جدیدترین اخبار و قوانین حقوقی (علی فتحی وکیل پایه یک دادگستری و مدرس دانشگاه )

حقوقی ----------- از تمام بازدیدکنندگان عزیز و گرانقدر التماس دعا دارم

لقاح مصنوعی از منظر قانون و فقه پرسش و پاسخ مختصر فقهی و حقوقی

 

بنام خدای حکیم

 به قلم مدیر وبلاگ:

همه موجودات و مخلوقات و به خصوص انسان و عقل رو به رشد و رسیدن به علوم جدید تماما هدیده ای است از جانب باری تعالی و به این جهت نبایستی علوم و اکتشافات و فن اوری های نوین با احکام حکمی خداوند در تعارض باشد به این جهت  باب اجتهاد در شیعه باز بوده تا کسانی که در امر فقه و حقوق اسلامی تبحر داشته و متخصص هستند موضوعات اخیر را با احکام اسلامی مطابقت و به نوعی حکم واقعی ان را از قران و سنت و... استخراج و در اختیار دانشمندان علمی قرار دهند مبادا احکام اسلامی نادیده گرفته شود البته اثر قهقرایی ان موجب تضرر خود انسان خواهد بود برای مثال اختلاط نسل یا امثال ان  در لقاح مصنوعی و شبیه سازی انسان که امروزه مشخص شده نابسامانی اخلاقی و حتی عقلی ناشی از برهم خوردن نظام ژنتیک از جمله ان میباشد بشر با رشد بی حد علم تازه پی به حکمت احکام اسلامی برده است  برای مثال اثار مخرب مشروب در کبد و به وجود امدن سرطانهای حنجره و معده و.... صرف نظر از تجاوز به عقل که حتی در دین مسیح و پزشکان اشوری نیز حتی ی قطره ان را برای انسان مضر میدانند و یا گوشت خوک که وجود هورمونی که موجب تاثیر بر جنسیت و  یا باکتری در گوشت خوک  که بعد از مصرف ان فعال میشود اسلام قبل از کشف این رازهای  نهفته ان را حرام اعلام کرده بود و قطعا تحقیق در نجاسات سگ و .... نیز در اینده مضرات اینها را برای بشر کشف خواهد کرد و هکذا

بنابراین شیعه استنباط این موضوعات و انطباق ان را با احکام دینی بر عهده فقها گذاشته اند البته که استفتاعات دینی و بعضا سیاسی مد نظر است وگرنه خود فقیه در تخصص های مختلف از دانشمندان مربوطه کسب نظر میکنند متاسفانه برخی افراد جاهل و مناعد این امر مهم را بعضا مورد بحث منفی قرار میدهند حال انکه مدعی هستند دانشمند در یک علم خاص هستند ولی با اندک تامل نیاز به احکام اسلامی و استنتاج موضوع خاص از قران و سنت و احکام و فقه از ضروریات میباشد برای مثال دهها قرن قبل اسلام شرایط و وضعیت جو و منظومه شمسی را برای عقلا و متفکران توضیح داده که ابوریحان بیرونی جمشید کاشانی و.. از قران و احادیث رسیده از اهل بیت رسول الله ص و امامین توانسته اند در علم نجوم بهره ببرند و باز مواردی از قران هست که هنوز انسان و عقل ناقص در مقابل خدا که بنا عقلا میباشد قادر به درک نیستند از تصویر مقابل اشکار امده در قران مجید که در نیم قرن گذشته با کشف تلویزیون و ارسال تصاویر و ویدئو پروژکتور و تصاویر ارسالی پخش شده در مقابل بدون وجود دستگاه گیرنده موجب شده انسان به ان پی ببرد و هزاران مثال موجود دیگر.

حال با این توضیح مختصر باب اجتهاد در بین اهل تسنن بسته بوده و با قیاس که شیعه ان را باطل میداند ((مگر قیاس منصوص عله که علت حکمی مشخص شده باشد )) حل مشکل مینمایند و تقلید را اگر اشتباه نکنم فقط به پیامبر ص و خلفا اختصاص داده و باب اجتهاد را بسته اند ولی شیعه از این امکان پویای اجتهاد که عقلی نیز میباشد بهره ها برده و میبرد در مورد لقاح مصنوعی نیز از فقها استفتا و نظرات جالبی ابراز شده است تا مبادا خدای ناکرده موجب کاسته شدن ارزش والای انسان و بر هم خوردن نظام ژنتیک و ارث گردد و تاثیر منفی این اختلال قابل بحث است که اکنون مجال ان نمیباشد.

شکر خدایی را که تمام هستی با حکم و اراده او شکل گرفته و به اراده معبود از بین خواهد رفت . الحمدالله رب العالمین

 

 

تلقیح مصنوعی در اندیشه فقهی ـ حقوقی و موافقان و مخالفان آن


چکیده

امید به بقا و ادامه نسل برای انسانها فطری است. این امر در حقیقت یک نوع کمال برای او محسوب می‌شود. امروزه پیشرفت‌های علمی سبب شده است که بسته شدن نطفه انسان و دیگر حیوانها، از غیر راه شناخته شده (آمیزش) امکان پذیر گردد؛ لقاح مصنوعی یعنی لقاح خارج از رحم، یا تولید انسان بیرون از رحم، بدون آمیزش مشروع یا نامشروع و همچنین تولید درون رحمی انسان، از طریق کاشتن یا تلقیح، از مسائل نو‌خاسته‌ای است که به اقتضای پیشرفت زمان و دگرگونی‌های علمی مطرح شده است. با توجه به این پیشرفتها، مقاله حاضر به تحقیق درباره گونه‌های باروری و حکم شرعی آنها می‌پردازد؛ مشروعیت موضوع فرزنددار شدن با دخالت عامل سومی به صورت اسپرم بیگانه یا تخمک بیگانه یا رحم بیگانه را با عنایت به آیات، روایات، اصول و قواعد فقهی مورد بحث و بررسی قرار می‌دهد و به جمع‌بندی موضوع از دیدگاه فردی و احوال خصوصی افراد و دیدگاه حکومتی و نظام اجتماعی دست می‌یازد.
واژگان کلیدی
باروری پزشکی، تلقیح مصنوعی، انتقال جنین، نطفه، تخمک


تاریخچه تلقیح مصنوعی
تلقیح مصنوعی به شکل علمی پدیده‌ای نسبتاً جدید و زاییده دانش امروزی بشر است. این پدیده موانع بارداری را مرتفع کرده، در تولید نسل کمک شایسته‌ای به انسان عرضه می‌دارد. دانش پزشکی از مدتی قبل این توان را پیدا کرد که به‌ وسیله تلقیح مصنوعی بسیاری از نواقص و عیوب زن و مرد را در تولید نسل جبران کند. این عمل (تلقیح مصنوعی) بدواً به منظور اصلاح نژاد و تکثیر نسل حیوانات اهلی به کار گرفته شده بود. اولین آزمایش را یکی از دانشمندان آلمانی به نام «لدویگ جاکوبی»[2] در سال 1765 میلادی روی ماهی‌ها انجام داد (صفایی، 1376، ص 99) و سپس در ایتالیا و بعداً در روسیه تلقیح مصنوعی روی حیوانات انجام گرفت و کم‌کم به انسان نیز تعمیم یافت. دانشمندان در سال 1799 در انگلستان، در سال 1866 میلادی در ایالات متحده آمریکا در سال 1868 در فرانسه و در بیمارستان زنان «نیویورک سیتی» آزمایش‌های خود را انجام دادند. ده سال بعد یکی از دانشمندان فرانسوی گزارش داد از بین 72 زنی که تلقیح مصنوعی روی آنها انجام گرفته، 41 مورد پاسخ مثبت یافته و بارور گردیده‌اند. از آن سالها به بعد این موضوع توجه علما و دانشمندان را به خود جلب کرد.

در سال 1914 میلادی یکی از اطبای انگلیسی مقیم مصر موسوم به دکترجامیسون[3] شنیده بود که در میان بدویان طریقه‌ای برای معالجه زنان عقیم وجود دارد که گاه منجر به آبستن شدن زنها می‌شود و گاهی این گونه زنان می‌میرند. این اتفاق پزشک انگلیسی را به فکر فرو برد و در اثر بررسی‌های فراوان دریافت که زنان بدوی به قطعه‌ای از پشم حیوانات نظیر گوسفند افسون می‌خوانند و آن را به زن نازا می‌دهند تا به رحم خود بمالد و معتقد بودند که زن با این روش یا حامله می‌شود و یا می‌میرد.

این مطلب باعث شد که پزشک انگلیسی تحقیقات دقیقتری انجام دهد و سرانجام دریافت که زنان بدوی پشم را به نطفه مردان آغشته کرده و سپس آن را به زن عقیم می‌دهند تا آن را استعمال نماید که علاوه بر نطفه مقدار زیادی از میکروب‌های مضر موجود در پشـم وارد رحم زن می‌گردیـد؛ اگـر آن زن دارای بنیـه قـوی بـود در مقابـل میکروبها مقاومت می‌کرد و الا از پا در می‌آمد و می‌مرد.

این موضوع دکترجامیسون را به فکر انداخت که به‌ وسیله تلقیح مصنوعی و از راه صحیح علمی کار صحرانشینان و جادوگران را به نتیجه برساند و با تکنیک موجود تلقیح مصنوعی زنان را انجام دهد و به‌ وسیله آلات مصنوعی و لوله آزمایش، نطفه مرد را به رحم زن منتقل نماید تا به این وسیله خانواده‌های فراوانی را که در اثر نداشتن فرزند، به متلاشی شدن تهدید می‌گردیدند نجات دهد. او در این مراحل گاهی به علت بی‌ثمر بودن اسپرم شوهر از نطفه مرد بیگانه استفاده می‌کرد.

رواج تلقیح مصنوعی در انگلستان و هجوم زنان بی‌فرزند به بیمارستان‌های لندن موجب شد که موضوع تلقیح مصنوعی در بین عوام انگلستان مطرح، وزیر بهداری استیضاح و دولت تخطئه گردد. علت مخالفت مجلس این بود که چرا این گونه افراد مانند اطفال قانونی، طبیعی و شرعی به ثبت می‌رسند و شناسنامه برای آنها صادر می‌شود. با وجود اعتراض‌های مذکور از تلقیح مصنوعی جلوگیری نشد و امروزه در انگلستان اطفال ناشی از تلقیح مصنوعی به طور چشم‌گیر مشاهده می‌گردد.

در پاره‌ای از کشورها تلاش بر این بود که از اشاعه این رویه غیر طبیعی جلوگیری به عمل آید. در کشور ایتالیا و در شهر واتیکان، پاپ رهبر کاتولیکهای جهان تلقیح مصنوعی را تحریم کرد؛ ولی بعضی از کشورهای اروپایی و آمریکایی تلقیح مصنوعی را مباح دانستند. امروزه در ممالک متحده آمریکا با وجود مخالفت‌های فراوان، تلقیح مصنوعی رواج دارد و پزشکان فرانسه در صورت توافق زن و شوهر اقدام به تلقیح مصنوعی می‌نمایند.

در احکام اسلام، موضوع تلقیح مصنوعی به ترتیبی که امروز از جهت علمی و عملی مطرح است، سابقه نداشته است؛ بنابراین، عنوان «تلقیح مصنوعی» را در متون و منابع اسلامی و در اخبار و احادیث صدر اسلام نمی‌توان یافت تا به صورت منصوص مستندی در تأیید یا رد آن ارائه کرد؛ ولی در زمینه حامله شدن زن از زن دیگر به وسیله مساحقه و همجنس بازی که بعضاً این عمل باعث حامله شدن زن مورد مساحقه می‌شده و همچنین در زمینه عمل ناشی از تفخیذ[4] که سبب حامله شدن زن می‌گردید مصادیق و احکامی را مـی‌توان ارائه کـرد کـه بـا تلقیح مصنوعی مشابهـت دارد، امـام خمینـی در تحریرالوسیله این ‌گونه می‌فرماید:

«سحق عبارت از این است که زن با زن وطی نماید؛ ثابت می‌گردد به‌ وسیله آنچه که لواط به آن ثابت می‌شود و حد آن صد جلده است. به شرط بلوغ و عقل و اختیار محصنه باشد یا نه و بعضی گفته‌اند در محصنه رجم است و بین فاعله و مفعوله و کافره و مسلمه فرقی نیست.

اگر مرد زوجه‌اش را وطی کند سپس این زن، با دختر باکره‌ای مساحقه نماید و این فرد بکر، حامله شود، پس فرزند مال وطی کننده و مرد صاحب نطفه است. و این صبیّه بعد از وضع حملش در صورتی که موافق بوده، به یک صد جلد (تازیانه) محکوم می‌شود و فرزند هم به او ملحق می‌شود و بعد از رفع بکارت از او، مهرالمثل زنهای هم سن و سالش را دارد. و اما زن، پس تحقیقاً وارد شده که او رجم دارد» (موسوی الخمینی،1380، ج 4، ص 21).



حکم باروری از طریق مساحقه
درباره مساحقه و آثار آن حدیثی است که مفاد آن به طور خلاصه چنین است: ابا جعفر و ابا عبدالله(ع) می‌گفتند حضرت امام حسن در مجلس پدرش حضرت علی(ع) حضور داشت که عده‌ای وارد شدند.

آنها می‌خواستند مسأله‌ای را از حضرت علی(ع) سؤال کنند. به علت عدم حضور آن حضرت در مجلس، مسأله را به حضور امام حسن مجتبی (ع) مطرح کردند. آن مسأله چنین بود که مردی با زن خود جماع کرده و زن در همان حالت با دختر باکره‌ای مساحقه نموده است و در نتیجه‌ این عمل، نطفه از رحم زن وارد رحم دختر گردیده و دختر حامله شده است. تکلیف چیست؟

حضرت امام حسن(ع) فرمودند که مهر دختر باکره را باید از زن گرفت و به دختر داد. زیرا طفل حاصل از این مساحقه از رحم دختر خارج نخواهد شد مگر با ازاله بکارت وی؛ سپس زن را چون محصنه بوده، باید رجم کرد و پس از آنکه طفل متولد گردید، این طفل به صاحب نطفه تحویل می‌گردد و دختر مزبور را باید تازیانه زد.

نظیر این خبر در کتاب قضاوت‌های حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) نقل گردیده است (محلاتی، بی تا، ص169-170).

مشابه این خبر را همچنین اسحاق ابن عمار از حضرت امام صادق(ع) نقل کرده است[5] (الحرالعاملی، 1390ه‍، مبحث سوم من ابواب اسحق و القیاده)، در کتب فقهی هم در باب مساحقه، فقیهان به همین روایت استناد جسته‌اند و این بحث را در ذیل موضوع مساحقه مطرح نموده‌اند.

اگر بعد از وطی زوجی با زوجه‌اش، زوجه با دختر باکره‌ای مساحقه کند، حمل دختر باکره که متولد می‌شود ملحق به زوج است، زیرا او از آب اسپرم مرد خلق شده است (شهید ثانی، 1375، ص264).


در زمینه طفل ناشی از تفخیذ که بدون مواقعه در رحم زن و در اثر مالیدن ران به ران حاصل می‌شود یا با مالش ران مرد یا ران زن و حدوث انزال و ورود اسپرم در رحم زن به وجود می‌آید نیز سابقه‌ای در اسلام وجود دارد که در این صورت فرزند حاصل از تفخیذ متعلق به مرد است.

بعضی گفته‌اند این عمل نیز شباهت زیادی با تلقیح مصنوعی دارد و عمل زن و مرد زنا محسوب نمی‌شود و برای تفخیذ مجازاتی غیر از عمل زنا در نظر گرفته شده است و مجازات آن همان حد سحق (صد تازیانه) است (صمدی اهری، 1382، ص17).

با توجه به نکات عنوان شده ملاحظه می‌شود که باروری زن از راه غیر طبیعی و بدون مواقعه جنسی عملاً در اسلام تحقق یافته و فرزند ناشی از این لقاح مصنوعی در حدود ضوابط زمان خود آثاری به وجود آورده که به هرحال طفل ناشی از آن به صاحب اسپرم ملحق گردیده است.با توجه به پیشرفت علوم و فنون و پیدا شدن مسائل جدید نظیر تلقیح مصنوعی در بین فقهای امامیه و سایر فرق اسلامی این گونه مسائل خصوصاً مسأله تلقیح مصنوعی به شکل علمی مطرح گردیده و منجر به نظریات متفاوتی شده است که اکنون به بحث مفصل آن می‌پردازیم[6] (امامی، 1349، ص383).



آیا تدارک نطفه مشروع است؟
سخن این است که آیا تهیه مواد از مرد و زن و یا از مرد جایز است یا خیر؟ نطفه از دو عنصر تشکیل می‌یابد یکی جزئی از منی مرد است که «اسپرم» نام دارد و دیگری جزئی از زن که بدان «اوول» می‌گویند. اسپرم در منی به فراوانی یافت می‌شود. با ورود «اسپرم» به «اوول» نطفه شکل می‌گیرد و در شرایطی از نظر حرارت، تغذیه و آمادگی بتدریج کامل می‌شود. سپس به صورت علقه و مضغه در می‌آید و در نهایت به یک انسان کامل تبدیل می‌گردد. از آنجا که عناصر زنده موجود در منی، یعنی همان اسپرم به سرعت خراب نمی‌شود و از 48 تا 72 ساعت می‌ماند می‌توان آن را از راه آمیزش مشروع و عزل به کمک دستگاه‌های پزشکی بدون نیاز به عمل جراحی و یا استمنا به دست آورد؛ همان گونه که «اوول» زن را می‌توان به کمک همین دستگاه‌ها بیرون آورد.

گاهی سخن در تلقیح اسپرم و اوولی است که در رحم پدید آمده است البته خود این تلقیح ممکن است در رحم صورت بگیرد و در نتیجه نطفه در درون رحم تشکیل شود و در همان ‌جا سیر کامل شدن خود را در پیش بگیرد، ولی گاهی هم ممکن است بیرون رحم باشد و تلقیح بیرون انجام شود.

آنچه دستگاه‌های پزشکی امروزه انجام می‌دهند، همین کار با حفظ همین ترکیب و تدارک شرایط لازم برای ادامه حیات آن تنها در چند روز اندک و پس از آن کاشتن نطفه بوجود آمده در رحم است. اگر رحـم این نـطفه را بپذیـرد مراحل زندگی یکـی پـس از دیگری می‌گذرد و نطفه کمال می‌یابد تا هنگامی که انسان شود و به دنیا بیاید. هر چه شمار روزهای زندگی این مرکب در بیرون رحم بیشتر باشد پذیرش آن در رحم دشوارتر و برگشت دادن آن آسانتر می‌شود.

البته بحث اصلی در جایز بودن یا نبودن کاشتن آن مرکب یا آن نطفه که انسانی خواهد شد، در رحم یک زن برای پروراندن آن یا در تلقیح آن مرکب حاصل انعقاد در رحم است. بنابراین باید صورت‌های مسأله را از هم جدا کرد و در هر یک جداگانه بحث نمود.

در این جا ابتدا به بحث آیات و روایاتی می‌پردازیم که علما و بزرگان به آنها استناد کرده‌اند؛ چه با این استفاده حکم جواز را صادر کرده باشند و چه حکم حرمت را اعلام کرده باشند.



ادله اصحاب
الف- آیات
1ـ قل للمؤمنات یغضضنَ مِنْ أبصارهِنَّ و یحفظنَ فروجَهُنَّ ؛ «ای رسول ما زنان مؤمن را بگو تا چشمها و فروج و اندامشان را محفوظ دارند» (نور، 31).

2ـ الذین هم لفروجهـم حافظـون إلاّ علی أزواجهـم أو ما ملکت أیمانهم فَإنهم غیـرُ ملومین، فمـن ابتغی

وراءَ ذلک فَأولئکَ هم العادون؛ «آنان که فروج و اندامشان را از عمل حرام نگاه می دارند، مگر بر جفتهایشان یا کنیزان ملک یمین آنها که هیچ گونه ملامتی در مباشرت این زنان بر آنها نیست. و کسی که غیر این زنان حلال را به مباشرت طلبد البته ستم‌کار و متعدی خواهد بود» (مؤمنون، 5-7).

3ـ حرمت علیکم أمهاتکم و بناتکم و أخواتکم و عماتکم و خالاتکم و بنات الأخ و بنات الأخت و أمهاتکمُ اللاتی أرضعنکم و أخواتُکُم مِنَ الرضاعه و أمهات نسائکم و ربائبکُمُ اللاّتی فی حجورکم من نسائکم اللاتی دخلتم بِهِنَّ فإن لم تکونوا دخلتم بِهِنَّ فلا جناح علیکم و حلایل أبنائکم الذین من أصلابکم و إن تجمعوا بین الأختین إلا ما قد سلف إنَّ الله کان غفوراً رحیما؛ «حرام شد برای شما ازدواج با مادر و دختر و خواهر و عمه و خاله و دختر برادر و دختر خواهر و مادران رضاعی و خواهران رضاعی و مادر زن و دختران زن که در دامن شما تربیت شده‌اند، اگر با زن مباشرت کرده باشید و اگر دخول با زن نکرده‌اید باکی نیست که ازدواج کنید و نیز حرام شد زن و فرزندان صلبی و نیز حرام شد جمع میان دو خواهر مگر آنچه پیش از این انجام داده‌اید. براستی خداوند آمرزنده و مهربان است» (نساء، 23).

قائلین به منع تلقیح، به «یحفظن فروجهن» «و الذین و لفروجهم حافظون الا علی ازواجهم...»؛ استناد می‌کنند و معتقدند باید فروج از هر چیزی اعم از نگاه و لمس و در اختیار گذاردن برای دیگری که جنینش را پرورش دهد، پاک نگه داشته شود و حفظ گردد. در آیه سوم وقتی محارم سببی و نسبی را مطرح می‌کند، می‌فرماید فرزندان صلبی (چه آنها که با آمیزش از طریق همسر متولد می‌شود اعم از پاک، زنا، ولد شبهه، و چه آنها که از طریق تلقیح مصنوعی به دنیا می آیند) متعلق به پدر هستند و ازدواج با همسر آنها حرام است. و آنها که قائل به جواز هستند، معتقدند که از هیچ کدام از این آیات که محارم را مطرح می‌کند، مسأله زنا و حرمت تلقیح از آنها فهمیده نمی‌شود. پس حکم به اباحه را صادر می‌کنند.

ب ـ روایات
1ـ علی بن سالم از امام صادق(ع) روایت کرده است:

إنَّ أشدَّ الناسَ عذاباً یوم القیامه رجالاً اقرأ نطفته (نطفه عقاب) فی رحم یحرم علیه؛ «شدیدترین عذاب در روز قیامت، عذاب مردی است که نطفه خود را ـ و در نقل دیگری نطفه عقاب را ـ در رحم زنی نامحرم بریزد» (الحر العاملی، 1390ه‍، ج 14، ص239).

2ـ حر عاملی از صدوق نقل می‌کند که پیامبر(ص) فرمود:

لن یعمل ابن آدم عملاً أعظم عندالله عزوجل من رجل قتل نبیاً أو إماماً أو هدم الکعبه التی جعلتها الله قبلهً لعباده أو اَفْرَغَ مائه فی إمراة حراماً؛ «در میان کارهایی که بنی آدم انجام می‌دهد، کاری بدتر و گرانتر بر خداوند عزوجل از کشتن پیامبر یا امام یا خراب کردن کعبه که خداوند آن را برای بندگانش قبله قرار داده یا ریختن منی از روی حرام توسط مرد در رحم زنی نمی‌باشد» (همو).

3ـ قلتُ لابی عبدالله(ع) : الزنا شرُّ أو شرب الخمر و کیف صارَ فی شرب الخمر ثمانون و فی الزنا

مئة فقال یا إسحاق الحدُ واحد و لکن زید هذا لتفیعة النطفه و لوضعه إیاها فی غیر موضعه الذی امرهُ الله عزوجل؛ «به امام صادق(ع) عرض کردم که زنا بدتر است یا شرب خمر و چرا حد شرب خمر80 تازیانه است، اما حد زنا 100 تازیانه قرار داده شده است؟ امام(ع) فرمودند‌ای اسحاق حد هردو یکسان است ولی چون زنا موجب می‌شود که نطفه ضایع گردیده و در غیر جایگاهی که خداوند امر فرموده قرار گیرد حد آن زیادتر شده است» (الحر العاملی، 1390ه‍، ج 14، ص239).

4ـ اتی النبی (ص) أعرابی فقال یا رسول الله (ص) أوصنی، فقال: إحفظ ما بین رِجلیک؛ «مردی بادیه نشین نزد پیامبر(ص) آمد و گفت یا رسول الله(ص) مرا اندرز بده. فرمود: دامن نگهدار» (همو).

5ـ سمعتُ أبا جعفر یقولُ: ما من عباده أفضل من عفّه بطن و فرج؛ «از امام باقر(ع) شنیدم که فرمود هیچ عبادتی برتر از پاک داشتن شکم و دامن نیست» (همو، ص270).

6ـ روایت محمد بن سنان از امام رضا(ع) که در پاسخ مسائل او نوشت: و حرم الله الزنا لما فیه من الفساد و من قتل النفس و ذهاب الأنساب و ترک التربیه الأطفال و فساد المواریث. و ما أشبه ذلک من وجوه الفساد؛ «امام رضا(ع) فرمودند: که خداوند زنا را حرام گردانیده؛ زیرا در آن مجموعه فسادهاست، از قتل نفس و از بین رفتن نسبها و ترک تربیت اطفال و کودکان و از بین رفتن ارث و مواردی از این قبیل که زمینه‌های انواع فساد است (فساد فردی، اجتماعی)» (همو).

7ـ روایت احمد بن علی بن ابی طالب طبرسی (در کتاب احتجاج از امام صادق(ع)):

اِنَّ زندیقاً قال له لِمَ حرّم الله الزنا قال لما فیه من الفساد و ذهاب المواریث «زندیقی از امام صادق(ع) پرسید چرا خداوند زنا را حرام گردانیده است؟ حضرت فرمود چون باعث فساد و از بین رفتن نظام ارث می‌شود» (همو).

برخی گفته‌اند این حدیث و حدیث قبلی دلالت می‌کند بر اینکه حکمت تحریم «زنا» به هم ریختن نظام خویشاوندی و ارث بری است و عین همین حکمت در حرمت تلقیح مصنوعی نیز وجود دارد.

8ـ صحـیحه شعـیب حداد: قـلت لابی عبدالله(ع) رجل من موالیـک یقرأک الـسلام و قـد أرادَ أن یـتزوج

إمرأه و قد وافقته و أنت تأمره؟ فقال ابوعبدالله(ع) هو الفرج و امر الفرج شدید منه یکون الولد و نحن نحتاط فلا ینزوجها؛ «به امام صادق(ع) عرض کردم مردی از دوستانتان به شما سلام می‌رساند. وی قصد دارد با زنی زیبا که با طلاق غیر مطابق سنت از شوهرش جدا شده ازدواج نماید. زن نیز با این کار موافق است ولی آن مرد نمی‌خواهد بدون اجازه شما به این کار اقدام کند. آیا به او اجازه می‌دهید؟ امام صادق (ع) فرمود این امر به فرج (مسائل آمیزشی) مربوط می‌شود که از آن فرزند متولد می‌شود. احکام و دستورات در این مورد سخت است. در چنین مسأله‌ای ما احتیاط می‌کنیم. پس با او ازدواج نکند».

این حدیث دلالت می‌کند بر اینکه در مواقع شک در مسائل مربوط به فرج و آمیزش و آنچه که از آن فرزند متولد می‌شود «احتیاط» واجب است. چون از اینکه امام(ع) نهی از ازدواج را بر احتیاط متفرع نمود، دانسته می‌شود که در نزد امام حکم مطمئن در چنین موردی «شبهات تحریمیه» احتیاط است؛ هر چند که اصل اولی در شبهات تحریمیه برائت می‌باشد؛ چون واضح است که اگر طلاق باطل باشد، وجوب احتیاط دلیل موجهی ندارد و اگر صحیح باشد، نهی از ازدواج دلیلی ندارد؛ اما اشکال عمده این است که امام(ع) با اینکه همه احکام را می‌داند، چرا احتیاط می‌کند؟ قائلان به جواز می‌گویند: چاره‌ای جز حمل احتیاط بر استحباب نیست. همان طور که این مطلب تا حدودی از آوردن صیغه جمع و استناد دادن احتیاط به خودشان (نحن نحتاط) فهمیده می‌شود.

اما قائلین به عدم جواز می‌گویند آنچه از جمع روایات استفاده می‌شود، این است که نفس ریختن نطفه در رحم زنی نامحرم به هر نحوی که باشد، حرام است، اعم از زنا یا دستگاه‌هایی مثل لوله آزمایش یا چیز دیگر. زیرا از جمله دلایل این را عنوان کرده‌اند که نسبها به هم ریخته، تربیت اطفال به هم می‌خورد و ارث و اموال متلاشی می‌شود و صاحبان اصلی شان مجهول است.



صورت‌های مختلف تلقیح مصنوعی

صورت اول ـ تلقیح مصنوعی از اسپرم زوج و تخمک زوجه

در این شیوه، ترکیب اسپرم شوهر و تخمک زن صورت می‌پذیرد. لکن این امـر به علت وجود امراض یا عیوبی از راه طبیعی و مجرای اصلی ناممکن شده است. لذا ترکیب در بیرون از مهبل در داخل دستگاه‌های پزشکی و آزمایشگاهی صورت می‌گیرد و در داخل مهبل یا رحم کاشته می‌شود و رحم آن را می‌پذیرد و رشد می‌دهد تا به صورت نوزادی در آید.

به نظر می‌رسد که این شیوه از نظر اکثر علما بلکه قریب به اتفاق ایشان اشکالی ندارد؛ زیرا دلیلی بر حرمت آن نداریم و چون از زمره شبهه‌های بدوی تحریمی است، اصل برائت شرعی و عقلی در مورد آن جاری می‌شود. به شرط آنکه در گرفتن منی از مرد جهات شرعی رعایت شود؛ به این معنی که این کار به سبب انجام عمل حرام واقع نشود، مثل استمناء یا لمس عورت مرد و نگاه به آن از طرف کسانی که این کار برای آنان حرام است، مثل پرستار و غیره.

زیرا هیچ عنوانی از عنوان‌های حرام از قبیل زنا، ریختن نطفه در رحم حرام یا جای دادن نطفه در چنین رحمی را در بر ندارد. البته در همین جا باید گفته شود که تلقیح جزء گرفته شده از مرد و جزء بوجود آمده در رحم زن در خارج رحم نیز همین حکم را دارد و جایز است و به همان دلایلی که گفته شد، اشکالی در آن نیست. در شیوه یاد شده، زن و مرد، پدر و مادر نوزاد، و او فرزند آنان است و همه احکام مترتب بر یک اولاد پاک از قبیل، نسب، ارث و محرم بودن در این جا تحقق دارد، هرچند شکل گرفتن جنین در رحم زن از راه آمیزش طبیعی صورت نپذیرفته باشد.

تلقیح نطفه مرد به زوجه‌اش بدون اشکال جایز است، اگرچه احتراز از حصول مقدمـات حرام واجـب است؛ مثل اینکه تلقیح کننـده بیگانه باشد یـا تلقیح مستلزم نگـاه کردن به آنچه که نظر به آن جایز نیست شود. پس اگر فرض شود که نطفه به صورت حلالی خارج شده و زوج آن را به زوجه‌اش تلقیح نماید و از آن فرزندی پیدا شود، فرزند آنها می‌باشد؛ همان طور که به جماع متولد شده باشد. بلکه اگر تلقیح از نطفه مرد به زوجه‌اش به صورت حرام واقع شود، کما اینکه بیگانه تلقیح نماید یا منی را به طرز حرام درآورد، فرزند، فرزند آنها می‌باشد؛ اگر چه به جهت ارتکاب حرام گنهکار می‌باشند (موسوی الخمینی، 1380، ج4، ص471).

فتاوای آیات عظام، سید محمد رضا موسوی گلپایگانی، شیخ یوسف صانعی، محمد مؤمن، محمد یزدی و سید محمد صادق روحانی این نظریه را تأیید می‌کنند[7] (صمدی اهری، 1382، ص100).



صورت دوم ـ انتقال جنین از رحمی به رحم دیگر

این صورت خود دارای صور مختلف و شقوقی است:

شق اول این است که زن و شوهر از نظر بیولوژیکی و ژنتیکی قادرند صاحب فرزند شوند؛ یعنی بدن مرد قادر است اسپرم بسازد و زن نیز تخمک تولید کند؛ ولی زن به علت نقص ارگانیک بدن از جمله دیابت یا تالاسمی نمی‌تواند جنین را در رحم رشد و پرورش دهد که این حمل بعد از مدتی سقط می‌شود و حاملگی ناقص می‌ماند. با پیشرفت علم پزشکی این مشکل تا اندازه‌ای مرتفع گردیده است. به این صورت که گاهی اسپرم و تخمک را از زوج و زوجه (زن و شوهر) می‌گیرند و بعد از تلقیح به همسر دوم (دیگر) یا کنیز این مرد که نزدیکی با او برای این مرد حلال است، تزریق می‌کنند. این مورد مثل صورت اول حلال و فرزند، فرزند آنان است. لیکن باید توجه داشت که مادر اصلی صاحب تخمک است.

شق دوم این است که این ترکیب را به زنی تزریق می‌کنند که نزدیکی با او برای این مرد حرام است. و به آن رحم اجاره‌ای یا اصطلاحاً عاریه گفته می‌شود.

از رهبر معظم انقلاب سؤال شده است: بعضی از بیماران زن به علت اشکال در ساختمان رحم قادر به نگهداری جنین در رحم خود نمی‌باشند؛ آیا این امکان هست که جنین را به رحم زن دیگری وارد نمایند تا در آنجا پرورش یابد و پس از به دنیا آمدن به والدین اصلی خود بازگردانده شود؟ در واقع در این مدت جنین در یک رحم اجاره‌ای به سر می‌برد.

مقام معظم رهبری می‌فرمایند: حکم تکلیفی مسأله بیان شد ]اگر مستلزم لمس و نظر حرام نباشد[ در مورد الحاق فرزند، اگر نطفه زوجین منشأ طفل باشد، او ملحق به زوجین است (محمدزاده، 1375، ص116، استفتاء شماره 7/11857).

قبل از این مسأله از ایشان سؤال شده: چنانچه جنینی در حالت علقه یا مضغه به رحم زن دیگری منتقل شود، فرزند متعلق به زن اولی است یا دومی؟ و بر فرض اولی، زن دوم در موارد غیر هم جنس محرم است یا خیر؟

پاسخ فرموده‌اند: اگر از رحمی به رحم دیگر انتقال یابد، ملحق به صاحب رحم اولی وگرنه ملحق به صاحب رحم دومی است (همو، ص114).

سؤال دیگر: در صورتی که بعد از دمیده شدن روح، جنین به رحم زن دیگری منتقل شود، فرزند تعلق به زن اولی دارد یا دومی، و بر فرض اولی، زن دوم در موارد غیر هم جنس محرم است یا خیر؟

جواب: فرزند در فرض مذکور، ملحق به زن اولی است و بر زن دوم محرم نیست (همو، ص121).

شق سوم از صورت دوم این است که تخمک زن دیگر به همسر تزریق می‌شود. مثلاً زن اوول و تخمک ندارد و تخمک را از زن دیگر می‌گیرند و به این زن تزریق می‌کنند و شوهرش از راه شرعی با او آمیزش می‌کند. برخی گفته‌اند از روایاتی که در مورد قسم دوم ذکر شد (تلقیح نطفه مرد به رحم زن نامحرم بدون آمیزش) استفاده می‌شود که انعقاد نطفه از منی مرد و تخمک زنی نامحرم، حرام است. زیرا اگر چه این روایات در مورد نهادن منی را در رحم زنی نامحرم است، لکن پس از الغاء خصوصیت از نطفه مردی که با اوول زنی نامحرم آمیخته شده که در روایات این کار تحریم شده بود و تعدی از این مورد به موردی که مرد منی خود را به رحم زوجه‌اش منتقل نماید، می‌توان در حرمت شق سوم به این روایات استدلال کرد.

چون اولاًـ در این قسم نیز در نهایت، انعقاد و باروری از ترکیب نطفه‌های مرد و زن نامحرم است. در پاسخ گفته شده این مطلب به تنهایی موجب الغاء خصوصیت از روایات نمی‌شود؛ چون ممکن است از نهاده شدن نطفه نامحرم در رحم زن وضعیتی دست دهد که در موقع نهاده شدن نطفه شوهرش یا نطفه زنی دیگر در رحمش چنان چیزی پدید نیاید. ثانیاً ـ با انتقال تخمک در رحم همسر می‌توان تخمک را عضو و جزء بدن همسر دانست. بنابراین اگر خبر «ابن سبابه» عمومیت نداشت و بر وجوب احتیاط در مورد فرج و آنچه فرزند از آن متولد می‌شود، دلالت نمی‌کرد، به مقتضای اصل برائت این قسم را جایز می‌دانستند(حرم پناهی، 1376، ص149).



انتقال جنین

الف ـ جواز یا حرمت انتقال جنین از نظر قانونی

در زمینه جواز یا عدم جواز انتقال جنین به رحم زن بیگانه که غالباً رحم مورد اجاره واقع می‌شود، در قانون مدنی ایران با سایر قوانین حکم صریحی وجود ندارد؛ ولی از آنجا که در برابر ضوابط عقلی و اصول حقوقی اگر امری را قانون منع نکرده باشد، مباح است از آنجا که کلیه اعمال و اقدامات انسانها در صورتی که با اخلاق حسنه و نظم عمومی مخالفت نداشته باشد و در قانون نیز به ممنوعیت آن تصریح نشده باشد، جایز است. در موضوع مورد بحث نیز نظر به اینکه انتقال جنین به رحم بیگانه یا اجاره‌ای برای رفع مشکلات خانواده‌های علاقه‌مند به فرزند که قادر نیستند به طور عادی و طبیعی و به وسیله مقاربت صاحب فرزند شوند، مفید و موجب استحکام روابط خانوادگی و تداوم آن خواهد شد. و اخلاق عمومی نیز با آن مخالفت ندارد و نظام جامعه نیز متزلزل نمی‌گردد لذا می‌توان گفت قانوناً این اقدام جایز است و اساتید و اندیشمندان حقوق نیز در ایران نسبت به موضوع نظر موافق دارند (صمدی اهری، 1382، ص126).



ب ـ جواز یا حرمت انتقال جنین از نظر شرعی

انتقال جنین به رحم بیگانه از جمله مسائل مستحدث و جدیدی است که از مدت پیدایی آن در جهان کمتر از ربع قرن می‌گذرد. این امر خود صوری را متصور است.

صورت اول ـ زن و مرد هر دو سالم هستند. مرد اسپرم می‌سازد و زن تخمک آزاد می‌کند. لکن از نظر نقص ارگانیک یا مریضی مثل دیابت یا تالاسمی نمـی‌تواند جـنین را نگه دارد که دو حالت دارد:

حالت اول ـ این جنین به زنی که محرم این مرد است و آمیزش با وی برای مرد منع شرعی ندارد، انتقال داده می‌شود که در این صورت دلیلی بر حرام بودن آن نیست. طبق نظر اکثر علما بلکه قریب به اتفاق خواه این زن صاحب تخمک باشد یا همسر دیگر او و یا کنیز او باشد. چرا که در تمام این صورتها مرد نطفه خود را در رحمی قرار داده که برای او حلال است نه حرام و در جایی آن را کاشته که بر خلاف دستور خداوند نیست. و زن هم نطفه شوهر و یا آقای خود را حمل کرده است؛ بنابراین دلیلی بر حرام بودن آن نیست.

حالت دوم ـ آن است که جنین به زنی منتقل شود که آمیزش با او بر این مرد حرام است. از انجا که تلقیح مصنوعی و انتقال جنین به رحم زن دیگر از مسائل جدید و نو پا بوده و تازه مطرح شده است، در این زمینه نظرات فقیهان و حقوقدانان حاضر به نتیجه‌ای قطعی نرسیده است و ما هر دو نظریه را بررسی می کنیم.



نظر موافقان

آنها که نظر موافق دارند، در انتقال جنین به رحم بیگانه چنین استدلال کرده‌اند که حفظ جنین چه در دستگاه مصنوعی و چه در رحم، ولو در رحم بیگانه واجب است؛ اگر وجوب آن احراز نشود، لااقل جواز آن احراز می‌گردد.

جنین را نباید از بین برد؛ بنابراین انتقال آن به رحم بیگانه منعی ندارد، زیرا دلیلی بر حرمت آن در شرع وجود ندارد و حتی بر زن زناکار حرام است که جنین بوجود آمده را سقط کند. با عدم دلیل بر حرمت انتقال جنین به رحم بیگانه، برابر اصل حلیت و اصل برائت حکم بر جواز آن می‌شود و حتی اگر نطفه مردی با نطفه حیوانی یا با ماده گیاهی به جای تخمک زن ترکیب شود و عمل زیست شناسی و بیولوژیکی در این زمینه نیز توفیقی به دست آورد انتقال این گونه جنین به رحم بیگانه نیز ممنوعیت شرعی ندارد. زیرا این قسم نیز از شبهه‌های بدوی تحریمی است و در مورد آن نیز برائت شرعی و عقلی جاری می‌شود. اگر چه رعایت احتیاط موجب حفظ و تحصیل واقع می‌شود بدون استناد آن به شارع در همه موارد نیکو است؛ اما در کتاب و سنت عموماتی است که برخی از آنها به گونه‌ای بر حرمت این قسم دلالت دارد که شایسته بررسی است (حرم پناهی، 1376، ص147-167).

در این خصوص نیز آیات عظام نظرات و فتاوای خود را چنین ابراز فرموده‌اند.

از جمله آیه الله محمد تقی بهجت در پاسخ این سؤال که انتقال جنین یا نطفه به رحم اجنبیه چه حکمی‌ دارد؟ فرموده‌اند که مانعی ندارد اگر همراه با امر حرام شرعی نباشد[8](صمدی اهری، 1382، ص132).

آیه الله محمد یزدی می‌فرمایند: گرفتن اسپرم و اوول، ترکیب آن دو در خارج و کاشتن آن در رحم زن بیگانه اعم از اینکه شوهردار باشد یا نباشد، جایز است و عنوان حرام بر آن صدق نمی‌کند؛ زیرا جای دادن جنین در رحم زنی بیگانه نه مصداق زناست، نه مصداق ریختن نطفه در رحمی که بر مرد حلال نیست و نه مصداق جای دادن نطفه در چنین رحمی؛ زیرا روایات رسیده در این باب تنها به آمیزش نامشروع نظر دارند.

در هر یک از دو فرض یاد شده فرزند از آنِ مرد و زنی است که اسپرم و اوول از آنها گرفته شده است، نه از آن زنی که جنین را در رحم او جای داده‌اند یا از آنِ شوهر آن زن (در این فرض که شوهردار بوده است).

دلیل این حکم نیز آن است که ملاک نسب، حتی در مورد ولادت حرام، تنها جنینی است که از دو جزء متعلق به مرد و زن پدید آمده است. برای نمونه، فرزند زن و مرد زناکار در عرف، فرزند آنها شمرده می‌شود و برخی از احکام شرعی همانند نطفه و حضانت نیز مشروط بر اینکه مرد معلوم و نسبت طبیعی فرزند به او نیز به طریقی همانند ارتباط نداشتن زن با غیر او محرز باشد، بر آن مترتب شده است (یزدی، 1375، ص102).


نظر مخالفان
آنها که نظر مخالف دارند، یعنی آنها که حکم به حرمت انتقال جنین بـه رحم بیگانـه می‌دهند، به این آیات و روایات استناد می‌کنند:

1- قل للمؤمنات یغضضنَ من أبصارهنَّ و یحفظن فروجَهُنَّ (نور، 30).

آیه مؤمنان را سفارش به بستن چشمهایشان از حرام و حفظ فروجشان کرده است. از این آیه چنین استنباط می‌شود که زن حق ندارد فرج و آلت تناسلی خود را در معرض پزشک یا متخصص زنان قرار دهد. به این ترتیب، تلقیح جنین از طریق پزشک در رحم زن حرام است. و اگر گفته شود چنانچه شوهر زن به چنین اقدامی دست زند، مشکل حرمت برداشته خواهد شد. در پاسخ به آیات دیگر قرآن استناد می‌کنند. بر طبق این قاعده که حذف متعلق مفید عموم است، حفظ شرمگاه (فرج) از هر چیزی که با حفظ آن منافات دارد، از جمله تمامی صورتهای تلقیح واجب است.

اشکال این استدلال از نظر بعضی صاحبنظران این است که مقصود از حفظ عضو یاد شده، حفظ آن از دیگران است، نه حفظ از هر چیزی.

بنابراین ریختن منی مرد نامحرم در رحم زن، توسط خود زن یا به‌ وسیله ابزار مصنوعی را شامل نمی‌شود. علاوه بر این چه بسا مقصود از حفظ، تنها حفظ آن از نگاه دیگران باشد. چنان که روایت ابی بصیر از امام صادق(ع) بر همین مطلب دلالت دارد.

2ـ کل آیه فی القرآن فی ذکر الفروج فهی من الزنا الا هذا لآیه فإنها من النظر؛ «مقصود از حفظ فرج در تمام آیات قرآن از زنا است به جز این آیه که مقصود از آن حفظ از نگاه دیگران است» (الجوزی، بی تا، ج3، ص588).

این روایت در تفسیر قمی و نورالثقلین و در ضمن روایتی طولانی از اصول کافی وارد شده است رجال سند در تفسیر قمی اشکالی ندارد، ولی تفسیر یاد شده مورد اشکال است چون این کتاب را برخی از شاگردان قمی (قدس سره) جمع آوری کرده‌اند که در کتب رجالی احوال آنها معلوم نیست (حرم پناهی، 1376، ص147).

3ـ و الذین هم لفروجهم حافظون إلا علی أزواجهم أو ما ملکت أیمانهم فَإنهم غیرُ ملومین، فَمَنِ ابتغی وراءَ ذلک فَأولئکَ هم العادون؛ «آیه بعد از اینکه صفات رستگاران را می‌شمارد، می‌فرماید آنان که فروج (و اندامشان) را از عمل زشت (حرام) نگاه می‌دارند. مگر به جفتهایشان (که زنان عقدی آنان باشند) یا کنیزان ملکی متصرفی آنان که هیچ گونه ملامتی در مباشرت این زنان بر آنـان نـیست. و کسـی که غیـر این (زنان حـلال را به مباشـرت) طـلبد البته ستم‌کار و متعدی خواهد بود» (مؤمنون 5-7).

در این آیات آمده است که مؤمنان و مسلمانان برای رستگاری تکالیفی دارند که باید به آن پایبند باشند. از جمله اینکه حافظ فروج خود باشند. رابطه زنان یا مردان فقط با شوهران و زنان خود در این زمینه مشکلی نخواهد داشت و برای آنان مباح خواهد بود که در غیر این صورت از ستم‌کاران خواهند بود.

از جمله آیات عظام و علمایی که نظر به حرمت این عمل می‌دهند، آیه الله یوسف صانعی هستند که می‌فرمایند نمی‌توان گفت جایز است و باید از این گونه اعمالی که برخلاف اصول اخلاقی توالد و تناسلی است، پرهیز نمود و راه‌های مشروع را پیدا کرد. ایشان صریحاً فتوی به حرام بودن آن نداده‌اند.

آیه الله محمد فاضل لنکرانی در سؤال شماره 2878 که از ایشان پرسیده شده اجاره دادن یا اجاره رحم زن برای تلقیح نطفه مرد اجنبی چه حکمی‌دارد؟ فرموده‌اند اجاره صحیح نیست و تلقیح نطفه مرد در رحم زن اجنبیه شرعاً جایز نیست (فاضل لنکرانی،1379، ص602).

و آیه الله حسین نوری همدانی و آیه الله عبدالکریم موسوی اردبیلی هم این کار را جایز ندانسته‌اند (صمدی اهری، 1382، ص132-133).

حضرت امام خمینی(ره) این گونه نظر داده‌اند: تلقیح نطفه غیر زوج جایز نیست؛ خواه زن شوهردار باشد یا نه، زوج و زوجه به آن راضی باشند یا نه، زن از محارم صاحب نطفه باشد مانند مادرش و خواهرش یا نه (موسوی الخمینی، 1380، ص471).

صورت دیگر در اینجا تخمک زنی که سالم است و اجنبی است در مهبل زنی که نازاست تزریق شود و سپس شوهر این زن با وی آمیزش کند و او را باردار کند.

آنهایی که در صورت دوم حکم به حلیت مسأله داده‌اند در این صورت نیز مشکلی ندارند و«اصاله الحل» را نیز جاری می‌کنند اما بر فرض حرام بودن صورت دوم، حرام بودن را در این صورت نیز چنین دنبال کرده‌اند. از روایاتی که پیش از این یاد شد، استفاده می‌شود که بسته شدن نطفه از اسپرم مرد و تخمک زنی که آمیزش آنان با یکدیگر جایز نیست، حرام است.

هرچند مورد این روایات مخصص، قرار دادن منی در مهبل زنی است که بر مرد حرام است، لکن مورد تخصص نیست بلکه خصوصیت از این مورد برداشته می‌شود و حرام بودن، موردی را که نطفه از منی مرد و تخمک زنی که بر او حرام است بسته می‌شود، در بر می‌گیرد و بیرون آوردن تخمک از مهبل این زن و گذاردن آن در مهبل زنی که آمیزش این مرد با او جایز است هیچ تأثیری در دفع حرمت ندارد و از دایره الغای خصوصیت خارج نمی‌شود (مؤمن، 1374، ص60-61).



مادر واقعی در کودک ناشی از رحم اجاره‌ای کیست؟ و حکم امور مالی و غیر مالی آن کدام است؟

پرسش این است که کدامیک از دو زن (صاحب تخمک یـا صاحب مهبل و رحم) از دیدگاه شرع ملاک مادر بودن برای این نوزاد را دارد؟ ملاک مادر بودن از دیدگاه شرع مانند ملاک پدر بودن است بدین گونه که نخستین مرحله ‌‌آفرینش کودک اوول مادر است. با توجه به اینکه مادر تخمک گذاری می‌کند و در سوره طارق از خلقت انسان سخن می‌گوید که خُلِقَ من ماءِ دافق یَخْرُجُ من بین الصلب و الترائب؛ «از آب نطفه جهنده خلق شده که از میان صلب پدر و سینه مادر بیرون آمده است» (طارق، 7)، بر این اساس وقتی فرض بر این باشد که نطفه کودک آغاز آفرینش اوست و نخستین جزء وجود او، از لقاح دو عنصر یعنی همان تخمک و اسپرم به دست می‌آید، همین آفریده نخست، نخستین مرحله وجود کودک است، و اما تغذیه کودک که پس از این مرحله صورت می‌گیرد، تنها سبب رشد کودک می‌شود و هیچ نقش دیگری ندارد. اگر چه بعضی از صاحبنظران معتقدند که اگر ملاک را در مادر رضاعی، روییدن گوشت و استخوان در فرزند بدانیم می‌توان در زن صاحب رحم اجاره‌ای اطلاق مادر رضاعی نمود. چون رشد فرزند از طریق او است. لیکن عده‌ای با نظر بر شرایط کامل رضاع مثل آنکه عامل تغذیه بایستی شیر«فحل» باشد در این حکم خدشه نموده‌اند و قائلند غذایی که کودک در داخل مهبل زن بدان تغذیه می‌کند، همان غذایی است که پس از تولد و بیرون آمدن از مهبل بدان تغذیه می‌کند. بدین معنی که این تغذیه سبب رضاع نمی‌شود و کودک را از حالت فرزند بودن برای صاحبان منی و تخمک بیرون آورد؛ همان گونه که اگر این نطفه را در دستگاه آزمایشگاه قرار می‌دادند تا سیر تکاملی را طی کند، هیچ گاه این دستگاه مادر طفل نمی‌شد.

کسانی هم با استناد به این آیه می‌گویند مادر طفل آن است که او را زاییده باشد. الذین یظاهرون منکم من نسائهم ما هنَّ أمهاتم إن أمهاتم إلا الاّئی ولدنهم و أنهم لیقولون منکراً من القول و زوراً و إن الله لعفوُ غفور؛ «از میان شما کسانی که زنان خود را ظهار می‌کنند، بدانند که زنانشان مادرشان نشوند. مادرانشان فقط زنانی هستند که آنان را زاییده‌اند» (مجادله، 2) .

آیه الله مؤمن در پاسخ به این ابهام پاسخ می‌دهند، آیه مبارک برخلاف دیدگاه عرفی دلالت ندارد زیرا در مقام رد توهم کسانی است که می‌پنداشتند به صرف گفتن جمله «تو نسبت به من مانند پشت مادرم هستی» خطاب به زنانشان، زنان آنان بر ایشان حرام ابدی می‌شوند. خداوند در این آیه مبارکه توجه می‌دهد که صرف گفتن این جمله سبب نمی‌شود که همسر مرد، مادر وی به شمار آید زیرا مادر او همان زنی است که او را زاییده، نه آن زنی که وی خطاب به او، سخن یاد شده را گفته پس یادآوری ویژگی مادر (زاده شدن کودک از او) بدین علت است که همیشه کودک را مادر می‌زاید وقتی در آن زمان همیشه چنین بوده است و اگر این آیه در کنار سایر آیاتی گذارده شود که بر نسب و آثار نسبی دلالت می‌کنند مثلاً آیاتی که لفظ اصلاب در آن آمده یا مثل آیاتی که بین فرزند و فرزند خوانده تفاوت قائل می‌شود و می‌فرماید «و حلایل أبناءکم الّذین من أصلابکم» (نساء، 23)، همسر فرزند نسبی است نه فرزند خوانده. بنابراین دلالت آیه بر موردی که تخمک از آن مادر است و رحم اجاره‌ای است، دلالت ندارد و موضوع آیه خارج از این بحث است.

حال با توجه به اینکه دانستیم مادر عرفی و واقعی کودک کدام است، تمام آثار مالی و غیر مالی که بر یک کودک سالم صحیح و صالح و پاک بار می‌شود بر این گونه کودکان نیز بار می‌شود مثل حضانت، تربیت، نفقه، مسائل مربوط به ازدواج، ارث و ....



صورت سوم- تلقیح مصنوعی از اسپرم بیگانه با تخمک زوجه

هر گاه زنی اعم از اینکه شوهر داشته باشد و به واسـطه اختـلالات جـسمی عاجز از مشارکت با همسرش در تولید نسل باشد یا شوهر نداشته باشد و نخواهد شوهر کند، آیا جایز است با تلقیح نطفه مرد اجنبی خود را باردار کند؟ و یا ممکن است این گونه سؤال شود که تلقیح نطفه مرد اجنبی به نطفه زن به هر صورت ولو در خارج از رحم چه حکمی ‌دارد؟

رهبر معظم انقلاب حضرت آیه الله خامنه‌ای، در جواب استفتاء شماره 1/18576 که تلقیح نطفه اجنبی به اجنبیه در صورتی که مرد عقیم باشد چه حکمی‌ دارد؟ فرمودند این عمل فی نفسه اشکال ندارد و باید از لمس و نظر حرام اجتناب شود (محمد زاده، 1375، ص111و ص117) و استفتاء شماره 5/11857 در مواردی که مرد به علتی قادر به تولید اسپرم نباشد آیا می‌توان از اسپرم اهدایی مرد اجنبی (ناشناس یا شناس) جهت امتزاج نمودن با تخمک همسرش در آزمایشگاه استفاده نمود و بعد جنین تشکیل شده را به رحم زن بیمار منتقل کرد تا پس از وضع حمل مولود توسط بیمار و همسرش نگهداری شود، فرمودند: فی نفسه بدون ارتکاب فعل محرمی مانع ندارد و حکم ولد نیز بیان شد. و در ادامه سؤال که آیا امکان هست که اسپرم اهدایی را با تخمک همسر بیمار در آزمایشگاهی ممزوج نکرد بلکه مستقیماً به داخل رحم همسر بیمار تلقیح نمود تا جنین در همان جا تشکیل شود؟ فرمودند فی نفسه اشکالی ندارد و در این صورت با فرض اینکه خود همسر بیمار منشأ طفل است فرزند ملحق به اوست.

حال بر فرض جواز باروری مصنوعی زن با اسپرم غیر شوهر، پدر بچه کیست؟ شوهر یا فرد صاحب اسپرم؟ و بر فرض اگر صاحب اسپرم پدر تلقی شود فرزند نیز دختر باشد آیا شوهر زن به این دختر محرم است؟ در صورتی که پسر باشد آیا زن به این پسر محرم است؟ فرمودند: بچه متعلق به زن صاحب رحم است و در الحاق آن به شوهر صاحب فراش اشکال است التحاق آن به مرد صاحب اسپرم بعید است در این باره احتیاط را مراعات نمایید (همو، ص111 - 118).

از نظر بقیه موافقان، ایـن گونه نیز حکـم گونـه‌های قبل را دارد یعنی کار جایز است و فرزند به صاحب اوول و اسپرم نسبت داده می‌شود. و اگر صاحب اوول و اسپرم که جنین از آنان ترکیب یافته نامعین و ناشناخته باشد و این دو از بانک‌های ویژه گرفته شده و پس از ترکیب در رحمی کاشته شود در این فرض پس از گذشتن از جایز بودن فرایند گرفتن اوول و اسپرم و نیز فرایند ترکیب آنها با یکدیگر در لوله آزمایش اشکالی در جایز بودن کاشتن آن نیز وجود ندارد. دلیل این حکم همان صدق نکردن عنوان‌های حرام است که پیشتر ذکر شد. در این حال، فرزند متعلق به زنی است که جنین در رحم او کاشته شده و اگر او شوهر داشته باشد، آیا می‌توان گفت «الولد للفراش» به این اعتبار که فراش کنایه از همسر (زن) است؟ آیا در این صورت بکارگیری این لفظ در مورد این فرزند صادق است؟

اگر گفته شود معنای «الولد للفراش» آن است که فرزند از آن کسی است که آن فراش و بهره بردن از او برایش حلال است (هم چنان که حق همین است و از روایات نیز همین بر می‌آید) نتیجه آن است که فرزند به مردی که اسپرم از اوست، تعلق می‌یابد و هیچ وجهی برای نسبت دادن او به زن و شوهر او نمی‌ماند مگر آنکه گفته شود پدر ناشناخته است، ولی زن به آن دلیل که فرزند را در دوران جنینی پرورانده و تغذیه کرده است، مادر اوست؛ زیرا تخمک از آنِ مادر است و مادر رضاعی نیست، بلکه مادر حقیقی است که هم تخمک داده و هم تغذیه کرده است و در این فرض ولادت، ولادت پاک و فرزند هم پاک است؛ زیرا زنا و ناپاکی در این جا صدق نمی‌کند (یزدی، 1375، ص106).

مخالفان در این باره این گونه اظهار نظر می‌کنند: اسلام اصل نظام ازدواج و خانواده را امضا کرد. یعنی نظام خانوادگی‌ای که بر ارتباط خونی حاکم باشد رابطه طبیعی و اصیل است. لذا ارتباط‌های مصنوعی دیگر مثل انواع ازدواجها (اخدان[9]، عضل[10]، شغار3، یا استبضاع4) فرزند خواندگی و قرابت5 به ولاء باطل است.

علاوه بر این، اسلام نظام ازدواج را بر یک شوهر و یک همسر، مبتنی کرده است. اگر چه با شرایطی مثل رعایت عدالت، تا چهار همسر را نیز مجاز می‌داند. همچنین ازدواج با مادر، دختر، خواهر، عمه، خاله، دختر برادر و خواهر، زن پدر، مادر رضاعی، خواهر رضاعی، مادر زن و .... را ممنوع کرد.

نکاح شغار را به شرط آنکه هر یک از زوجها به زنشان مهریه بدهند، مجاز شمرد. چنان که ازدواج موقت و متعه را مباح دانست. با وجود این بقیه انواع ازدواجها و ارتباط‌های مصنوعی، مثل فرزند خواندگی را که مثل فرزند محسوب شود (از نظر تحریم ازدواج) ممنوع نمود. لذا برای سلب روابط نسبی از فرزند خوانده، قرآن کریم می‌فرماید «ما جعل أدعیاءکم أزواجکم» (احزاب، 4) یعنی آثار شرعی و حقوقی که در روابط نسبی است، این جا جایگاهی ندارد. آیا این عمل قانون‌گذار اسلام، نمی‌تواند مؤید آن باشد که اسلام می‌خواهد هم روابط مرد و زن نظم خاصی داشته باشد و هم تولید نسل بر رابطه طبیعی، اصیل و بر مبنای ارتباط خونی استوار باشد (رضایت نیا، 1382، ص 110-111).

در همین زمینه تعدادی از فقهای بزرگوار ضمن اعتراف به نبود نص، عموم یا اطلاق قرآنی و روایی بر منع تولید مثل با کمک ابزار پزشکی به دلیل لغویت تشریح نکاح یا مذاق شرع «روح قانون در اسلام» آن را ممنوع کرده‌اند.

آیه الله میلانی می‌فرمایند «از ظواهر آیات و روایات درباره لقاح اختیاری (مصنوعی) چیزی به نظر نرسیده است، ولی از لحن الخطاب و ذوق فقهی می‌توان گفت که یقیناً جایز نیست» (نقل از امامی، 1349، ص367).

همچنین آیه الله صافی گلپایگان








منابع و مآخذ
القرآن الکریم

الحر العاملی، محمد بن الحسن، وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، بیروت، داراحیاء التراث العربی، 1390 ه‍.

الجبلی العاملی، زین الدین، الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه، قم، مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان، چاپ سوم، 1375

امامی، اسدالله، مطالعه تطبیقی نسب در حقوق ایران و فرانسه، تهران، چاپ اول، 1349

جعفری، محمدتقی، رسائل فقهی، تهران، نشر کرامت، چاپ اول، 1377

حرم پناهی، محسن، «تلقیح مصنوعی»، مجله فقه اهل بیت، ش 9 و 10، سال دوم، 1376

رضایت نیا معلم، محمدرضا، «نظریه ها- قوانین و مبانی مشروعیت باروری پزشکی»، فصلنامه رهنمون، تهران، سال اول، دوره جدید، 1382

صافی گلپایگانی، لطف الله، استفتائات پزشکی، تهران، میثم تمار، چاپ سوم، 1378

صفایی، سید حسین، دکتر امامی، اسدالله، مختصر حقوق خانواده، تهران، نشر‌دادگستر، 1380

همو، حقوق مدنی، تهران، دانشگاه تهران، 1372

صمدی اهری، محمدهاشم، نسب ناشی از لقاح مصنوعی در حقوق ایران و اسلام، تهران، کتابخانه گنج دانش، چاپ اول، 1382

فاضل موحدی لنکرانی، محمد، جامع المسائل، قم، نشرامیرکبیر، 1379

کاتوزیان، ناصر، حقوق خانواده، تهران، دانشگاه تهران، چاپ دوم، 1376

محلاتی، ذبیح الله، الحق المبین؛ قضاوتهای حضرت علی(ع)، تهران، انتشارات ارشاد، بی تا

محمدزاده، خلیل علی، پزشکی در آیینه اجتهاد، قم، انتشارات انصاریان، چاپ اول، 1375

موسوی الخمینی، روح الله، تحریر الوسیله، قم، انتشارات اسلامی، چاپ 19، 1380

مؤمن قمی، محمد، «سخنی درباره تلقیح»، مجله فقه اهل بیت، شماره 4، سال اول، زمستان 1374

یزدی، محمد، «باروری‌های مصنوعی و حکم فقهی آن»، تهران، فقه اهل‌بیت، شماره 6 و 5، سال دوم، 1375


--------------------------------------------------------------------------------

1ـ کار ارزیابی مقاله در تاریخ 14/11/83 آغاز و در تاریخ 21/11/83 به اتمام رسید.

1- Ludwig Jacubi

2- Jamison

1ـ تفخیذ یعنی ران به ران مالیدن اعم از اینکه مرد وزن این عمل را انجام می‌دهند یا دو زن.

1ـ بعضی از فقها مانند ابن ادریس در اصل حدیث شک کرده، آن را رد نموده اند. صاحب جواهر می گوید که اکثر فقهای امامیه حد سحق را تا صد تازیانه گفته‌اند خواه طرفین دارای شوهر باشند یا نه لذا رجم زن شوهردار را نپذیرفته‌اند.

2ـ رک: نظر آیه الله گلپایگانی و آیه الله بروجردی و آیه الله سید محسن طباطبایی حکیم و آیه الله سید محمد صادق حسینی روحانی

1ـ نویسنده کتاب «نسب ناشی از لقاح مصنوعی» از آیات عظام چون آیه الله بهجت، تبریزی، حکیم، خامنه‌ای، دوزدوزانی، سیستانی، صافی، گلپایگانی و... تک تک استفتاء کرده‌اند و آیات عظام هرکدام نظرات شخصی را مرقوم فرموده‌اند که در همین کتاب از صفحه 100 به بعد آمده است.

1- نویسنده شخصاً در تاریخ 21/9/1378 استفتاء نموده است.

1- نکاح اخدان آن بوده که تعدادی از مردان کمتر از 10 نفر با یک زن ازدواج می‌کردند و آن زن حق داشت فرزند به دنیا آمده را به هر یک از آنها نسبت دهد.

2- در نکاح عضل پسر بزرگتر با همسر پدر متوفای خود ازدواج می‌کرد یا او را به تزویج هر کسی می‌خواست در می‌آورد بدون اینکه رضایت زن خواسته شود.

3- نکاح شغار آن بود که شخصی دختر یا خواهرش را به تزویج شخص دیگر در می‌آورد و شخص مقابل هم چنین می‌کرد و این در حالی بود که هیچ یک مهر نمی‌پرداختند، بلکه بضع در برابر بضع قرار می‌گرفت.

4- در نکاح استبضاع، زوج، خود از همسرش جدا می‌شد و او را به سوی شخصی مشهور، با ذکاوت و قوی می‌فرستاد تا با زنش همبستر گردد. پس از اینکه حاملگی‌اش مشخص می‌شد، او را به سوی خود برمی‌گرداند و این بدان دلیل بود که به فرزند نجیب دست یابد.

5- قرابت به ولاء، عقدی بود که دو نفر با هم منعقد می‌کردند مبنی بر اینکه هر کس دیگری را یاری دهد، از وی ارث ببرد (رضایت نیا معلم، 1382، ص112).


1ـ بچه‌ای که گم شده و سرپرست ندارد و بر آنچه که مصلحت اوست و دفع آنچه که موجب ضرر و هلاکت اوست، نمی‌تواند مستقلاً عمل نماید و به او لقیط گفته می‌شود، التقاط و گرفتن او جایز بلکه مستحب است. بلکه اگر در معرض تلف باشد و حفظ او متوقف بر‌گرفتن او باشد، از باب مقدمه واجب است. چه انداخته شده باشد در جاده یا مسجد و مانند آنها به جهت اینکه اهلش از نفقه او عاجز است یا اینکه از تهمت بترسند یا غیر آن. بلکه اگر چه ممیز باشد بعد از آنکه صدق کند که گم شده آواره است و سرپرستی ندارد و بعد از آنکه لقیط گرفته شود و آن را التقاط نماید، واجب است که خودش یا با دیگری او را سرپرستی و حفظ نموده، به لوازم تربیت او اقدام نماید و او سزاوارتر است از دیگری نسبت به او تا بالغ شود، پس کسی حق ندارد که او را از دست او بگیرد و متصدی سرپرستی او شود، البته غیر از کسی که شرعاً دارای حق سرپرستی به جهت حق نسب است مانند پدر و مادر و اجداد و بقیه اقارب یا به جهت حق وصایت (موسوی الخمینی،1380، ج3 ص 417؛ شهید ثانی، 1375، ج3، ص 106).منبع:dadsetani.ir سرور میرهاشمی

 

 

/////////////////////////////////

 

بخش نخست: فقهای پیش از دهة هفتاد

 

در این بخش فتاوای مراجع تقلیدی نقل می‌شود که پیش از دهة هفتاد شمسی، رحلت کرده‌اند و در عصر گسترش دانشِ تلقیخ مصنوعی نبوده‌اند. لذا اگرچه ظاهر تقسیم‌بندی این بخش با بخش بعد، یکسان است ولی تعداد فتاوای مطرح شده در ذیل آنها غیرقابل مقایسه است.

 

با توجه به اینکه بهترین تقسیم‌بندی این بحث آن است که «نحوة ارتباط صاحبان اسپرم و تخمک و رحم» را به عنوان مقسم قرار دهیم، لذا بحث به شکل ذیل مطرح می‌شود:

 

الف) غیر انسان؛

 

ب) انسان: 1. همسرند مطلقا (1.1. قبل از فوت شوهر 1.2. بعد از فوت شوهر 1.3. تقویت اسپرم 1.4. تقویت تخمک)

 

الف) غیر انسان:

 

  • همة صورت‌های تزریق منی حیوان به حیوان، اشکال ندارد.[1]

 

ب) انسان

 

  1. همسرند مطلقا[2]
    1. قبل از فوت شوهر

 

  • اشکال ندارد به شرطی که مرتکب حرامِ بیّنی نشوند.[3]
    1. بعد از فوت شوهر
  • جایز نیست؛ ولی اگر رخ‌داد فقط از مادر ارث می‌برد.[4]
    1. تقویت اسپرم مرد
  • اگر منشأ بارداری مشخص نیست؛ فرزند به صاحب فراش ملحق می‌شود.[5]
    1. تقویت تخمک
  • جایز است.[6]

 

  1. همسر نیستند
    1. اجنبی‌اند

 

  • حرام است.[7]
  • حرام است؛[8] ولی اگر به طور شبهه رخ‌داد، محرمیت و ارث ثابت می‌شود؛[9] اما در عمدی، محرمیت ثابت می‌شود ولی در ارث باید احتیاط کرد.[10]
  • حرام است؛ در تلقیح عمدی، در احکام ارث و محرمیت، احتیاط شود.[11]
  • جایز نیست. ولی اگر رخ‌داد، فرزند به صاحب اسپرم و تخمک ملحق می‌شود و توارث و محرمیت محقق می‌شود.[12]
  • تلقیح اجنبی معلوم به اجنبیة بی‌شوهر؛ عمل حرامی است ولی فرزند به صاحبان اسپرم و رحم ملحق می‌شود.[13]
  • تلقیح اجنبی نامعلوم به اجنبیة بی‌شوهر؛ عمل بسیار ناپسندی است، فرزند به صاحب رحم ملحق است و الحاقش به پدر، فایدة عملی ندارد.[14]
  • تلقیح اجنبی نامعلوم به اجنبیة شوهرداری که یقین به بارداری از تلقیح است؛ عمل بسیار ناپسندی است، فرزند ولدالزنا نیست و الحاقش به پدر، فایده‌ای ندارد.[15]
    1. اسپرم و تخمک همسر، رحم اجنبیه
  • احتیاط واجب در ترک این کار است؛[16] صاحب رحم، مادر است.[17]
  • اگر اسپرم و تخمک، منشأ تولد باشند؛ ظاهرا فرزند به همسران ملحق می‌شود.[18]
    1. اسپرم و رحم همسر؛ تخمک اجنبیه
  • جایز است.[19] طفل به صاحب اسپرم و رحم ملحق است.[20]
    1. اسپرم و تخمک همسر، رحم مصنوعی
  • همانند لقاح طبیعی است.[21]

 

بخش دوم: فقهای پس از دهة هفتاد

 

در این بخش فتوای نزدیک به هجده نفر از مراجع عظام تقلید در زمینة «تلقیح مصنوعی» اشاره می‌شود که پس از دهة هفتاد زیسته‌اند. با توجه به گستردگی و پیشرفتِ شیوه‌های تلقیح مصنوعی در بیست سال اخیر، حجم استفتائات و فتاوی در این زمینه بسیار فراوان‌تر از گذشته شده است. در ادامه پس از بیان احکام کلی که اکثر فقها قبول دارند، تقسیم‌بندی شیوه‌های تلقیح مصنوعی بر اساس فتاوای فقهی (نه بر اساس پزشکی)، ارائه می‌گردد و از همین رهگذر فتاوای مراجع عظام تقلید روشن می‌شود.

 

احکام کلی

 

احکام ذیل مورد اتفاق نظر همة فقها می‌باشد؛ البته اگر در موردی خلاف این احکام کلی، فتوایی وجود داشته باشد، در محل بحث اشاره می‌شود.

 

  1. لمس و نظر نامحرم، در تمام صور حرام است؛ مگر جایی که نداشتن طفل باعث حرج یا ناراحتی غیرقابل تحمل گردد.
  2. استمناء یا همبستری با غیر زوجه، در تمام صور، حرام است.
  3. مقدماتِ حرام، باعثِ حرام‌زاده شدن طفل نمی‌شود.
  4. (اکثر مراجع) در همة موارد، جایز یا ممنوع، اگر تلقیح صورت گرفت، طفل به صاحبان اسپرم و تخمک ملحق می‌شود و از آن دو ارث می‌برد. (آیت‌الله تبریزی: طفل به صاحب رحم ملحق است/ آیت‌الله مدنی: اگر تخمک منشأ تولد باشد، صاحب تخمک مادر است وگرنه صاحب رحم مادر است)
  5. راه محرمیتِ دختر متولد از اسپرم اجنبی و تخمک اجنبیه برای شوهرِ صاحبِ رحم:

 

‌أ          مقام معظم رهبری ، ایت الله سیستانی، صانعی، فاضل: ربیبه‌اش حساب می‌شود.

 

‌ب     ایت الله مکارم: چون در رحم او اشتداد عظم و نمو لحم رخ‌داده است، فرزند رضاعی آنهاست.

 

‌ج     ایت الله بحرانی، ایت الله خامنه‌ای، ایت الله صانعی: با شیر خوردن از صاحب رحم، فرزند رضاعی آنها می‌شود.

 

  1. در تلقیح اجنبی و اجنبیه، بهتر است از محارم سببی یا نسبی استفاده نشود.

 

فتوای مراجع

 

در این قسمت از نوشتار فتوای مراجع عظام تقلید در مورد موضوع «تلقیح مصنوعی» اشاره می‌شود. لازم به یادآوری است، در این‌جا حکمِ «تلقیح» مطرح شده است، و حکمِ مقدماتِ حلال یا حرام، تکرار نخواهد شد.

 

با توجه به اینکه بهترین تقسیم‌بندی این بحث آن است که «نحوة ارتباط صاحبان اسپرم و تخمک و رحم» را به عنوان مقسم قرار دهیم، لذا بحث به شکل ذیل مطرح می‌شود:

 

  1. همسرند مطلقا:[22]
    1. قبل از فوت شوهر

 

  • تلقیح صحیح است. (اجماع)

 

  1. بعد از فوت شوهر

 

  • جایز نیست؛ ولی اگر رخ‌داد فقط از مادر ارث می‌برد.[23]
  • به احتیاط واجب حرام است.[24]
  • جوازش بعید نیست؛ ولی اگر رخ‌داد فقط از مادر ارث می‌برد.[25]
  • اشکال ندارد؛ ولی فقط از مادر ارث می‌برد.[26]
  • جایز نیست؛ ولی اگر از روی جهل به حکم، رخ‌داد فقط از مادر ارث می‌برد.[27]
  • حکم جواز بعید نیست؛ ولی ارث بردن از صاحب نطفه محل اشکال بلکه محکوم به عدم است.[28]
  • اگر قبل از مرگ اسپرم بگیرند و بعد از فوت تلقیح شود، جایز نیست؛[29] اما اگر بعد از مرگ اسپرم بگیرند، اشکال ندارد. و در هر دو صورت فقط از مادر ارث می‌برد.[30]

 

  1. تقویت اسپرم

 

  • جایز است.[31]
  • جایز نیست؛ در فرض وقوع، اگر الحاق فرزند به اسپرم اجنبی ثابت شود؛ فرزند اوست وگرنه باید به زوج ملحق شود.[32]

 

  1. تقویت تخمک

 

  • جایز است.[33]
  • جایز نیست.[34]
  • جایز نیست؛ در فرض وقوع، اگر الحاق فرزند به اسپرم اجنبی ثابت شود؛ فرزند اوست وگرنه باید به زوج ملحق شود.[35]

 

  1. همسر نیستند:
    1. صاحب اسپرم اجنبی و صاحب رحم و تخمک اجنبیه

 

  • حرام است؛ در تلقیح عمدی، در احکام ارث و محرمیت، احتیاط شود.[36]
  • به احتیاط واجب حرام است.[37] اگر بدون علم و عمد صورت گیرد، به صاحب نطفه و تخمک ملحق می‌شود؛ ولی اگر با علم و از روی عمد محقق شود، در مسائل نکاح و محرمیت و ارث احتیاط کنند.[38]
  • حرام است.[39]
  • ادخال اسپرم اجنبی در رحم زن، جایز نیست؛[40] ولی اگر در خارج تلقیح شود، اشکال ندارد.[41]
  • حتی بعد از لقاح خارجی، جایز نیست.[42] ولی اگر رخ‌داد، فرزند به صاحب اسپرم و تخمک ملحق می‌شود و توارث و محرمیت محقق می‌شود.[43]
  • حرام است، ولی اگر با جهل به مسئله رخ‌داد، توارث و محرمیت ثابت می‌شود. اما در مورد عمد، فقط در توارث احتیاط شود.[44]
  • حرام است، ولی اگر به طور شبهه رخ‌داد، بچه به صاحبان نطفه و تخمک ملحق می‌شود.[45] اگرچه با همسرِ صاحبِ تخمک، محرم است ولی از آن و صاحبِ اسپرم ارث نمی‌برد.[46]
  • حرام است؛ فرزند به صاحبان اسپرم و تخمک ملحق می‌شوند و احتیاط لازم آن است با سایر ورثه مصالحه شود.[47]
  • اگر پس از تلقیح اسپرم و تخمک در خارج، به رحم منتقل شود؛ اشکال ندارد و به صاحبان تخمک و اسپرم ملحق است.[48]
  • اشکال ندارد.[49]
  • حرام است، ولی ارث و محرمیت با صاحب تخمک و اسپرم حاصل می‌شود.[50]
  • جایز نیست، و نسب ثابت نمی‌شود.[51] اگر یکی از دو طرف نمی‌دانسته است، فقط نسب و ارث و محرمیت برای او ثابت می‌شود، ولی برای طرف دیگر خیر. حتی اگر دو طرف بدانند، احتیاط در نکاح و محرمیت و ارث لازم است.[52]
  • حتی بعد از تلقیح در خارج، جایز نیست؛[53] اگر رخ‌داد، به صاحب اسپرم و تخمک ملحق و تمام احکام فرزندی بار می‌شود.[54] حاکم می‌تواند آنها را تعزیر کند.[55]

 

  1. صاحبان اسپرم و تخمک همسر؛ صاحب رحم اجنبیه

 

  • ابتدا جنین در رحم همسرِ صاحب اسپرم کمی رشد کند؛ سپس به رحم اجاره‌ای منتقل شود.[56] صاحب رحم کرایه‌ای در احکام ازدواج و محرمیت احتیاط کند.[57]
  • چون در خارج تلقیح شود، اشکال ندارد.[58]
  • صاحب رحم، احتیاط کند.[59] البته اگر با شرایط رضاع، به بچه شیر دهد؛ محرمیت حاصل می‌شود.[60]
  • اشکال دارد.[61] ولی اگر رخ‌داد، احکام فرزند عرفی را با صاحب رحم پیدا می‌کند.[62] اجاره باطل است و فرزند به صاحبان نطفه ملحق می‌شود.[63]
  • اشکال ندارد؛ صاحب رحم، مادر رضاعی او و شوهرش، پدر رضاعی او می‌باشد.[64] اجارة اعضا صحیح نیست ولی اجاره برای پرورش جنین صحیح است.[65]
  • اشکال ندارد.[66]
  • احتیاط واجب در ترک این کار است؛[67] صاحب رحم، مادر است.[68]
  • اگر انتقال جنین به خاطر بیماری باشد، اشکال ندارد[69] ولی اگر برای زیبایی، اشکال دارد[70] اگر انتقال جنین بعد از ولوج روح باشد، صاحب تخمک مادر است؛ اگر قبل از آن باشد، باید بررسی شود که تخمک منشأ ولادت است یا خیر؟ اگر تخمک منشأ باشد، صاحب تخمک مادر است وگرنه صاحب رحم مادر است.[71]

 

  1. صاحب اسپرم و رحم همسر؛ صاحب تخمک اجنبیه

 

  • جایز است.[72] طفل به صاحب اسپرم و رحم ملحق است.[73]
  • به احتیاط واجب حرام است؛ صاحب رحم، احتیاط کند.[74] اگر بدون علم و عمد صورت گیرد، به صاحب نطفه و تخمک ملحق می‌شود؛ ولی اگر با علم و از روی عمد محقق شود، در مسائل نکاح و محرمیت و ارث احتیاط کنند.[75]
  • جایز است.[76] طفل با صاحب رحم احکام فرزند عرفی را پیدا می‌کند.[77]
  • صاحب رحم، احتیاط کند.[78]
  • جایز است؛ و صاحب تخمک و رحم در مسائل ارث و محرمیت احتیاط کنند.[79]
  • فرزند به صاحبان اسپرم و تخمک ملحق می‌شوند و احتیاط لازم آن است با سایر ورثه مصالحه شود.[80]
  • اگر با عمل جراحی، تخمک اجنبیه را به رحم همسر پیوند بزنند، اشکال ندارد.[81]
  • طفل یک پدر و دو مادر دارد.[82]
  • جایز نیست.[83]

 

  1. صاحب اسپرم و تخمک همسرند؛ رحم مصنوعی

 

  • همانند لقاح طبیعی است.[84]

 

  1. صاحب اسپرم و تخمک اجنبی؛ رحم مصنوعی

 

  • اشکال ندارد.[85]
  • جایز نیست.[86]
  • جایز نیست؛ و در صورت تحقق، طفل از هیچ کدام ارث نمی‌برد.[87]

 

محل تأمل است.[88]

 

منبع:http://www.daneshju.ir/forum/sitemap/t-174316.html

 

/////////////////////    ادامه ......................... پرسش و پاسخ

 

 

 

امروزه لقاح مصنوعی ۱ یا تولید کودکان آزمایشگاهی در بسیاری از کشورهای جهان مطرح شده است و ازنظر علوم تجربی با هیچ مشکل یا ابهامی روبرو نیست ،اما ازنظرخلاق و حقوق با ابهامات و مشکلاتی مواجه است .

 

امروزه لقاح مصنوعی ۱ یا تولید کودکان آزمایشگاهی در بسیاری از کشورهای جهان مطرح شده است و ازنظر علوم تجربی با هیچ مشکل یا ابهامی روبرو نیست ،اما ازنظرخلاق و حقوق با ابهامات و مشکلاتی مواجه است . تلاش ما بر این است ضمن طرح دیدگاههای حقوقدانان و فقهاء عظام راه حلهائی که در تعدیل نظرات مخالف با روشهای فوق موثر است مطرح و تبیین نمائیم ،در این رابطه مقدمتا" به تشریح روشهای موجود جهت ایجاد کودکان آزمایشگاهی پرداخته سپس دیدگاههای حقوق فقهی موجود را بررسی می نمائیم و در پایان باتحلیل دیدگاهها می کوشیم تا با توسل به عمومات فقهی و استمداد از روح قانون نظریاتی که با اصول و قواعد حقوق و اخلاق از یک طرف و با مصالح افراد در جوامع بشری سازگارتر است ارائه نموده و حتی المقدور در رفع این خلاءقانونی به ویژه در قلمرو نظام حقوقی حاکم بر جامعه ایران پیشنهادهائی را مطرح سازیم ۰

بخش نخست :شرح روشهای موجود جهت تولید نسل از طریق غیر طبیعی در روزگار ما با کمک تسهیلات چشمگیری که دانش پزشکی در اختیار بشریت معاصر قرار داده ، با روشهای متنوعی می توان به تولید نسل به طور مصنوعی پرداخت ۰

از بین روشهای متنوع مزبور دو طریقه زیر بیشتر متداول است .

۱  از طریق تلقیح داخلی

۲  از طریق تلقیح خارجی

روش نخست : در روش نخست عمل بارور شدن و پرورش نطفه داخل رحم انجام می شود اما بر حسب اینکه بین صاحبان نطفه (زن و مرد ) رابطه زوجیت یا زناشوئی مشروع موجود بوده و یا چنین ارتباطی وجود نداشته باشد این روش به دو صورت لقاح همگون یا تلقیح بین همسران و لقاح ناهمگون و تلقیح بین افراد بیگانه تقسیم می گردد لقاح همگون یا تلقیح بین همسران

در تلقیح مصنوعی همگون پای شخص ثالث در میان نیست نطفه (اسپرم ) مرد را به نحوی بدست آورده و آنرا در رحم همسرقانونی او وارد می کنند.معمولا"توسل به این روش آنگاه صورت می گیرد که توسل به روشهای متداول یعنی مقاربت دو همسر بامشکلات فیزیکی از قبیل :غیرقابل نفوذبودن دهانه رحم یا کمی اسپرم ویاناتوانی جنسی مردیا انزوال زودرس مواجه است و تلاشهای پزشکان یا روانپزشکان مجرب درمان این گونه نارساییها و بیماریها موثر واقع نمی گردد ۰ در تلقیح بین همسران به یکی از دو طریق اقدام می شود ۰

گاهی همسران خود در انجام این عمل مباشرت داشته و بادخالت دادن دیگران در گرفتن اسپرم یا تخمک مرتکب اقدام خلاف اخلاقی نمی شوند ۰گاهی نیز در مسیر عمل ، دیگران به عنوان متخصص و غیره دخالت می کنند که ممکن است بعضا" مرتکب اعمال غیرمجاز یا خلاف شرع نیز بشوند ۰

لقاح ناهمگون یا تلقیح بین دو بیگانه

در این روش ، در مرحله باروری و پرورش نطفه ، علاوه بر زن یا شوهر پای ثالثی نیز در میان است . بدین توضیح که :گاهی نطفه مرد با تخمک همسر او ممزوج شده و نطفه بارور شده در رحم زن ثالثی بودیعه سپرده می شود ۰ گاهی نطفه (اسپرم ) مرد با تخمک زن بیگانه ای ممزوج شده و این نطفه بارور شده در رحم همسر و یا بیگانه پرورش می یابد ۰

گاهی نیز نطفه مرد بیگانه با تخمک همسر ممزوج شده و این نطفه در رحم همسر یا بیگانه ای پرورش می یابد ۰ بنابراین قطع نظر از انواع نادر لقاح مصنوعی داخلی اعم از همگون و ناهمگون لقاح مصنوعی به روش داخلی به یکی از چهار طریق فوق الذکرامکان تحقق دارد که در بخش دوم به بیان احکام فقهی و حقوقی این موارد خواهیم پرداخت ۰

روش دوم : در این روش عمل بارور شدن و یا پرورش نطفه در محیطی خارج از رحم شبیه لوله های آزمایشگاهی و امثال آن انجام میشود

بنابراین بعضی از همین کودکان که نطفه آنها خارج از رحم در محیطی شبیه لوله های آزمایشگاهی بارور و نگهداری می شوندبه محیط رحم منتقل می شوند ،امانه رحم مادر و صاحب تخمک بلکه به رحم زنانی دیگر و در آنجا نگهداری و پرورش می یابند که اینگونه زنان ممکن است با شوهر (صاحب نطفه ) رابطه زناشوئی داشته و همسر دوم آنان باشند و ممکن است با مرد صاحب نطفه زوجیت نداشته و با او بیگانه باشند ۰ آنچه در چهارچوبه این نوشتار بررسی و تشریح شده و مقررات حقوقی و فقهی آن تا حدودی تبیین ومشخص می گردد این گونه کودکانند ۰ به عبارت دقیقتر در این نوشته عمدتا" سوالات زیر مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته است .

آیا وارد کردن نطفه مرد به رحم همسر او از طرق غیر طبیعی مجاز است ؟ اگر مجاز است آثار حقوقی آن چگونه است ؟

آیا پرورش نطفه بارور شده دو همسر خارج از رحم جایز است ؟اگر جایز است آثار حقوقی آن کدامند ؟

آیا وارد کردن جنین (نطفه بارور شده ) دو همسر به رحم زن ثالثی جایز است ؟ در نهایت آیا وارد کردن نطفه مرد به رحم زن اجنبی مجاز است ؟

بررسی دیدگاههای حقوقی و فقهی در مورد لقاح مصنوعی

قسمت اول : احکام لقاح مصنوعی و نسب طفل حاصل از نطفه بارور شده یا پرورش یافته دو همسر از طریق غیر طبیعی

این گونه کودکان به یکی از دو طریق ممکن است تولید گردند ۰

الف : طفل حاصل از لقاح غیر طبیعی (بین زوجین ) و پرورش یافته در رحم مادر

هر گاه به دلیل ناتوانی جنسی زن و مرد یا دلایل دیگر امکان مقاربت و استفاده از روشهای طبیعی جهت باردار شدن همسر از روشهای غیر طبیعی از قبیل تزریق اسپرم مرد به زن و امثال آن استفاده کرد ۰ در اینجا بیان احکام وضعی و تکلیفی این اقدام مد نظر است .

حکم تکلیفی : در جواز این گونه تلقیح بین حقوقدانان و فقهای معاصر اختلاف چندانی وجود ندارد ۰ تنها عده معدودی از فقهاءنظر به عدم جواز دارند ۰مشهور معاصرین از فقهاء و قاطبه حقوقدانان این گونه تلقیح را مجاز شمرده اند ۰

زیرا از این رهگذر هیچ خدشه ای به اصول و قواعد حاکم بر روابط مشروع زوجین وارد نمی گردد و علاوه بر انطباق عمل بامنطق عقل و مقبولیت اجتماعی و حفظ مصالح عمومی ، روایت یا دلیل شرعی دیگری از کتاب و سنت آن را نفی ننموده است . مهمترین دلیلی که فقها ء به آن استناد کرده اند اصاله الاباحه است . نکته ای که همه فقهاء بر آن وحدت نظر دارند اینکه در جریان باروری نطفه به روشهای مصنوعی ارتکاب اعمالی خلاف ضوابط عفاف مجاز نبوده و مشروعیت هدف ، وسیله نامشروع را موجه نمی سازد.

حکم وضعی : طفل ناشی از این روش

در خصوص قانونی بودن نسبت طفل ناشی از روش مذکور اختلاف نظر کمتر است ، به عبارت دیگر با اینکه از نظر احکام تکلیفی در روش فوق اختلاف نظراتی وجود دارد اما از نظر نسب طفل و مشروعیت آن و الحاق نسب او به زوجین اختلاف نظر بسیار کمتر است ،چون حتی صاحبنظران یا فقهائی که عمل لقاح مصنوعی به روش فوق را مجاز نمی دانند در مشروعیت نسب ناشی از این روش تردیدی ندارند، زیرا طفل مزبور کلیه شرایط لازم جهت الحاق نسب قانونی به صاحبان نطفه از قبیل وجود رابطه زوجیت مشروع بین مرد و زن و تولد طفل در دوران زوجیت با رعایت دوران حمل و سایر امارات نسب را واجد است .تنها ایرادی که بر این نوع از تولید نسل ممکن است وارد گردداین که در این وضعیت از روش متداول یعنی مقاربت بین دو همسر تبعیت نشده است ،در حالی که کمتر کسی مقاربت را طریقه منحصر ایجادنسبت مشروع محسوب داشته است به ویژه که درمشروعیت نسب کودکانی که ازتفخیذ دو همسر متولد می شوند و حتی کودکان ناشی از وطی به شبهه تردیدی وجود ندارد.

ب   طفل حاصل از جنین بارور شده یا پرورش یافته دو همسر خارج از رحم ما

تفاوت این روش با روش نخست آن است که در روش نخست تنهالقاح یا باروری نطفه به طور غیر طبیعی صورت می گیرد در حالی که در این روش تمام یا بخشی از دوران جنینی کودک خارج از رحم به طور غیر طببعی جریانیم یابد. هرگاه به لحاظ به لحاظ عدم آمادگی رحم زوجه جهت پرورش نطفه بارور شده ، جنین از نعمت پرورش در رحم مادر محروم گردد و به ناچار نطفه مزبور در محیطی خارج از رحم پرورش یابد احکام تکلیفی ووضعی این حال با حالت نخست تفاوت چندانی ندارد. بلکه می توان گفت در این حالت اگرمرحله باروری به روش طبیعی انجام پذیرد و زوجین از طریق مقاربت نطفه را بارور نموده و سپس به دلائل مذکور جنین از رحم خارج و در محیط های آزمایشگاهی و مشابه آن پرورش یابد امکان الحاق نسب طفل به زوجین قوی تر و مشروعیت این اقدام یقینی تر است .

محققین و فقها نیز در این فرض نظر مخالفی ابراز ننموده اند، به ویژه که کمتر اتفاق می افتد زوجین بدون ضرورت و اضطرار مبادرت به چنین اقدامی نمایند ۰ ضرورت حفظ حیات جنین و مخدوش نشدن هیچ یک از ضوابط مشروعیت عمل و الحاق نسب بهترین دلیل جریان احکم تکلیفی و ضوعیت فوق الاشعار است .

قسمت دوم : احکام و نسب طفل حاصل از از نطقه بارور شده طبیعی یا غیر طبیعی انتقال یافته به رحم ثالث

هرگاه جنین موجودیت خود را از رحم مادر شروع ولی به دلیل بیماری مادر یا ضعف و ناتوانی او در پروراندن و به ثمر رساندن او از رحم ، خارج و به رحم زن دیگی منتقل و دوران جنینی را در محل جدید به پایان رساند وضعیت نسبت (احکام وضعی ) و حکم تکلیفی این اقدام چگونه خواهد بود. به منظور دادن پاسخی کامل به سئوال فوق بهتر است اولا" بین دو فرض زیر تفکیک نمائیم ، فرضی که جنین مذکور به رحم زنی که باشوهر رابطه زوجیت دارد( به عنوان همسر دوم ) منتقل گردد و فرضی که جنین مذکور به رحم زنی منتقل شود که با شوهر رابطه زوجیت ندارد. ثانیا" احکام تکلیفی موضوع را از احکام وضعی جدا نمائیم

فرض اول : انتقال جنین (نطفه بارور شده ) به رحم زنی که به شوهر رابطه زوجیت دارد.

الف : احکام تکلیفی

دلائل فراوانی بر حلیت و مجاز بودن این اقدام دلالت دارد. از جمله :

یک : آیات   آیات متعددی از قرا; کریم مانند آیه ۲۳۳ از سوره بقره که مقرر می دارد : (زنان شما محل پرورش نطفه شمایند، به هر نحو که می خواهدی از این نعمت یا از این امتیاز بهره ببرید.

این آیه به طور صریح بر این ادعا دلالت دارد. آیات شریفه دیگری نیز وجود دارد که نه به طور صریح بلکه به طور ضمنی بر این امر دلالت می نماید.

از جمله آیه ۷۲ از سوره نحل که مقرر ی دارد: خداوند از سرنوشت مشا همسرانی برایتان مقرر داشت و از این همسران نیز برای شما فرزندان ونواده های قرار داد. وآیه ۲۱ از سوره روم با این مفهوم که از نشانه های عظمت خداوند اینکه از سرشت شما برایتان همسرانی آفرید تا در جوار همسران آرامش یاببد و بین شما وهمسرانتان دوستی ومحبت قرار داد.

دو آیه اخیر گرچه صراحتی در دلالت بر مدعا ندارد ولی محتوانی کلام و تعبیر به ازدواج در هر دو آیه مبارکه دلالت دارد بر اینکه زنان که طبق حقوق اسلام می توانند متعدد باشند جمعا" برای شوهران در حکم پیکرده واحده و محلی جهت تولید مثل و به تعبیر آید اولی مزرعه ای جهت کشت و بارور کردن نطفه شوهر خویش محسوب می گردند ، بنابراین از نظر حلیت و احکام تکلیفی منع صریحی از این اقدام به عمل نیامده و در نتیجه ، اصاله الاباحه و اصل عدم ممنوعیت موید مشروعیت آن می تواند باشد ۰

دو:روایت

در بین روایات باب نکاح و نسب روایت صریحی بر حلیت این مورد به دست نیامد ، اما روایات متعددی به طور ضمنی بر حلیت مورد دلالت دارد که از جمله روایت منسوب به پیامبر اسلام (ص ) با این مضمون با یکدیگر ازدواج کنید و تولید مثل نمائید و بر تعداد پیروان مکتب بیفزاید ، زیرا من در روز واپسین به کثرت تعداد شما در بین امتها و ملتها افتخار می کنم ولو اینکه تولید مثل به سرانجام نرسد.

ب : احکام وضعی

احکام وضعی فرض مورد بحث تحت تاثیر احکام تکلیفی این فرض قرار داشته و بر آن اساس استقرار می یابد ، لذا با توجه به مجاز بودن عمل می توان گفت نظر به اینکه در نظام حقوقی اسلام هدف اصلی قانونگذار جلوگیری از گسترش موجبات ایجاد انساب غیر مجاز و کودکان غیر قانونی می باشد و به لحاظ اینکه مراحل باروری نطفه در شرایطی کاملا" مجاز تحقق یافته و پرورش جنین نیز در رحمی صورت می گیرد که با مرد صاحب نطفه رابطه زناشوئی دارد تردیدی در الحاق فرزند به پدر و مادر صاحب نطفه نخواهد بود و طبعا" کلیه آثار مترتب بر نسب قانونی بر کودک و پدر و مادر وی که از لقاح نطفه آن دو جنین شکل گرفته است بار می گردد واحکام وراثت و حرمت نکاح یا محرمیت بین آنان برقرار می شود ۰ آنچه در این واقعه قابل بحث و تردید آمیز می باشد تبیین ماهیت رابطه بین طفل و زنی است که کودک در رحم او پرورش یافته است .

نظر به اینکه انتقال جنین از رحم مادر اصلی به رحم ثالث از پدیده های نوظهور عالم پزشکی است و سابقه چندانی در گذشته ندارد و جزو مسائل مستحدثه محسوب است طبعا" از متقدمین ازفقهاء در این مورد فتوائی دیده نشده و نظریه ای روشن بدست نیامد ۰به ناچار به بررسی نظرات محققین معاصر و اندیشمندان قرن حاضراکتفا می کنیم ۰

به اعتقاد نگارنده با اتکاء به وحدت ملاک حاکم بر قرابت رضاعی و تنقیح مناط در مورد اخیر و این که در فرض مورد بحث نیز همان ملاک و مناط بودجه قویتری موجود است بنابراین رابطه نسب را بین ثالث و طفل پرورش یافته در رحم او می توان برقرار دانست ۰ بدین توضیح که چون در قرابت رضاعی آن چه منشاء قرابت می گردد روئیدن گوشت و استخوان از شیر مادر رضاعی بر طفل شیر خوار است و به تعبیر فقهاء انبات لحم و عظم علت قرابت رضاعی دانسته شده و در اینجا نیز بی تردید جنین از خون ثالث تغذیه نموده و رشد می نماید ، بنابراین موجبات برقراری رابطه نسب بین کودک وثالث فراهم می گردد ۰بعضی معتقدند تمسک به این گونه استحسانات و قیاس این مورد با آن چه در قرابت رضاعی به آن تمسک می شودموجه نبوده و با موازین فقهی حاکم بر فقه شیعه انطباق ندارد ۰

به نظر نگارنده آنچه با منطق عقل بیشتر انطباق دارد این است که چون جنین انتقال یافته به رحم زن ثالث به نسبت زمانی که در رحم مانده از خون او تغذیه نموده و میزان تاثیر این تغذیه در هر شرایطی از تاثیر شیر دادن و رضاع نسب به کودک بیشتر است به ویژه که در اکثر موارد طفل از شیر ثالث پس از زایمان و خارج شدن از رحم استفاده می کند ، بنابراین ، برقرار دانستن نوعی رابطه خویشاوندی بین طفل و ثالث بسیار معقول تر و پذیرفتنی تر است ، البته این قرابت از نوع قرابت نسب و متضمن کلیه آثار آن از قبیل وراثت نخواهد بود ولی بداهتا" موجب حرمت نکاح و محرمیت به میزانی که از قرابت رضاعی ناشی می شود خواهد گردید ۰

نکته قابل دقت این که احکام تکلیفی و وضعی فوق الذکر در شرایطی بار می شود که اولا" ، دو همسر بر انتقال نطفه بارور شده به ثالث آگاه بوده و بر آن امر رضایت دهند و ثانیا" زن ثالث نیز با آگاهی و رضایت ، پذیرای نطفه بارور شده باشد وآن را جهت پرورش در رحم خویش بپذیرد، در غیر این صورت تردیداتی نسبت به جواز و همچنین برقراری رابطه نسب بین طفل و صاحبان نطفه و صاحب رحم بوجود خواهد آمد ۰

فرض دوم : انتقال جنین (نطفه بارور شده دو همسر )به رحم زن ثالث (بیگانه )

یکی از موارد شایع و در عین حال بحث انگیز لقاح مصنوعی موردیست که نطفه بارور شده دو همسر اعم از اینکه باروری آن در رحم همسر یا در محیطی خارج از رحم صورت گرفته باشد به انگیزه ای مقبول به رحم زنی بیگانه منتقل می گردد تا در آنجا پرورش یافته متولد گردد ۰

در اینجا نیز احکام تکلیفی را از احکام وضعی جداگانه بررسی می کنیم

احکام تکلیفی :

نظرات فقهی در خصوص جواز یا عدم جواز این اقدام متشتت و دو دیدگاه مخالف در این مورد وجود دارد ۰بعضی از فقهای معاصر عمل را مجاز دانسته و آن را مشمول اصل اباحه (اصاله الاباحه ) می دانند ، همچنان که بعضی حقوقدانان نیز نظر مزبور را تایید نموده و معتقدند با استفاده از ظاهر ماده ۱۱۶۷ ق ۰ م که فقط اطفال متولد از زنا را نامشروع می شناسد لذا کلیه اطفالی که از زنا متولد نشده باشند باید کودکان قانونی محسوب گردند ۰

اما بعضی دیگر از فقهاء عمل را مجاز ندانسته و آن رااقدامی نامشروع تلقی کرده اند ۰ حقوقدانان نیز بعضا" بر همین اعتقادند عمده استدلال گروه اخیر این است که توالد با این روش با روح تعالیم اخلاقی و اسلامی منافات دارد زیرا بسیاری از مصالح اجتماعی از جمله تحکیم روابط زناشوئی و پاک و بی آلایش بودن توالد و تناسل و دورنگهداشتن روابط زناشوئی از شائبه های خوشگذرانی یا شانه خالی کردن از وظیفه بارداری و فرزند داری و تربیت کودکان سالم و متمتع از عواطف مادری و غیره مخدوش می گردد اما استدلالات فوق در مقابل اصول و مبانی مورد استفاده گروه نخست چندان قوی نبوده و توان معارضه ندارد ۰ زیرا به شرحی که گذشت در حقوق اسلام اصل آزادی انسانها در روابط اجتماعی و زناشوئی و حق فرزنددارشدن به هدف بقای نسل از طرقی که صراحتا" ممنوع نگردیده بر سایر اصول و قواعد حاکمیت داشته و تا زمانی که منع صریحی وجود ندارد تمسک به آن مجاز است و این اصول در قاعده معروف اصاله الاباحه مورد استفاده گروه اول تجسم یافته است ، به ویژه به شرحی که خواهد آمد احکام وضعی این فر

احکام وضعی

علی رغم تشتت آرائی که در جواز یا عدم جواز انتقال جنین به رحم زنان ثالث وجود دارد ، در خصوص امکان برقراری نسب و سایر آثار وضعی این انتقال نظرات هماهنگ تر و مثبت تر است . زیرا عده زیادی از فقهاء و محققین معتقدند رابطه بین کودک و صاحبان نطفه رابطه ای قانونی و از نوع نسب صحیح و موجب برقراری آثار نکاح صحیح بین دو طرف خواهد بود ۰ همانطور که قبلا" نیز اشاره گردید امکان انتقال نطفه بارور شده از رحم زن دیگر و یا انتقال آن از لوله آزمایشگاه به رحم از پدیده های جدید و ره آوردی از پیشرفت دانش بشری در آستانه قرن ۲۱ است ، لذا در متون حقوقی و فقهی کهن طیعا" راه حلی روشن یا اظهار نظری شفاف به چشم نمی خورد ۰ ناگزیر باید به نقطه نظرات دانشمندان معاصر اتکاء کرد ۰

ذیلا" نقطه نظرات فقهاو محققین در احکام وضعی فرض اخیر را بررسی و آنچه برداشت نویسنده است بیان می گردد. اکثریت قریب به اتفاق فقهاء و حقوقدانان مسلمان در برقراری نسب قانونی بین طفل ناشی از نطفه بارور شده زن و شوهر که در رحم زن بیگانه پرورش یافته و صاحبان نطفه مزبور وحدت نظر دارند ، گو اینکه بعضی از همین فقهاء سپردن نطفه بارور شده دو همسر را به رحم زن بیگانه به شرحی که گذشت مجاز نمی دانند ۰

موید نظر مزبور کلیه مقوماتی است که در فرض پرورش نطفه بارور شده دو همسر در رحم همسر دوم مرد برشمردیم ، زیرابیگانه بودن زنی که رحم خویش را ظرف پرورش نطفه دیگران قرار داده است تاثیری در قانونی بودن رابطه بین طفل و صاحبان نطفه نخواهد داشت ۰ آنچه قابل بحث و مطمح تشتت آراء قرار می گیرد رابطه طففل با زنی است که کودک در رحم او پرورش یافته است .بامقایسه این فرض با فرضی که نطفه در رحم همسر دوم پرورش یافته است وجوه تشابه و وجوه افتراقی وجود دارد که ملاحظه وجوه تشابه موجب توهم تسری آثار وضعی فرض سابق الذکر به فرض مورد بحث در اینجا است ، ولی ملاحظه وجوه افتراق موجب انصراف از تسری آن آثار نسبت بما نحن فیه می گردد.به نظر نگارنده بیگانه بودن رحم به شرحی که در فصل بعد با تفصیل بیشتری خواهد آمد دلالت کافی بر عدم ارتباط طفل با صاحب رحم نخواهد داشت زیرا با تکیه بر این واقعیت که اساس مشروعیت رابطه نسب بر مجاز بودن مرحله باروری نطفه و مشروعیت آن است که در اینجا این شرط محقق گردیده است . درست است که رابطه طفل با صاحب رحم از نوع خویشاوندی نسبی نمی تواند باشد اما آیا در حد برابر شیر دادن به طفل که تحت شرایط بسیار ساده ای موجب برقراری رابطه رضاع یا قرابت رضاعی خواهد گردید، پرورش جنین در رحم زن ثالث که مسلما" مدتی قبل از حد نصاب لازم جهت ایجاد رابطه قرابت رضاعی بوده و موجب برقراری نوعی قرابت ولو تحت عنوان خاص و ابداعی (مثلا" قرابت خونی یا قرابت ژنتیک ) که آثار خاصی از قبیل ممنوعیت نکاح و امثال آن را به دنبال خواهد داشت نمی گردد؟

لقاح مصنوعی بین دو بیگانه

آخرین سوالی که در ابتدای بحث مطرح گردید بررسی احکام یا آثار تکلیفی و وضعی لقاحی است که به صورت غیر طبیعی بین نطفه مرد و زن بیگانه در شرایطی خارج از مصداق زنا صورت می گیرد ۰

فروض این مورد نیز متعدد است ، زیرا باروری غیر طبیعی نطفه دو بیگانه ممکن است ناشی از اشتباه زن و مرد و یا یکی از آن دو و یا با آگاهی هر دو صورت پذیرد ، بنابراین دو حالت کاملا" متفاوت در این فرض نیز متصور است که بیان هر یک از دو حالت مزبور دارای اقتضای خاصی است .

الف : لقاح مبتنی بر اشتباه

در حالت اشتباه اعم از اینکه نسبت به موضوع یا حکم باشدطرح حکم تکلیفی به علت غیر مقرون بودن به اراده موضوعیتی ندارد. از جهت حکم وضعی نیز در الحاق نسب اختلاف نظر چندانی نیست ،زیرا همه محققین طبق موازین حقوقی و شرعی و حتی عقلی بر این باورند که در احکام نسب ، نبودن سوء نیت موجب الحاق طفل به صاحبان نطفه است ، و اگر اشتباه یک طرفه باشد طفل به همان طرف ملحق می گردد و نسبت به طرف دیگر و کسی که با آگاهی یا سوء نیت مبادرت به لقاح مصنوعی نموده است مشمول ضوابط و ترتیباتی است که ذیلا" در قسمت (ب ) به آن اشاره خواهیم نمود.

ب : لقاح مبتنی بر آگاهی

احکام لقاح مصنوعی بین دو بیگانه آگاه به اعتبار اینکه همسر داشته یا نداشته باشند واینکه موافقت همسرشان جهت لقاح نطفه آنان با جنس مخالف و بیگانهگرفتهشود یاخبر در چند فرض متنوع قابل بررسی است . اماچون احکام و آثار تکلیفی کلیه فروض یکسان ارزیابی شده ابتدا حکم تکلیفی فروض مختلف رابررسی و سپس آثار وضعی آن را که بر حسب مووضع متنوع ارزیابی می شودمطرح می سازیم ۰

آثار تکلیفی

در ممنوعیتلقاح مصنوعی نطفه دو بیگانه در انواع مختلف آن فقهاء و محققین وحدتنظر دارند. بر این ممنوعیت دلایل فراوانی وجود داردکه مهمترین این دلائل عبارتند از:

۱  شرع انور درباره حفظ فروج شفارش بسیار نموده و آن را بر هیچ شخصی و تحت هیچ شرایطی بدوناذن رع و انجام نکاح مجاز نمی داند در همین رابطه آئات متعددی وجوددارد که صراحتا" یا تولیحا" بر وجوب تحفظ زان ومردان دلالت دارد، از جمله در قرآن کریم آیه ۳۰ سوره مبارکه نور و آیات ۵و۶ از سوره مومنون بر ضرورت تخفظ فروج تاکید نموده است .

۲  روایات فراوان موید این ممنوعیت است از جمله علی بن سالم از امام صادق (ع ) روایت می کند که فرموده اند " بدترین مردم در قیامت کسانی هستندکه نطفه خود را در رحم زنی که بر او حرام است قرا ردهد. گو اینکه ظاهر روایت را جمع به موردیست که نطفه از طریق مقاربت وارد رحم بیگانه گردد اما عبارت مطلق است وعدم شمول آن به مورد لقاح مصنوعی احتیاج به دلیل دارد. و روایت دیگر منقول از پیامبر اکرم با این مضمون که "اعمال نکوهیده افراد بشر هیجکدام نزد خداوند زشت تر (یا بزرگتر) از کشتن یک پیامبر یا خراب کردن خانه کعبه و قبله مسلمین و یا قراردادن نطفه در رحم زنی به صورت حرام نیست ۰

در تائید این ممنوعیت روایت متعددی داریم که معصومین (ع ) بی مبالاتی در امر فروج را موجب اختلاط میاه ونسل که شدیدا" مورد غضب شارع مقدس است می دانند و از هراقدامی که آن را موجب شود منع کرده اند. محققین در همین رابطه مقرر می دارند هر جاتردیدی در جواز انتقال نطفه باشد باید احتیاط کرده واز توسل به آن خودداری شود به تعبیر دقیقتر در شبهات حکمیه باید احتیاط کرد واصاله الاباحه جاری نمی شود.

اثر وضعی فرض اخیر را در دو وضعیت متفاوت بررسی می کنیم ۰

۱  نطفه مرد بیگانه به زنی تلقیح شود که زن دارای شوهراست . در چنین فرضی علی الاصول و به اقتضای قاعده فراش طفل ناشی از تلقیح به شوهر آن زن ملحق می گردد. بدیهی است شرایط تمسک به قاعده فراش در این فرض نیز لازم الرعایه است . بنابراین هرگاه به موجب قاعده فاش و بر اساس ماده ۱۱۵۸ قانون مدنی بتوان قاعده مزبور را اعمال کرد نمی توان طفل را به صاحب نطفه تزریق شده ملحق دانست و تنها انجام عمل تلقیح مانع از اجرای قاعده مزبور نیست ، زیرا ماده مرقوم چنین اقتضائی دارد.

۲  نطفه مرد بیگانه به زنی شوهردار تلقیح شود که امکان اعمال قاعده فراش در مورد او ممکن نیست و یا زن مجرد است .

در این فرض تشتت آراء نسبتا" زیاد و تنوع مصادیق بیشتر است ، لذا کوشش می شود مصادیق متنوع به تفکیک بررسی و حکم هر کدام بطور جداگانه آورده شود. در این حالت دو اندیشه متفاوت وجود دارد.

اندیشه نخست :

در اندیشه نخحست طفل به هر حال ملحق به صاحب نطفه است و صاحب نطفه پدر و زنی که طفل را در رحم خویش پرورانده مادرطفل محوسب است . این اندیشه بر دلایل زیر متکی است .

اولا" طفل حاصل نطفه مرد و زنی است که گرچه رابطه زناشوئی بین آنان برقرار نیست اما مشمول ماده ۱۱۶۷ قانون مدنی که مقرر می دارد: " طفلمتولد از زنا ملحق به زانی نمی شود" نیز نمی باشندو در نتیجه طفل ، ولد ناشی از ینا نبوده وعرفا" فرزند آن دو به حساب می آید.

ض به نحوی است که با نظر گروه اول سازگاری بیشتری دارد

ثانیا": روایتی از امام حسن مجتبی (ع ) نقل شده که به صحیحه ابن مسلم معروف است و به موجب آن نسب فرزندناشی از مساحقه زن شوهرداربا دختری بیگانه را به شوهر و زن بیگانه محلق دانسته اند. متن روایت چنین است " از امام صادق و پدر بزرگوارشان شنیدم می فرمودند(روزی ) در جلسه ای که امیرالمومنین (ع ) حضور داشتند عده ای وارد شدند واظهار داشتند باامیرالمومنین قصد ملاقات داریم ، امام مجتبی (ع ) فرزند بزرگ علی (ع ) که در آن جلسه بودند پرسیدند با ایشان چه کار دارید، اظهار میدارند از او سئوالی داریم ، فرمودند سیوالتان چیست ؟ آنان اظهار داشتند زنی پس از مقاربت با شوهرش به فراش دوشیزه ای (یا کنزی ) می رود و با عمل مساحقه انجام می دهد در اثر مساحقه دوشیزه باردار می شود، تکلیف این طفل از جهت احکام تکلیفی و وضعی چیست ؟ امام مجتبی (ع ) در پاسخ می فرمایند، در وجه نخست ، زوجه مذکور به لحاظ اینکه موجب از بین رفتن بکارت دوشیره (در اثر زایمان ناشی از مساحقه ) شده می بایست مهریه او را بپردازد و در مرحله دوم این زن چون محصنه محسوب است باید سنگسار گردد، در مرحله بعد فرزند بعد ازتولد به صاحب نطفه (شوهر) تحویل می گردد و در نهایت بر دوشیره به دلیل ارتکاب جرم مساحقه حد جاری می شود.

آنچه از متن روایت مزبور مورد بحث است تکلیف وضعی مسئله است که به موجب آن طفل به شوهر محلق می گردد.

ثالثا" : عده معتنابهی از فقهای بزرگ این نظر را پذیرفته اند در بین قدما می توان به شیخ طوسی و شیهد ثانی و محقق حلی و صاحب جواهر و در بین معاصریه به آیه الله خوئی و آیه الله محمد موسوی بجنوردی و آیت الله صافی گلپایگانی اشاره کرد.

اندیشه دوم :

صاحبان این اندیشه علی الاصول نسب طفل را(در فرض مورد بحث ) به پدر وماد رطبیعی ملحق ندانسته و وضعیت کودک را به کودک ناشی از زنا مقایسه نموده و در حکم زنا می دانند. البته اندیشمندان گروه اخیر دارای دو دیدگاه مختلفند. به موجب یک از این دو دیدگاه اگر صاحبان نطفه با یکی از آنان ناآگاه بربیگانه بودن صاحب نطفه یا رحم باشند طفل در حکم ولد شبهه تلقی گردیده و احکام شبهه بر او بار می گردد. زیرا آنجا که مرد و زنی اجنبی به تصور اینکه بین آنان رابطه زوجیت وجود داردمبادرت به مقاربت نمودهو صاحبت فرزند شوند، نسب این فرزند به آنان محلق می گردد، به طریق اولی آنجا که فرزندی از لقاح مصنوعی بین دو بیگانه که جاهل به نداشتن رابطه زوجیتند پا به عرصه وجود گذارد باید به آن دو ملحق شود و ایر برداشتی صحیح و بسیار منطقی ومعقول است و به نظر نگارنده احتیاجی به استدلال دیگر ندارد، البته اگر جهل به بیگانگی رابطه یک طرف باشد احکام نسب بطور یک جانبه برقرار می گردد.

اما بر اساس دیدگاه دیگر( بشرحی که گذشت ) در فرض بیگانگی زن و مرد بطلور مطلق رابه نامشروع است ونتیجتا" رابطه نسب بین کودک ووالدین طبیعی و بیگانه برقرار نمی گردد و آگاهی وعدم آگاهی صاحبان نطفه را موثر در مقام نمی دانند. عمده استدلال این نظریه آنست که ، استثناء نمودن زنا از انساب طبیعی ، شارع و قانوگذار را از هدف دور می سازد، زیراعلاوه بر زنا در معنای خاص راههای دیگری نیز برای حفظ رابطه آزاد زن ومرد و تولید تناسل وجود دارد و زنا نمونه شایع رابطه نامشروع دو جنسن مخالف است والا رابطه دیگری نیز وجود دارد که ولد مصداق کامل زنا محسوب نگردد اما از جهت ایراد خدشه به اصل تحفظ یا عفاف با زنا در معنای خاص تفاوت چندانی ندارد. به عقیده این گروه نسبت مشروع نیاز به رابطه مشروع دارد و آمیزش مرد و زن بیگانه خصوصیتی در نفی نسب ندارد. بکله ملاک اصلی نفی نسب ، نامشروع بودن رابطه است

به نظر نگارندهنظریه اخیرالذکر با اینکه بخشی از واقعیت را در بر دارد اما از بخش دیگر واقعیت به دور مانده و آن این که اگر آمیزش دو بیگاهه بین همه اقوام و ملل در طول تاریخ امری مذموم و ناپسند بوده و درتمامی نظامهای حقوقی محکوم و جرم تلقی شده به لحاظ اینست که هرگز مصلحتی معقول یا جهتی منطقی بر آن مترتب نبوده ودر نتیجه بعنوان اقدامی خلاف نظم عمومی واخلاق حسنه ممنوع و نامطلوب تلقی گردیده است به ویژه که بر نفس تماس جسمی دو بیگانه با هم که همواره با انگیزه های شهوت پرستانه و ارضاء امیان شیطانی همراه است آثار سوء و مضری بار می گردد که در لقاح مصنوعی هیچ یک از این آثا رمترتب نمی گردد، دو بیگانه ای که صرفا" به مصلحت برخورداری از نعمت بزرگ بچه دار شدن و به دور از هر گونهمیل یا خواهش شیطانی یا نفسانی از طریق روشهای طبی و صرفا" در قالب درمان یک کسالت تن به چنین رابطه ای می دهند ولو اینکه نفس عمل تشویق نشود و از دامن زدن به آن خودداری گردداما دلیل ندارد کودک حاصل از این رابطه که صرفا" به هدف پاسخگوئی به یک نیاز فطری و طبیعی (داشتن اولاد) صورت گرفته فرزندی نامشروع و مشمول ضمانت های اجرائی جرم مسلم زنا بدانیم ۰

نتیجه

با عنایت به آنچه طی صحات و سطور این مقاله گذشت می توان چنین نتیجه گرفت که : فرض بسیار متنوعی تحت عنوان لقاع مصنوعی مطرح می گردد که حکم تکلیفی بیشتر آن فروض به اعتقاد اکثریت قریب به اتفاق محققین مجاز و به تبع آن رابطه نسب قانونی به عنوان اثر وضعی برقرار می گردد، از جمله فروض مزبور عبارتنداز:

۱  لقاح مصنوعی بین نطفه دو همسر در انواع مختلف ۰

۲  لقاح مصنوعی بین نطفه دو بیگانه اگر مبتنی بر اشتباه طرفین ( یا ناآگاهی ) طرفین باشد در انواع مختلف ۰

دلیل اصلی جواز عمل و صحت آثار در فروض مختلف فوق علاوه بر دلالت صریح و ضمنی روایات ، اتفاق نظر محققین واصل اباحه است که در مباحث قبل تفصیلا" بررسی گردید.

اما درکنار فروض متنوع فوق تنها یک فرض وجوددارد که نسبت به جواز عمل در یک طرف و صحت آثار آن اختلاف نظر وجود دارد وآن موردیست که نطفه دو بیگانه با آگهای آنان بطور مصنوعی بارور می گردد اعم از اینکه نطفه بارور شده در رحم زن صاحب نطفه یا رحم ثالث یا خارج از رحم پرورش یابد. آنچه محققین بر آن اتفاق نظر دارند. این است که عمل بارور کردن نطفه دو بیگانه عملی خلاف اخلاق و غیر متعارف و در نتیجه " خلاف موازین حقوقی است ، یرا با نظم عمومی منافات داشته و موجب خدشه دارشدن اخقلاق حسنه می گردد. اما علیرغم اتفاق نظر صاحبنظران برغیر مجاز بودن عمل ، در مورد صحت رابطه نسب بین صاحبان نطفه دو دیدگاه متفاوت وجود دارد. عده ای به استناد اصل اباحه و باتکاء روایت معروف ومنتسب به امام مجتبی (ع ) مبتنی بر صحیح ندانستن رابطه نسب فرزند ناشی از مساحقه زوجه پس از مقاربت با شوهر با دختر یا زنی بیگانه و بالاخره به دلیل تاکیدات قانونگذار اسلام بر کاستن از موارد اطفال نامشورع وکودکان بی پدر یا بی مادر رابطه موجود رابین صاحبان نطفه و پدر یا مادر طبیعی و فرزند صحیح تلقی نموده و کودک را فرزن آنان محسوب داشته و آثار نسب را برقرار می کننداما دیگر باستناد رایاتی متعدد از جمله روایت علی بن سالم و سایر احادیث منقول از معصومین (ع ) نسب حاصل را نسب غیر قانونی و مردود شناخته و طبعا" آثار آن را بر قرار نمی دانند.

منبع: شبکه اینترنتی افتاب

 

 

پرسش و پاسخ فقهی 

 

احکام تلقیح مصنوعی از دیدگاه مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای مد ظله العالی

تخمک‌های زنی ضعیف است و لذا فرزندان ناقص الخلقه‌ای به دنیا می‌آورد. آیا جایز است تخمک زن دومی را در آزمایشگاه با اسپرم شوهر زن اول لقاح دهند و سپس جنین را به رحم زن اول منتقل نمود؟
به گزارش شیعه آنلاین به نقل از فارس، با توجه به اهمیت تلقیح مصنوعی برای درمان زوجین نابارور احکام تلقیح مصنوعی از حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای استفتاء شد و ایشان به پرسش‌های مطرح شده، پاسخ فرمودند.

متن پرسش‌ها و پاسخ‌های مطرح شده در استفتاء از حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای که در مجلدی از سوی دانشگاه علوم پزشکی تهران منتشر شده است به این شرح است:

* آیا لقاح آزمایشگاهی در صورتی که اسپرم و تخمک از زن و شوهر شرعی باشد جایز است؟ و بر فرض جواز، آیا جایز است این کار توسط پزشکان اجنبی صورت بگیرد؟
ج: عمل مذکور فی‌نفسه اشکال ندارد، ولی واجب است از مقدمات حرام مانند لمس و نظر اجتناب شود.

* آیا فرزندی که از این طریق به دنیا می‌آید ملحق به زن و شوهری است که صاحب اسپرم و تخمک هستند؟
ج: کودکی که از این طریق متولد می‌شود، ملحق به زن و شوهری است که صاحب اسپرم و تخملک هستند.

*بر فرض که عمل مذکور فی‌نفسه جایز نباشد، آیا موردی که نجات زندگی زناشویی متوقف بر آن شد از حکم عدم جواز استثناء می‌شود؟
ج: گفته شد که عمل مذکور فی‌نفسه جایز است.

* گاهی بعضی از زوج‌ها به علت عدم تخمک‌گذاری در زن که وجود آن برای عمل لقاح ضروری است، مجبور به جدایی شده یا به علت عدم امکان درمان بیماری و بچه‌دار نشدن، با مشکلات زناشویی و روحی مواجه می‌شوند، آیا در این صورت جایز است که به روش علمی از تخمک‌گذاری زن دیگری برای انجام عمل لقاح با نطفه شوهر در خارج از رحم استفاده شود و سپس نطفه لقاح یافته به رحم آن زن منتقل شود؟

ج) عمل مذکور هر چند فی‌نفسه اشکال دارد، ولی کودکی که از این طریق متولد می‌شود ملحق به صاحب نطفه و تخمک بوده و الحاق آن به زنی که صاحب رحم است، مشکل است. لذا باید نسبت به احکام شرعی مربوط به نسبت احتیاط رعایت شود.

* اگر نطفه از شوهر گرفته شود و بعد از وفات او با تخمک همسرش لقاح شده و سپس به رحم او منتقل شود، اولاً آیا این عمل شرعا جایز است؟ ثانیا آیا کودکی که متولد می‌شود فرزند آن مرد است و از نظر شرعی به او ملحق می‌شود؟ و ثالثاً آیا فرزندی که به دنیا می‌آید از صاحب نطفه ارث می‌برد؟

ج: عمل مذکور فی‌نفسه اشکال ندارد و کودک به صاحب تخمک و رحم ملحق می‌شود و الحاق آن به صاحب نطفه هم بعید نیست، ولی از او ارث نمی‌برد.

* آیا تلقیح مردی نامحرم به همسر مردی که بچه‌دار نمی‌شود، از طریق قراردادن نطفه در رحم او جایز است؟
ج: تلقیح زن از طریق نطفه مرد اجنبی فی‌نفسه اشکال ندارد، ولی باید از مقدمات حرام از قبیل نگاه و لمس حرام و غیر آنها اجتناب شود و به هر حال در صورتی که با این روش کودکی به دنیا بیاید، ملحق به شوهر آن زن نمی‌شود؛ بلکه ملحق به صاحب نطفه و به زنی است که صاحب رحم و تخمک است.

* اگر زن شوهرداری به علت یائسگی یا غیر آن تخمک گذاری نکند، آیا جایز است تخمکی از زن دوم شوهرش، بعد از تلقیح با نطفه شوهر به رحم او منتقل شود؟ و آیا در این مورد تفاوتی هست بین اینکه او یا زن دوم، همسر دائم باشند یا موقت؟
ج: اصل عمل مذکور شرعاً مانعی ندارد و در این حکم، فرقی نیست بین اینکه نکاح آنان دائم باشد یا منقطع یا یکی دائم باشد و یکی منقطع

* در این صورت کدامیک از دو زن مادر کودک خواهند بود؟ صاحب تخمک یا صاحب رحم؟
ج: کودک ملحق به صاحب اسپرم و تخمک است و الحاق او به صاحب رحم هم، مشکل است بنابر این باید در ترتیب آثار نسبت، نسبت به وی احتیاط مراعات شود.

* آیا این عمل در صورتی که نیاز به تخمک همسر دیگر به خاطر ضعف تخمک زن صاحب رحم باشد، به حدی که در صورت لقاح نطفه شوهر با آن، خوف این وجود داشته باشد که کودک معیوب متولد شود، نیز جایز است؟
ج) این کار فی نفسه جایز است.

*آیا در صورتهای زیر تلقیح زن با نطفه شوهرش که از دنیا رفته جایز است؟
الف) بعد از وفات شوهر، ولی قبل از انقضای عده
ب) بعد از وفات او و بعد از انقضای عده
ج) اگر آن زن بعد از فوت شوهرش با مرد دیگری ازدواج نماید، آیا جایز است خود را با نطفه شوهر اولش تلقیح کند؟ و آیا در صورت فوت شوهر دوم، جایز است خود را با نطفه شوهر اولش بارور کند؟

ج: این عمل فی‌نفسه اشکال ندارد و فرقی نمی‌کند که قبل از انقضای عده باشد یا بعد از آن و همچنین فرقی نیست بین اینکه ازدواج کرده باشد یا خیر، و در صورت ازدواج هم فرقی نمی‌کند که لقاح با نطفه شوهر اولش بعد از وفات شوهر دومش باشد یاد در حال حیات او، ولی اگر شوهر دوم او زنده باشد باید این کار با اجازه و اذن او صورت بگیرد.

* امروزه می‌توان تخمک‌هایی را که در خارج از رحم بارور شده‌اند در مکان‌های مخصوصی به طور زنده نگهداری کرد و در صورت نیاز آنها را در رحم صاحب تخمک قرار داد، این کار جایز است؟

ج) این عمل فی نفسه اشکال ندارد.

*نگهداری اسپرم غیر شوهر - اعم از محارم زن یا غیر محرم با زن - در بانک اسپرم یا محل نگهداری دراز مدت اسپرم مرد و استفاده از آن در مواقع لزوم برای زن، چه حکمی دارد؟

ج: تلقیح زن از طریق نطفه مرد نامحرم فی‌نفسه اشکال ندارد، ولی باید از مقدمات حرام از قبیل نگاه و لمس حرام و غیر آنها اجتناب شود و به هر حال در صورتی که با این روش کودکی به دنیا بیاید، ملحق به شوهر آن زن نمی‌شود، بلکه ملحق به صاحب نطفه و به زنی است که صاحب رحم و تخمک است.

تخمک‌های باقی مانده در آزمایشگاه

* بعد از انتقال تخم لقاح یافته، تعدادی از آنها در آزمایشگاه باقی می‌ماند. حکم استفاده از آنها برای زن و شوهر نازای دیگر یا دور ریختن یا کارهای آزمایشگاهی مانند مطالعات ژنتیک بر روی آنها چیست؟
ج: اشکال ندارد.

روش‌های برداشت تخمک از زن
* از آنجایی که در انجام لقاح آزمایشگاهی، جهت آبستنی مصنوعی، گرفتن اسپرم(نطفه) از شوهر و نیز برداشت تخمک از تخمدان زن ضرورت دارد، نظر مبارک حضرت عالی در موارد ذیل چیست؟
1ـ برداشت تخمک از تخمکدان با هدایت سونوگرافی(دستگاه تصویربرداری با کمک امواج ماوراء صوت) از طریق مهبل (واژن) زن که این کار توسط متخصص زنان و در اتاق عمل، تحت شرایط کاملاً استریل(بهداشتی) و با ضرورت نگاه به عورت زن انجام می‌پذیرد.
2ـ برداشت تخمک با هدایت سونوگرافی، ولی از طریق لاپاراسکوپی(یعنی بازکردن شکاف کوچک در جدار شکم) که مستلزم نگاه به عورت زن نیست.
شایان ذکر است در سالهای اخیر به خاطر پرخطر و پرهزینه بودن از این روش استفاده نمی‌شود.
ج: در تمام موارد عمل مذکور فی‌نفسه اشکال ندارد، ولی واجب است از مقدمات حرام مانند لمس و نظر اجتناب شود.

استفاده از تخمک زن اجنبی با وجود تخمک ضعیف زوجه برای باروری

* تخمک‌های زنی ضعیف است و لذا فرزندان ناقص الخلقه‌ای به دنیا می‌آورد. آیا جایز است تخمک زن دومی را در آزمایشگاه با اسپرم شوهر زن اول لقاح دهند و سپس جنین را به رحم زن اول منتقل نمود؟
ج: فی نفسه منعی ندارد. منبع:پایگاه خبری شیعه انلاین www.shia-online.ir


////////////////////

ادامه .......پرسش و پاسخ

منبع :پایگاه مقاومت بسیج شهید شهسواری

با توجه به اهمیت تلقیح مصنوعی برای درمان زوجین نابارور احکام تلقیح مصنوعی از حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای استفتاء شد و ایشان به پرسش‌های مطرح شده، پاسخ فرمودند.

به گزارش فارس؛ متن پرسش‌ها و پاسخ‌های مطرح شده در استفتاء از حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای که در مجلدی از سوی دانشگاه علوم پزشکی تهران منتشر شده است به این شرح است:

* آیا لقاح آزمایشگاهی در صورتی که اسپرم و تخمک از زن و شوهر شرعی باشد جایز است؟ و بر فرض جواز، آیا جایز است این کار توسط پزشکان اجنبی صورت بگیرد؟
ج: عمل مذکور فی‌نفسه اشکال ندارد، ولی واجب است از مقدمات حرام مانند لمس و نظر اجتناب شود.

* آیا فرزندی که از این طریق به دنیا می‌آید ملحق به زن و شوهری است که صاحب اسپرم و تخمک هستند؟
ج: کودکی که از این طریق متولد می‌شود، ملحق به زن و شوهری است که صاحب اسپرم و تخملک هستند.

*بر فرض که عمل مذکور فی‌نفسه جایز نباشد، آیا موردی که نجات زندگی زناشویی متوقف بر آن شد از حکم عدم جواز استثناء می‌شود؟
ج: گفته شد که عمل مذکور فی‌نفسه جایز است.

* گاهی بعضی از زوج‌ها به علت عدم تخمک‌گذاری در زن که وجود آن برای عمل لقاح ضروری است، مجبور به جدایی شده یا به علت عدم امکان درمان بیماری و بچه‌دار نشدن، با مشکلات زناشویی و روحی مواجه می‌شوند، آیا در این صورت جایز است که به روش علمی از تخمک‌گذاری زن دیگری برای انجام عمل لقاح با نطفه شوهر در خارج از رحم استفاده شود و سپس نطفه لقاح یافته به رحم آن زن منتقل شود؟

ج) عمل مذکور هر چند فی‌نفسه اشکال دارد، ولی کودکی که از این طریق متولد می‌شود ملحق به صاحب نطفه و تخمک بوده و الحاق آن به زنی که صاحب رحم است، مشکل است. لذا باید نسبت به احکام شرعی مربوط به نسبت احتیاط رعایت شود.

* اگر نطفه از شوهر گرفته شود و بعد از وفات او با تخمک همسرش لقاح شده و سپس به رحم او منتقل شود، اولاً آیا این عمل شرعا جایز است؟ ثانیا آیا کودکی که متولد می‌شود فرزند آن مرد است و از نظر شرعی به او ملحق می‌شود؟ و ثالثاً آیا فرزندی که به دنیا می‌آید از صاحب نطفه ارث می‌برد؟

ج: عمل مذکور فی‌نفسه اشکال ندارد و کودک به صاحب تخمک و رحم ملحق می‌شود و الحاق آن به صاحب نطفه هم بعید نیست، ولی از او ارث نمی‌برد.

* آیا تلقیح مردی نامحرم به همسر مردی که بچه‌دار نمی‌شود، از طریق قراردادن نطفه در رحم او جایز است؟
ج: تلقیح زن از طریق نطفه مرد اجنبی فی‌نفسه اشکال ندارد، ولی باید از مقدمات حرام از قبیل نگاه و لمس حرام و غیر آنها اجتناب شود و به هر حال در صورتی که با این روش کودکی به دنیا بیاید، ملحق به شوهر آن زن نمی‌شود؛ بلکه ملحق به صاحب نطفه و به زنی است که صاحب رحم و تخمک است.

* اگر زن شوهرداری به علت یائسگی یا غیر آن تخمک گذاری نکند، آیا جایز است تخمکی از زن دوم شوهرش، بعد از تلقیح با نطفه شوهر به رحم او منتقل شود؟ و آیا در این مورد تفاوتی هست بین اینکه او یا زن دوم، همسر دائم باشند یا موقت؟
ج: اصل عمل مذکور شرعاً مانعی ندارد و در این حکم، فرقی نیست بین اینکه نکاح آنان دائم باشد یا منقطع یا یکی دائم باشد و یکی منقطع

* در این صورت کدامیک از دو زن مادر کودک خواهند بود؟ صاحب تخمک یا صاحب رحم؟
ج: کودک ملحق به صاحب اسپرم و تخمک است و الحاق او به صاحب رحم هم، مشکل است بنابر این باید در ترتیب آثار نسبت، نسبت به وی احتیاط مراعات شود.

* آیا این عمل در صورتی که نیاز به تخمک همسر دیگر به خاطر ضعف تخمک زن صاحب رحم باشد، به حدی که در صورت لقاح نطفه شوهر با آن، خوف این وجود داشته باشد که کودک معیوب متولد شود، نیز جایز است؟
ج) این کار فی نفسه جایز است.

*آیا در صورتهای زیر تلقیح زن با نطفه شوهرش که از دنیا رفته جایز است؟
الف) بعد از وفات شوهر، ولی قبل از انقضای عده
ب) بعد از وفات او و بعد از انقضای عده
ج) اگر آن زن بعد از فوت شوهرش با مرد دیگری ازدواج نماید، آیا جایز است خود را با نطفه شوهر اولش تلقیح کند؟ و آیا در صورت فوت شوهر دوم، جایز است خود را با نطفه شوهر اولش بارور کند؟

ج: این عمل فی‌نفسه اشکال ندارد و فرقی نمی‌کند که قبل از انقضای عده باشد یا بعد از آن و همچنین فرقی نیست بین اینکه ازدواج کرده باشد یا خیر، و در صورت ازدواج هم فرقی نمی‌کند که لقاح با نطفه شوهر اولش بعد از وفات شوهر دومش باشد یاد در حال حیات او، ولی اگر شوهر دوم او زنده باشد باید این کار با اجازه و اذن او صورت بگیرد.

* امروزه می‌توان تخمک‌هایی را که در خارج از رحم بارور شده‌اند در مکان‌های مخصوصی به طور زنده نگهداری کرد و در صورت نیاز آنها را در رحم صاحب تخمک قرار داد، این کار جایز است؟

ج) این عمل فی نفسه اشکال ندارد.

*نگهداری اسپرم غیر شوهر - اعم از محارم زن یا غیر محرم با زن - در بانک اسپرم یا محل نگهداری دراز مدت اسپرم مرد و استفاده از آن در مواقع لزوم برای زن، چه حکمی دارد؟

ج: تلقیح زن از طریق نطفه مرد نامحرم فی‌نفسه اشکال ندارد، ولی باید از مقدمات حرام از قبیل نگاه و لمس حرام و غیر آنها اجتناب شود و به هر حال در صورتی که با این روش کودکی به دنیا بیاید، ملحق به شوهر آن زن نمی‌شود، بلکه ملحق به صاحب نطفه و به زنی است که صاحب رحم و تخمک است.

تخمک‌های باقی مانده در آزمایشگاه

* بعد از انتقال تخم لقاح یافته، تعدادی از آنها در آزمایشگاه باقی می‌ماند. حکم استفاده از آنها برای زن و شوهر نازای دیگر یا دور ریختن یا کارهای آزمایشگاهی مانند مطالعات ژنتیک بر روی آنها چیست؟
ج: اشکال ندارد.

روش‌های برداشت تخمک از زن
* از آنجایی که در انجام لقاح آزمایشگاهی، جهت آبستنی مصنوعی، گرفتن اسپرم(نطفه) از شوهر و نیز برداشت تخمک از تخمدان زن ضرورت دارد، نظر مبارک حضرت عالی در موارد ذیل چیست؟
1ـ برداشت تخمک از تخمکدان با هدایت سونوگرافی(دستگاه تصویربرداری با کمک امواج ماوراء صوت) از طریق مهبل (واژن) زن که این کار توسط متخصص زنان و در اتاق عمل، تحت شرایط کاملاً استریل(بهداشتی) و با ضرورت نگاه به عورت زن انجام می‌پذیرد.
2ـ برداشت تخمک با هدایت سونوگرافی، ولی از طریق لاپاراسکوپی(یعنی بازکردن شکاف کوچک در جدار شکم) که مستلزم نگاه به عورت زن نیست.
شایان ذکر است در سالهای اخیر به خاطر پرخطر و پرهزینه بودن از این روش استفاده نمی‌شود.
ج: در تمام موارد عمل مذکور فی‌نفسه اشکال ندارد، ولی واجب است از مقدمات حرام مانند لمس و نظر اجتناب شود.

استفاده از تخمک زن اجنبی با وجود تخمک ضعیف زوجه برای باروری

* تخمک‌های زنی ضعیف است و لذا فرزندان ناقص الخلقه‌ای به دنیا می‌آورد. آیا جایز است تخمک زن دومی را در آزمایشگاه با اسپرم شوهر زن اول لقاح دهند و سپس جنین را به رحم زن اول منتقل نمود؟
ج: فی نفسه منعی ندارد.

//////////////////////////////////////////ا    ادامه ............

 

معصومه نادری
یکی از اهداف انسان از ازدواج و تشکیل خانواده، تداوم نسل است.
در برخی از ازدواج‌ها به علل مختلف زوجین از نعمت داشتن فرزند محروم می‌شوند. بشر
از دیرباز برای حل چنین مشکلاتی تلاش‌های فراوانی انجام داده است. از چند دهه اخیر
مبحث تلقیح مصنوعی به عنوان راه‌حلی برای افرادی که به هر علتی نمی‌توانند به صورت
طبیعی فرزند‌دار شوند، به‌طور جدی مطرح شده است. امروزه علم پزشکی در زمینه تلقیح
مصنوعی پیشرفت‌های بسیاری داشته و کشور ایران نیز از پیشتازان این عرصه
است.

آن‌چه که در جوامع اسلامی پیرامون موضوع تلقیح مصنوعی مطرح می‌شود، حکم
فقهی این مسئله و جواز یا حرمت فقهی آن است. در این نوشتار برآنیم تا دیدگاه‌های
فقهی موجود پیرامون تلقیح مصنوعی با استفاده از تخمک زن بیگانه را بررسی نموده و در
پایان دیدگاه برگزیده در این حوزه را معرفی نماییم.

صورت‌های تلقیح با تخمک زن بیگانه

الف)
تخمک زنی بیگانه با اسپرم مردی تلقیح شود و سپس در رحم همسر آن مرد قرار
گیرد.
ب) تخمک همسر دوم مرد با اسپرم او تلقیح شده و داخل رحم همسر دیگرش قرار
گیرد.

حکم فقهی تلقیح مصنوعی با استفاده از
تخمک بیگانه

با توجه به این که تلقیح مصنوعی از جمله مباحث مستحدثه بوده
و طبیعتاً در متون فقهی چند دهه قبل‌تر نشانی از پرداختن به این موضوع وجود ندارد،
برای پرداختن به حکم فقهی این مسئله ناگزیر باید به آرای مراجع عظام تقلید مراجعه
نمود. آن‌چه که با تأمل در این نظرات حاصل می‌شود، این است در صورت دوم (تلقیح با
تخمک زن دوم) تمامی فقها با شرط اجتناب از مقدمات حرام قایل به جواز هستند(1)، اما
در خصوص مسئله تلقیح مصنوعی زن با استفاده از تخمک زنی بیگانه دو دیدگاه وجود دارد؛
بدین شرح که اغلب فقها آن را محل اشکال دانسته و مجوز شرعی برای آن لحاظ نمی‌کنند و
در مقابل برخی از مراجع تقلید قایل به عدم حرمت این مسئله البته در صورت اجتناب از
مقدمات حرام هستند. در ادامه به بررسی هر دو دیگاه و ادله آنها
می‌پردازیم.

دیدگاه نخست: حرمت تلقیح
مصنوعی با تخمک زن بیگانه

همان‌طور که پیشتر اشاره شد تلقیح مصنوعی در
احکام اسلامی، سابقه چندانی ندارد و به همین علت نمی‌توان مستقیماً آیه یا روایتی
در این خصوص مورد استناد قرار داد. در اغلب منابع فقهی که به این مسئله
پرداخته‌اند، یا با تعمیم ادله حکم تلقیح مصنوعی با اسپرم مرد بیگانه قایل به حرمت
این قسم می‌شوند و یا جهت استدلال به حرمت تلقیح مصنوعی با تخمک بیگانه به روایاتی
که ذیل مبحث مساحقه (همجنس‌بازی زن با زنی دیگر) مورد تمسک واقع می‌شود، استناد
می‌کنند؛ در ادامه به این موضوع از دیدگاه فقهای مخالف این مسئله
می‌پردازیم.

الف)خلاصه استدلال فقها در حکم
به حرمت تلقیح مصنوعی با تخمک بیگانه با استناد به روایت حرمت زنا
و...

از روایاتی که در مورد تلقیح نطفه مرد به رحم زن نامحرم بدون آمیزش،
استفاده می‌شود که انعقاد نطفه از منی مرد و تخمک زنی نامحرم، حرام است؛ زیرا اگرچه
این روایات در مورد نهادن منی در رحم زنی نامحرم است، لکن پس از الغاء خصوصیت از
نطفه مردی که با اوول زنی نامحرم آمیخته شده که در روایات این کار تحریم شده بود و
تعدی از این مورد به موردی که مرد منی خود را به رحم زوجه‌اش منتقل نماید، می‌توان
در حرمت تلقیح با تخمک زن بیگانه به این روایات استدلال کرد؛ زیرا در این قسم نیز
در نهایت، انعقاد و باروری از ترکیب نطفه‌های مرد و زن نامحرم است.(2)

ب) تنظیر مسئله تلقیح مصنوعی با تخمک بیگانه با مسئله
مساحقه

در زمینه حامله شدن زن از زن دیگر به وسیله مساحقه و همجنس‌بازی
که بعضاً این عمل باعث حامله شدن زن مورد مساحقه می‌شده، احکامی را مـی‌توان ارائه
کـرد کـه بـا تلقیح مصنوعی مشابهـت دارد. امـام خمینـی(ره) در تحریرالوسیله
این‌‌گونه بیان می‌دارند: «سحق عبارت از این است که زن با زن وطی نماید؛ ثابت
می‌گردد به‌ وسیله آن‌چه که لواط به آن ثابت می‌شود و حد آن صد جلده است؛ به شرط
بلوغ و عقل و اختیار محصنه باشد یا نه و بعضی گفته‌اند در محصنه رجم است و بین
فاعله و مفعوله و کافره و مسلمه فرقی نیست.ـ حرمت مساحقه از مواضع اجماعی میان
فقهای اسلامی است ـ ایشان در ادامه می‌فرمایند: «اگر مرد زوجه‌اش را وطی کند سپس
این زن، با دختر باکره‌ای مساحقه نماید و این فرد بکر، حامله شود، پس فرزند مال
وطی‌کننده و مرد صاحب نطفه است و این صبیه بعد از وضع حملش در صورتی که موافق بوده،
به یک صد جلد (تازیانه) محکوم می‌شود و فرزند هم به او ملحق می‌شود و بعد از رفع
بکارت از او، مهرالمثل زن‌های هم سن و سالش را دارد و اما زن، پس تحقیقاً وارد شده
که او رجم دارد.» (3)

ادله حکم باروری از
طریق مساحقه

پیرامون این موضوع حدیثی است که مفاد آن به طور خلاصه چنین
است: ابا جعفر و ابا عبدالله(ع) می‌گفتند حضرت امام حسن در مجلس پدرش حضرت علی(ع)
حضور داشت که عده‌ای وارد شدند.
آنها می‌خواستند مسئله‌ای را از حضرت علی(ع)
سؤال کنند. به علت عدم حضور آن حضرت در مجلس، مسئله را به حضور امام حسن مجتبی (ع)
مطرح کردند. آن مسئله چنین بود که مردی با زن خود جماع کرده و زن در همان حالت با
دختر باکره‌ای مساحقه نموده است و در نتیجه‌ این عمل، نطفه از رحم زن وارد رحم دختر
گردیده و دختر حامله شده است. تکلیف چیست؟ امام حسن(ع) فرمودند که مهر دختر باکره
را باید از زن گرفت و به دختر داد؛ زیرا طفل حاصل از این مساحقه از رحم دختر خارج
نخواهد شد مگر با ازاله بکارت وی؛ سپس زن را چون محصنه بوده، باید رجم کرد و پس از
آن که طفل متولد گردید، این طفل به صاحب نطفه تحویل می‌گردد و دختر مزبور را باید
تازیانه زد.(4)

همچنین مشابه این حدیث را اسحاق ابن عمار از حضرت امام
صادق(ع) نقل کرده است.(5) در کتب فقهی هم در باب مساحقه، فقیهان به همین روایت
استناد جسته‌ و این بحث را در ذیل موضوع مساحقه مطرح نموده‌اند.(6)

در واقع
فقهایی که تلقیح مصنوعی با تخمک زن بیگانه را محل اشکال دانسته و قایل به حرمت آن
هستند، این مسئله را مشابه عمل مساحقه دانسته و با استناد به ادله حرمت مساحقه، قول
به حرمت این نوع از تلقیح دارند.

دیدگاه
دوم: جواز تلقیح مصنوعی با تخمک زن بیگانه

در مقابل دیدگاه اکثر، که حرمت
تلقیح مصنوعی با استفاده از تخمک زن بیگانه است، برخی از فقها نیز این عمل را جایز
دانسته‌اند ذیلاً به نمونه‌ای از این دیدگاه اشاره می‌شود:

سؤال: در استفتایی که از آیت‌الله خامنه‌ای صورت
می‌گیرد، سؤال می‌شود: گاهی بعضی از زوج‌ها به علت عدم تخمک‌گذاری در زن که وجود آن
برای عمل لقاح ضروری است، مجبور به جدایی شده یا به علت عدم امکان درمان بیماری و
بچه‌دار نشدن با مشکلات زناشویی و روحی مواجه می‌شوند، آیا در این صورت جایز است که
به روش علمی از تخمک‌گذاری زن دیگری برای انجام عمل لقاح با نطفه شوهر در خارج از
رحم استفاده شود و سپس نطفه لقاح یافته به رحم آن زن منتقل شود؟

پاسخ: عمل مذکور هر چند فی‌نفسه اشکال ندارد، ولی
کودکی که از این طریق متولد می‌شود ملحق به صاحب نطفه و تخمک بوده و الحاق آن به
زنی که صاحب رحم است، مشکل است. لذا باید نسبت به احکام شرعی مربوط به نسب احتیاط
رعایت شود.(7)

توضیح استدلال دیدگاه
دوم

به طور خلاصه می‌توان گفت در این خصوص گروهی از فقها قایل به جواز
اقسام مختلف باروری پزشکی هستند، عبارتند از: آیت‌الله خامنه‌ای، آیت‌الله سید حسن
طباطبایی قمی، آیت‌الله محمد یزدی و آیت‌الله سید محمد موسوی
بجنوردی.

استدلال این گروه به طور خلاصه این است که هیچ آیه، روایت و دلیل
شرعی خاصی بر ممنوعیت آن وجود ندارد؛ اگرچه در تلقیح اسپرم بیگانه یا باروری با آن،
احتیاط را در ترک دانسته و پرهیز از محرمات را واجب می‌دانند. در میان فقهای اهل
سنت کسی با این نظر موافق نیست.(8) توضیح بیشتر آن که:

در هیچ یک از منابع
قرآنی و روایی نص صریحی بر ممنوعیت تلقیح مصنوعی به شیوه معمول پزشکی آن، وارد نشده
است و هیچ‌یک از عناوین محرم در شریعت نظیر زنا و غیره بر این عمل صادق نبوده و
آیات مذکور در ادله قائلین به حرمت کافی و وافی به مقصود نیستند و روایات نیز با
صرف‌نظر از سند آنها صراحت در حرام بودن تلقیح مصنوعی ندارد. فلذا به اقتضای
اصاله‌الاباحه حکم این عمل، جواز آن بوده و بنا به نظر محققین اساساً جواز این عمل
مطابق با قاعده است.

لازم به ذکر است که در منابع قانونی ایران در مورد حکم
تکلیفی تلقیح مصنوعی اظهارنظر نشده است، ولی اصل 167 قانون اساسی در صورت فقدان
قانون در مسئله‌ای با اهمیت، راهکار مراجعه به آراء معتبر فقها را بیان نموده است و
از آنجایی‌که آراء فقها در این مسئله متفاوت بوده و مسئله دارای اهمیت اجتماعی است،
در این‌گونه مسائل وظیفه، مراجعه به فتوای ولی‌فقیه است. (9)

تحلیل دو دیدگاه و نتیجه‌گیری

با توجه در
دیدگاه گروهی که مخالف تلقیح مصنوعی با استفاده از تخمک زن بیگانه هستند، دو نکته
قابل تأمل است:

الف) در خصوص مسائل بااهمیتی نظیر تلقیح مصنوعی و ... صرفاً
نمی‌توان با استناد به موارد مشابه حکم به حرمت یا جواز داد؛ چراکه این‌گونه
استدلال به نوعی قیاس است و قیاس در استنباط‌های فقهی شیعه جایگاهی
ندارد.

ب) استفاده از شم‌الفقاهه و... در جایی می‌تواند مناسب باشد که نتوان
با کلیات و اصولی که به نقل یا به عقل برای برون‌رفت از حیرت تأسیس شده‌اند‌، حکم
مسئله را به دست آورد، پس با وجود اصولی نظیر اصاله الاباحه و اصاله الصحه، جایی
برای شم الفقاهه نخواهد بود.

به نظر می‌رسد همان‌طور که موافقین مطرح
می‌کنند با استناد به اصاله‌الاباحه و نیز توجه به اصل کلی «ما خالف الاصل یقتصر
فیه علی موضع النص» باید حکم حرمت زنا و مساحقه و... را در جایی صادق دانست که
ارکان این اعمال به طور تام محقق است و شاید تنظیر در این مباحث جایگاهی نداشته
باشد.

پی‌نوشت
1.    به عنوان
نمونه: ایات عظام: فاضل لنکرانی، جامع المسائل، ج1 ص 606؛ خامنه ای، أجوبة
الاستفتائات (ج2)، (بیروت: دارالإسلامیه، 1420ق)، ص 70، صافی و نوری همدانی، به نقل
از شهاب الدین الحسینی، التلقیح الصناعی بین العلم و الشریعة، ص 116.
2.    حرم
پناهی، 1376، ص149.
3.    موسوی الخمینی،1380، ج 4، ص 21.
4.    محلاتی، بی
تا، ص169-170.
5.    الحرالعاملی، 1390ه‍، مبحث سوم من ابواب اسحق و
القیاده
6.    شهید ثانی، 1375، ص264.
7.    www.khamenei.ir.
8.  
 میرهاشمی، سرور؛ تلقیح مصنوعی در اندیشه فقهی ـ حقوقی و موافقان و مخالفان آن،
ندای صادق، شماره36،   ص64-98.
9.    همان

* دانشجوی دکترای فقه و حقوق
اسلامی
 
 
 
/////////////////////////////////////      ادامه .......................
 
 

یکی از موضوع‌هایی که امروزه مورد توجه و ابتلای بسیاری از خانواده‌ها و افراد است و سؤال‌های مختلفی را برانگیخته، «تلقیح مصنوعی» می‌باشد. این موضوع به‌خصوص برای کسانی که به دلیل بیماری یکی از زوجین، یا هر دو، قادر به تولید مثل طبیعی نیستند، از اهمیت و جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. همین شیوع فزاندة مردم به این نوع از بارداری، پرسش‌های فقهی متعددی را به همراه دارد که مراجع تقلید در مقام پاسخ‌گویی به آنها برآمده‌اند.

با توجه به نوپدید بودن این موضوع، سابقة بحث فقهی آن به بیش از چند دهه، نمی‌رسد اما در همین فاصلة اندک، مطالب فقهی زیادی در این زمینه، مطرح شده است.

با توجه به این‌که بحث تلقیح مصنوعی تا دو دهة قبل، بسیار مطرح نبوده است و به ندرت به این نکته اشاره‌ای شده است و همچنین این دانش در نخستین گام‌های گسترش بوده است؛ در ادامه در دو بخش به سیر تاریخی فتاوای فقیهان در این زمینه اشاره می‌شود. بخش نخست، فقهای قبل از دهة هفتاد شمسی، و بخش دوم، فقهای پس از دهة هفتاد شمسی.

مقدمه

یکی از موضوع‌هایی که امروزه مورد توجه و ابتلای بسیاری از خانواده‌ها و افراد است و سؤال‌های مختلفی را برانگیخته، «تلقیح مصنوعی» می‌باشد. این موضوع به‌خصوص برای کسانی که به دلیل بیماری یکی از زوجین، یا هر دو، قادر به تولید مثل طبیعی نیستند، از اهمیت و جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. همین شیوع فزاندة مردم به این نوع از بارداری، پرسش‌های فقهی متعددی را به همراه دارد که مراجع تقلید در مقام پاسخ‌گویی به آنها برآمده‌اند.

با توجه به نوپدید بودن این موضوع، سابقة بحث فقهی آن به بیش از چند دهه، نمی‌رسد اما در همین فاصلة اندک، مطالب فقهی زیادی در این زمینه، مطرح شده است.

با توجه به این‌که بحث تلقیح مصنوعی تا دو دهة قبل، بسیار مطرح نبوده است و به ندرت به این نکته اشاره‌ای شده است و همچنین این دانش در نخستین گام‌های گسترش بوده است؛ در ادامه در دو بخش به سیر تاریخی فتاوای فقیهان در این زمینه اشاره می‌شود. بخش نخست، فقهای قبل از دهة هفتاد شمسی، و بخش دوم، فقهای پس از دهة هفتاد شمسی.

بخش نخست: فقهای پیش از دهة هفتاد

در این بخش فتاوای مراجع تقلیدی نقل می‌شود که پیش از دهة هفتاد شمسی، رحلت کرده‌اند و در عصر گسترش دانشِ تلقیخ مصنوعی نبوده‌اند. لذا اگرچه ظاهر تقسیم‌بندی این بخش با بخش بعد، یکسان است ولی تعداد فتاوای مطرح شده در ذیل آنها غیرقابل مقایسه است.

با توجه به اینکه بهترین تقسیم‌بندی این بحث آن است که «نحوة ارتباط صاحبان اسپرم و تخمک و رحم» را به عنوان مقسم قرار دهیم، لذا بحث به شکل ذیل مطرح می‌شود:

الف) غیر انسان؛

ب) انسان: 1. همسرند مطلقا (1.1. قبل از فوت شوهر 1.2. بعد از فوت شوهر 1.3. تقویت اسپرم 1.4. تقویت تخمک)

الف) غیر انسان:

  • همة صورت‌های تزریق منی حیوان به حیوان، اشکال ندارد.[1]

ب) انسان

  1. همسرند مطلقا[2]
    1. قبل از فوت شوهر
  • اشکال ندارد به شرطی که مرتکب حرامِ بیّنی نشوند.[3]
    1. بعد از فوت شوهر
  • جایز نیست؛ ولی اگر رخ‌داد فقط از مادر ارث می‌برد.[4]
    1. تقویت اسپرم مرد
  • اگر منشأ بارداری مشخص نیست؛ فرزند به صاحب فراش ملحق می‌شود.[5]
    1. تقویت تخمک
  • جایز است.[6]
  1. همسر نیستند
    1. اجنبی‌اند
  • حرام است.[7]
  • حرام است؛[8] ولی اگر به طور شبهه رخ‌داد، محرمیت و ارث ثابت می‌شود؛[9] اما در عمدی، محرمیت ثابت می‌شود ولی در ارث باید احتیاط کرد.[10]
  • حرام است؛ در تلقیح عمدی، در احکام ارث و محرمیت، احتیاط شود.[11]
  • جایز نیست. ولی اگر رخ‌داد، فرزند به صاحب اسپرم و تخمک ملحق می‌شود و توارث و محرمیت محقق می‌شود.[12]
  • تلقیح اجنبی معلوم به اجنبیة بی‌شوهر؛ عمل حرامی است ولی فرزند به صاحبان اسپرم و رحم ملحق می‌شود.[13]
  • تلقیح اجنبی نامعلوم به اجنبیة بی‌شوهر؛ عمل بسیار ناپسندی است، فرزند به صاحب رحم ملحق است و الحاقش به پدر، فایدة عملی ندارد.[14]
  • تلقیح اجنبی نامعلوم به اجنبیة شوهرداری که یقین به بارداری از تلقیح است؛ عمل بسیار ناپسندی است، فرزند ولدالزنا نیست و الحاقش به پدر، فایده‌ای ندارد.[15]
    1. اسپرم و تخمک همسر، رحم اجنبیه
  • احتیاط واجب در ترک این کار است؛[16] صاحب رحم، مادر است.[17]
  • اگر اسپرم و تخمک، منشأ تولد باشند؛ ظاهرا فرزند به همسران ملحق می‌شود.[18]
    1. اسپرم و رحم همسر؛ تخمک اجنبیه
  • جایز است.[19] طفل به صاحب اسپرم و رحم ملحق است.[20]
    1. اسپرم و تخمک همسر، رحم مصنوعی
  • همانند لقاح طبیعی است.[21]

بخش دوم: فقهای پس از دهة هفتاد

در این بخش فتوای نزدیک به هجده نفر از مراجع عظام تقلید در زمینة «تلقیح مصنوعی» اشاره می‌شود که پس از دهة هفتاد زیسته‌اند. با توجه به گستردگی و پیشرفتِ شیوه‌های تلقیح مصنوعی در بیست سال اخیر، حجم استفتائات و فتاوی در این زمینه بسیار فراوان‌تر از گذشته شده است. در ادامه پس از بیان احکام کلی که اکثر فقها قبول دارند، تقسیم‌بندی شیوه‌های تلقیح مصنوعی بر اساس فتاوای فقهی (نه بر اساس پزشکی)، ارائه می‌گردد و از همین رهگذر فتاوای مراجع عظام تقلید روشن می‌شود.

احکام کلی

احکام ذیل مورد اتفاق نظر همة فقها می‌باشد؛ البته اگر در موردی خلاف این احکام کلی، فتوایی وجود داشته باشد، در محل بحث اشاره می‌شود.

  1. لمس و نظر نامحرم، در تمام صور حرام است؛ مگر جایی که نداشتن طفل باعث حرج یا ناراحتی غیرقابل تحمل گردد.
  2. استمناء یا همبستری با غیر زوجه، در تمام صور، حرام است.
  3. مقدماتِ حرام، باعثِ حرام‌زاده شدن طفل نمی‌شود.
  4. (اکثر مراجع) در همة موارد، جایز یا ممنوع، اگر تلقیح صورت گرفت، طفل به صاحبان اسپرم و تخمک ملحق می‌شود و از آن دو ارث می‌برد. (آیت‌الله تبریزی: طفل به صاحب رحم ملحق است/ آیت‌الله مدنی: اگر تخمک منشأ تولد باشد، صاحب تخمک مادر است وگرنه صاحب رحم مادر است)
  5. راه محرمیتِ دختر متولد از اسپرم اجنبی و تخمک اجنبیه برای شوهرِ صاحبِ رحم:

‌أ          مقام معظم رهبری ، ایت الله سیستانی، صانعی، فاضل: ربیبه‌اش حساب می‌شود.

‌ب     ایت الله مکارم: چون در رحم او اشتداد عظم و نمو لحم رخ‌داده است، فرزند رضاعی آنهاست.

‌ج     ایت الله بحرانی، ایت الله خامنه‌ای، ایت الله صانعی: با شیر خوردن از صاحب رحم، فرزند رضاعی آنها می‌شود.

  1. در تلقیح اجنبی و اجنبیه، بهتر است از محارم سببی یا نسبی استفاده نشود.

فتوای مراجع

در این قسمت از نوشتار فتوای مراجع عظام تقلید در مورد موضوع «تلقیح مصنوعی» اشاره می‌شود. لازم به یادآوری است، در این‌جا حکمِ «تلقیح» مطرح شده است، و حکمِ مقدماتِ حلال یا حرام، تکرار نخواهد شد.

با توجه به اینکه بهترین تقسیم‌بندی این بحث آن است که «نحوة ارتباط صاحبان اسپرم و تخمک و رحم» را به عنوان مقسم قرار دهیم، لذا بحث به شکل ذیل مطرح می‌شود:

  1. همسرند مطلقا:[22]
    1. قبل از فوت شوهر
  • تلقیح صحیح است. (اجماع)
  1. بعد از فوت شوهر
  • جایز نیست؛ ولی اگر رخ‌داد فقط از مادر ارث می‌برد.[23]
  • به احتیاط واجب حرام است.[24]
  • جوازش بعید نیست؛ ولی اگر رخ‌داد فقط از مادر ارث می‌برد.[25]
  • اشکال ندارد؛ ولی فقط از مادر ارث می‌برد.[26]
  • جایز نیست؛ ولی اگر از روی جهل به حکم، رخ‌داد فقط از مادر ارث می‌برد.[27]
  • حکم جواز بعید نیست؛ ولی ارث بردن از صاحب نطفه محل اشکال بلکه محکوم به عدم است.[28]
  • اگر قبل از مرگ اسپرم بگیرند و بعد از فوت تلقیح شود، جایز نیست؛[29] اما اگر بعد از مرگ اسپرم بگیرند، اشکال ندارد. و در هر دو صورت فقط از مادر ارث می‌برد.[30]
  1. تقویت اسپرم
  • جایز است.[31]
  • جایز نیست؛ در فرض وقوع، اگر الحاق فرزند به اسپرم اجنبی ثابت شود؛ فرزند اوست وگرنه باید به زوج ملحق شود.[32]
  1. تقویت تخمک
  • جایز است.[33]
  • جایز نیست.[34]
  • جایز نیست؛ در فرض وقوع، اگر الحاق فرزند به اسپرم اجنبی ثابت شود؛ فرزند اوست وگرنه باید به زوج ملحق شود.[35]
  1. همسر نیستند:
    1. صاحب اسپرم اجنبی و صاحب رحم و تخمک اجنبیه
  • حرام است؛ در تلقیح عمدی، در احکام ارث و محرمیت، احتیاط شود.[36]
  • به احتیاط واجب حرام است.[37] اگر بدون علم و عمد صورت گیرد، به صاحب نطفه و تخمک ملحق می‌شود؛ ولی اگر با علم و از روی عمد محقق شود، در مسائل نکاح و محرمیت و ارث احتیاط کنند.[38]
  • حرام است.[39]
  • ادخال اسپرم اجنبی در رحم زن، جایز نیست؛[40] ولی اگر در خارج تلقیح شود، اشکال ندارد.[41]
  • حتی بعد از لقاح خارجی، جایز نیست.[42] ولی اگر رخ‌داد، فرزند به صاحب اسپرم و تخمک ملحق می‌شود و توارث و محرمیت محقق می‌شود.[43]
  • حرام است، ولی اگر با جهل به مسئله رخ‌داد، توارث و محرمیت ثابت می‌شود. اما در مورد عمد، فقط در توارث احتیاط شود.[44]
  • حرام است، ولی اگر به طور شبهه رخ‌داد، بچه به صاحبان نطفه و تخمک ملحق می‌شود.[45] اگرچه با همسرِ صاحبِ تخمک، محرم است ولی از آن و صاحبِ اسپرم ارث نمی‌برد.[46]
  • حرام است؛ فرزند به صاحبان اسپرم و تخمک ملحق می‌شوند و احتیاط لازم آن است با سایر ورثه مصالحه شود.[47]
  • اگر پس از تلقیح اسپرم و تخمک در خارج، به رحم منتقل شود؛ اشکال ندارد و به صاحبان تخمک و اسپرم ملحق است.[48]
  • اشکال ندارد.[49]
  • حرام است، ولی ارث و محرمیت با صاحب تخمک و اسپرم حاصل می‌شود.[50]
  • جایز نیست، و نسب ثابت نمی‌شود.[51] اگر یکی از دو طرف نمی‌دانسته است، فقط نسب و ارث و محرمیت برای او ثابت می‌شود، ولی برای طرف دیگر خیر. حتی اگر دو طرف بدانند، احتیاط در نکاح و محرمیت و ارث لازم است.[52]
  • حتی بعد از تلقیح در خارج، جایز نیست؛[53] اگر رخ‌داد، به صاحب اسپرم و تخمک ملحق و تمام احکام فرزندی بار می‌شود.[54] حاکم می‌تواند آنها را تعزیر کند.[55]
  1. صاحبان اسپرم و تخمک همسر؛ صاحب رحم اجنبیه
  • ابتدا جنین در رحم همسرِ صاحب اسپرم کمی رشد کند؛ سپس به رحم اجاره‌ای منتقل شود.[56] صاحب رحم کرایه‌ای در احکام ازدواج و محرمیت احتیاط کند.[57]
  • چون در خارج تلقیح شود، اشکال ندارد.[58]
  • صاحب رحم، احتیاط کند.[59] البته اگر با شرایط رضاع، به بچه شیر دهد؛ محرمیت حاصل می‌شود.[60]
  • اشکال دارد.[61] ولی اگر رخ‌داد، احکام فرزند عرفی را با صاحب رحم پیدا می‌کند.[62] اجاره باطل است و فرزند به صاحبان نطفه ملحق می‌شود.[63]
  • اشکال ندارد؛ صاحب رحم، مادر رضاعی او و شوهرش، پدر رضاعی او می‌باشد.[64] اجارة اعضا صحیح نیست ولی اجاره برای پرورش جنین صحیح است.[65]
  • اشکال ندارد.[66]
  • احتیاط واجب در ترک این کار است؛[67] صاحب رحم، مادر است.[68]
  • اگر انتقال جنین به خاطر بیماری باشد، اشکال ندارد[69] ولی اگر برای زیبایی، اشکال دارد[70] اگر انتقال جنین بعد از ولوج روح باشد، صاحب تخمک مادر است؛ اگر قبل از آن باشد، باید بررسی شود که تخمک منشأ ولادت است یا خیر؟ اگر تخمک منشأ باشد، صاحب تخمک مادر است وگرنه صاحب رحم مادر است.[71]
  1. صاحب اسپرم و رحم همسر؛ صاحب تخمک اجنبیه
  • جایز است.[72] طفل به صاحب اسپرم و رحم ملحق است.[73]
  • به احتیاط واجب حرام است؛ صاحب رحم، احتیاط کند.[74] اگر بدون علم و عمد صورت گیرد، به صاحب نطفه و تخمک ملحق می‌شود؛ ولی اگر با علم و از روی عمد محقق شود، در مسائل نکاح و محرمیت و ارث احتیاط کنند.[75]
  • جایز است.[76] طفل با صاحب رحم احکام فرزند عرفی را پیدا می‌کند.[77]
  • صاحب رحم، احتیاط کند.[78]
  • جایز است؛ و صاحب تخمک و رحم در مسائل ارث و محرمیت احتیاط کنند.[79]
  • فرزند به صاحبان اسپرم و تخمک ملحق می‌شوند و احتیاط لازم آن است با سایر ورثه مصالحه شود.[80]
  • اگر با عمل جراحی، تخمک اجنبیه را به رحم همسر پیوند بزنند، اشکال ندارد.[81]
  • طفل یک پدر و دو مادر دارد.[82]
  • جایز نیست.[83]
  1. صاحب اسپرم و تخمک همسرند؛ رحم مصنوعی
  • همانند لقاح طبیعی است.[84]
  1. صاحب اسپرم و تخمک اجنبی؛ رحم مصنوعی
  • اشکال ندارد.[85]
  • جایز نیست.[86]
  • جایز نیست؛ و در صورت تحقق، طفل از هیچ کدام ارث نمی‌برد.[87]

محل تأمل است.[88]

[1] . سیدمحمد کلانتر، کتاب المکاسب، 1: 85

[2] . خواه به ازدواج دائم یا موقت؛ یا مرد با دوهمسرش؛ یا مرد با همسر و کنیزش.

[3] . اجماع همة علما.

[4] . ایت الله خویی، فقه الاعذار الشرعیه والمسائل الطبیه، س284 و285 نوری، هزار و یک مسئله فقهی، 2: م908

[5] . ایت الله سید عبد الأعلى سبزوارى، مهذب الأحکام، ‌25: 248.

[6] . ایت الله خویی، فقه الاعذار الشرعیه والمسائل الطبیه، س293.

[7] . کتاب الصلاه، تقریر بحث المحقق الداماد، للآملی: 94؛ سیدمحمد کلانتر، کتاب المکاسب، 1: 85؛ محمد جواد مغنیه، الفقه على المذاهب الخمسة؛ ج‌2، ص: 374.

[8] . ایت الله حکیم، منهاج الصالحین، م194

[9] . همان، م195

[10] . همان، م201

[11] . ایت الله  امام خمینی ره ، تحریر، 2: 988 م2 تا 5

[12] . ایت الله خویی، فقه الاعذار الشرعیه والمسائل الطبیه، س288

[13] . سید عبد الأعلى سبزوارى، مهذب الأحکام، ‌25: 248.

[14] . سید عبد الأعلى سبزوارى، مهذب الأحکام، ‌25: 248.

[15] . سید عبد الأعلى سبزوارى، مهذب الأحکام، ‌25: 248.

[16] . خویی، فقه الاعذار الشرعیه والمسائل الطبیه، س 292 و 298

[17] . همان، س292 و 297 و 298

[18] . امام خمینی، تحریر، 2: 990 م 10

[19] . ایت الله تبریزی، استفتائات جدید، 1: م2096

[20] . ایت الله خویی، فقه الاعذار الشرعیه والمسائل الطبیه، س295

[21] . امام خمینی، تحریر، 2: 979 م7؛ حکیم، منهاج الصالحین، م194.

[22] . خواه به ازدواج دائم یا موقت؛ یا مرد با دوهمسرش؛ یا مرد با همسر و کنیزش.

[23] . ایت الله خویی و تبریزی، فقه الاعذار الشرعیه والمسائل الطبیه، س284 و285 نوری، هزار و یک مسئله فقهی، 2: م908

[24] . منتظری، احکام پزشکی، م187 و191 فیاض، المسائل المستحدثه، 185

[25] . ایت الله مدنی، المسائل المستحدثه، 3: م2007 و2008 و2021 و2039

[26] . ایت الله سیستانی، منهاج الصالحین، 1: 460 م67؛ ملحق منهاج الصالحین، م156 صانعی، استفتائات پزشکی، م143 خامنه‌ای، اجوبة الاستفتائات، م1274 و 1277

[27] . ایت الله مکارم، احکام پزشکی، م206

[28] . ایت الله صافی، جامع الاحکام، م1399 و1400

[29] . ایت الله فاضل، احکام پزشکان و بیماران: 94

[30] . ایت الله فاضل، جامع المسائل، 1: م2111 و 2: م1627

[31] . ایت الله فاضل، احکام پزشکان و بیماران، ص94 مکارم، استفتائات جدید، 3: 523 م1441 ایت الله صانعی، استفتائات پزشکی، م130 و 136 و 141

[32] . مدنی، المسائل المستحدثه، 3: م2014 و 2024 و 2027 و 2029 و2035

[33] . ایت الله خویی و تبریزی، فقه الاعذار الشرعیه والمسائل الطبیه، س293 فاضل، جامع المسائل، 2: 610 م1625 طفل ملحق به زوجین است. خویی و تبریزی، فقه الاعذار الشرعیه والمسائل الطبیه، س293

[34] . ایت الله نوری، هزار و یک مسئلة فقهی، 2: م907

[35] . ایت الله مدنی، المسائل المستحدثه، 3: م2014 و 2024 و 2027 و 2029 و2035

[36] . ایت الله بهجت، استفتائات، م4845 و4846 فاضل، جامع المسائل، 1: 565 م2110 و2113 و 2114 و2118

[37] . منتظری، استفتائات، 3: م3650

لازم به یادآوری است فتوای سابق: حرام است. منتظری، احکام پزشکی، م183 و186 و188 و189 و200

[38] . منتظری، توضیح المسائل، م2705

[39] . ایت الله وحید و روحانی، منهاج الصالحین، 2: م43 وحید، سایت، م426 و توضیح المسائل، م2889 صافی، جامع الاحکام، م1391 و1397

[40] . ایت الله سیستانی، منهاج الصالحین، 1: 459 م65 و 66

[41] . ایت الله سیستانی، سایت، م1

[42] . ایت الله تبریزی، استفتائات جدید، 2: م1854

[43] . همان: م1851 خویی و تبریزی، فقه الاعذار الشرعیه والمسائل الطبیه، س288

[44] . ایت الله گلپایگانی، مجمع المسائل، 2: س 496

[45] . ایت الله مکارم، احکام پزشکی، م208 و 214

[46] . همان، م209

[47] . ایت الله صافی، جامع الاحکام، 2: 239

[48] . ایت الله صانعی، استفتائات پزشکی، م130 و 136 و 141

[49] . مقام معظم رهبری ، اجوبة الاستفتائات، م1275 و1278

[50] . ایت الله شیرازی، المسائل الاسلامیه مع المسائل الحدیثه، م3444

[51] . ایت الله نوری، توضیح المسائل، 608 نوری، هزار و یک مسئلة فقهی، 1: م983 و 2: م 908 و 911

[52] . ایت الله نوری، توضیح المسائل، 608 نوری، هزار و یک مسئلة فقهی، 1: م986 و 2: م912 تا 914

[53] . مدنی، المسائل المستحدثه، 3: 2026

[54] . همان، 2009 و2019 و2011 و 2017 و 2037

[55] . همان، 2026

[56] . منتظری، استفتائات، 3: م3648 منتظری، احکام پزشکی، م 198 و 201

[57] . همان، م 199

[58] . ایت الله سیستانی، سایت، م1

[59] . مقام معظم رهبری اجوبة الاستفتائات، م1276

[60]مقام معظم رهبری  سایت، رحم اجاره‌ای س2

لازم به یادآوری است، ایشان در رضاع «حصول اللبن من الوطی» را شرط نمی‌داند؛ بلکه اگر ولادت از حرام نباشد، کفایت می‌کند. استفتاء شخصی از دفتر

[61] . فاضل، جامع المسائل، 1: م2108 و 2110 و2118 و2: 1626

[62] . فاضل، احکام پزشکان و بیماران، ص95 و96

[63] . فاضل، جامع المسائل، 1: م2106 و 2107

[64] . مکارم، احکام پزشکی، م195 تا 198 صانعی، استفتائات پزشکی، م126 و 139 بحرانی، فقه الطب والتضخم النقدی، 88

[65] . مکارم، همان، م215

[66] . صافی، استفتائات پزشکی، 2: 239

فتوای سابق: اگر رحم صاحب تخمک، استعداد پرورش انسان را ندارد، فتوا به جواز وجه واضح و قوی دارد؛ اما در غیر این صورت، احوط ترک این عمل است. صافی، جامع الاحکام، م1394 تا 1397

[67] . خویی و تبریزی، فقه الاعذار الشرعیه والمسائل الطبیه، س 292 و 298

[68] . همان، س292 و 297 و 298

[69] . مدنی، المسائل المستحدثه، 3: 1988 و 1989

[70] . همان، 3: 1997

[71] . همان، 3: 1996

[72] . تبریزی، استفتائات جدید، 1: م2096

[73] . خویی و تبریزی، فقه الاعذار الشرعیه والمسائل الطبیه، س295

[74] . منتظری، احکام پزشکی، م184

[75] . منتظری، توضیح المسائل، م2705

[76] . فاضل، جامع المسائل، 1: م2118؛ 2: م1625 و1628

لازم به یادآوری است در «احکام پزشکان و بیماران، ص97» با عبارت «اشکال دارد» مطرح شده است ولی با توجه به اوثقیت کتاب «جامع المسائل»، فتوای جواز صحیح می‌باشد.

[77] . فاضل، احکام پزشکان و بیماران، ص97

[78] . بهجت، استفتائات، 4: م4843 و 4845 و 4846 خامنه‌ای، اجوبة الاستفتائات، م1273

[79] . سیستانی، الفتاوی المیسره، 433

[80] . صافی، جامع الاحکام، 2: 239

[81] . نوری، هزار و یک مسئلة فقهی، 2: 904

[82] . بحرانی، فقه الطب والتضخم النقدی، 87

[83] . مدنی، المسائل المستحدثه، 3: 2012 و2016

[84] . منتظری، احکام پزشکی، م181 و 182 فاضل، احکام پزشکان و بیماران، 94 سیستانی، منهاج الصالحین، 1: 460 م67 مکارم، احکام پزشکی، م204 صانعی، استفتائات پزشکی، م126 نوری، هزار و یک مسئلة فقهی، 2: م903 شیرازی، المسائل الاسلامیه مع المسائل الحدیثه، م3446.

[85] . تبریزی، استفتائات جدید، 1: م2095 سیستانی، ملحق منهاج الصالحین، م158 وحید، توضیح المسائل، م2899

[86] . فاضل، احکام پزشکان و بیماران، ص98

[87] . نوری، هزار و یک مسئلة فقهی، 2: م903

[88] . مدنی، المسائل المستحدثه، 3: 1999 و2002 و2006

 
 
/////////////////////////////////  ادامه لقاح مصنوعی .................
 
 
 
 – کلیات  
1-1 – تلقیح طبیعی 
       سلول های جنسی شامل تخمک و اسپرم اند که قبل از باروری، گامت نامیده می شوند. با فراهم آوردن  
      امکان باروری و نفوذ یک اسپرم به داخل یک تخمک، زایگوت یا نطفه به وجود می آید. 
به جز گامت ها (  اسپرم و تخمک ) سایر سلول های بدن دارای 46 کروموزوم هستند. این کروموزوم  ها، دو به دو با هم متصل شده و 23 جفت کروموزومی را تشکیل می دهند. 
کروموزم ها هر کدام دارای چند هزار ژن بوده که هر یک مسئول انتقال صفات ارثی پدر یا مادر هستند. 
اگر اسپرم و تخمک  هر کدام 46 کروموزم می داشتند، بعد از باروری تخمک به وسیله ی اسپرم، تخمی  با تعداد کروموزوم دو برابر کروموزم های والدین ایجاد می شد. ولی قدرت  خداوندی به نحوی برنامه ریزی نموده که تعداد کروموزوم های اسپرم و تخمک،  قبل از لقاح به نصف تعداد کروموزم های بقیه ی سلول های بدن، کاهش می یابد.  تقسیم یا کاهش کروموزومی دقیقاً قبل از زمان بلوغ گامت ها اتفاق می افتد که  تقسیم میوز نامیده می شود. به دنبال این تقسیمات و تبادل ژن های اسپرم و  تخمک، سلول جدید و بارور شده ای با 46 کروموزوم ایجاد می شود. ( آخوندی و  صادقی ،1382،ص25 ) 
این نگاه بسیار  ساده به سلول، در حقیقت عملی بسیار پیچیده و دقیق است که اطلاعات بیش از صد  هزار واکنش بیو شیمیایی در آن وجود دارد و این اطلاعات، برنامه و دستور  کار عملی موجود جدید خواهد بود و پس از آن شروع واقعی رشد جنین آغاز خواهد  شد. 
باروری، عمل بسیار  پیچیده ای است که باید در محدوده ی زمانی مشخص صورت بگیرد. در تئوری اسپرم  مرد همیشه آماده برای باروری تخمک است، ولی تخمک زن پس از هر دوره ی تخمک  گذاری فقط در محدوده ی زمانی 12 تا 24 ساعت پس از آزاد شدن قابل باروری  است. بنابراین در لقاح طبیعی زوجین، نزدیکی طی 24 تا 48 ساعت قبل و بعد از  تخمک گذاری، منجر به باروری      می شود. اگر اسپرم و تخمک هم زمان حرکت  خود را به سوی نواحی تناسلی زن آغاز کرده باشند، نتیجه ی آن باروری و تشکیل  جنینی خواهد بود که در مراحل بعدی رشد، در دیواره ی رحم جایگزین خواهد شد.  (آخوندی و اردکانی و عارفی ، 1385،ص16) 
همان گونه که اشاره  شد، لقاح طبیعی زمانی اتفاق می افتد که یک زن یک یا تعداد بیشتری تخمک  سالم و بالغ را آزاد ساخته و این تخمک ها با اسپرم سالم و بالغ مرد ترکیب  شود. در این ارتباط برای انجام لقاح، اسپرم و تخمک باید از مسیر مجاری  تناسلی زن، بدون توقف حرکت نموده و تحت تاثیر هورمون ها و تر شحات محیطی  حمایت کننده بارور شوند. 
وظیفه ی دستگاه  تناسلی زن در این مرحله، فراهم نمودن محیطی مناسب برای حرکت ( شنا کردن )  اسپرم در مخاط داخلی دستگاه تناسلی و رسیدن به لوله های فالوپ  (http://mt.epage.ir/fa/module.content_Page.26-01-02-01.html#_ftn7)[7] (http://mt.epage.ir/fa/module.content_Page.26-01-02-01.html#_ftn7) (http://mt.epage.ir/fa/module.content_Page.26-01-02-01.html#_ftn7) و در نهایت لقاح با تخمک است. ( درس نامه دستگاه تولید مثل، 1386 ،ص231) 
تاکنون حاملگی در  زوجی که فاقد یکی از دو پیش زمینه ی اصلی بوده اند یعنی انتقال مطمئن و  بدون مشکل گامت ها به محل ترکیب و محیط هورمونی لازم برای انجام باروری و  بقای تخم بارور شده، ممکن نبوده است. در حال حاضر باروری آزمایشگاهی یا  لقاح خارج رحمی، توانسته است مشکلات آناتومیک ( ساختمانی ) یا فیزیولوژیک  بیشتر زوج هایی را که حاملگی برای آن ها، خواب و خیالی بیش نبوده است،  مرتفع کند. ( آخوندی و صادقی،1382،ص 27) 
با توجه به مطالب گفته شده، لقاح و به دنبال آن حاملگی طبیعی، در صورت حضور پنج معیار ذیل امکان پذیر است: 
1- یک یا چند تخمک سالم و بالغ در زمان مناسب ودر ارتباط با محیط هورمونی مناسب و آزاد رها شوند. 
2- اسپرم سالم، قوی، فعال و بالغ در داخل یا نزدیک رحم زن و در حوالی زمان تخمک گذاری وجود داشته باشد. 
3- محیط فزیکی و شیمیایی لازم برای عبور اسپرم و قابلیت بخشیدن به اسپرم در ناحیه ی تناسلی زن فراهم گردد. 
4- لوله های رحمی ( فالوپ ) سالم و باز، توانایی لازم را برای عبور مناسب اسپرم و تخمک فراهم آورد. 
5- رحم سالم و بدون نقص ( بدون تومورهای فیبروئیدی، رحم دو شاخه و هم چنین وجود لایه ی آندومترویم (http://mt.epage.ir/fa/module.content_Page.26-01-02-01.html#_ftn8)[8] (http://mt.epage.ir/fa/module.content_Page.26-01-02-01.html#_ftn8) (http://mt.epage.ir/fa/module.content_Page.26-01-02-01.html#_ftn8) با ضخامت کافی و سالم ) برای شکل گیری مناسب و لانه گزینی جنین ضروری است. (آخوندی و اردکانی و عارفی،1385،ص18) 
1-2 – علل ناباروری 
     نازایی عدم توانایی  در باردار شدن پس از یک سال ارتباط جنسی منظم و بدون استفاده از روش های  پیشگیری است، یا عدم توانایی در به اتمام رساندن حاملگی و به دنیا آوردن یک  نوزاد زنده است. 
نازایی مساله ای شایع و  نگران کننده برای زوجین محسوب می شود و تقریباً 15 درصد از آنان به این  بیماری مبتلا هستند. بنا بر گزارش های موجود شیوع آن در جوامع بشری در حال  افزایش است. 
براساس اطلاعات مرکز ملی  آمار سلامتی آمریکا بروز نازایی در حال افزایش است. شیوع زوج های نازا از  4/14% در 1965، به 5/18% در 1995 افزایش یافته است. (شمس و جان  بزرگی،1385،صص85و86) 
بالا رفتن سن ازدواج، مواجهه با سموم محیطی و بیماری های منتقله از راه تماس جنسی از عوامل دخیل در افزایش شیوع ناباروری است. 
علل نازایی به طور عمده به دو فاکتور زنانه و مردانه تقسیم می شود که طی دو گفتار مورد بررسی قرار می دهیم. 
1-2-1 – علل ناباروری زنان  
     ناباروری در زنان دلایل مختلفی دارد که از میان آن ها می توان به دلایل ذیل اشاره نمود. 
شایع ترین علت  نازایی زنان صدمات وارده بر لوله های رحمی ( فالوپ ) است که منجر به انسداد  آن شده، در نتیجه مانع از پیوستن اسپرم و تخمک می شود. (آخوندی و اردکانی و  عارفی،1385،ص19) 
علاوه بر آن بیشتر  علل نازایی زنان در وجود عواملی است که از رسیدن اسپرم ها به ثلث بالایی     لوله ی تخم بر جلوگیری می کنند. مثلاً ترشحات دستگاه تناسلی بعضی از زنان،  برای اسپرم بسیار نامناسب است و در بعضی موارد، تقریباً تمام اسپرم ها در  هنگام مواجه شدن با این مایعات می میرند. از جمله موانع دیگر، باید به بد  شکلی گردن رحم، ترشح مخاط گردن رحم که کشنده ی اسپرم می باشد، بد شکلی رحم و  گرفتگی مسیر یک یا هر دو لوله ی تخم بر اشاره کرد. (وایس و کوف،1382،ص539)  
همچنین نازایی ممکن  است ناشی از صدمه و آسیب به تخمدان ها باشد. گاهی وضعیت هورمونی رحم و  تخمدان طبیعی است و تخمک به اندازه ی کافی رشد کرده است، اما تخمدان امکان  آزاد سازی تخمک را ندارد. مثلاً به دلیل صدماتی که ذکر شد یا ضخامت دیواره ی  فولیکول (http://mt.epage.ir/fa/module.content_Page.26-01-02-01.html#_ftn9)[9] (http://mt.epage.ir/fa/module.content_Page.26-01-02-01.html#_ftn9) (http://mt.epage.ir/fa/module.content_Page.26-01-02-01.html#_ftn9) تخمدان، تخمک در داخل فولیکول به دام افتاده و امکان آزاد سازی آن مهیا نمی شود. ( آخوندی و اردکانی و عارفی،1385،صص19و20) 
صدمه ی به لایه ی رحمی اندومتریوم به سبب بیماری، جراحی یا عفونت ها نیز منجر به نازایی زن می شود. (همان،ص20) 
علاوه بر موارد فوق  فقدان تخمدان، عدم مهاجرت سلول تخم یا عدم لانه گزینی آن ها در جداره ی  رحم موجب عقیمی زنان خواهد شد.(فلاحیان،1381،صص192-197)  
1-2-2 – علل ناباروری مردان 
     انسداد مجاری  انتقال دهنده ی اسپرم یکی از علل شایع ناباروی در مردان است. انسداد کامل  ممکن است یا به دلیل ابتلا به بیماری هایی باشد که از طریق ارتباط جنسی  منتقل می شود یا وازکتومی. (آخوندی و اردکانی و عارفی،1385،ص31) 
از علل دیگر نازایی  در مردان واریکوسل است. واریکوسل به معنی جمع شدن خون درسیاهرگ های متسع  شده در اطراف بیضه هاست که به واسطه ی افزایش درجه ی حرارت در ناحیه ی  اسکروتوم و بیضه ها به وجود می آید و تولید اسپرم طبیعی و فعال را مختل می  کند.(همان)  
در برخی موارد نادر  بیماری های ارثی، رشد غیر طبیعی بیضه ها یا لوله های انتقال دهنده ی منی،  داروهای خاص یا مواد شیمیایی محیطی و هم چنین شیمی درمان در سرطان ها نیز  باعث جلوگیری از تولید یا نقص در عملکرد اسپرم می شود. مصرف داروهایی نظیر DES در زنان حامله باعث ایجاد نقایص در سیستم تولید مثل فرزند پسر آن ها می شود. (همان) 
گاهی نیز تولید  اسپرم ممکن است در مرد ناکافی باشد و در نتیجه، اسپرم ها نتوانند خود را از  موانع شمرده شده عبور دهند، گاهی نیز بیشتر اسپرم هایی که در مردان تولید  می شود، ناهنجارند و           نمی توانند تخمک را بارور کنند، که در نتیجه  حالت عقیمی پیش می آید.(وایس و کوف،1382،ص540)  
1-3 – روش های پیشرفته در درمان نازایی  
      دانش پزشکی با  پیشرفت های جدید خود توانسته است کمک شایان توجهی به تولید مثل انسان  بنماید و به وسیله ی تلقیح مصنوعی و رفع بعضی از نواقص و عیوب مردان نظیر  عنن، یا انزال سریع یا معالجه ی عیوب مجاری تناسلی زنان یا مردان آرزوی  کسانی را که سالیان دراز در انتظار فرزند به سر می برند به تحقق برساند. 
در این فصل و طی 5  گفتار آتی مهم ترین روش های درمان نازایی را بیان خواهیم نمود. دیگر روش  های درمان نازایی عموماً شامل استفاده از دو یا چند روش زیر تواماً می باشد  
1-3-1 – لقاح داخل رحمی (IUI)  
در این روش مایع  انزال با روش های مختلف از شوهر گرفته می شود و پس از شستشو و جدا سازی  اسپرم های زنده به وسیله ی کاتتر و به طور مصنوعی همزمان با تخمک گذاری  وارد حفره ی رحم می گردد. تحریک تخمدان ها بیش از تزریق اسپرم و به منظور  تولید تعداد کافی تخمک در زمان تخمک گذاری و دستیابی به احتمال بالای  حاملگی صورت می گیرد. 
روش IUI  روش ساده ای است و بیمار بدون ناراحتی مانند گرفتن اسمیر دهانه ی رحم این  عمل را تحمل می نماید. اسپرم مورد استفاده باید به طور تازه از همسر بیمار  گرفته شود. این درمان از موارد مختلفی از جمله نازایی با علت نامشخص، بعضی  اختلالات اسپرم، وجود موکوس نامناسب در دهانه ی رحم برای عبور اسپرم و برای  بعضی از بیماران دارای اختلالات تخمک گذاری مورد استفاده قرار    می گیرد.  این روش معمولاً حداکثر تا چهار بار برای هر زوج انجام می شود و احتمال  حاملگی پس از چهار دوره حدود 35 درصد است. (غفاری،1382،ص9) 
1-3-2 – لقاح خارج رحمی (IVF) 
در این روش کمک  باروری، اسپرم مرد و تخمک زن در خارج از بدن، در محیط آزمایشگاه با هم  ترکیب می شوند. اگر لقاح انجام گیرد، جنین حاصل را به رحم زن منتقل می  کنند. جنین منتقل شده، غالباً در رحم کاشته شده و رشد می یابد. (آخوندی  واردکانی و عارفی،1385،ص22) 
اصولاً این روش زمانی استفاده می گررد که لوله های رحمی زن بسته شده، آسیب دیده یا وجود نداشته باشد. IVF امروزه برای درمان نازایی با علت های اندومتریوز (http://mt.epage.ir/fa/module.content_Page.26-01-02-01.html#_ftn10)[10] (http://mt.epage.ir/fa/module.content_Page.26-01-02-01.html#_ftn10) (http://mt.epage.ir/fa/module.content_Page.26-01-02-01.html#_ftn10)، فاکتور مردانه، فاکتور ایمونولوژیک یا نازایی با علت نامشخص نیز کاربرد دارد.(همان) 
در این روش ابتدا  با تحریک تخمدان ها ( تجویز گنادها و تروپینها ) اقدام به تهیه ی تخمک می  گردد،سپس با تکنیک خاصی، اسپرم نیز آسپیره می شود، آن گاه با قرار دادن آن  دو در کنار هم در محیط مناسب، تخمک را بارور کرده آن را به داخل لوله ی رحم  انتقال می دهند.(فلاحیان،1381،ص202)  
در مواردی که تعداد اسپرم بسیار کم است، تکنیک مخصوص میکرواینجکشن (ICSI) به کار می رود. در روش ICSI  یک اسپرم مستقیماً به داخل سیتوپلاسم تخمک تزریق می گردد. حدوداً 16-18  ساعت بعد از میکرواینجکشن، لقاح کامل می شود. حدود 30 ساعت پس از لقاح،  تخمک لقاح یافته به 2 سلول تقسیم می گردد و رویان نامیده می شود. رویان، طی  کشت، چندین تقسیم سلولی انجام    می دهد. پس از 48 ساعت تا 72 ساعت، جنین 4  تا 12 سلولی آماده ی انتقال به رحم زن می شود. (آخوندی واردکانی و  عارفی،1385،ص24) 
از معایب روش IVF  کم بودن میزان موفقیت آن، احتمال پیدایش چند قلویی شدن و ناکارآمدی آن در  مواردی است که شوهر دارای اسپرم کم تحرک یا تحرک بد است. (نظری توکلی  ،1385،ص265) 
1-3-3 – اهدای جنین  
      استفاده از جنین  اهدایی در لقاح خارج رحمی برای زمانی است که زوج نابارور تواماً با داشتن  مشکلاتی از قبیل نداشتن تخمک / تخمک سالم و هم چنین نداشتن اسپرم / اسپرم  سالم امکان مشارکت در تشکیل جنین بیولوژیک خود را نداشته باشد یا با عدم  امکان تشکیل جنین / جنین سالم، تنها راه حل درمانی آن ها، استفاده از جنین  اهدایی زوج ثالث است. (آخوندی واردکانی و عارفی،1385،ص31) 
در این اقدام  درمانی، جنین حاصل از اسپرم و تخمک یک زوج قانونی پس از لقاح و تقسیمات  اولیه و حداکثر تا چهار روز از زمان لقاح به رحم زن منتقل می شود. فرزند  حاصل از لحاظ بیولوژیک هیچ گونه ارتباطی با زوج دریافت کننده ی جنین ندارد.  اگر چه به لحاظ اینکه جنین در رحم زوجی پرورش می یابد که به دنبال داشتن  فرزندانی از آن خود هستند و به لحاظ اینکه دریافت کننده ی جنین از ابتدای  حاملگی تا زایمان و حتی در زمان شیر خوارگی و پس از آن با فرزند همراه است،  از نظر بسیاری شرعاً و عرفاً موقعیت یک مادر را می یابد.(همان)  
در این روش هم چنین می توان از جنین های زوج ناباروری بهره جست که در یک اقدام درمانی لقاح خارج رحمی (IVF)،  باردار شده و نیازی به مابقی تخمک های بارور شده خود نداشته، از استفاده ی  مجدد از این جنین ها منصرف و آن ها را جهت استفاده ی زوج های نابارور  متقاضی دریافت جنین اهدا نمایند، بهره جست.(همان)  
در این روش پزشک  تمام عوارض ناشی از اهدای جنین، از جمله عوارض فیزیکی مانند عفونت و  اسکاردائمی و نیز عوارض روحی و روانی ناشی از آن را به فرد اهدا کننده  اطلاع می دهد. پیش از اهدای جنین تاریخچه ی ژنتیکی و پزشکی زوج های اهدا  کننده و آزمایش های خونی برای تشخیص بیماری های عفونی از جمله ایدز، هپاتیت  و سفلیس و گروه های خونی آن ها بررسی می شود و آنان اجازه نامه ی کتبی  مبنی بر استفاده ازجنین ها و عدم داشتن هیچ گونه حقوق نسبت به جنین ها و  نوزادان متولد شده امضا می کنند.(غفاری،1382،ص16)  
1-3-4 – اهدای گامت 
      گامت نام سلول جنسی رسیده و آماده ی تلقیح نر یا ماده است. 
در این روش درمانی،  به زوجینی که یکی از آن ها یا هر دو از نظر سلول جنسی مشکل دارند، گامت  بیگانه ای اهدا می شود که ذیلاً تحت دو مبحث اهدا تخمک به زن و اهدای اسپرم  به مرد جداگانه بررسی می شود. 
1-3-4-1 – تخمک اهدایی  
      استفاده از تخمک  اهدایی برای زنی توصیه می شود که دارای رحم است، اما تخمدان ها و تخمک های  مناسبی تولید نمی کند. این نقص ممکن است ناشی از عدم وجود تخمدان، نارسایی  زودرس تخمدان یا سن بالای زن باشد. هم چنین در مواردی که تخمدان ها بر اثر  معالجه ی سرطان ( به سبب شیمی درمانی یا رادیو تراپی )، اندومتریوز یا  عفونت لگنی، توانایی خود را در تولید تخمک / تخمک سالم از دست می دهند، زن  می تواند داوطلب دریافت تخمک شود. علاوه بر این، استفاده از تخمک های  اهدایی به زنی توصیه می شود که به دلیل ابتلا به بیماری ژنتیک، انتقال  بیماری به کودکش محتمل است. (آخوندی واردکانی و عارفی،1385،ص27) 
اولین حاملگی ناشی  از تخمک جایگزین در درمان زوجی با مشکل سقط مکرر و به دنبال آن گزارش  موفقیت آمیز حاملگی و تولد فرزند حاصل از تخمک اهدایی در خانم بیست و پنج  ساله ی مبتلا به یائسگی زودرس در سال 1984 مقدمه ای بود برای استفاده از  این تکنولوژی در باروری جایگزین.(اردکانی و دیگران ، 1385،ص63)  
در این روش با استفاده از تکنیک باروری آزمایشگاهی (IVF)،  تخمک ها از تخمدان های زن دیگر برداشته می شوند و در آزمایشگاه جنین شناسی  و در مجاورت با اسپرم همسر گیرنده یا تزریق اسپرم به داخل سیتوپلاسم تخمک،  بارور می شوند و نهایتاً جنین های حاصله در رحم زن گیرنده منتقل می شود.  (آخوندی واردکانی و عارفی،1385،ص28) 
1-3-4-2 – اسپرم اهدایی  
      استفاده از اسپرم  اهدایی برای زوجی توصیه می شود که مرد فاقد اسپرم بوده یا اسپرم او توانایی  بارور کردن تخمک را نداشته باشد. دلایل استفاده از اسپرم جایگزین رادیو  تراپی ( پرتو درمانی )، شیمی درمانی یا دیگر عوامل برگشت ناپذیر ناباروری  مردان است. شرایط دیگری که ممکن است استفاده از اسپرم اهدایی را تجویز  نماید، هنگامی است که مرد اختلال ژنتیکی یا ارثی داشته، یا ناقل ناهنجاری  های کروموزومی باشد. (همان،ص29) 
یکی از روش های  استفاده از اسپر جایگزین، انتقال اسپرم آماده و شسته شده ی شخص ثالث به  دستگاه تناسلی زن و درست قبل از رها سازی تخمک است. (IUI)(هان،ص30)  
روش دیگر، استفاده از اسپرم اهدایی در لقاح خارج رحمی از طریق IVF یا ICSI است. استفاده از این روش به دلایل پزشکی، اخلاقی و شرعی بیشتر توصیه می شود. (همان) 
در سال های اخیر،  استفاده از اسپرم اهدایی به یکی از موثرترین روش های درمان زوج های نابارور  با عوامل متعدد ناباروری مردانه بوده است. برای تصمیم گیری درباره ی  استفاده از این روش درمانی، لازم است زوج نابارور علل ناباروری خود را  بدانند و اطمینان حاصل کنند که بدون استفاده از اسپرم جایگزین حاملگی صورت  نمی گیرد.این امر پس از بررسی های کامل تاریخچه ی انجام معاینات بالینی و  آزمایش ها، توسط پزشک تائید می شود. همچنین زوجین باید از ابعاد متنوع  اخلاقی، شرعی و قانونی سیکل درمانی حاملگی شخص ثالث کاملاً آگاه شوند و  اطمینان حاصل کنند که خواستار به کارگیری این شیوه ی درمانی هستند.  (همان،ص31) 
این عمل باید به  طور محرمانه انجام شود و فرزند به دنیا آمده فقط به اطلاعات بیولوژیک  دسترسی دارد ونمی تواند مشخصات اهدا کننده را به دست  آورد.(محلاتی،1384،ص29)  
1-3-5 – رحم جایگزین ( مادر جانشین یا اجاره ی رحم ) 
استفاده از رحم  جایگزین در لقاح آزمایشگاهی زمانی است که مشکل ناباروری نه در اسپرم و نه  در تخمک و نه در جنین حاصل باشد، بلکه زن با داشتن تخمدان هایی با عملکرد  طبیعی فاقد رحم باشد. به علاوه، در صورت وجود نقایصی در ساختمان رحم یا  امکان بروز نگرانی و تهدیدهای جدی پزشکی در دوران حاملگی، سلامت زن به خط  افتاده یا مانع جایگزینی جنین در رحم یا حمل آن شود.  در همه ی این موارد،  رحم جایگزین یک راه حل انتخابی برای داشتن فرزند خواهد بود. اطلاق رحم  جایگزین در لقاح خارج رحمی، موقعی به کار می رود که زنی برای به ثمر رساندن  جنین زوج دیگر باردار شود. (آخوندی واردکانی و عارفی،1385،ص32) 
2 – مسائل فقهی و حقوقی 
2-1 – بررسی فقهی و حقوق اهدای جنین  
2-1-1 – احکام تکلیفی  
2-1-1-1 – جواز و حرمت 
      با جستجو در آیات و  روایات درباره ی جواز یا حرمت اهدای جنین به هیچ موردی که اشاره ای صریح  داشته باشد بر نمی خوریم، چرا که این امر در سال های نخستین حکومت اسلامی  ممکن نبوده، لذا باید با کنکاش در آیات و روایات و با توسل به آموزه های  اصولی به استنباط جواز یا حرمت این امر پرداخت که بررسی آیات و روایات به  بحث مستقلی نیاز دارد و با صرف نظر از این امر تنها به نظرات علمای اعلام و  مراجع نگاهی می افکنیم تا با استفاده از گفته های آنان به جواز یا حرمت  این امر پی ببریم. 
پژوهشکده ی  بیولوژی و بیوتکنولوژی تولید مثل و نازایی جهاد دانشگاهی با نام اختصاری  پژوهشکده یابن سینا در سال 1377 پیش از برگزاری سمیناری تحت عنوان «سمینار  مسائل فقهی – حقوقی اهدا جنین»با استفتاء از برخی از مراجع نظر آن ها را در  مورد اهدای جنین خواستار شد. 
آیات عظام و مراجع تقلید پس از بررسی کامل مساله هر کدام نظرات خود را مشروحاً اعلام نمودند. 
در این میان برخی بر عدم جواز و حرمت این امر نظر دادند و برخی دیگر که تعدادشان از گروه نخست بیشتر بود بر جواز آن رای دادند. 
از میان مخالفان  اهدای جنین باید به مرحوم آیت ا... میرزا جواد تبریزی (ره ) که به طور کامل  انتقال جنین را به رحم زن دیگر – غیر از همسر – جایز ندانستند(روش های  نوین تولید مثل انسانی از دیدگاه فقه و حقوق،1382،ص393)  اشاره کرد. 
مرحوم آیت ا...  فاضل لنکرانی نیز قرار نطفه ی مرد در رحم زن اجنبیه و هم چنین جنین متکون  از نطفه ی غیر زوج را جایز ندانستند.(همان،ص394)  
آیت ا... نوری  همدانی نیز انتقال دادن نطفه ی غیر شوهر به رحم زن را جایز ندانستد و در  صورت انتقال فرزند حاصله از این راه را غیر مشروع دانسته اند.(همان،ص397)  
اما علمای دیگر  همچون مرحوم آیت ا... بهجت و آیت ا... سیستانی نظری ملایم تر ابراز داشته  اند که مرحوم آیت ا... بهجت با بیان اینکه در صورتی که معلوم باشد اشکال  دارد(همان،ص 394) ، با برداشت مفهوم مخالف از سخن ایشان می توان نتیجه گرفت  در صورت معلوم نبودن این کار را بدون اشکال دانسته اند. 
آیت ا... سیستانی  نیز با این بیان که اگر مستلزم محرمی دیگر مانند نگاه و لمس محرم نباشد  گرچه دلیلی بر حرمت آن نیست ولی احتیاط در ترک آن است (همان)در واقع نه بر  حرمت قطعی آن و نه بر جواز قطعی آن نظر داده اند. 
مابقی علما نیز با  برخی از شرایط مذکوره بر جواز این امر رضایت داده اند. آیت ا... موسوی  اردبیلی با این بیان که با اجازه ی خود زن ثالث یا با درخواست او و با  اجازه و درخواست شوهرش اگر شوهر داشته باشد بی اشکال است (همان،ص395) در  واقع ضمن اجازه ی به این عمل بحث رضایت را در این امر مهم تشخیص داده اند و  بر آن تاکید نموده اند. آیت ا... صانعی نیز قرار دادن نطفه ی ممزوج شده در  آزمایشگاه از ( مرد و همسرش ) به رحم زن دیگر برای رشد را فی حد نفسه بدون  مانع و جایز دانسته اند. (همان،ص396) 
آیت ا... مکارم  شیرازی نیز این کار را ذاتاً بدون مانع شرعی دانسته اند ولی مسائل جنبی  حرامی از قبیل لمس کردن و نظر کردن را که در انجام این کار موجود است را در  صورتی جایز دانسته اند که این کار ( یعنی اهدای جنین ) ضرورتی پیدا کرده  باشد و گرنه در صورتی که بدون ضرورت باشد باید این کار توسط محرمی انجام  شود مانند آن که توسط شوهر انجام شود به این صورت که نطفه ی خود و یکی از  دو همسرش را بگیرد و در رحم همسر دیگر ( هر چند عقد موقتی با او خوانده  باشد ) کشت کند که در این صورت مرتکب حرامی نشده است.(همان،ص397)  
آیت ا... خامنه ای  نیز انتقال جنین به رحم زن مورد نظر را در هر صورتی بدون مانع شرعی تشخیص  داده اند ولی تاکید نموده اند که باید از لمس و نظر حرام اجتناب شود البته  اگر ممکن باشد که نطفه یا تخمک از یکی از زوجین گرفته شود از نظر ترتب  احکام بعدی مثل محرمیت و ارث بهتر است.(همان)  
در پی این نظرات  که با نظر اجماعی فقها مبنی بر مجاز بودن اهدای جنین همراه بود و در پی  برگزاری سمینار مسائل فقهی و حقوقی اهدای جنین در سال 1377 توسط پژوهشکده ی  ابن سینا و پی گیری های این پژوهشکده قانون گذار ایران بر آن شد تا  قوانینی درباره ی ناباروری تصویب نماید و در این راستا در تاریخ 29/4/1382  به تصویب قانون نحوه ی اهدا جنین به زوجین نابارور اقدام نمود. 
در همین قانون و با اتکا  بر آرا علما و فقها در ماده ی 1 به صراحت به مجاز بودن اهدای جنین تاکید  شد و بر اساس آن به کلیه ی مراکز تخصصی درمان ناباروری ذی صلاح اجازه داده  شد با رعایت ضوابط شرعی و شرایط مندرج در این قانون نسبت به انتقال جنین  های حاصله از تلقیح خارج از رحم زوج های قانونی و شرعی پس از موافقت کتبی  زوجین صاحب جنین به رحم زنانی که پس از ازدواج و انجام اقدامات پزشکی  ناباروری آن ها ( هر یک به تنهایی یا هر دو ) به اثبات رسیده اقدام نمایند.   
2-1-1-2 – رضایت 
      مبحث رضایت در این  موضوع از اهمیت خاصی برخوردار است. زیرا یک زوج باید جنین خود را که از  گامت های آنان تشکیل گردیده و در واقع مالک آن جنین هستند به زوج دیگری که  توانایی ایجاد جنین را ندارند منتقل کنند. 
در واقع این عمل  نوعی معامله است و برای صحت هر معامله به صراحت بند 1 ماده ی 190 قانون  مدنی باید طرفین قصد و رضا داشته باشند. 
با بررسی نظرات  علما که در پاسخ به استفتائات ایراد نموده اند، می توان به این نتیجه رسید  که تمام آن هایی که بر جواز اهدای جنین رای داده اند برای رضایت زوجین اهدا  کننده نیز تاکید نموده اند. 
اما با توجه به  مطالب گفته شده سوالی که در اینجا پیش می آید آن است که چرا در اینجا با  توجه به اینکه اهدا را می توان همان هبه دانست اما بحث از معامله می شود در  نتیجه چرا به جای بیع از     واژه ی «اهدا» استفاده شده است ؟ 
      البته در برخی از  کتب از واژه ی انتقال جنین به جای اهدای جنین استفاده شده که در صورتی که  معامله در نظر بگیریم استفاده از انتقال به جای اهدا صحیح تر خواهد بود.  اما بسیاری از فقها و نویسندگان نظر دارند که انسان قابل خرید و فروش نیست  چه بعد از تولد و چه در زمان جنینی و نطفه بودن و لذا استفاده از لغت اهدا  را صحیح تر دانسته اند. (قبله ای خویی،1385،ص225) 
بررسی نظر فقها و مراجع نیز درباره ی دریافت وجه در ازای اهدای جنین مساله را در این مورد حل خواهد کرد. 
آیت ا... سیتانی در  پاسخ به این مطلب که آیا والدین صاحب جنین می توانند در ازای اهدای جنین  خود وجهی دریافت نمایند پاسخ داده اند که می توانند.(روشهای نوین تولید مثل  انسانی از دیدگاه فقه و حقوق ،1382،ص394)  اما آیت ا.. موسوی اردبیلی  عنوان داشته اند که اگر به عنوان بیع جنین باشد بی اشکال نیست، اما اگر پول  را برای اجازه دادن بخواهند عیب ندارد. (همان،ص395) 
آیت ا... صانعی نیز  گرفتن پول را بدون مانع دانسته اند.(همان،ص396)  آیت ا... مکارم شیرازی  نیز بهتر آن دانسته اند که والدین صاحب جنین چیزی نگیرند (همان،ص397) و آیت  ا... خامنه ای نیز گرفتن وجه را بدون مانع دانسته اند اما تاکید نموده اند  که به نحو مصالحه باشد نه فروش. (همان) 
بر همین اساس اغلب  بر بیع نبودن عمل، نظر داده اند و لذا گرفتن پول را تنها برای دادن رضایت  جایز دانسته اند نه برای معامله بودن آن. 
2-1-2 – احکام وضعی  
2-1-2-1 – نسب  
      اهمیت بحث نسب در  احکام وضعی بسیار بوده زیرا با تشخیص انتساب فرزند حاصله می توان در مورد  مسائل دیگر همچون محرمیت، نفقه، حضانت، ولایت و... نظر داد. 
در این بخش نخست به بررسی آرای مراجع می پردازیم. 
آیت ا... صانعی  درباره ی نسب این گونه پاسخ داده اند که: «در صورتی که صاحبان امشاج از   نطفه ی خود اعراض کرده باشند مانند جائی که آن را در بانک قرار داده تا هر  کس خواست از آن استفاده نماید ترتب احکام پدری و فرزندی بر او و بچه هر  چند صاحب اسپرم و نطفه است مشکل بلکه ظاهراً ممنوع است و همین طرز نسبت به  زنی که از تخمک خود اعراض کرده، جاری می باشد و فرزند مانند فرزندی است که  اسپرم منشا و تخمک منشااش از گیاه گرفته شده باشد و به هر حال در مواردی که  اعراض صورت گرفته و یا در صورتی که صاحبان نطفه و تخمک شناخته شوند رعایت  احتیاط در امر ازدواج با محارم لازم است بلکه خالی از وجه نیست و اما اگر  زن و شوهر از نطفه های خود اعراض نکرده باشند فرزند به آن ها متعلق است و  آن زن و شوهر، پدر و مادر فرزند محسوب می شوند و فرزند زن صاحب رحم و شوهرش  محسوب نمی شود.» (همان،ص396) 
آیت ا... موسوی  اردبیلی نیز صاحب اسپرم را پدر این فرزند و زن صاحب تخمک و صاحب رحم هر دو  را مادر این فرزند دانسته است. (همان،ص395) 
آیت ا... مکارم  شیرازی و آیت ا... خامنه ای نیز پدر و مادر او را صاحبان نطفه و تخمک  دانسته اند و آیت ا... مکارم به محرم بودن او به زن ثالث نیز اشاره کرده  است.(همان،صص397و398)  
با بررسی نظرات این  فقها به این نتیجه رسیده می شود که در هر حال این علما به محرم بودن فرزند  به زن صاحب رحم و در واقع مادر بودن وی رای داده اند و در این صورت با  توسل به احکام رضاع و قاعده ی فراش بر محرم بودن این فرزند بر شوهر زن صاحب  رحم نیز می توان رای داد. بر این اساس می توان گفت فرزند حاصله، فرزند  صاحب رحم و شوهر او و نیز فرزند صاحب اسپرم و تخمک نیز می باشند اما آن  گونه که از نظر آیت ا... صانعی مستنبط است چون صاحبان گامت از جنین حاصله  از اسپرم و تخمک خودشان اعراض نموده اند پس فرزند حاصله به زن صاحب رحم و  شوهر او ملحقمی شود. 
نکته ای که ذکر آن  در اینجا ضروری است آن است که در واقع شوهر صاحب رحم پدر واقعی فرزند  نبوده بلکه تنها به سبب مادر بودن همسر او به این فرزند، او نیز در واقع  پدر این کودک نه به معنای حقیقی بلکه به معنای مجازی می باشد. در واقع اگر  فرزند حاصله دختر باشد ربیبه ی او بوده و بر او محرم می باشد. 
در ادامه برای  اثبات این مساله که فرزند متولد شده به صاحب رحم نیز متعلق است و در واقع  عمل تولد نیز ملاک رابطه ی مادر و فرزندی است به چند آیه از قرآن اشاره می  نماییم: 
خداوند متعال در  آیه ی 2 سوره ی مجادله با این بیان «ان امهاتهم الا اللاتی ولدنهم» - بلکه  مادر ایشان جز آن که آن ها را زاییده نیست – و نیز در سوره ی نحل آیه ی 78  «والله اخرجکم من بطون امهاتکم» - و خدا شما را از بطن مادران بیرون آورد و  آیات دیگر بر امر زایش مادر اهمیت خاصی قائل شده و فرزند متولد شده از رحم  را به آن ملحق دانسته و زن صاحب رحم متولد شده را مادر دانسته است و هیچ  تخصیصی بر آن نزده است که مثلاً فرزند حاصل از زنا به زن متولد شده از رحم  ملحق نمی باشد. 
اما برای استفاده  از قاعده ی فراش برای پدر دانستن شوهر زن صاحب رحم ذکر این مطالب ضروری است  که: به موجب حدیث «الولد للفراش و للعاهر الحجر» ؛ عمل به قاعده ی فراش  دارای شرایطی است، از جمله آن که امکان تکون طفل از اسپرم مرد موجود باشد.  بنابراین در موردی که نطفه ی مرد اجنبی به رحم زنی که دارای شوهر قانونی  است تزریق شود که عادتاً امکان باروری زن از شوهرش وجود دارد طفل ملحق به  شوهر قانونی زن است، ولی در صورتی که زن صاحب رحم عادتاً امکان باروری از  شوهر خود را نداشته باشد یا این که یقین پیدا کنیم که حمل ناشی از نطفه ی  شوهر نیست در این صورت بدون تردید قاعده ی فراش را نمی توان جاری کرد، چه  آن که قاعده ی فراش از امارات معتبره ی شرعیه است و اعتبار این قبیل امارات  در ظرف عدم وجود یقین به خلاف است، زیرا در صورت یقین به خلاف مضمون اماره  موضوعی برای تعبد بدان باقی نمی ماند و در فرض مورد بحث یقین داریم شوهر  زن صاحب رحم هیچ گونه نقشی در تکون طفل نداشته است، چه آن که جنین شکل  گرفته به رحم زن منتقل شده است. (قربان نیا،1382،ص370) 
در قانون فرانسه  طفل به زن و مرد درخواست کننده ملحق می شود و این الحاق دارای تمامی آثار  نسب مشروع اعم از ارث، نفقه، ولایت قهری، حضانت، منع نکاح، احترام و غیر آن  است. در واقع رابطه ی طفل ناشی از تولید مثل با کمک پزشکی با درخواست  کنندگان، بر خلاف قواعد سنتی، ناشی از واقعیت طبیعی و زیست شناختی نیست،  بلکه ناشی از حکم قانون است. قانون گذار فرانسه طفل را منتسب به زن و مرد  متقاضی دانسته و شناسایی این رابطه را الزامی و دعوای نفی ولد را مردود  شناخته است. (صفایی،1385،ص179) 
اما در حقوق ایران  الحاق کامل طفل به زن و شوهر متقاضی پذیرفته نشده است. ماده ی 3 قانون نحوه  ی اهدای جنین به زوجین نابارور مقرر داشته است که: «وظایف و تکالیف زوجین  اهدا گیرنده ی جنین و طفل متولد شده از لحاظ نگهداری و تربیت و نفقه و  احترام نظیر وظایف و تکالیف اولاد و پدر و مادر است.»  
از مطالب گفته شده  می توان نتیجه گرفت که با توجه به آن که جنین در مدت 9 ماه در رحم زن قرار  دارد و از گوشت و وجود او تغذیه می نماید، لذا در این باره می توان از  احکام رضاع کمک گرفته و با جاری دانستن این احکام در این مورد، فرزند متولد  شده را فرزند شبه رضاعی زن صاحب رحم دانست و بر همین مبنا وی را فرزند  شوهر زن صاحب رحم نیز دانست، اما در واقع نسب واقعی فرزند به صاحب اسپرم و  تخمک می رسد اما چون صاحبان اسپرم و تخمک از جنین خود اعراض کرده اند و  جنین را به بانک های جنین یا به صورت آشکار یا پنهانی به زوجین نابارور  دیگری اهدا نموده اند لذا علی القاعده نباید بتوانند ادعای انتساب فرزند به  خود را بنمایند هر چند در قانون صراحتی دیده نمی شود و این خود یکی از  معایب مهم قانون فوق می باشد. 
2-1-2-2 – ارث 
     در باب ارث نیز نخست به نظر فقها نظری می افکنیم. 
آیت ا... سیتانی در  باب ارث فرزند حاصل از اهدای جنین چنین ابراز می نمایند که: «از صاحب نطفه  ارث می برد اگر در زمان مرگ او حمل محقق شده باشد و زنده متولد شود.»(روش  های نوین تولید مثل انسانی ازدیدگاه فقه و حقوق،1382،ص394)  
آیت ا... موسوی  اردبیلی نیز چنین بیان داشته اند که: «بعید به نظر نمی رسد که از پدرش (  صاحب اسپرم ) و از هر دو مادر ارث ببرد.» (همان،ص395) 
آیت ا... صانعی  پاسخ درباره ی ارث را به پاسخ درباره ی نسب - که پیشتر مشروحاً نقل گردید –  برگشت داده اند و در واقع نظر بر این داده اند که فرزند حاصله در صورت  اعراض زن و مرد صاحب گامت، از زن صاحب رحم و شوهر او ارث می برد. 
آیت ا... مکارم شیرازی نیز چنین پاسخ داده اند که فقط از صاحبان نطفه ارث                             می برند.(همان،ص397)  
آیت ا... خامنه ای نیز همچون آیت ا... مکارم شیرازی به ارث بردن از صاحب نطفه و تخمک نظر داده اند. (همان،ص398) 
با توجه به نظرات  فقها نمی توان به یک نتیجه ی اجماعی رسید. اگر نظر آیت ا... صانعی را که بر  ارث بردن از زن صاحب رحم و شوهر او نظر داده اند کنار بگذاریم مابقی به  ارث بردن از صاحبان گامت نظر داده اند جز آیت ا... موسوی اردبیلی که علاوه  بر آن ها به ارث بردن فرزند از زن صاحب رحم نیز رای داده اند. 
پس با این حساب  فرزند حاصله از انتقال جنین باید از صاحبان اسپرم و تخمک ارث ببرد در نتیجه  در صورت فوت صاحبان گامت در صورت اطلاع ورثه ی اهدا کننده ی جنین از تشکیل  جنین از  نطفه ی مورث در صورت دسترسی به وی باید سهم او را نیز پرداخت  نمایند و در صورت عدم دسترسی با استصحاب حیات او باید سهم او را کنار  بگذارند. اما چون معمولاً چنین فرزندانی از جنین های نگهداری شده در بانک  های جنین منتقل می شوند معمولاً دسترسی به صاحبان جنین سخت بوده و لذا ممکن  است از این بابت در حق فرزند حاصله که از زن صاحب رحم و شوهر او ارث نمی  برد ظلمی واقع شود. لذا در این باره بهتر است تمهیداتی اندیشیده شود تا  نسبت به تامین آتیه ی مالی فرزندان متولد از طریق انتقال جنین اقداماتی  صورت گیرد. در این راستا می توان به راهکارهایی چون وصیت به نفع جنین و یا  استفاده از راه حل های صنعت بیمه و یا سایر راه حل های قراردادی اشاره نمود  که بهتر است قانون گذار در اصلاحات آینده قانون مدنظر قرار دهد. 
2-1-2-3 – محرمیت 
      در باب محرمیت دو  سوال مطرح است: نخست آن که در صورت پسر بودن، فرزند با زنی که در رحم او  بزرگ شده محرم است یا خیر ؟ و دوم آن که در صورت دختر بودن، فرزند با شوهر  زنی که در رحم او بزرگ شده محرم است یا خیر ؟ 
     در پاسخ به سوال  نخست با مراجعه به نظرات فقها از جمله مرحوم آیت ا... میزا جواد تبریزی،  آیت ا... سیستانی و مرحوم آیت ا... فاضل لنکرانی علی رغم مخالفت با انتقال  جنین به محرم بودن فرزند به زن صاحب رحم رای داده اند.(همان،صص393-395)  
آیت ا... سیستانی  این گونه پاسخ داده اند که: «اگر از او شیر به قدر کافی نخورده باشد گرچه  محرمیت بعید به نظر نمی رسد ولی خالی از اشکال نیست.» (همان،ص394) 
آیت ا... موسوی  اردبیلی و آیت ا... مکارم شیرازی نیز فرزند را به زن صاحب رحم محرم          دانسته اند.(همان،صص395و397) آیت ا... خامنه ای نیز در صورتی محرم  دانسته اند که از نطفه ی شوهرش باشد.(همان،ص398)  نظر آیت ا... صانعی را هم  بعد از پاسخ به سوال دوم بازگو خواهیم کرد. 
اما در پاسخ به  سوال دوم مرحوم آیت ا... میرزا جواد تبریزی همان گونه که در بالا گفته شد  انتقال جنین را جایز ندانسته اند اما در باب محرمیت فرزند دختر به شوهر زن  صاحب رحم چنین پاسخ         داده اند که فرزند دختر ربیبه ی شوهر آن زن  حساب می شود و بر او محرم است.(همان،ص393)  
مرحوم آیت ا...  بهجت مطلقاً نامحرم دانسته اند (همان،ص394) و آیت ا... سیستانی نیز همچون  پاسخ به سوال نخست محرمیت را به میزان شیر خورده شده از زن صاحب رحم موکول                  دانسته اند.(همان)  
مرحوم آیت ا...  فاضل لنکرانی نیز علی رغم مخالفت با انتقال جنین درباره ی محرمیت دختر به  شوهر زن صاحب رحم او را ربیبه ی وی دانسته و محرم به حساب آورده اند.  (همان،ص395) 
آیت ا... موسوی  اردبیلی و آیت ا... مکارم شیرازی هم که از موافقان انتقال جنین هستند رای  به عدم محرمیت فرزند دختر به شوهر زن صاحب رحم داده اند(همان،ص395و397)  و  آیت ا... خامنه ای نیز این گونه پاسخ داده اند که: «اگر نطفه ی مرد یا تخمک  زن باشد، به شوهر محرم است به شرط آن که شوهر با همسر خود آمیزش کرده  باشد.» (همان،ص398) 
و اما آیت ا...  صانعی در پاسخ به هر دو سوال این گفته اند که: «فرزند در صورتی که صاحبان  نطفه و تخمک از آن ها اعراض نکرده باشند متعلق به صاحبان نطفه ی امشاج می  باشد و باید توجه داشت که شوهر زنی که فرزند در رحم آن زن رشد کرده پدر نمی  باشد چون صاحب اسپرم نیست کما اینکه در مادر شدن زن صاحب رحم هم کلام و  تامل بلکه منع است لذا فرزند به زن صاحب رحم و شوهرش محرم نمی باشد و حکم  فرزند خوانده را دارد و می توان از طریق رضاع یا عقد نکاح موقت با شرائط آن  برای ایجاد محرمیت استفاده کرد.» (همان،ص396) 
نکته ی جالب توجه  در اینجا آن است که فقهایی که بر عدم جواز انتقال جنین رای داده اند بر  محرمیت فرزند دختر به شوهر زن صاحب رحم و نیز فرزند پسر به زن صاحب رحم رای  داده اند اما فقهایی که بر جواز انتقال جنین نظر داده اند درباره ی محرمیت  فرزند دختر به شوهر زن صاحب رحم سختگیری نموده اند و در واقع برای محرم  نمودن باید همچون نظر آیت ا... صانعی عمل کرد. 
در واقع سوالی که  اینجا پیش می آید آن است که در صورت انجام این عمل غیر مجاز محرمیت جاری  است ولی در صورتی که این امر را مجاز بدانیم محرمیت جاری نمی باشد ؟ و برای  ایجاد محرمیت باید به طرق شرعی توسل جست. 
در واقع این گونه  نیز می توان سوال کرد که آیا جواز یا عدم جواز در نفس عمل تاثیر گذار است ؟  ودر نتیجه چه ما عمل را مجاز بدانیم یا مجاز ندانیم، عملی به وقوع پیوسته  که نتیجه ی آن تولد فرزندی از جنین تشکیل شده از اسپرم و تخمک بیگانه، از  رحم زن صاحب شوهر دیگری گشته است. حال در صورتی که عمل را غیر مجاز بدانیم  محرمیت را جاری می دانیم، اما این عمل را برای نجات عده ای از زوجین که  توانایی باروری و صاحب فرزند شدن ندارند مجاز دانسته ایم، چرا باید حالا در  این صورت محرمیت جاری نباشد ؟ 
     پاسخ به این سوال  نیاز به کنکاش در آیات و روایات و بررسی نظرات دیگر فقها درباره ی فرزند  حاصل از زنا و شبه و... دارد که پژوهش در این باره را به فرصت دیگری موکول  می نمایم. 
2-1-2-4 – حقوق دیگر 
     از دیگر مباحثی که درباره ی اهدا و انتقال جنین مطرح می گردند مباحثی درباره ی نفقه، ولایت و حضانت و... است. 
در این باره ماده ی  3 قانون نحوه ی اهدا جنین به زوجین نابارور در بیان وظایف و تکالیف  اهداگیرنده ی جنین متولد شده بر آمده و بیان داشته که از لحاظ نگهداری و  تربیت و نفقه و احترام نظیر وظایف و تکالیف اولاد و پدر و مادر است. 
در واقع در این ماده به چهار وظیفه ی زوجین اهدا گیرنده اشاره شده که مختصراً درباره ی هریک توضیحاتی ارائه می گردد: 
1) وظیفه ی نگهداری  طفل: در این ماده در واقع به بحث حضانت اشاره شده و برای دانستن وظایف  والدین در باب حضانت باید به قانون مدنی رجوع کرد. 
با نگاهی به ماده ی  1168 قانون مدنی در می یابیم که نگهداری اطفال تکلیف پدر و مادر دانسته  شده و در عین حال حقی برای آن ها نیز تلقی گردیده است. در واقع از این حق  به حق الحضانه تعبیر می شود. 
بر مبنای همین ماده  و نیز ماده ی 3 قانون نحوه ی اهدای جنین به زوجین نابارور همین حق و تکلیف  بر زوجین اهدا گیرنده نیز ثابت می شود و علاوه بر این ماده ی 1169 قانون  مدنی نیز که در صورت جدا زندگی کردن زوجین، مادر را تا هفت سالگی برای  حضانت در اولویت دانسته است جاری خواهد بود و هم چنین سایر ترتیبات در خصوص  حضانت و تکالیف پدر و مادر بر اساس مواد 1170 تا 1175 قانون مدنی خواهد  بود. 
2) تربیت طفل: این  وظیفه نیز براساس ماده ی 3 قانون نحوه ی اهدای جنین به زوجین نابارور نظیر  تکالیف مندرج در ماده ی 1178 قانون مدنی است. ماده ی قانونی مذکور می دارد:  «ابوین مکلف هستند که در حدود توانایی خود به تربیت اطفال خویش بر حسب  مقتضی اقدام کنند و نباید آن را مهمل بگذارند.» علاوه بر این در مواد 1173 و  1179 و 1188 و 1235 قانون مدنی نیز ترتیباتی برای تربیت و مراقبت از اطفال  مقرر شده است. 
3) نفقه ی طفل: بر  اساس ماده ی 1199 قانون مدنی، نفقه ی اولاد بر عهده ی پدر است. پس از فوت  پدر یا عدم قدرت او بر انفاق، به عهده ی اجداد پدری است و در صورت نبودن  پدر و جد پدری یا عدم قدرت آنان، نفقه ی فرزند بر عهده ی مادر است. در صورت  زنده نبودن مادر، یا عدم قدرت بر انفاق وی، نفقه بر عهده ی اجداد و جدات  مادری و جدات پدری است. در این ماده قانون گذار در درجه ی نخست پدر و با  ترتیباتی مادر را مسئول پرداخت نفقه ی اولاد قلمداد کرده است. با توجه به  ماده ی 3 قانون نحوه ی اهدای جنین به زوجین نابارور این تکلیف بر عهده ی  گیرندگان جنین ( مرد و زن ) گذاشته شده است. 
از آنجا که یکی از  آثار نسب، تکلیف متقابل پدر و مادر در پرداخت نفقه، در صورت عدم بضاعت یک  طرف و استطاعت طرف دیگر است ( مفاد مواد 1179 و 1198 قانون مدنی ) در مقابل  این سوال که آیا تکالیف مذکور نیز یک تکلیف متقابل است یا فقط زوجین  گیرنده ی جنین مکلف به پرداخت نفقه اند، باید گفت: به دلیل عدم وجود نسب  بین گیرندگان جنین و طفل متولد از این طریق و وجود رابطه ی نسبی بین صاحبان  اصلی اسپرم و تخمک تشکیل دهنده ی جنین و طفل و استفاده ی قانون گذار از  کلمه ی «نظایر» در ماده ی 3، تنها باید حکم به تکلیف یک طرفه ی پدر و مادر  داد. سرایت این تکلیف به پدر و جد پدری در صورت فوت پدر، یا عدم قدرت او بر  انفاق، یا اجداد و جدات مادری و جدات پدری در صورت زنده نبودن مادر، یا  عدم قدرت او بر آن انفاق، همان گونه که در ماده ی 1199 قانون مدنی مقرر  گردیده است نیز بعید به نظر می رسد.(صادقی مقدم،1385،ص158)  
     4) تکریم و احترام:  تکریم فرزند و احترام و تبعیت فرزند از پدر و مادر از اصول اخلاقی موثر در  بقای جوامع است. دین اسلام تاکید زیادی بر احترام و تکریم فرزند و احترام  فرزند به پدر و مادر دارد. 
در قانون مدنی ماده ای  که حاکی از وظیفه ی پدر و مادر مبنی بر احترام به فرزند باشد وجود ندارد،  لیکن بر اساس ماده ی 1177 فرزند وظیفه ی احترام به پدر و مادر و اطاعت از  آن ها را دارد. ماده ی مذکور مقرر می دارد: «طفل باید مطیع ابوین خود بوده و  در هر سنی که باشد به آن ها احترام کند.» 
پدر و مادر واقعی  طفل متولد از انتقال جنین، همان گونه که بیان شد، صاحبان اصلی اسپرم و تخمک  سازنده ی جنین اند. تکلیف اطاعت از پدر و مادر برای فرزند سرایت به  فرزندان متولد از انتقال جنین نیست ؛ زیرا اولاً، در متن ماده ی 3 قانون  نحوه ی اهدای جنین به زوجین نابارور تنها از لفظ احترام سخن به میان آمده و  در مورد اطاعت مطلبی نیامده است. ثانیاً، حکم ماده ی 1177 مخصوص طفلی است  که بین وی و به وجود آورندگان ژنتیک او رابطه ی نسبی برقرار باشد. در حقیقت  زوجین گیرنده ی جنین پدر و مادر طفل متولد از انتقال جنین نیستند که اطاعت  فرزند از آنان واجب باشد و لیکن وظیفه ی احترام طفل به زوجین گیرنده ی  جنین بر اساس ماده ی 3 قانون نظیر تکلیفی است که در ماده ی 1177 برای اطفال  معین شده است. (همان،ص159) 


2-2 – بررسی فقهی و حقوق اهدای گامت 
     همان گونه که در  بخش اول ذکر گردید، منظور از اهدای گامت، اهدای اسپرم مرد بیگانه برای  تلقیح با تخمک زنی که شوهر دارد و انتقال به رحم او و یا اهدای تخمک زن  بیگانه ای برای تلقیح با اسپرم شوهر و انتقال به رحم همسر آن شوهر می باشد.  
از آنجا که به نظر  نگارنده عمل نخست مطلقاً حرام است و در مورد عمل دوم می توان راهکارهایی  را جست لذا در طی گفتار اول تنها به ذکر دلایل حرمت اهدای اسپرم و بررسی  این دلایل می پردازیم و از آن جا که از نظر بسیاری از علما نیز این عمل  مجاز نمی باشد لذا بحث درباره ی مسائلی چون نسب، ارث، محرمیت، نفقه و... را  بی مورد دانسته و این موارد را تابع احکام مجرا در مورد فرزند حاصل از زنا  و... می دانیم و از ذکر آن ها خوددادری می نماییم. 
2-2-1 – اسپرم اهدایی 
     در ذیل به دلایل ممنوعیت این عمل در آیات و روایات و نظرات فقها و علما می پردازیم. 
از مهم ترین دلایل بر  ممنوعیت اهدای اسپرم می توان به آیات مربوط به حفظ آلت تناسلی اشاره نمود.  از جمله ی این آیات، آیه ی 31 سوره ی مبارکه ی نور می باشد که بیان می  دارد: «به زنان با ایمان بگو: چشمان خود را از نگاه هوس آلود فرو گیرند و  دامان خویش را حفظ کنند...» 
در توضیح این آیه  می توان گفت که عضو جنسی، در عین حال که وسیله ی اصلی عمل جنسی است، آلت  بارداری نیز هست. میلیون ها سلول نرینه، که در اولین مرحله ی بارداری با  آمیزش تخمک زن با یکی از آن ها جنین به وجود می آید، از طریق عضو تناسلی  مرد خارج و از راه آلت تناسلی زن وارد مهبل و سپس رحم می گردد و با تخمک در  آمیخته و آن را بارور می سازد. همچنین تولد جنین نیز با خروج از این عضو  حاصل می شود. 
اما روایت معتبر  ابو بصیر از حضرت امام صادق (ع) که فرمود: هر کجا در قرآن سخن از حفظ آلت  تناسلی به میان آمده مقصود حفظ کردن آن از «زنا» می باشد به استثنای این  آیه که در آن، منظور آن از دید و نگاه دیگران است. ( ابراهیم قمی،بی  تا،ص101) هر چند موید این مطلب است که این آیه به موضوع بحث ما مربوط نیست  اما مگر نه آن است که انجام این عمل همراه با رویت آلت توسط دیگران است در  نتیجه می توان دلیل و اماره ای بر حرمت عمل باشد. 
در واقع می توان  گفت منظور در این آیه حفظ این عضو از هر عمل ناشایست و هر اقدامی است که  ننگ و حرمت به حساب آید و این فقط در تلقیح مصنوعی خلاصه نمی شود. بلکه  موارد دیگری را هم که از نظر عقلا و عرف عامه، کار ناشایست و عیب و ننگ به  حساب می آید نیز شامل می گردد و چون تلقیح مصنوعی نیز به شیوه های گفته  شده، نیز عقلاً و عرفاً کار ناشایست و عیب تلقی می گردد، پس به موجب این  آیه عضو تناسلی زن باید از تلقیح مصنوعی محفوظ باشد. 
خداوند در سوره ی  مبارکه ی انعام آیه ی 151 می فرماید: «... و نزدیک کارهای زشت نروید، چه  آشکار باشد و چه پنهان...» در این آیه از کلمه ی فواحش استفاده شده که جمع  فاحشه از ماده ی فحش، در لغت به هر گفتار یا کردار زشت و ناشایست گفته می  شود و بر همین اساس تزریق اسپرم مرد اجنبی و حامله کردن زن با آن، هم از  نظر عرف از جمله کارهای ناشایست و قبیح تلقی می گردد و هیچ کس راضی به این  کار در مورد مادر یا خواهر یا دختر خود نمی شود. پس با توجه به مفهوم این  آیه، تلقیح مصنوعی حرام است.  
اما در مورد کلمه ی  فواحش که ذکر گردید می توان این گونه گفت که کلمه ی «فواحش»، همان طور که  در مفردات الفاظ قرآن کریم(راغب اصفهانی،بی تا،ص378) نیز آمده، به معنی هر  حرف یا عمل بدی نیست، بلکه منظور از آن گفتار و یا کردار است که قباحت آن  خیلی زیاد باشد، و مسئله ی مورد بحث ما، به خصوص در صورتی که مرد عقیم باشد  و تلقیح مصنوعی با رضایت او صورت گیرد، از نظر عرف یک کار بسیار بد و  ناپسند به حساب نیاید، بنابراین مشمول خطاب این آیه نمی شود. اما چون از  امری مثل عرف سخن به میان آید ممکن است تناقض هایی در عرف های مناطق مختلف  به وجود بیاید و اموری که شاید در منطقه ای قبیح نباشد در منطقه ای دیگر  چنان قبح و ممنوعیتی داشته باشد که بتوان از آن به فواحش تعبیر نمود. لذا  بی دلیل نمی تواند باشد که ما نیز این عمل را جز فواحش به شمار آوریم و بر  طبق این آیه به حرمت آن رای دهیم. 
یکی دیگر از دلایل  ممنوعیت این عمل روایت کلینی از علی بن ابراهیم و او از پدرش، از عثمان بن  عیسی، از علی بن سالم از امام صادق (ع) است که نقل کرده که فرمود: «شدید  ترین عذاب در روز قیامت جزای مردی است که نطفه ی خود را در رحم زنی که بر  او حرام است، جای دهد.» (حرعاملی،بی تا،ص239) 
درباره ی این حدیث  به نکاتی چند می توان اشاره کرد: نخست آن که چون دو تن از راویان آن      (  عثمان بن عیسی و علی بن سالم ) مورد اطمینان نیستند بنابراین سند آن ضعیف  است. (خویی،بی تا،ص26) 
دوم آن که به نظر  می رسد این سخن تنها در مورد زنا صادق است و برای دلالت روایت بر حرام بودن  تلقیح مصنوعی، باید محرز شود که روایت، کلیت دارد. سوم آن که با توجه به  شدت لحن روایت بهتر است بگوییم روایت ناظر بر موردی است که کاشت نطفه در  رحم حرام و از طریق عمل زنا صورت گیرد. 
با توجه به سه مطلب  بالا می توان این گونه نتیجه گرفت که سخن فوق تلقیح مصنوعی را در بر  نمی  گیرد، لذا می توان از این علت چشم پوشی نمود اما دلایل دیگری وجود دارد که  باعث می گردد تا از این روایت در صورت تایید سند آن با کلیت دادن آن به  تلقیح مصنوعی، بر حرمت تلقیح مصنوعی نظر دهیم. 
دلیل مهم دیگری که بر حرمت این عمل اشاره دارد، جا افتادگی و قباحت این کار در اذهان     کلیه ی مسلمانان و دین مداران است. 
با بررسی منابع  تاریخی در می یابیم که مواردی از گرفتن اسپرم مرد اجنبی در زنان جوامع عرب  قبل از اسلام، حتی از طریق عمل جنسی، به چشم می خورد که به نکاح استبضاعی  معروف است. 
این نکاح این گونه  بود که گاهی، زن پس از پاکی از عادت ماهانه، از سوی شوهر مامور به همخوابگی  با مردی از تبار بزرگان یا مردان قوی هیکل می شد تا فرزند اصیل و شجاع  برای شوهر به دنیا آورد. هم چنین، کنیزان را وادار می کردند تا از چنین  مردانی حامله شوند، فرزندی قوی آورند تا به خدمت گرفته شده یا به بهای خوبی  فروخته شود. (جوادعلی،بی تا،ص538) 
بنابراین منشا قبح و  ممنوعیت این کار در اذهان بعد از اسلام را، جز تعلیمات اسلام و فرمایشات   ائمه ی اطهار ( علیهم السلام ) چیزی دیگری نمی توان دانست. بنابراین، حکم  حرام بودن تزریق اسپرم مرد اجنبی در رحم زن، با این دلیل، حداقل از نظر  احتیاط در مسئله خالی از قوت نیست. 
علاوه بر آیات  اشاره شده در سوره های نور آیات 30 و 31، سوره ی احزاب آیه ی 35، سوره ی  مومنون آیات 5 تا 7 و سوره ی معارج آیه ی 29 بر این نکته تاکید شده که  مسلمان مومن، موظف است جز در دایره ی ازدواج اعم از دایم یا موقت، اندام  های جنسی خود را از دیگران حفظ کند. 
طبیعی است که استفاده از  اسپرم دیگران و تزریق آن به بدن همسر قانونی خود، مصداق بارز چنین عمل  ناروایی است، زیرا هیچ تفاوتی میان زن و مرد در حفظ اندام های جنسی خود  وجود ندارد و حفظ اندام های جنسی نیز امری است مطلق که به اطلاق خود، شامل  حفظ از تماس با اندام جنسی جنس مخالف و حفظ از تماس با مایعات جنسی جنس  مخالف هر دو می شود.(آصف محسنی،         بی تا ،ص89)  
به عبارت دیگر، این  آیات متضمن فرمان به حفظ اندام های جنسی هستند، در حالی که مشخص نشده که  از چه چیز باید این حفظ صورت بگیرد. عدم بیان متعلق حفظ ( حذف متعلق )، بر  این نکته دلالت دارد که باید اندام های جنسی از هر چیز یا هر کاری حفظ کرد،  طبیعتاً یکی از آن کارها، تزریق اسپرم یا تخمک به دیگران و فراهم آوردن  زمینه ی تلقیح آن ها است.(روحانی،1414،ص8)  
علاوه بر آیات و روایات  اشاره شده، آیات و روایات دیگری نیز در باب حرمت این عمل وجود دارد اما در  این مجال به موارد اشاره شده اکتفا می شود و مختصراً نگاهی به نظرات فقها  نیز افکنده می شود. 
آیت ا... صافی  گلپایگانی در پاسخ به این سوال که آیا انجام عمل ذکر شده جایز می باشد،  مشروحاً به بیان پاسخ پرداخته اند و در نهایت به این نتیجه رسیده اند که  عمل فوق حرام می باشد. (صافی گلپایگانی،1377 ،ص89) 
آیت ا... جعفر  سبحانی نیز چنین پاسخ داده اند که: «تلقیح نطفه ی مردی به زوجه ی دیگری،  جایز نیست، خواه طرفین راضی باشند یا نباشد.»(روش های نوین تولید مثل  انسانی از دیدگاه فقه و حقوق،1382،ص405)  هم چنین، تقویت نطفه ی زوج با  نطفه ی دیگری و امتزاج آن دو را نیز حرام دانسته اند. (همان) 
آیت ا... سید محمد  حسین مرعشی شوشتری نیز تلقیح نطفه ی غیر زوج، مشترکاً یا منفرداً، از باب  لزوم احتیاط در فروج و اطلاق آیه ی شریفه ی «والذین لفرجهم حافظون» حرام  دانسته اند.(همان،ص406)  
آیت ا... خامنه ای  نیز در پاسخ به سوالی به این صورت که آیا تلقیح نطفه ی مرد اجنبی به همسر  مردی که بچه دار نمی شود، از طریق قرار دادن نطفه در رحم او جایز است ؟  پاسخ داده اند که: «تلقیح زن از نطفه ی مرد اجنبی فی نفسه اشکال ندارد ولی  باید از مقدمات حرام از قبیل نگاه و لمس حرام و غیر آن ها اجتناب شود و به  هر حال در صورتی که با این روش کودکی به دنیا بیاید، ملحق به شوهر آن زن  نمی شود بلکه ملحق به نطفه و به زنی که صاحب رحم و تخمک است.»                             (خامنه ای،1381،ص282) 
آیت ا... مکارم شیرازی نیز تلقیح نطفه ی مرد بیگانه را به زن شوهر دار جایز ندانسته اند. (مکارم شیرازی،1387،ص436) 
آیت ا... صانعی نیز  وارد نمودن اسپرم مرد اجنبی به رحم زن را حرام دانسته اند. اما به نظر  ایشان    می توان اسپرم مرد اجنبی و تخمک همسر را در خارج ( شرایط  آزمایشگاه ) مخلوط کرد و سپس جنین حاصل را به رحم زن انتقال داد که در این  صورت، همسر که صاحب تخمک منشا است، مادر محسوب می شود و صاحب اسپرم نیز در  صورتی که از نطفه ی خود اعرا نکرده باشد، پدر محسوب می شود.  (صانعی،1386،ص203) 
با این حساب با  توجه به آیات و روایت ذکر شد و نیز نظر فقها این گونه نتیجه گرفته می شود  تلقیح اسپرم مرد اجنبی با تخمک زن شوهردار عملی حرام است. 
2-2-2 – تخمک اهدایی 
     در آغاز بحث می  توان گفت که بر اساس سنت و روش اسلام و بر اساس عرف حاکم در بسیاری از نقاط  جهان هیچ زنی نمی تواند بیش از یک شوهر داشته باشد و این امر از آن جهت  است که اختلاط نسل صورت نگیرد و بر همین اساس است که تلقیح با اسپرم یک مرد  بیگانه علی القاعده نباید عمل صحیحی بوده باشد و هیچ راه حل شرعی دیگری به  ظاهر برای آن نمی توان پیدا کرد. 
اما در مورد دیگر،  در شرع اسلام، مرد می تواند علاوه بر یک زن، سه زن دیگر به طور دائمی و به  صورت نامحدود همسر موقت اختیار کند، بر همین مبنا این گونه می توان نتیجه  گرفت حتی اگرعمل تلقیح با تخمک زن بیگانه را حرام مطلق بدانیم یک راه حل  شرعی برای انجام این عمل قابل تصور است و آن این است که اگر زنی که تخمک  اهدا می کند خالی از موانع نکاح باشد می تواند به زوجیت دائم یا موقت شوهر  زن گیرنده ی تخمک در آید و عمل اهدای تخمک به صورت شرعی و عملی حلال صورت  گیرد. 
بر همین اساس آیت  ا... صانعی امتزاج اسپرم زوج با تخمک زن دیگر در خارج و تلقیح آن به زوجه،  یا زن مذکور یا زن ثالث، را ظاهراً بدون مانع دانسته اند چون نه زناست و نه  وارد نمودن منی در رحم زن اجنبیه. (همان،ص202) 
آیت ا... خامنه ای نیز پاسخ داده اند که: «عمل مذکور فی حد نفسه اشکال ندارد.»(خامنه ای،1381،ص282)  
بر همین اساس از آن  جایی که اغلب بر انجام این عمل اجازه داده اند لذا باید به بررسی مسائل  دیگری چون نسب و ارث و محرمیت و... نیز پرداخت، لذا بحث مفصل در این موارد  را به فرصت دیگری موکول می نمایم و مختصراً بیان می داریم که انتساب فرزند  به شوهر، که از اسپرم او تلقیح صورت گرفته قطعی و بر همین اساس ارث شوهر به  فرزند تعلق می گیرد و نیز در صورت دختر بودن بر آن مرد محرم می باشد و  تمام حقوق و تکالف بین فرزند و پدر بر قرار می باشد اما نکته ی مهم در  اینجا احکام رابطه ی فرزند حاصله با زن اهدا کننده ی تخمک و زن اهدا گیرنده  ی تخمک است که جای بحث دارد. 
آن گونه که از پاسخ  حضرت آیت ا... خامنه ای که می گویند «الحاق آن به زن صاحب رحم مشکل می  باشد لذا باید نست به احکام شرعی مربوط به نسب احتیاط رعایت شود»(همان) بر  می آید که فرزند به طور قطع به زن اهدا کننده ی تخمک ملحق بوده و از او ارث  برده و نیز در صورت پسر بودن بر وی نیز محرم خواهد بود، اما در مورد الحاق  به گیرنده ی تخمک نظر قطع نداده اند ولی آن گونه که بر می آید از آن جایی  که فرزند از رحم او متولد خواهد شد و توسط او شیر داده خواهد شد براساس  احکام رضاع، مادر رضاعی فرزند محسوب خواهد شد و مساله ی محرمیت حل می گردد.  
آیت ا... صانعی نیز  همین نظر را دارند و معتقدند که زن صاحب رحم که تخمک ( منشا نطفه ی امشاج )  متعلق به او نیست، مادر محسوب نمی شود و ذکر کرده اند که با شیر دادن و  تحقق بقیه ی شرایط رضاع، مادر رضاعی می شود. (صانعی،1386،ص203) 
پس تمام احکام فرزد  با پدر خود برقرار خواهد بود ولی با مادری که او را به دنیا آورده در صورت  تحقق شرایط رضاع تنها احکام مادر رضاعی برقرار است و بقیه ی احکام با مادر  با زن صاحب تخمک برقرار خواهد بود و مطابق مواردی که در بحث اهدای جنین  ذکر گردید رفتار خواهد شد. 

نتیجه گیری 
     از آن چه گفته شد می توان به نتایج زیر دست یافت: 
1- بیان مسائل  پزشکی در این موضوع اهمیت به سزایی برخوردار است. آن گونه که از نظرات فقها  بر می آید برخی از آنان، آن گونه که باید درباره ی چگونگی برخی از اعمال  به اندازه ی کافی توجیه نشده اند، لذا ذکر مسائل پزشکی در این باره علاوه  بر توجیه شدن فقها باعث می شود که محققین نیز به ابعاد مختلف قضیه پی  ببرند. 
2- اهدا و انتقال  جنین با توجه به نظر بیشتر فقها عملی مجاز بوده و بر همین اساس قانون گذار  اقدام به وضع قانون نموده است. اما اختلاف در مسائل تکلیفی این امر باعث  شده است که قانون نحوه ی اهدای جنین به زوجین نابارور، نتواند ابعاد و آثار  حقوقی رویداد مذکور را تبیین نماید و به ابهام ها بیافزاید. آشنا کردن  بیشتر فقها و علما با مسائل پزشکی موجود و برگزاری گردهمایی های تخصصی  پزشکی و حقوقی و انعکاس آن به مجلس شورای اسلامی به منظور اصلاح قانون مفید  خواهد بود. 
3- از مواردی که  باید در قانون نحوه ی اهدای جنین به زوجین نابارور به آن اشاره شود می توان  به تبیین بیشتر حقوق اطفال ناشی از اجرای این قانون از قبیل نسب و نفقه  و.. و نحوه ی تامین هزینه ی آنان در صورت فوت یکی از زوجین گیرنده ی یا  وقوع طلاق، درج نکاتی از قبیل نحوه ی احراز سلامت، تابعیت، زوجیت اهدا  کنندگان، ثبت هویت صاحبان جنین، نحوه ی طبقه بندی و نگهداری اطلاعات اهدا  کنندگان و گیرندگان، ثبت هویت واقعی طفل، حق طفل برای دانستن هویت واقعی  خود، اجاره یا عاریه گرفتن رحم و به طور کلی تولید مثل یا بارداری برای  دیگری، انتقال جنین بعد از فوت شوهر و ضمانت های اجرایی برای مقررات اهدا و  انتقال جنین نیز در قانون اشاره گردد. 
4- با توجه به آن  که اهدای گامت در یک نوع آن یعنی اهدای تخمک با توجه به نظر فقها امری مجاز  است لذا بهتر است قانون گذار ضمن اصلاح موارد ذکر شده در قانون نحوه ی  اهدای جنین به زوجین نابارور، به نحوه ی اهدای تخمک به زوجین نابارور در  همان قانون یا به عنوان قانون مستقل دیگری، اقدام به تصویب مقررات مخصوص  نماید. 


منابع و ماخذ  
1-     قرآن کریم  2-     قانون مدنی  3-    قانون نحوه ی اهدا جنین به زوجین نابارور   4-    روزنامه ی رسمی کشور  5-    آخوندی  ، محمد مهدی- بهجتی اردکانی ، زهره - عارفی ، سهیلا  ، " آشنایی با لقاح  طبیعی، لقاح خارج رحمی و ضرورت استفاده از گامت جایگزین در درمان ناباروری  "،مجموعه مقالات اهدای گامت و جنین در درمان ناباروری، ، تهران، پژوهشکده ی  ابن سینا و مرکز تحقیق و توسعه ی علوم انسانی سازمان مطالعه و تدوین کتب  علوم انسانی دانشگاه ها ( سمت ) پاییز 1385.  6-     آخوندی  ، محمد مهدی – صادقی ، محمد رضا ،" ضرورت به کارگیری تکنیک های باروری  کمکی در تولید مثل انسان "، ،روش های نوین تولید مثل انسانی از دیدگاه فقه و  حقوق ( مجموعه مقالات ) ، تهران، انتشارات پژوهشکده ابن سینا و سازمان  مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها ( سمت ) ، تابستان 1382.  7-    ابی الحسن علی بن ابراهیم قمی ، تفسیر قمی،ج 2، انتشارات دار الحجه.  8-   "استفتائات  و دیدگاه های مذهبی "، روش های نوین تولید مثل انسانی از دیدگاه فقه و  حقوق ( مجموعه مقالات )، تهران، انتشارات پژوهشکده ی ابن سینا و سازمان  مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها ( سمت ) ، تابستان 82.  9-    بهجتی  اردکانی ، زهره– آخوندی ، محمد مهدی–میلانی فر ، علی رضا-  بدری ، یونس ، "  مشاوره، ارزیابی سلامت و تطابق اهدا کننده و دریافت کننده در درمان باروری  جایگزین " ، اهدای گامت و جنین در درمان ناباروری، تهران ، پژوهشکده ی ابن  سینا و مرکز تحقیق و توسعه ی علوم انسانی سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم  انسانی دانشگاه ها ( سمت )، پاییز 1385.  10-   حر عاملی ، محمد حسن ، وسایل الشیعه ، ج 14 ، دار الاحیا التراث العربی.  11-   حسین بن محمد راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، نشر ذوی القربی.  12-   خامنه ای ، سید علی ، اجوبه الاستفتائات، تهران، انتشارات بین المللی الهدی، چاپ دوم، 1381.  13-   خویی، سید ابوالقاسم ، معجم رجال الحدیث، ج 11، انتشارات محلاتی.  14-   درس نامه ی دستگاه تولید مثل، تهران، دانشکده ی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی و خمات بهداشتی و درمانی شهید بهشتی،مهر 1386.  15-    روحانی ، محمد صادق ، مسائل المستحدثه ،  قم، دارالکتاب ، چاپ چهارم، 1414 ه..  16-      صادقی مقدم، محمد حسین " مبانی فقهی و باسته های قانون «نحوه ی اهدای جنین  به زوجین نابارور»، " اهدای گامت و جنین در درمان ناباروری ، تهران،  پژوهشکده ی ابن سینا و مرکز تحقیق و توسعه ی علوم انسانی سازمان مطالعه و  تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها ( سمت ) ، پاییز 1385.  17-      صافی گلپایگانی ، لطف ا... ، " استفتائات و نظریات " فصل نامه ی رهنمون ،  تهران ، مدرسه ی عالی شهید مطهری ، سال 77، شماره ی دو.  18-    صانعی ، یوسف ، مجمع المسائل استقتائات، ج 2 ، قم ، انتشارات میثم تمار، چاپ نهم، تابستان 1386.  19-     صفایی، سید حسین " نارسایی قانون ایران درباره ی اهدای گامت و جنین با  توجه به حقوق تطبیقی "، اهدای گامت و جنین در درمان ناباروری، تهران،  پژوهشکده ی ابن سینا و مرکز تحقیق و توسعه ی علوم انسانی سازمان مطالعه و  تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها ( سمت )، پاییز 1385.  20-    غفاری ، معرفت ، " روش های پیشرفته در درمان نازایی " روش های نوین تولید  مثل انسانی از دیدگاه فقه و حقوق ( مجموعه مقالات )، تهران، انتشارات  پژوهشکده ی ابن سینا و سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها (  سمت ) ، تابستان 82.  21-   فلاحیان ، معصومه ، بیماری های زنان و ناباروری ، تهران ، انتشارات سنجش ،1381.  22-    قبله ای خویی ، خلیل ، " بررسی احکام وضعی کودکان ناشی از اهدای گامت در  رابطه با توارث " ، مجموعه مقالات اهدای گامت و جنین در درمان ناباروری،  تهران، پژوهشکده ی ابن سینا و مرکز تحقیق و توسعه ی علوم انسانی سازمان  مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها ( سمت )، پاییز 1385.  23-   قربان نیا ، ناصر ،  " حکم تکلیفی و وضعی انتقال جنین تکون یافته از اسپرم  و تخمک زن و شوهر قانونی به رحم زن دیگر " ، روش های نوین تولید مثل  انسانی از دیدگاه فقه و حقوق ( مجموعه مقالات )، تهران، انتشارات پژوهشکده ی  ابن سینا و سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها ( سمت )،  تابستان 82.  24-    گروه نویسندگان ، روش های نوین تولید مثل انسانی از دیدگاه فقه و حقوق (  مجموعه مقالات )، تهران، انتشارات پژوهشکده ی ابن سینا و سازمان مطالعه و  تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها ( سمت )، تابستان 82.  25-     گروه نویسندگان ، اهدای گامت و جنین در درمان ناباروری، تهران ، پژوهشکده ی  ابن سینا و مرکز تحقیق و توسعه ی علوم انسانی سازمان مطالعه و تدوین کتب  علوم انسانی دانشگاه ها ( سمت ) ، پاییز 1385   26-    محسنی ، محمد آصف ، الفقه و مسائل الطبیبه ، چاپ اول  27-    محلاتی ، شهربانو ، بررسی خلاء های قانونی حقوق کودک ، ج 1، تهران، شورای فرهنگی – اجتماعی زنان ، زمستان 1384.  28-    مکارم شیرازی، ناصر ، استفتائات جدید ، 1387.  29-     نظری توکلی، سعید ، " روش های کمکی تولید مثل در حقوق اسلام "، اهدای گامت  و جنین جنین در درمان ناباروری ، تهران، پژوهشکده ی ابن سینا و مرکز تحقیق  و توسعه ی علوم انسانی سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها (  سمت ) پاییز 1385.    


   [1] (http://mt.epage.ir/fa/module.content_Page.26-01-02-01.html#_ftnref1) - ما انسان را از نطفه مختلطی آفریدیم و او را می آزماییم ( بدین جهت ) او را شنوا و بینا قرار دادیم .

  [2] (http://mt.epage.ir/fa/module.content_Page.26-01-02-01.html#_ftnref2) - ای مردم ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم ... 

  [3] (http://mt.epage.ir/fa/module.content_Page.26-01-02-01.html#_ftnref3) - آیا شما را از آبی پست و ناچیز نیافریدیم ؟ سپس آن را در قرارگاهی محفوظ و آماده قرار دادیم .

  [4] (http://mt.epage.ir/fa/module.content_Page.26-01-02-01.html#_ftnref4) -  و از نشانه های او این که همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در  کنار آنان آرامش یابید و در میانتان مودت و رحمت قرار داد . در این نشانه  هایی است برای گروهی که تفکر می کنند .

  [5] (http://mt.epage.ir/fa/module.content_Page.26-01-02-01.html#_ftnref5) -  مالکیت و حاکمیت آسمان ها و زمین از آن خداست ؛ هر چه را بخواهد می آفریند  ؛ به هرکس اراده کند دختر می بخشد و به هرکس بخواهد پسر ، یا اگر بخواهد  پسر و دختر – هر دو – را برای آنان جمع می کند و هر کس را بخواهد عقیم می گذارد .

  [6] (http://mt.epage.ir/fa/module.content_Page.26-01-02-01.html#_ftnref6) -  البته در مورخه 29/4/1382 قانون نحوه اهدای جنین به زوجین نابارور به  تصویب رسیده اما این قانون نواقصات بی شماری دارد که در مقاله ذکر خواهد  گردید .

  [7] (http://mt.epage.ir/fa/module.content_Page.26-01-02-01.html#_ftnref7) - لوله های فالوپ (Fallopian tube )  ، یک جفت لوله ای است که از انتهای قدامی رحم در طرفین امتداد می یابد و  انتهای دیگر آن ها در سطح تخمدان ها باز می شود . زواید انگشتی انتهای لوله  ها ، تخمک را برداشته و در لوله های رحمی لقاح یافته و جنین حاصل به رحم  انتقال می یابد .

  [8] (http://mt.epage.ir/fa/module.content_Page.26-01-02-01.html#_ftnref8) اندومتر (Endometrium) ، غشای مخاطی پوشاننده سطح داخلی رحم است . 


  [9] (http://mt.epage.ir/fa/module.content_Page.26-01-02-01.html#_ftnref9) - فولیکول (Follicle)  ، وریکول هایی در سطح تخمدان است که حاوی مایع و تخمک بالغ است و در زمان  تخمک گذاری با پاره شدن جداره فولیکول تخمک آن آزاد شده و به وسیله ابتدای  لوله های فالوپ برداشته می شود .

  [10] (http://mt.epage.ir/fa/module.content_Page.26-01-02-01.html#_ftnref10) - اندومتریوز (Endometriosis)  ، به وجود بافت طبیعی اندومتر در نواحی غیر رحم ، شامل لوله های فالوپ ،  تخمدان ها و حفره شکمی اطلاق می شود . این شرایط منجر به درد زیاد طی عادت  ماهیانه و ناباروری می شود . [url]http://mt.epage.ir/fa/module.content_Page.26-01-02-01.html

منبع:http://persianblog.ir/CreatePost.aspx?blogID=517282&h=41948.7594028009