جدیدترین اخبار و قوانین حقوقی (علی فتحی وکیل پایه یک دادگستری و مدرس دانشگاه )

حقوقی ----------- از تمام بازدیدکنندگان عزیز و گرانقدر التماس دعا دارم

زن هایى که ازدواج با آنها حرام است

زن هایى که ازدواج با آنها حرام است
(س 895) مطلّقه رجعیه پس از انقضاى مدّت عدّه، شوهر نموده است و سپس مطّلع شده که شوهر اوّل او در اثناى عدّه مزبور، فوت نموده است. ازدواج دوم او چه صورتى دارد؟ آیا زن وظیفه عدّه وفات دارد؟ و در صورت لزوم، آیا نکاح بعد از عدّه مزبور، موجب حرمت ابدیّه است؟ و اگر نه، آیا دوام زوجیّت
آنها مستلزم عقد جدید است یا موضوع شبیه اعتداى در وطى به شبهه است؟
ج ـ چون نظر این جانب، اخیراً بر آن است که عدّه وفات هم مثل عدّه طلاق از زمان فوت است نه از زمان بلوغ خَبر، بنابراین، اگر ازدواج بعد از گذشتن مدّت عدّه وفات (یعنى چهارماه و ده روز) از زمان وفات بوده، پس عقد در خارج از عدّه وفات واقع شده و صحیح است; و امّا اگر قبل از گذشتن مدّت بوده که در حقیقت، عقد نکاح در عدّه وفات بوده، باز هم هر چند عقد باطل است، امّا به خاطر جهل به عدّه، هر چند دخول هم محقّق شده باشد، موجب حرمت ابدیّه نیست و فرزندان هم به حکم شبهه محکوم به حکم ولد حلال هستند و فقط، مجدّداً باید عقد نکاح بین آن زن و مرد، محقّق شود و صیغه نکاح جارى گردد. 15/3/78
(س 896) بنده از شوهر اولم طلاق گرفته و با شخص دیگرى ازدواج نموده ام. با گذشت حدود دو ماه از عقد، معلوم شد که عقد در عده واقع شده است. چون جاهل به این موضوع بوده ایم و شوهرم نیز با من نزدیکى نکرده، آیا عقد صحیح است یا باید مرا طلاق دهد و دوباره عقد نماید؟
ج ـ در فرض سؤال، خواندن عقد جدید بعد از انقضاى عده طلاق، کافى است و زن و شوهر شرعى مى شوید، و عقد دوم چون در عده و با جهل هم بوده، وجودش بى اثر است. 26/8/75
(س 897) این جانب از همسر اولم طلاق گرفتم و در عده طلاق ازدواج کردم. در حالى که به علت بیمارى، قسمتى از رَحِم را خارج کرده اند و به هیچ عنوان بچه دار نمى شوم، ولى عادت ماهیانه دارم و با علم به اینکه بچه دار نمى شوم تصور کردم نیازى به عده ندارم و ازدواج کردم و صیغه ما 99 ساله است. آیا بعد از اتمام عده، مى توانم با این شخص ازدواج کنم یا خیر؟
ج ـ ازدواج در عده با جهل، موجب حرمت ابدیّه نمى گردد، هر چند آمیزش هم حاصل شده باشد و ناگفته نماند که عقد متعه 99 ساله، فى حدّ نفسه باطل است; بنابراین، احتیاط در نگه داشتن عده از شوهر اول است و بعد از گذشتن عده، ازدواج با شخص دوم مانعى ندارد. 24/4/78
(س 898) آیا براى ازدواج، قول خانمى که مى گوید شوهر ندارم و با کسى ارتباط ندارم، کافى است؟ یا اینکه علاوه بر قول او، شواهد و قرائن حالیّه و مقالیّه هم بر صداقت او لازم است؟
ج ـ قول او کافى است. 8/11/74
(س 899) اگر شخصى با زنى شوهردار زنا کند و پس از مدّتى شوهر آن زن، او را طلاق دهد، آیا شخصى که با او زنا نموده، مى تواند با او ازدواج نماید یا خیر؟
ج ـ زناى با زن شوهردار ـ که از آن باید به خدا پناه برد ـ گرچه موجب رَجم زن بعد از ثبوت نزد حاکم شرع از باب حد مى گردد و موجب رَجم مرد اگر زن داشته و محصن بوده و موجب حد (یعنى صد ضربه شلاق و تازیانه) اگر غیر محصن باشد، مى گردد; لیکن به هر حال، اگر آن زن بعد از عدّه وفات یا طلاق ـ که از اعمال خود پشیمان شده و مرد هم پشیمان شده ـ تصمیم به ازدواج بگیرند، به نظر این جانب نمى توان گفت که ازدواج آنها حرام است و آن زنا، باعث حرمت ابدیّه شده است، گرچه حرمت ابدیّه به مشهور نسبت داده شده. 21/8/77
(س 900) در بین عشایر عرب خوزستان مرسوم است که چنانچه مردى با دختر یا زن شوهردارى دوست شود و بعد از محل فرار کنند و رابطه نامشروع باهم برقرار نمایند زمانى که پیدا شوند بعضاً زن یا دختر را به زانى مى دهند. این مسئله چه حکمى دارد؟
ج ـ ازدواج زانى با زن ویا دخترى که با آنها زنا نموده منع شرعى ندارد; بلکه اگر با این ازدواج، آبروى آنها که توبه نموده اند حفظ شود مطلوب مى باشد. 27/12/79
(س 901) لوتزوجت امرأة متعة وتبین بعدالدخول علیها وانتهاء المدة أنها متزوجه فهل یجوز لى الزواج من ابنتها؟
ج ـ الظاهر جواز الزواج مع بنتها، لأن الوطى کان وطى الشبهة من قبل الزوج المتمتع. 17/2/82
(س 902) شخصى با زنى زنا کرده و بعداً با دختر آن زن ازدواج نموده است و اکنون از عمل خویش پشیمان گشته و دچار عذاب وجدان است هم از بابت زنا و هم از جهت ازدواج، و على رغم محبتى که با همدیگر دارند مى خواهد جدا شود; لطفاً راهنمایى بفرمایید که حکم ازدواج شخصى با دخترى که قبلاً با مادرش زنا انجام داده چیست؟
ج ـ به نظر این جانب تبعاً لبعض الاعلام، ازدواج با دختر آن زن حرام نبوده و جایز مى باشد و ارتکاب حرام قبلى، حلیت ازدواج با آن دختر را از بین نمى برد; و بر شماست که به زندگى خود ادامه داده و کانون گرم زندگى را با این گونه افکار، سرد و بى فروغ ننمایید و همین که از گناه خود توبه نموده و پشیمان گشته اید کفایت مى کند، امید آنکه خداوند با توبه شما و پشیمانیتان، از آن گناه گذشته و بگذرد که خداوند توبه پذیر و مهربان است، و از ذکر آن نیز نزد دیگران خوددارى کنید که خود گناهى بزرگ است. 12/7/83
(س 903) پسرى با زنى ارتباط غیر مشروع پیدا مى کند. آیا بعداً مى تواند با دختر آن زن عقد ازدواج جارى کند یا نه؟
ج ـ ازدواج با دختر آن زن حرام نمى باشد. 1/2/86
(س 904) اگر فردى خانمى را به ازدواج موقّت در آورد، بعد از اتمام مدّت، آیا مى تواند دختر متارکه شده همان زن را به عقد دایم خود درآورد یا خیر؟ در صورت منفى بودن پاسخ، آیا مى تواند در این مسئله به مجتهد دیگرى رجوع کند؟
ج ـ ربیبه، یعنى دخترِ زن، چه زن با عقد موقّت و چه با عقد دایم، با فرض آمیزش با آن زن، براى مرد، حرام ابدى است و در حکم دخترِ خود انسان است، و مسئله هم اجماعى و اتّفاقى است. آرى، اگر آمیزش با مادر حاصل نشده باشد، بعد از تمام شدن مدّت در عقد موقّت و یا طلاق در عقد دایم، ازدواج با دختر آن زن، مانعى ندارد. 16/9/77
(س 905) آیا داماد پسر، با مادر پسر مَحرم است؟
ج ـ داماد پسر، به مادر پسر، مَحرم است. 15/9/79
(س 906) آیا زن به داماد خود که دخترش را به عقد موقت او در آورده محرم مى شود؟ و آیا دختر به (فرزندان پسر) آن مرد محرم مى شود؟
ج ـ در هر دو فرض سؤال، محرم مى شوند. 30/6/75
(س 907) آیا نامادرى من به همسرم مَحرم است یا خیر؟
ج ـ همسر شما به زن پدر شما محرم نیست، و مادر زن به دامادش مَحرم است. 27/1/77
(س 908) آیا زن و مرد مسلمان با مرتد شدن، به محارم خود نامحرم مى شوند؟
ج ـ نامحرم نمى شوند، چون نَسَب از بین نمى رود و تنها علقه زوجیّت است که بین زن و شوهر از بین مى رود و به هم نامحرم مى شوند. 23/7/78
(س 909) دخترى به ازدواج فردى در آمده و پس از یک ماه زندگى متوجه مى شود همسرش از پیروان فرقه على اللّهى مى باشد، آیا عقد صحیح است؟ ادامه زندگى چه صورتى دارد؟
ج ـ ازدواج با فرق اسلامى که اقرار به شهادتین دارند، جایز است و همه آنها محکوم به اسلام و حلیّت ذبیحه و طهارت و پاکى و صحّت ازدواج و نکاح مى باشند، چون معیار در ترتّب احکام مذکور، همان اقرار است و بس; و شک در عقاید آنان مضرّ به اسلامى بودنشان نمى باشد، بلکه تفتیش از عقاید آنان هم، نه تنها غیر لازم بلکه در مواردى هم مصداق سؤال نامطلوب و مذموم است. 28/11/75
(س 910) با توجّه به این مسئله که در صورت فوت زن یا شوهر، این دو به یکدیگر نامحرم هستند، چرا ما در بعضى روایات داریم که حضرت على(علیه السلام) که مظهر ایمان و تقواست، حضرت فاطمه(علیها السلام) را پس از شهادت، غسل داده و کفن نموده و ایشان را دفن کرده است؟
ج ـ مطلب از نظر فقهى کاملاً برعکس است و زن به شوهرش که مرده و همین طور، مرد به زنش که مرده، تا ابد مَحرم است. 29/5/78
(س 911) آیا دایى و عموى پدر و مادر به دختر، و عمّه و خاله پدر ومادر به پسر، محرم اند؟
ج ـ به طور ضابطه کلّیه، همه خویشان محرم اند، مگر فرزندان عمو و عمّه، و فرزندان دایى و خاله که نامحرم اند; پس کسى که دایى و یا عموست، ولو با چند واسطه، مَحرم کسانى است که به نحوى عمو و دایى آنها حساب مى شود، و عمّه و خاله هم در همین حکم هستند.
(س 912) هل حرمة الزواج من امرأة تجعلها من المحارم یعنی عدم وجوب ستر الزینة عنه و جواز النظر إلیها؟
ان کان الجواب بلا، ماهی الموارد التی تکون کذلک وما هی الموارد التی لا تکون کذلک؟
وبل الاحرى هل البنت المتولدة من الزوجة السابقة تکون من قبیل المحارم الذی یجوز النظر إلیها؟
وهل الإبن المتولد من الزوج السابق وکان زواج اُمه بعد الترک یکون من المحارم الذی یجوز النظر إلیها؟
ج ـ غیر بنات العم والعمّات والخال والخالات کلّ المحارم النسبیّة من الارحام من المحارم التی لایجب علیها الستر وتکون کلهم کالاُم والاخت فی المحرمیّة; وامّا المحارم السببیة فاُمّ الزوجة مطلقاً وبنت الزوجة مع الدخول باُمّها وحلیلة الابن وامّا اُخت الزوجه فبما انّ حرمة نکاحها حرمة جمعیّة فتکون اجنبیّة ومحکومة بحکمها، وقد ظهر ممّا بیّناه انّ البنت المتولّدة من الزوجة السابقة بما انّها ربیبة تکون محرما للزوج لکن بعد الدخول ففی کتاب اللّه «وربائبکم اللاتی فی حجورکم من نِسائِکُمُ اللاتی دخلتم بهّن» سورة نساء آیة 23، وکذلک الابن مع الاُخت من قبل الاُم یکونان محرمین. 27/1/82
(س 913) خواستگار دخترى شده ام که پدر این دختر شیر مادرم را به مدّت شش ماه خورده است. آیا اشکال شرعى یا مانعى در این ازدواج هست یا خیر؟ در ضمن، شرایط تحقّق رضاع چیست؟ و در صورت انجام گرفتن این ازدواج، بدون اطّلاع قبلى، حکم چیست و چه باید کرد؟
ج ـ اگر یقین حاصل شود که شرایط رضاع محقّق شده، ازدواج با آن دختر، ازدواج با محارم و باطل است; زیرا آن دختر، دخترِ برادر زوج است، و اگر در رضاع و شرایط آن شک دارند، ازدواج صحیح است; چون رضاع با وجود شک، شرعاً محقّق نشده و ثابت نیست و تفصیل شرایط رضاع در رساله توضیح المسائل این جانب آمده است. ازدواج با محارم رضاعى در حال جهل به رضاع هم باطل است و بعد از علم به رضاع، معلوم مى شود که عقد، باطل بوده است. 13/2/79
(س 914) 1 ـ هل یجوز للطفل ان یرضع من ثدى جدته؟ وعلى فرض الجواز هل تترتب علیه أحکام فی حرمة زواج أب الطفل على زوجته أم لا؟
ج ـ لو أرضعت امرأة ولد زوج إبنتها فعدم بطلان نکاح بنتها مع زوجها لایخلو من قوة سواء کان الطفل من بنتها أو من زوجة اُخرى له; ولو أرضعت ولد إبنها رضاعاً کاملاً لم تحرم أم الطفل على زوجها. 25/1/82
(س 915) آیا شوهر خواهر مى تواند خواهر بیوه زنش را به صیغه خود درآورد؟
ج ـ اگر کسى زنى را براى خود عقد کند ـ دایم باشد یا موّقت ـ تا وقتى که آن زن در عقد و یا عدّه رجعیّه است، نمى تواند با خواهر او ازدواج نماید، چه به صورت دایم و چه موقّت. 15/9/79
(س 916) آیا مرد مى تواند با خواهر همسر خود ازدواج کند، با فرض اینکه همسرش بیمارى داشته باشد و اجازه این ازدواج را به او بدهد؟
ج ـ حرام، و خلاف نصّ قرآن و ضرورى فقه اسلام است. 17/2/76
(س 917) مادر شوهر این جانب که قبلاً همسرش فوت نموده بود، پس از ازدواج ما شوهر دیگرى اختیار کرده است. آیا ایشان (شوهر او) به این جانب محرم است یا خیر؟
ج ـ پدر شوهر به عروسش که حلائل ابناء است، محرم است و آن همسرِ مادر شوهر که ناپدرى شوهر محسوب مى شود، به آن عروس و زنِ ناپسرى محرم نیست. 18/8/78
(س 918) زنى که شوهرش هشت ماه است به او رجوع نکرده و او را ترک کرده است، آیا مى تواند با مرد دیگرى ازدواج موقّت کند؟ آیا زن باید عدّه نگه دارد یا نه؟ اگر باید عدّه نگه دارد، چگونه باید این کار را انجام دهد؟
ج ـ تا شوهر زن را طلاق ندهد، زن نمى تواند با مرد دیگرى، چه به صورت موقّت و چه دایم، ازدواج نماید و اگر شوهر اوّل، او را طلاق داد، در صورتى که بالغه باشد و شوهر هم با او نزدیکى کرده باشد، باید از زمان طلاق، عدّه نگه دارد; یعنى به قدرى صبر کند که دو بار حیض ببیند و پاک شود و همین که حیض سوم را دید، عدّه او تمام مى شود و بعد از اتمام عدّه، مى تواند به عقد دیگرى، چه به صورت موقّت و چه به صورت دایم درآید. آرى، اگر زن یائسه باشد، بعد از طلاق مى تواند ازدواج نماید و عدّه ندارد و نسبت به مواردى که شوهر، زن را رها کرده و او را کالمعلّقه قرار داده، یعنى نفقه نمى دهد و به سایر حقوق واجب هم عمل نمى کند، امثال مورد سؤال، زن باید به محکمه شرعیه مراجعه نماید تا حاکم، ولایتاً او را طلاق بدهد، و اگر مدخوله است، عدّه نگه دارد و بعد مى تواند شوهر کند. 27/6/79
(س 919) آیا زن پدر محرم است؟ مادر زن پدر چطور؟
ج ـ زن پدر محرم است; لیکن مادر زن پدر، محرم نیست. 23/10/69
(س 920) دخترى را با تهدید و فشار به عقد مردى درمى آورند، به طورى که به گفته وى چند سال پس از ازدواج و زندگى زناشویى، هنوز میل و رغبت باطنى به شوهرش ندارد و همیشه تقاضاى جدایى از او را دارد، با این توضیحات بفرمایید:
1. اگر این زن با مرد بیگانه اى زنا کرده باشد، حالا که از شوهرش جدا مى شود، آیا مى تواند با آن مرد ازدواج کند؟
2. آیا طلاق گرفتن براى این زن، الزامى است (یعنى بدون اینکه طلاق بگیرد، مى تواند با آن مرد ازدواج کند)؟
3. آیا عده نگه داشتن براى او الزامى است؟
4. بچه اى که از شوهر قبلى دارد، آیا زنازاده است؟
5. آیا این زن و مرد در مدت هفت سال زندگى، گناه و معصیت مى کرده اند؟ اگر جواب مثبت است، گناهش به گردن چه کسى مى باشد؟
6. حالا که طلاق گرفته، آیا مَهر به او تعلّق مى گیرد؟
ج 1 ـ چون عدم حرمت ابدى براى زانى، خالى از وجه و قوّت نمى باشد، خصوصاً با جهل به حکم و موضوع، ازدواج مانعى ندارد; لیکن احتیاط در ترک ازدواج مطلوب است.
ج 2 ـ چون زن شوهردار نمى تواند به عقد دیگرى در آید، نیاز به طلاق، مسلّم است.
ج 3 ـ الزامى است، مانند بقیّه مطلّقه ها که مدخوله مى باشند.
ج 4 ـ حلال زاده است.
ج 5 ـ گناه نبوده; چون طیب خاطر نداشته، نه رضایت که شرط صحّت است، و آن هم وجود داشته است.
ج 6 ـ آرى، طلبکار مَهریّه است. 24/4/78
(س 921) شخصى با کسى عمل شنیع لواط انجام مى دهد و بعد، دخترش را به ازدواج او در مى آورد. آیا این ازدواج حلال است یا حرام مؤبد؟
ج ـ ازدواج مفعول با دختر و خواهر فاعل، على الاقوى حرام نیست و عقد مرقوم در سؤال، از جهت ذکر شده صحیح است و نافذ، و مانند بقیّه عقد نکاح ها از جهت آثار است و همه آثار عقد نکاح صحیح بر آن بار مى شود و عمل شنیع، موجب بطلان و حرمت ابدیّه نیست. 5/7/79
(س 922) اگر دو نفر مذکّر همدیگر را وطى کنند، آیا راهى براى حلال شدن خواهر فاعل یا مفعول، به طرف مقابل هست؟
ج ـ مادر و خواهر و دخترِ پسرى که لواط داده، بر لواط کننده حرام است در صورتى که لواط کننده مرد باشد و لواط دهنده خردسال و غیربالغ، بلکه اگر لواط کننده بالغ هم باشد، احتیاط در حرمت است; ولى اگر گمان یا شک کند که دخول شده یا نه و یا شکّ در بقیّه امور ذکر شده باشد، بر او حرام نمى شوند، کما اینکه اگر لواط کننده جاهل به سببیّت عمل براى حرمت ابدیّه باشد، عدم حرمت، خالى از قوّت نیست. 24/4/78
(س 923) افرادى که به دلیل انجام عمل حرامى، ازدواج با آنها حرام شده، مانند مادر و خواهر کسى که با او لواط کرده، آیا این فرد مى تواند بدون قصد ریبه و شهوت به اینها نگاه کند؟ آیا به این زنان محرم شده و پوشش در برابر این مرد براى آنان واجب نیست؟
ج ـ این افراد در حکم اجنبیّه هستند و نگاه کردن به آنان حرام است. 14/5/69
(س 924) شخصى زنى فاسد را عقد مى کند. آیا این عقد، باطل است؟ از آن جا که این گونه زنان گناهکارند، آیا واجب است قبل از ازدواج با آنان، از مسلمان بودن آنها تحقیق کرد و اطّلاع حاصل نمود؟
ج ـ عقد درست است و فساد شخص، مانع از صحّت عقد نیست. آرى، اسلام زن و مرد، با همان گفتن شهادتین است. 12/7/78
(س 925) مردى با توسّل به خدعه و نیرنگ به ازدواج دایمى زن پنجم مبادرت نموده است. آیا فرزندان زن دایمى پنجم، حلال زاده اند و از حقّ ارث نسبت به یکدیگر برخوردارند؟ و اگر که این زوجین نخواهند عقد خود را باطل نمایند، ابطال عقد آنها در صلاحیت کیست؟
ج ـ در صورتى که هر دو حکم حرمت را نمى دانسته اند، فرزندان نسبت به هر دو شبهه اند، و اگر یکى نمى دانسته، نسبت به او شبهه است و در صورت شبهه، فرزندان نسبت به کسى که شبهه داشته در حکم حلال زاده مى باشند و ارث هم مى برند، و اگر هر دو یا یکى از آنها مى دانسته که عقدِ زن دایمى پنجم حرام و باطل است و با وجود این، دست به کار خلاف و عقد حرام و باطل زده شده، فرزندان نسبت به عالم و داناى به حکم براى او فرزند حلال نیستند، ولى فرزندان از آنها ارث مى برند; و امّا در مورد مسئله جدایى، با فرض این که عقد فى حدّ نفسه باطل است، وجهى براى ابطال نیست; و امّا ابطال از جهت آثار، مربوط به خود آنهاست و ازدواجشان قاچاقى و در حکم اجنبى و اجنبیّه است و از باب نهى از منکر، باید از اعمال خلاف شرع و قانون جلوگیرى شود و اساساً آثار عدم زوجیّت را مترتّب کرد. 15/10/78
(س 926) آیا ازدواج با دخترِ زن پدر، جایز است؟ و آیا فرقى وجود دارد بین این که دخترِ زن پدر، از شوهر سابق بوده یا از شوهر لاحق؟
ج ـ ازدواج با دخترِ زن پدر که او را از شوهر دیگرى داشته، چون نه خواهرِ پدرى است و نه مادرى، بلکه اجنبیّه و نامحرم است، بلامانع است; لیکن بچّه هایى را که زن پدر از پدر شما دارد، چون خواهر و برادر مادرى هستند، به آن دختر محرم اند و اگر زن پدرِ شما از پدر شما جدا شده و با شوهر سومى ازدواج کرده، بچّه هایى که از شوهر سوم خودش دارد، با بچّه هاى شوهر قبل از پدر شما نسبت به شما فرقى ندارند، چون با شما نه از مادر یکى هستند و نه از پدر. 7/12/78
(س 927) شخصى دو زن دارد. آیا برادر یکى از زنان مى تواند با دخترِ زن دیگر ازدواج کند؟
ج ـ برادر زن انسان مى تواند دختر هووى خواهر خود را بگیرد; چون آنچه مَحرم است، دختر خواهر است نه دختر هووى او. 12/7/71
(س 928) این جانب از همسر قبلى ام یک فرزند پسر دارم که اکنون نُه سال دارد، و همسرم از شوهر قبلى یک دختر نُه ساله دارد. آیا براى مَحرم شدن بنده به دختر او، مى توانم دختر او را براى پسرم در شرایط سنّى فعلى عقد نمایم؟
ج ـ بعد از آمیزش با همسر، دختر همسرتان با شما مَحرم است و نیازى به عقد ندارد. 11/7/69
(س 929) آیا بعد از ظهار و لعان، دوباره با عقد جدید مى توان زندگى کرد؟
ج ـ در ظهار، فقط کفّاره لازم است و در لعان هم حرمت ابدیّه است، پس در هیچ یک از دو مورد، بحث عقد جدید مطرح نیست. 13/10/78
(س 930) بعضى از مردان به منظور محرم شدن با زنى، ابتدا دختر آن زن را به عقد موقت خویش در آورده، و سپس خطبه طلاق را جارى مى کنند، با این حال، آیا پسر آن مرد مى تواند با دیگر دختران آن زن ازدواج کند؟
ج ـ در عقد موقت، طلاق لازم نیست، و ازدواج پسر آن مرد با دیگر دختران آن زن، مانعى ندارد. 30/11/74
(س 931) شخصى به منظور مَحرم شدن با دختر کسى، عقد موقّت جارى مى کند. بعد از انقضاى مدت، پسر عقد کننده، خواهان دخترى مى شود که پدرش او را عقد کرده بوده است. با علم به اینکه تنها صیغه براى محرمیّت خوانده شده بود، آیا مى تواند با او ازدواج نماید؟
ج ـ نمى تواند با او ازدواج نماید و بر آن پسر و بقیّه فرزندان آن مرد، حرام ابدى است; چون همسر پدرشان است و زنِ پدر، براى فرزندان، حرام ابدى است. حرمت ازدواج، اعمّ است از دایم و منقطع، و مدخوله و غیرمدخوله، و همین معنا مقتضاى اطلاق آیه شریفه است که فرموده: «وَلاتَنْکِحُوا ما نَکَحَ آبائُکُمْ».[4] 10/4/74
(س 932) شخصى پسر بچه اى را از طریق سازمان بهزیستى به فرزندى قبول کرده است و در آغاز، کارى که باعث مَحرم شدن آن بچه با مادرخوانده شود، انجام نداده است و اکنون بچه، شش یا هفت ساله است. آیا راهى براى مَحرم شدن آنها وجود دارد؟
ج ـ اگر دخترى نداشته باشند، براى محرمیّت این گونه پسرخوانده ها که سنّ آنها از ایّام رضاع و دو سالگى گذشته و شرایط رضاع از بین رفته، راهى براى محرمیّت به نظر نمى رسد; لیکن چون این گونه اعمال که جزء اعمال برّ و احسان و نیکى به دیگران، مخصوصاً کودکان بى پناه یتیم و سرگردان مى باشد، مستحب و مطلوب و موجب اجر اخروى و سعادت در دو دنیا است، و از نظر حرمت نگاه کردن و نامحرم بودن بعد از تمییز و بلوغ به حکم ضرورت و مشکل نداشتن فرزند و مشکل گفتن به کودک که تو پدر و مادر ندارى و فرزند ما نیستى مرتفع مى گردد و جایز مى باشد، و حَرَج و مشقّت، رافع حرمت است و اسلام دین سهولت و آسانى مى باشد. 8/10/80
(س 933) از طریق سازمان بهزیستى دختر سه ساله اى را به فرزندى پذیرفته ایم که در حال حاضر پنج ساله است. راه مَحرم شدن نامبرده به ما چیست؟
ج ـ یک راه مَحرم شدن، آن است که دختر بچه را با اجازه مجتهد جامع الشرائط و رعایت مصلحت، براى مدت چند سال براى پدرِ مرد به عنوان متعه به عقد او درآورند و بعد از مدتى، تبعاً صیغه را مى بخشد و دختر بچه به صورت زن پدرِ مرد، بر آن مرد و همه فرزندان آن پدر بزرگ، نسلاً بعد نسل، مَحرم مى شود; و اگر پدر ندارد و نداشتن فرزند براى آنها حَرَجى مى باشد، حکم حرمت با تفصیلى که در مسئله قبل گفته شد برداشته مى شود. 8/10/80 (س 934) زوج جوانى که بیش از دو سال است که ازدواج نموده، ولى داراى فرزند نگردیده اند، قصد دارند از مراکز رسمى معین و یا غیره، یک نفر بچه خردسال پسر یا دختر به عنوان فرزند خوانده تحویل گرفته و از او مراقبت و او را تربیت نمایند. با عنایت به این که اینگونه موارد در شناسنامه زوج درج مى گردد، استدعا دارم نظر شرعى را از جمیع جهات بیان فرمایید؟
ج ـ اینگونه اعمال که جزء اعمال برّ و احسان و نیکى به دیگران و مخصوصاً کودکان و یتیمان بى پناه و سرگردان مى باشد، مستحب و مطلوب و موجب اجر اخروى و سعادت دو دنیا است و از نظر شرعى هر چه از اموال خود که بخواهید به او بدهید، مى توانید در حال حیات به او ببخشید یا صلح کنید و یا از راه وصیت به ثلث اقدام نمایید و اختیار فسخ را مادام که زنده هستید با خودتان قرار دهید; و از نظر حرمت نگاه کردن و نامحرم بودن، بعد از تمییز و بلوغ، به حکم ضرورت و مشکل نداشتن فرزند و مشکل گفتن به کودک که تو پدر و مادر ندارى و فرزند ما نیستى مرتفع مى گردد و جایز مى باشد، و حرج و مشقت، رافع حرمت است و اسلام دین سهولت و آسانى است. 8/10/80
(س 935) 1 ـ لو زنا رجل بامرأتین فحملتا منه فأنجبت إحداهما ذکراً والاُخرى اُنثى فهل یکون الذکر أخاً للاُنثى من الأب؟ أم یجوز لهما الزواج؟
2 ـ إذا لاط رجل بغلام ثم تزوج أخته جهلاً بالمسألة وبعد أن أنجب أطفالاً علم بذلک فهل یجب علیه فسخ العقد أم الطلاق؟ وما الحکم إذا کان ذلک یسبب له مشاکل کثیرة ولو من باب الفتنة؟
ج 1 ـ الزواج بینهما حرام ویکون من زواج الأخ بالاخت.
ج 2 ـ لا یجب علیه شیء من الفسخ والطلاق ولو مع عدم المشاکل فضلاً عنها فإن النکاح صحیح ونافذ لان حصول الحرمة الابدیة منوطة ومشروطة بعلم الأصلى حین لواطه بکونه موجباً للحرمة الابدیة ومن المعلوم عدمه فى مورد السؤال بل فى غالب الموارد. 1/4/82