جدیدترین اخبار و قوانین حقوقی (علی فتحی وکیل پایه یک دادگستری و مدرس دانشگاه )

حقوقی ----------- از تمام بازدیدکنندگان عزیز و گرانقدر التماس دعا دارم

اذن ولىّ در عقد

اذن ولىّ در عقد
 
س 797() دختر یازده ساله اى پدر و جدّ پدرى نداشته است. عمّه اش او را از مادرش گرفته و به خانه خودش برده و براى پسر چهارده ساله اش عقد کرده است. بعد از یک سال از عقد، بدون این که دخول صورت گرفته باشد، دختر اعلام مى دارد که پسر عمّه اش را نمى خواهد و در وقت عقد، چیزى از ازدواج نمى دانسته و عمّه اش او را فریب داده است. ازدواج دختر یازده ساله و پسر چهارده ساله از نظر نکاح و طلاق چه حکمى دارد؟
ج ـ هیچ کس بر عقد نکاح دختر غیر رشیده، غیر از پدر و یا جدّ پدرى، آن هم با رعایت مصلحت، ولایت ندارد و عقد باطل است; به علاوه که به نظر این جانب، در عقد ولىّ با مصلحت هم بعد از رشد، حقّ فسخ براى مولّى علیه ثابت است. 8/3/78
(س 798) آیا اجازه پدر در عقد باکره در همه حال شرط است، حتّى اگر پدر نقایصى داشته باشد و مثلاً لا اُبالى یا معتاد یا بى فکر باشد؟ و آیا اگر عقد بدون اجازه پدر منعقد شده باشد، اجازه بعدى او مصحّح خواهد بود؟
ج ـ در فرض سؤال، با نبود جدّ پدرى، اگر مصلحت خود را تشخیص مى دهد و احتیاج به ازدواج هم داشته باشد، اجازه پدر ساقط است; امّا رجوع به محضر رسمى و ثبت در آن جا لازم است. 27/2/78
(س 799) اگر مرجع تقلید پسر، اجازه پدر براى دختر باکره را در متعه شرط بداند، ولى مرجع تقلید دختر لازم نداند، تکلیف چیست؟
ج ـ پسر نمى تواند بدون اجازه پدر، دختر را به عقد خود در آورد و این گونه عقدها نباید انجام بگیرد. 3/12/78
(س 800) زن و مردى با هم متارکه کرده اند و مرد بنا به درخواست زن، نگهدارى فرزندانشان را به وى واگذار کرده است. حال یکى از دخترهایشان مى خواهد ازدواج کند و در عقدش اجازه پدر شرط است، تکلیف چیست؟
ج ـ فرقى بین چنین پدرى و بقیّه پدرها که متارکه نکرده اند نیست و شرطیّت اجازه و عدم آن نسبت به همه پدرها بالسویّه است; یعنى نسبت به شرطیّت و عدم شرطیّت متارکه و عدم آن، دخالتى ندارد. 27/2/78
(س 801) مادرى که قیّم دختر نابالغ خود است، آیا مى تواند او را به عقد موقت کسى در آورد؟ و اگر نمى تواند، آیا صیغه جارى شده باطل است یا خیر؟
ج ـ عقد موقت دختر نابالغ، تنها با اجازه پدر و یا جدّ پدرى و یا حاکم شرع (آن هم با فرض مصلحت) صحیح است; بلکه در حاکم علاوه بر مصلحت، وجود مفسده در ترک نیز لازم است; و امّا قیّم منصوب از طرف حکومت، که مورد سؤال است، چنین حقّى را ندارد و صیغه اش باطل است، و در این حکم فرقى بین مادر و غیر او نیست. 13/3/76
(س 802) زنى دایم البکاره است و در مجامعت، زوال بکارت نمى شود. این زن بعد از مطلّقه شدن، در صورتى که بخواهد با شخص دیگرى ازدواج کند، باید از پدر یا جدّ پدرى خود اجازه بگیرد یا این که در خصوص این زن، اجازه لازم نیست؟
ج ـ محض دخول و آمیزش به وسیله نکاح براى ساقط شدن اجازه، کافى است. 24/12/77
(س 803) اگر با باکره اى دبراً آمیزش شود، آیا وى پس از آن، حکم باکره را دارد یا ثیبه محسوب مى گردد و احکام آن را دارد؟
ج ـ همچنان باکره مى باشد و احکام باکره شامل وى مى شود. 28/3/80
(س 804) دختر باکره اى که بر اثر زنا بکارت خود را از دست داده است، آیا براى صیغه شدن نیاز به اجازه ولىّ و پدر خود دارد یا نه؟
ج ـ چون بکارت با ازدواج از بین نرفته، در حکم باکره است و شرطیّت اجازه پدر و ولىّ، به حال خود باقى است. 18/2/75
(س 805) دخترى که به حدّ بلوغ رسیده است، آیا واجب است که براى ازدواج دایم یا موقّت، از پدر یا جدّ پدرى خود اجازه بگیرد؟
ج ـ اجازه پدر و ولىّ در عقد موقت و صیغه، معتبر است و بدون اجازه او خواندن و نخواندن صیغه، همانند است و در عقد دایم نیز، مانند سایر مقرّرات، ثبت ازدواج در محضرها به عنوان قانون نظام، لازم و واجب است و باید براى ثبت و اجراى صیغه عقد به محضر مراجعه شود و عدم مراجعه، معصیت و موجب ندامت است و عواقب خطرناکى را در پى دارد. 10/3/76
(س 806) آیا دختر باکره و دختر اهل کتاب، براى ازدواج به اذن پدر نیاز دارد یا خیر؟
ج ـ در ازدواج دختر باکره غیر رشیده، اذن پدر به عنوان ولایت، قطعاً معتبر است. محلّ کلام، باکره رشیده است و در مسئله، فرقى بین کافر و دخترش و پدر مسلم و دخترش نیست; آرى، پدر کافرى که معانِد دینى است بر دختر مسلمه باکره رشیده، به انصراف ادلّه ولایت، ولایت ندارد. 28/2/76
(س 807) اگر پدر در زمان عقد دخترش حضور نداشته باشد، ولى از قرائن مشخّص شود که به عقد دخترش راضى است، آیا عقد صحیح است یا خیر؟ در صورتى که پدر، بیمار و غیر قابل جا به جا کردن باشد، چطور؟
ج ـ چنانچه از قرائن، اطمینان به رضایت پدر باشد، اجراى عقد مانعى ندارد; لیکن باید در حضور سردفتر و یا ثبت در دفتر ازدواج باشد، و در لزوم اخذ رضایت پدر، فرقى بین بیمار بودن و سالم بودن او نیست. 13/2/73
(س 808) دختر باکره اى که بیش از شانزده سال دارد، در صورت نداشتن پدر و جدّ پدرى (هر دو فوت شده باشند) که اذن آنان در ازدواج لازم است، آیا مى تواند شخصاً تصمیم بگیرد و ازدواج نماید؟ 8/1/76
(س 809) درصورت نبودن پدر یا جدّ ورضایت قلبى دختر درمورد ازدواج با شخص مورد نظر خود، آیا دخالت، تهدید ومنع کردن او توسط دیگران(دایى وغیره) وجاهت شرعى دارد؟
ج ـ حقّ منع نمودن و دخالت کردن شرعاً براى آنان نیست.
(س 810) آیا با بودن پدر، جد هم ولایت دارد یا خیر؟
ج ـ بلى، ولایت جد، مشروط به فوت پدر نیست و هر دو به نحو استقلال، ولایت دارند.
(س 811) دخترى که حدود سى و پنج سال سن دارد و خودش کار مى کند و سرپرست خویش است، آیا مى تواند به عقد موقت کسى درآید؟
ج ـ در عقد موقت، اجازه ولىّ شرط است و اگر ولىّ نداشته باشد، با فرض اینکه رشیده است، مانعى ندارد; ولى باید براى ثبت و اجراى صیغه عقد موقت به محضر مراجعه شود و عدم مراجعه، گناه و موجب پشیمانى است. 27/7/75
(س 812) آیا در عقد موقت دختر باکره مطلقاً اذن پدر لازم است؟ در صورت منفى بودن اگر شرایطى دارد لطفاً بفرمایید در مراکز آموزشى مثل دانشگاه ها که در ایام نامزدى هستند یا مى خواهند بعداً ازدواج بکنند پرسیده مى شود آیا مى توانند بدون اذن پدر دختر تا موقع ازدواج دائمى، عقد موقت بکنند؟
ج ـ در عقد متعه باکره رشیده ولو به شرط عدم آمیزش، نیاز به اجازه پدر دختر مى باشد و شرط صحت آن است. 25/2/81
(س 813) دخترى هستم عاقله رشیده متولد 1361 که پدرم در عربستان مشغول به کار است. دایى ما وکالت و سرپرستى ما را عهده دار بود که من با اجازه پدربزرگ پدرى ام و دایى ام و مادر و برادرانم با جوان طلبه اى که به خواستگارى من آمد شیرینى صرف نمودیم و مابقى کارها را واگذار کردیم تا پدرم بیاید; امّا وقتى که پدرم آمد به شدت مخالفت کرد و از روى لجبازى و بدون دلیل مجدداً ما را رها کرده و به عربستان رفت. آیا بنده با این شرایط مى توانم از نظر شرع مقدس اسلام و بدون اجازه پدرم با این جوان متدین ازدواج دایم نمایم یا خیر؟
ج ـ به نظر این جانب در عقد دائم باکره رشیده، اذن ولى شرعاً معتبر نمى باشد پس عقد دائمى بدون اذن و منع ولى، شرعاً نافذ است به علاوه که بر مبناى اعتبار اذن در فرض تعارض بین اذن پدر و جد پدرى، اذن جد پدرى مقدم بر منع پدر است. 4/11/80
(س 814) اذن پدر براى ازدواج (موقت، دائم) باکره آیا لاز م است با توجه به شرایط زمانى خاصى که در آن هستیم که فسادهاى پنهان و آشکار بیداد مى کند، به طورى که این مسائل تیتر روزنامه ها شده؟
با توجه به حدیث روایت شده از امام صادق(علیه السلام) که فرمودند: «لابأس بتزویج البکر اذا رضیت بغیر اذن ابیها» آیا اذن پدر لاز م است و آیا عمل کردن به این مسئله (عدم اذن پدر ) باعث دفع افسد به فاسد نمى شود؟
ج ـ حکم اللّه را نمى توان بایک روایت و استناد به آن کشف و استنباط نمود; بلکه استنباط احکام مثل همه علوم و دانش ها، آشنایى فراوان به آن علم و تخصّص و بررسى مفصّل را مى طلبد مخصوصاً در باب اذن ولى در نکاح که اخبار کثیره متعارضه است ، و مسئله از مسائل مشکل فقهى است و احکام الله هم با اعتبارات ذکر شده، قابل تغییر نیست و مشکلات جامعه، ناشى از احکام الله نمى باشد تا باتغییر آن، مشکلات جامعه و مفاسدش مرتفع گردد بلکه دهها علل و عوامل داشته و دارد. 15/10/81