر کردن خودداری کند، چه شوهر با وی نزدیکی کرده باشد، چه نکرده باشد، ازدواج دائم باشد یا موقّت، چه زن به سنّ بلوغ رسیده باشد، چه نرسیده باشد و حتّی اگر زن یائسه هم باشد واجب است همان عدّه را نگاه دارد.

 

۲- اگر زن باردار باشد، واجب است تا زمان زایمان عدّه نگاه دارد متنها اگر قبل از چهار ماه و ده روز زایمان کند واجب است صبر کند تا این زمان تمام شود.

 

مسئلۀ ۳۳۱۰:زن واجب است در زمان عدّه وفات از انجام کارهای زیر خودداری کند و آن‎را حِداد گویند:

 

۱- سرمه کشیدن.

 

۲- لباس رنگارنگ پوشیدن، اگر زینت حساب شود.

 

۳- آرایش و هر چیز دیگر که زینت حساب شود.

 

۴- عطر زدن و حنا گذاشتن؛ ولی نظافت کردن بدن، شستن لباس، شانه کردن مو، گرفتن ناخن، رفتن به حمام، نشستن و سکونت در منزلی که تزیین شده و نیز تزیین اولاد و بچّه‏ها مانعی ندارد.

 

مسئلۀ ۳۳۱۱:اگر زن عمداً یا به خاطر فراموشی و یا ندانستن مسئله، در تمام یا قسمتی از عدّه وفات، بعضی یا همۀ محرماتی را که در مسئلۀ پیش گفته شد، مرتکب شده و حداد را رعایت نکند، مرتکب گناه شده است، ولی عدّه او به هم نمی‏خورد و لازم نیست عدّه را دوباره از سر بگیرد زیرا ترک آن محرمات شرط صحت عدّه نیست بلکه تکلیفی جداگانه است.

 

مسئلۀ ۳۳۱۲:زنی که در زمان عدّه وفات به سر می‏برد، جایز است از خانه بیرون رود و برای رفع نیازهای خود رفت و آمد کند مخصوصاً اگر آن کارها ضروری باشد و یا رفتنش برای عیادت مریض، صله ارحام، انجام حجّ، تشییع جنازه و زیارت قبر شوهرش باشد، لیکن احتیاط آنست که شب در همان خانه بخوابد که در زمان حیات همسرش در آن زندگی می‏کرده است.

 

مسئلۀ ۳۳۱۳:ابتدای عدّه وفات از همان زمانی است که زن از مرگ شوهر مطّلع می‏شود.

 

مسئلۀ ۳۳۱۴:اگر شوهر زنی در جبهه جنگ یا در منطقه‏ای، به عللی مفقود الاثر شده باشد طوری که از او خبری نشود به‌طور کلّی سه حالت دارد:

 

۱- زن یقین کند شوهرش از دنیا رفته است که مطمئنّاً در این صورت واجب است از زمانی که یقین پیدا کرده، عدّه وفات نگاه دارد و پس از آن می‏تواند ازدواج کند.

 

۲- یقین کند شوهرش زنده است اگرچه جایش را نداند که در این صورت هم باید صبر کند و مخارج زندگی را از اموال شوهر بردارد و اگر ندارد از صدقات و بیت المال تأمین شود.

 

۳-نداند که شوهرش زنده است، در این صورت اگر شوهر مالی داشته باشد که بردارد و مصرف کند یا پدر و جدّ پدری و یا وکیل شوهر، چه از مال شوهر یا از محل دیگر مخارجش را تأمین کنند، باید صبر کند و اگر آنان مخارج او را تأمین نکنند حاکم شرع باید آنان را وادار کند که مخارج زن را تأمین کنند و اگر به هیچ وجه مخارج زن تأمین نمی‏شود، زن حق دارد به حاکم شرع جامع شرایط رجوع کند و او دستور خواهد داد که زن از زمان مراجعه به وی چهار سال صبر کند و در این مدّت با هر وسیله ممکن دربارۀ شوهر او تحقیق و بررسی به عمل می‏آورد، اگر ثابت شود زنده است باید زن صبر کند و اگر ثابت نشد که زنده است، حاکم شرع به پدر یا جدّ پدری یا وکیل شوهر دستور می‏دهد که زن را طلاق دهند و اگر هیچ کدام از آنها موجود نیستند، خود حاکم شرع او را طلاق می‏دهد و بعد از طلاق مقدار چهار ماه و ده روز- به اندازه عدّه وفات- عده نگاه می‏دارد و بعد از اتمام عدّه می‏تواند شوهر کند. چنانچه شوهر اوّل پس از ازدواج دوّم زن یا پس از تمام شدن عدّه او- اگرچه قبل از شوهر کردن وی ‏باشد- پیدا شود، هیچ حقّی بر زن ندارد و در صورت عدم ازدواج زن، اگر شوهر بخواهد با او ازدواج کند، عقد مجدد می‏خواهد، ولی اگر شوهر در بین مقدار عدّه پیدا شود، حق دارد به او رجوع کند، چه بعد از گذشتن مقدار عدّه طلاق و قبل از پایان یافتن عدّه وفات پیدا شود یا اینکه قبل از گذشتن حتی مقداری از عده طلاق پیدا شود، بلکه در این صورت به طریق اولی حق دارد رجوع کند.

 

مسئلۀ ۳۳۱۵:ظاهر آنست، این عدّه اگرچه به مقدار عدّه وفات است ولیکن عدّه طلاق است و طلاق رجعی است بنابراین نفقه او بر شوهر واجب است و اگر زن از دنیا برود و بالعکس، هر دو از هم ارث می‏برند و پس از طلاق بر زن حِداد واجب نیست.

 

مسئلۀ ۳۳۱۶:اگر زنی که شوهرش سفر کرده است، یقین به مرگ شوهر پیدا کند و عدّه وفات نگاه دارد و پس از تمام شدن عدّه شوهر کند و پس از آن همسر اول از سفر بازگردد، زن باید از شوهر دوم جدا شود و به شوهر اول حلال است، منتها اگر شوهر دوم با او نزدیکی کرده باشد، باید پس از جدا شدن به مقدار عدّه طلاق صبر کند و شوهر اول هم با او نزدیکی نکند تا وضعیت زن از جهت بارداری و غیره مشخّص شود و شوهر دوّم هم باید مهری مطابق مهر زنان مانند او، به او بدهد و اگر بین مهر المثل و مهری‏که معین کرده‏اند، تفاوت باشد، در مقدار تفاوت با هم مصالحه کنند و زن در مدّت عدّه مخارجی از شوهر دوّم طلب ندارد، زیرا عدّه طلاق رِجعی نیست و حرام ابدی ‏است چون با زن شوهردار نزدیکی صورت گرفته است.

 

مسئلۀ ۳۳۱۷:اگر زنی یقین کند شوهرش از دنیا رفته است و بعد از تمام شدن عدّه وفات، شوهر کند و بعد معلوم شود شوهر او در آن هنگام نمرده بود بلکه بعد از آن مرده است، واجب است از شوهر دوّم جدا شود و در صورتی که آبستن است به مقدار عدّه طلاق- طبعاً تا زمان وضع حمل- برای شوهر دوم عدّه نگهدارد و بعد از وضع حمل برای شوهر اول عدّه وفات نگاه دارد ولی اگر آبستن نباشد، ابتدا برای شوهر اولی عدّه وفات و بعد برای شوهر دوّم- اگر با او نزدیکی کرده باشد- عدّه طلاق نگاه دارد و در هر دو صورت شوهر دوم دیگر نمی‏تواند با آن زن ازدواج کند و اگر با زن نزدیکی نکرده باشد زن فقط برای شوهر اول عدّه وفات نگهدارد و پس از سپری شدن زمان عدّه وفات- چون دخولی صورت نگرفته- می‏تواند با شوهر دوم ازدواج کند.

 

ج- عدّه نزدیکی از روی شبهه‏

 

مسئلۀ ۳۳۱۸:اگر کسی با غیر همسر خود اشتباهاً و به گمان اینکه زن خودش است نزدیکی کند چه زن بداند و از طرف زن، زنا باشد و چه نداند و گمان کند شوهرش است، بر زن واجب است عدّه نگهدارد و عدّه آن مانند عدّه طلاق است.

 

مسئلۀ ۳۳۱۹:اگر مرد بداند زن همسر او نیست و با او زنا کند، ولی زن خیال کند شوهر خودش است، زن باید علی‎الأحوط بلکه علی‎الأقوی عدّه نگاه دارد.

 

مسئلۀ ۳۳۲۰:عدّه‏ای که در صورت نزدیکی از روی اشتباه، باید نگاه داشته شود، به اندازه عدّه طلاق است و همان طور که گفته شد در طول مدّت عدّه، شوهر نباید با او نزدیکی کند. ولی اگر آن زن شوهر نداشته باشد، آن کسی که با او اشتباهاً نزدیکی کرده است، حتّی در زمان عدّه می‏تواند با او ازدواج کند.

 

 

 

مسائل متفرّقۀ عدّه‏

 

مسئلۀ ۳۳۲۱:اگر زن بگوید عده او تمام شده با دو شرط قول او پذیرفته می‏شود:

 

۱- زن مورد اتّهام نباشد.

 

۲- از زمان طلاق یا مرگ شوهرش آن‎قدر گذشته باشد که در آن مدّت تمام شدن عدّه امکان داشته باشد.

 

مسئلۀ ۳۳۲۲:زنی که از زنا حامله شده عدّه ندارد و ازدواج با او جایز است و اگر حامله نباشد احتیاط آنست که عدّه نگاه دارد و بعد ازدواج کند. بنا بر احتیاط با زنانی که زنا را حرفه خود قرار داده‏اند، ازدواج نشود مگر آنکه به‌طور کامل توبه کرده باشند و دیگر به آن کار زشت بازنگردند.

 

مسئلۀ ۳۳۲۳:اگر زن یا مرد به جهت یکی از عیوبی که در مسائل گذشته گفته شد، پس از نزدیکی عقد را به هم بزنند یا به علّت شیردادن یا مرتد شدن یکی از آن دو، پس از نزدیکی عقدشان به هم بخورد، زن باید عدّه طلاق نگاه دارد ولی در صورت ارتداد شوهر عقد به هم می‏خورد و زن باید عدّه وفات نگاه دارد.

 

مسئلۀ ۳۳۲۴:زنی که رحمش برداشته شده یا لوله‏های رحمش را بسته‏اند هم باید عدّه نگه دارد.

 

================================================

 

عده

 

عده عبارتست از زمانی که زن انتظار می کشد تا علقه زوجیت از بین برود و جدایی کامل میان زن و شوهر تحقق پذیرد .

 

* عده گرفتن زن در سه صورت واجب می شود :

 

۱)    جدا شدن زن و شوهر بوسیله طلاق یا فسخ نکاح دائم و یا انقضای مدت یا بخشیدن آن در نکاح موقت .

 

۲)    مرگ شوهر

 

۳)    وطی به شبهه: وقتی آمیزش از روی شبهه انجام شده باشد .

 

* اقسام عده

 

۱)  عده وفات : عده وفات ۴ ماه و ده روز است . تا علاقه زوجیت از بین برود ( آیه ۲۳۴ سوره بقره ) در این دوره حداد را بر زن واجب می دانند . حداد بدین معناست که زن در زمان وفات شوهر باید ترک آرایش کند و جامه سوگ بر تن کند .

 

چنانچه زن حامله باشد باید بین ۴ ماه و ده روز و مدت زمانی که وضع حملش مانده است مقایسه کرد و هر کدام طولانی تر است عده او محسوب می شود .

 

۲)  عده زن باردار : اگر زن بارداری طلاق گرفته باشد عده چنین زنی وضع حملش است و لو اینکه چند روز بعد از طلاق وضع حمل کند .

 

۳)  عده طلاق : طبق آیه ۲۲۸ بقره سه طهر (پاکی ) است و اگر نزدیکی صورت نگرفته باشد طبق آیه ۴۹ احزاب ، عده نخواهد داشت .

 

۴)  عده متعه : اگر مرد در عقد موقت از دنیا برود عده وفات ۴ ماه و ده روز است و گرنه بحث وفات نباشد عده دو عادت ماهانه است .

 

* طلاق عدی

 

هنگامی که مرد ، همسر خود را با رعایت شرایط طلاق ، طلاق رجعی بدهد ، سپس در ایام عده به وی رجوع کند و مواقعه صورت بگیرد و در طهر بعدی دوباره همسر خود را طلاق رجعی بدهد و این مسئله سه بار تکرار بشود ، بعد از سه بار ، دیگر مرد حق رجوع به زن را ندارد  مگر با وجود یک محلل که این نوع طلاق عدی نام دارد . که اگر این مسئله دوباره تکرار بشود ، بعد از سه بار بعد ، دوباره نیاز به یک محلل دوم است و بعد دوباره با همسر اولش ازدواج می کند و این نوع طلاق می تواند سه بار ادامه پیدا کند تا طلاق نهم که به حالت عدی طلاق داده بشود که بعد از طلاق نهم آندو به طور ابدی نسبت به هم حرام می شوند .

 

تفاوت سه طلاقه و طلاق عدی در اینست که در سه طلاقه حرام ابدی نمی شوند فقط احتیاج به یک محلل دارد یعنی زن باید با غیر از همسر خود ازدواج کند از او جدا بشود و بعد از آن می تواند با همسر اولش ازدواج کند .

 

دلیل توجیه این احکام عبارتند از :

 

۱) اسلام از تشریح این حکم دو قصد داشته است : هنگام ظهور اسلام طلاق به شدت رواج داشته و اسلام می خواسته بطریقی همراه با عرف جامعه باشد . بحث محلل و و رجوع های مکرر جایی که طلاق رواج ندارد شاید موضوعیت نداشته باشد اما اسلام با توجه به موقعیت جامعه این مطلب را مطرح کرده است .

 

۲) اسلام نمی خواهد براحتی بین زن و مرد جدایی حاصل شود بلکه می خواهد بارها این امر تکرار شود تا مرد یا زن وقتی به این حدی رسیدند بدانند  تداوم زندگی فایده ای ندارد.

 

اسلام می خواهد رابطه زناشویی بین زن و مرد را به تدریج بازکند .

 

عده زنی که شوهرش غائب و مفقود الاثر است ، عده وفات است یعنی ۴ ماه و ده روز از زمانی که طلاق واقع می شود .باید به این نکته توجه داشت که در زمان عده ، توراث برقرار است زیرا عده و طلاق همراه باهم موجب باز شدن پیوند زناشویی می شوند و نفقه هم برقرار است .

 

فسخ نکاح حتماًعده دارد و سه طهر است

 

منبع:

 

http://lawtoday.ir/posts/1355

 

 

 

//////////////////////////

 

استفتائات از ایت الله سید محمد سعید طباطبایی الحکیم

 

 

احکام عدّه

 

در سه مورد زن باید عدّه نگه بدارد :

 

1 ـ مرگ شوهر

 

(مسأله 1806) به هنگام مرگ شوهر، عدّه بر همسر لازم می شود ، یعنى مطلقا بر او لازم است که عدّه نگه بدارد، چه هر دو بالغ، یا هر دو صغیر، یا یکى بالغ و دیگرى صغیر باشد، زناشوئى انجام شده باشد یا نه، هر دو مسلمان، هر دو کافر، یا یکى مسلمان و دیگرى کافر باشد.

 

2 ـ گسستن پیوند زناشوئى

 

(مسأله 1807) اگر در حال حیات زوجین پیوند زناشوئى گسسته شود، زن باید عدّه نگه بدارد.

 

(مسأله 1808) پیوند زناشوئى با یکى از راههاى زیر ممکن است از هم بگسلد:

 

1) به وسیله طلاق در عقد دائم.

 

2) به سبب سپرى شدن مدّت یا بخشیدن آن در عقد موقّت.

 

3) به سبب فسخ نکاح.

 

4) به وسیله بطلان نکاح، در اثر ارتداد یا پدید آمدن شیر دادنى که موجب بطلان عقد شود و یا هر جهت دیگر.

 

(مسأله 1809) در پنج مورد بالا که پیوند زناشوئى گسسته مى‏ شود، به دو شرط زن باید عدّه نگهدارد :

 

1) زن در سنّ حیض باشد.

 

2) مراسم زناشوئى و نزدیکى واقع شده باشد.

 

(مسأله 1810) در موردى که زناشوئى انجام نشده عدّه ندارد، ولى اگر منىِ

 

 

 

-[ 376 ]-

 

مرد در رحم زن راه یافته باشد، لازم است احتیاط شود، یعنى بنابر احتیاط واجب در مدّت عدّه با دیگرى ازدواج نکند و شوهر قبلى‏اش نیز بدون عقد جدید به او رجوع نکند.

 

3 ـ وطى به شبهه

 

(مسأله 1811) اگر مردى با زنى اشتباها نزدیکى کند، یعنى با زن نامحرمى به خیال اینکه همسرش مى‏ باشد همبستر شود، آن را وطى به شبهه مى‏ گویند، اگر زن در سنّ حیض باشد باید عدّه نگه بدارد.

 

(مسأله 1812) عدّه زن آزاد و مسلمانى که حیض مى‏بیند و از شوهرش طلاق گرفته است، آن است که سه بار حیض ببیند، به این معنى که پس از سپرى شدن دوران پاکى که در آن طلاق گرفته، حایض شود و پاک شود، یکبار دیگر حیض ببیند و پاک شود، و با آغاز سوّمین حیض عدّه‏اش پایان مى‏ یابد.

 

(مسأله 1813) عدّه زنى که ازدواج موقّت کرده، و مدّتش سر آمده و یا بخشیده شده نیز دو حیض است، پس اگر در حال پاکى مدتش تمام شود، عدّه‏اش به این است که خون ببیند و پاک شود، هنگامى که براى بار دوّم خون دید، عدّه‏اش پایان مى‏ یابد، ولى اگر در ایّام حیض مدّتش تمام شود، باید صبر کند تا پاک شود، یکبار دیگر حیض ببیند و پاک شود، با آغاز سوّمین حیض عدّه‏اش پایان مى‏پذیرد.

 

(مسأله 1814) زنى که ازدواج موقّت کرده، اگر در سنّ حیض باشد و حیض نشود، عدّه او یک ماه و نیم است.

 

(مسأله 1815) کسى که وظیفه‏اش دو بار حیض دیدن است، مانند زنى که ازدواج موقّت کرده و کنیزى که طلاق گرفته، اگر از هر چند ماه یکبار عادت مى‏ شود، حتما باید دو بار پاک شود، با آغاز دوّمین حیض عدّه‏اش تمام مى‏ شود. و چنین فردى نمى‏ تواند عدّه‏اش را یک ماه و نیم قرار دهد.

 

(مسأله 1816) زنى که در یک ماه بیش از دو بار حیض مى‏بیند، بنابر احتیاط واجب باید بر اساس سه ماه و یک ماه و نیم عدّه نگه بدارد.

 

 

 

-[ 377 ]-

 

(مسأله 1817) هر کسى که حیض نمى‏ شود وظیفه‏اش سه ماه یا یک ماه و نیم عدّه نگه داشتن بود، اگر تصادفا در وسط عدّه‏اش حیض ببیند، بنابر احتیاط واجب لازم است که عدّه‏اش را بر اساس سه حیض و دو حیض قرار دهد.

 

(مسأله 1818) اگر زن حامله از شوهرى که از او حامله است طلاق بگیرد، تا فرا رسیدن زایمان عدّه نگه مى‏دارد، اگرچه یک لحظه پس از طلاق اتفاق بیفتد.

 

(مسأله 1819) زنى که ازدواج موقّت کرده و حامله است، پس از سپرى شدن مدّت آن، بنابر احتیاط واجب باید بیشترین مدّت ر، از زمان عدّه و وقت زایمان، عدّه نگه بدارد.

 

(مسأله 1820) اگر موجبات فسخ و یا بطلان نکاح در ازدواج موقّت پدید آید، عدّه او همان عدّه عقد موقّت (دو بار پاک شدن، یا یک ماه و نیم) مى‏ باشد.

 

(مسأله 1821) زنى که همسرش بمیرد، عدّه او در هر حال چهار ماه و ده روز است، مگر زن حامله، که اگر در کمتر از مدّت یاد شده زایمان کند باید تا پایان مدّت یاد شده عدّه نگهدارد، و اگر پس از آن مدّت زایمان کند، عدّه‏اش تا هنگام زایمان امتداد مى‏ یابد.

 

(مسأله 1822) زنى که در حال عدّه باین است، اگر شوهرش بمیرد همان عدّه خودش را به پایان مى‏ رساند و عدّه وفات نگه نمى‏دارد. ولى اگر در عدّه رجعى باشد، باید عدّه وفات نگه دارد.

 

(مسأله 1823) شستن بدن و لباس، شانه زدن گیسوان، و گرفتن ناخنها و رعایت دیگر مسائل بهداشتى که عرفا زینت محسوب نمى‏ شود، در ایّام عدّه وفات مانعى ندارد.

 

(مسأله 1824) سرمه کشیدن اگر براى زینت نباشد، بلکه از روى نیاز باشد، و یا در میان آنها مرسوم باشد و در عرف آنها آرایش به شمار نیاید، مانعى ندارد.

 

(مسأله 1825) اگر زن در عدّه وفات آرایش کند، معصیت کرده است، ولى عدّه‏اش باطل نمى‏ شود.

 

 

 

-[ 378 ]-

 

(مسأله 1826) زن مى‏ تواند عدّه وفات را در خانه خود، یا در هر خانه‏اى که بخواهد، حتى در خانه‏هاى متعدّد سپرى کند، یعنى در هر خانه‏اى مدّتى بماند.

 

(مسأله 1827) بیرون رفتن زن در عدّه وفات مکروه است، مگر اینکه از روى نیاز، یا براى انجام وظیفه، اداى حق و کار خیرى باشد.

 

(مسأله 1828) آنچه در میان عوام شایع است که زن باید در ایّام عدّه وفات، در گوشه عزلت و سراپرده اختف، مستقر شود و حتّى از معاشرت مجاز نیز پرهیز کند، ریشه شرعى ندارد.

 

(مسأله 1829) در وطى به شبهه، یعنى در مورد زنى که از روى اشتباه با او نزدیکى حاصل شده، عدّه لازم است و عدّه او به مقدار عدّه طلاق یک زن آزاد است، یعنى سه‏بار پاک شدن و یا سه ماه.

 

(مسأله 1830) زنى که زنا کرده عدّه ندارد و نیاز به استبرا ندارد، اگرچه بهتر آن است که از آن آب آلوده استبرا نماید، به ویژه در صورتى که با همان شخص بخواهد ازدواج نماید.

 

(مسأله 1831) آغاز عدّه وفات از لحظه‏اى است که زن از درگذشت همسرش آگاه شود، نه از لحظه وفات، خواه شوهرش در وطن مرده باشد یا در سفر.

 

(مسأله 1832) آغاز عدّه وطى به شبهه از لحظه‏ایست که شبهه بر طرف شود و حقیقت حال معلوم گردد، نه از تاریخ آخرین رابطه جنسى.

 

(مسأله 1833) در طلاق رجعى تا هنگامى که عدّه طلاق تمام نشده، همه احکام زوجیّت پابرجا مى‏ باشد و درنتیجه :

 

1) شوهر نمى‏ تواند در آن مدّت با خواهر او ازدواج کند.

 

2) اگر او زن چهارم شوهر باشد، نمى‏ تواند در آن مدّت با زن پنجمى ازدواج کند.

 

3) اگر یکى از آنها (شوهر یا همسر) در مدّت عدّه بمیرد، از یکدیگر ارث

 

 

 

-[ 379 ]-

 

مى‏ برند.

 

4) شوهر بدون اجازه او مى‏ تواند با او نزدیکى کند.

 

5) اگر از او بخواهد که همبستر شوند، بر او واجب است که اطاعت کند.

 

6) زن مى‏ تواند براى او آرایش کند و زینتش را براى او آشکار کند، بلکه مستحب هم هست.

 

7) نفقه و محلّ سکونت او در این مدّت بر عهده شوهر است.

 

8) شوهر تا سپرى شدن مدّت عدّه نمى‏ تواند او را از خانه‏اش بیرون کند، یا وادار کند که جدا از او زندگى کند، مگر در صورتى که عمل ناشایست مرتکب شود.

 

منظور از کار ناشایست بنابر احتیاط واجب منحصر به اقوال و یا افعال مربوط به مسائل جنسى مى‏ باشد.

 

(مسأله 1834) در طلاق باین رشته زوجیّت به طور کلّى گسسته مى‏ شود و آن مرد نسبت به آن زن در حکم بیگانه است، فقط یک استثنا هست و آن اینست که اگر مردى در حال بیمارى زنش را طلاق دهد، اگر تا یکسال بمیرد زن از او ارث مى‏ برد.

 

(مسأله 1835) اگر انسان با زنى ازدواج موقّت کند، باید بنابر احتیاط واجب در مدّت عدّه او با خواهرش ازدواج نکند.

 

(مسأله 1836) اگر انسان اشتباها با مادر زن و یا خواهر زنش نزدیکى کند بنابر احتیاط واجب لازم است که در مدّت عدّه وطى به شبهه آنها از همسرش دورى گزیند.

 

(مسأله 1837) اگر مردى همسرش را طلاق رجعى بدهد و در ایّام عدّه به او برگردد و پیش از آن که با او نزدیکى کند، دوباره او را طلاق دهد، بر زن واجب است که عدّه‏اش را از نو آغاز کند، به پایان بردن عدّه اوّلى کفایت نمى‏ کند و طلاق دوّم نیاز به عدّه کامل دارد.

 

 

 

-[ 380 ]-

 

(مسأله 1838) اگر انسان با همسر قبلى خود در هنگام عدّه ازدواج کند و پیش از آن که نزدیکى کند طلاقش بدهد، و یا مدّتش را به او ببخشد، تا عدّه قبلى او به پایان نرسیده با شخص دیگرى نمى‏ تواند ازدواج کند پس اگر زنى در اوّل ماه شوال مدّتش سپرى شده، و مى‏ بایست یک ماه و نیم عدّه نگه دارد، اگر همسر قبلى‏اش با او ازدواج کند و پیش از نزدیکى طلاقش دهد، تا نیمه ماه ذیقعده نمى‏ تواند با فرد دیگرى ازدواج کند، یعنى باید آن یک ماه و نیم را به پایان برساند.

 

منبع:http://www.alhakeem.com/persian/pages/book.php?bcc=87&itg=1&bi=3&s=ct