جدیدترین اخبار و قوانین حقوقی (علی فتحی وکیل پایه یک دادگستری و مدرس دانشگاه )

حقوقی ----------- از تمام بازدیدکنندگان عزیز و گرانقدر التماس دعا دارم

احکام ارث

احکام ارث

سؤال : 1ـ صلح نامة مورخة‌12/11/71 حدود بیست روز پس از فوت مرحوم پدرمان در
لابلاى اسناد و نوشته هاى ایشان پیدا شده است در حالى که اولاً هیچ یک از متصالحین
از آن اطلاعى نداشتند تا ایجاب و قبولى واقع گردد، ثانیاً صلح نامه مشروط بوده و
بعد از فوت به علت عدم اطلاع ،به شرط مندرج (محل دفن) عمل ننموده اند ، ثالثاً تصرف
مالکانه مصالح تا آخرین روز حیات در مورد مصالحه ادامه داشته و از خود رفع ید
ننموده است ، رابعاً مصالح مورد مصالحه را بعد از فوت با شرایطى به متصالحین صلح
نموده است ،خامساً هیچ گونه قبض و اقباضى در زمان حیات از طرف متصالحین به علت عدم
اطلاع و انشاء صلح نامه واقع نشده ، سادساً هیچ یک از ورثه به مفاد صلح نامه رضایت
نداشته و امضاء و تنفیذ ننموده اند . حال با عنایت به عبارات : الصلح عقد یحتاج الى
الایجاب و القبول مطلقاً ،و عقد الصلح لازم من الطرفین، و یشترط فى المتصالحین ما
یشترط فى المتبایعین من البلوغ و العقل و القصد و الاختیار .آیا این صلح نامه شرعى
و مطابق فتواى ‎آن مقام معظم مى باشد یا خیر ؟

جواب : این صلح نامه باطل است.

سؤال :2 ـ در صلح نامه مورخة 20/8/74 اولاً مصالح حق فسخ و منافى را تا زمان
حیات براى خود قرار داده و بعد از فوت به عهدة متصالحین واگذار نموده است ،ثانیاً
مصالح از مورد مصالحه از خود رفع ید ننموده است و به تصرف و قبض متصالحین در
نیاورده و متصالحین نیز حق تصرف مالکانه به مورد مصالحه را نداشته اند،ثالثاً در
صلح نامة مذکور مصالح مازاد بر ثلث وصیت کرده در حالى که ورثه رضایت بر مازاد را
ندارند ، رابعاً صلح نامه در برگ عادى تنظیم شده  و بیشتر ورثه در زمان حیات آن را
تنفیذ و امضاء ننموده اند لذا با عنایت به موارد فوق  در خصوص این صلح نامه اعلام
نظر بفرمایید .

جواب : اگر صلح واقع شده باشد باید طرفین صلح ،آن را امضاء نموده باشند یا لفظاً
ایجاب و قبول آن خوانده شده باشد . اگر اینطور واقع شده باشد صلح صحیح است و طرفین
مى توانند هنگام عقد هر شرطى که مورد توافق باشد و خلاف شرع نباشد شرط نمایند ، و
اگر منظور وصیت باشد در مازاد از ثلث نفوذ ندارد ،ولى نیاز به قبول ندارد .

سؤال :3 ـ در سال 1358 مرحوم پدرم یک در بند از دو در بند مغازه واقع در بالا
خیابان را به این جانب هبه نموده در حالى که مغازة فوق به مدت حدود 14 سال در تصرف
اینجانب بوده یعنى قبض و اقباض انجام شده است با توجه به این اگر هبه بین پدر و
فرزند باشد و قبض نیز صورت گرفته آیا ایشان مى توانسته همان مغازه را مجدداً به
فرزند دیگرى صلح نماید لطفاً نظر شرع اسلام را بیان بفرمایید .

جواب : نمى تواند .

سؤال :4 ـ در مدت 14 سال کسب و کار در مغازه فوق از محل درآمد خودم موفق به خرید
یک خط تلفن و یک دستگاه پیکان سوارى مدل 1352 جمعاً به مبلغ چهل هزار تومان شدم که
هنگام جدا شدن از آن مغازه در سال 1361 قرار شد ماشین و تلفن را به پدرم واگذار
نمایم و ایشان تمام  مبلغ آن را  بپردازند لذا با وساطت مادر و آشنایان قبل از
دریافت ثمن معامله اسناد تلفن و پیکان را در محضر به نام پدرم منتقل نمودم ولى تا
کنون پس از فوت او ،نسبت به پرداخت آن اقدامى نشده است و این جانب همچنان طلبکار
هستم لطفاً حکم شرعى مسئله را ابلاغ فرمایید .

جواب : طلب شما باید از اصل ترکه داده شود.

سؤال : 5 ـ چنانچه مقتول ،ورثه صغیر داشته باشد ؛بفرمایید:

الف ) آیا همواره اخذ دیه از سوى اولیاى صغار ،اصلح به حال صغار است یا اینکه
حسب مورد مى توان جانى را عفو و یا از وى مطالبه قصاص نمود ؟

ب  ) آیا محدوده اختیارات ولى یا قیم در این خصوص تفاوتی دارد؟

جواب : رعایت ما فیه الصلاح ولو لم یکن اصلح من جمیع الجهات ،من کل المحتملات
،لازم است ،لیکن اختصاص به دیه ندارد و بر خلاف گفتة برخى بزرگان از فقهاء اخیر
رحمه الله ، ممکن است اصلح نسبى ،غیر دیه باشد و چه بسا صلاح در این باشد که از دیه
بگذرد تا به منافع مهمترى برسند و مثلاً مولى علیه محفوظ بماند ،و نیز بر خلاف گفتة
غیر واحد من الفقهاء به نظر میرسد حاکم شرعى و یا قیم از طرف او نیز ،فرقى با ولى
در این جهت ندارند و روایتى که مورد استناد واقع شده که حاکم نمى تواند عفو کند
مربوط به جایى است که وارثى نداشته باشد و چون دیه ملک امام است و در حقیقت به
مصالح عامه میرسد امام فرموده : ذلک حق للمسلمین، و نمى تواند از دیه بگذرد و شامل
این مقام نمى شود ،اینجا فقط امام ولى ï من لا ولى ï است ولى در مورد روایت ،هم ولى
ï من لا ولى ï له ،و هم وارث من لا وارث له مى باشد . والله اعلم.     

سؤال : 6 ـ خانواده اى از نعمت فرزند محروم مى باشند در نظر دارند وصیت نمایند
بدین شرح :

زوج ملک و اموال و بناء موجود را به همسر خود مى بخشد تا زوجه در امرار معاش
محتاج دیگران نباشد مشروط به این که اگر زوجه قبل از زوج از دنیا رفت موارد مذکور
در ملکیت زوج باشد .زوجه هم به علت نارضایتى از اقوام نسبی خود تمام مایملک خود را
به وارثان درجه دوم زوج مى بخشد  تا وارثان نسبى زوجه از اموال او بهره  مند نگردند
.مشروط به اینکه اگر قبل از زوج از دنیا رفت تمام اموال او به زوج منتقل گردد نه
وارثان درجه دوم زوج و نه اقوام نسبى زوجه. از آن وجود شریف مستدعى خواهیم بود که
ارائة طریق نموده و حل العقده نمائید .

جواب : از نظر ظاهر قواعد فقهیه راهى به نظر نمیرسد که عقود مزبوره تعلیقیه نشود
. لیکن یک امر عقلائى و شاید رائج خصوصاً در زمان ما مى باشد و بعید نیست که اینطور
صحیح باشد :هر یک از طرفین اموال خود را به دیگرى صلح کند یا هبه ،مشروط به اینکه
اگر پیش از طرف مقابل نمیرد همة اموال دوباره به خودش برگردد، یا به شرط اینکه پیش
از طرف مقابل بمیرد. تعلیق در اموریکه گریزى از ‎آن نیست و ضرورت جامعه میباشد
معلوم نیست که مشمول اجماع بر بطلان باشد ،و چون اعتبار عقلائى دارد دلیل دیگر
(اعتبار عقلائى نداشتن) نیز شامل او نمى شود بنابراین مشمول کریمه « اوفوا بالعقود
» مى باشد. والله تعالى هو العالم.

سؤال : 7 ـ اینجانب رجب … پدر شهید مصطفى … هستم ،پس از شهادت فرزندم همسرش و
نوه ام که دختر شهید است باقى ماند، سؤالاتى در باب تقسیم اموال و وظیفة شرعى دارم
:الف ) مقداری از اموال و لوازم خانگى که در بدو ازدواج فرزندم از طرف من به او
داده شد .لازم به ذکر است که عیال فرزندم بنا به شرائط ازدواج آنها جهیزیه اى از
خانة پدرش نیاورده .فعلاً بعد از شهادت پسرم تکلیف این لوازم چیست ؟

ب ) غیر از فرزند شهیدم، من داراى 7 فرزند ( 3 پسر و 4 دختر ) میباشم ،با توجه
به اینکه خود شهید زمین مزروعى نداشته و تحت تکفل اینجانب بوده اند بفرمائید که آیا
فرزند شهید در مسئله ارث مثل فرزندان من است ؟

جواب : 1 ـ‌ در صورتیکه اموال و لوازم زندگى را به فرزند خودتان داده اید چنانکه
در فرض مسئله ذکر کرده اید و مرسوم هم است کلاً جزء ماترک فرزند شهید شماست و ربطى
به همسر شهید ندارد ،(مگر اینکه تملیک همسر شهید کرده باشید)، و بنابراین طبق قانون
ارث تقسیم مى شود .

2 ـ فرزند شهید که نوة شما مى شود در رتبة فرزندان شما نمی باشد و اگر بخواهید
چیزى به او برسد باید در زمان حیات خود به او ببخشید و یا از ثلث خود استفاده کنید
مگر اینکه ورثه شما اجازه بدهند .

سؤال : 8 ـ هرگاه مهریة زنى غیر از وجه نقد باشد ـ همانند سفر حج ، تعلیم قرآن
یا کتابت و … ـ و قبل از رفتن به حج یا تعلیم بمیرد ، بفرمایید :

الف ) آیا این حق به ورثه مشار الیها منتقل و توسط آنها حق مطالبه مى باشد ؟

ب ) آیا مى توان بین سفر حج یا تعلیم در دو فرض قیام و عدم قیام به شخص تفاوتى
قائل شد ؟( مثلاً گفته باشد من تو را به حج مى برم یا تعلیم مى کنم یا این که هزینة
حج یا تعلیم تو را مى پردازم .)

ج )‌ در صورت انتقال به ورثه نحوه استیفاء چگونه است ؟ (مثلاً در حج آیا باید
فقط حج نیابتى انجام داد یا اینکه ورثه مابه الازاء مالى حج را مطابق سهم الارث خود
تقاضا کنند ؟)

جواب :‌ اگر قطع به قید مباشرت باشد مى توان گفت مهر ساقط است ،لیکن در مورد شک
و یا ظهور در اطلاق ،تقویم شده میان ورثه تقسیم مى شود ،بلکه در صورت قطع به قید
مباشرت نیز چون یصّح ان یقابل بالمال ،فهو مال .و ینتقل الى الورثة‌ ،و نظر میت در
اختصاص به خود دخالت ندارد .

سؤال : ‌9 ـ در برخى مناطق براى محروم کردن دختران از ارث ،پدر قبل از فوت تمام
اموال و دارایى خود را بین پسران تقسیم کرده یا هبه مى کند آیا این کار با قصد و
نیت قبلى جایز است ؟

جواب : هبه در زمان حیات جایز است به برخى فرزندان یا هر شخص دیگر ،لیکن بدانید
که در هبه قبض و تحویل دادن شرط صحت هبه است و باید مورد را تحویل فرزندان دهد ،و
اما تقسیم مال به اعتبار پس از فوت ،فقط به مقدار ثلث نفوذ دارد .

سؤال 10: محضر مبارک... سلام علیکم

احتراما تقاضاى پاسخگویى به دو استفتاء ذیل را از حضرت عالى تمنّا
دارم: 1 ـ پدرى درزمان حیات، تمام اموال « غیر منقول » را وقف اولاد ذکور مى‏نماید.
آیا چنین وقفى صحیح مى‏باشد؟ تکلیف ورّاث در این زمینه چیست؟ (توضیحا آیا فرقى میان
وقف براى یک نسل یا وقف براى نسلاً بعد نسل مى‏باشد یا خیر؟)

جواب: وقف مزبور صحیح است و فرقى هم بین وقف یک نسل یا تداوم
نسلها نیست البته محروم کردن برخى وراث و تبعیض میان آنها کراهت شدید دارد لیکن
حتما پدر از دیگران ناراحتیهائى داشته است. بهرحال اختیار ملک خود را دارد.

2 ـ پسرى پس از فوت پدر بدون رعایت حقوق خواهران اقدام به ثبت
کلیه ماترک پدرى به نام خود مى‏نماید (بدون رضایت و امضاء خواهران) تکلیف ورّاث در
این زمینه چیست؟

جواب: ثبت مزبور فاقد ارزش شرعى است و وراث باید اقامه دعوى نموده
حق خود را بگیرند.

سؤال 265: آیا عینک، موتور و اسلحه که از وسائل اختصاصى پدر است
جز، « حبوه » محسوب مى‏شود.

جواب: عینک از حبوه نیست، اسلحه از حبوه مى‏باشد، در موتور
باحتیاط واجب مصالحه شود. در مسئله 3070 توضیح المسائل ذکر کرده‏ایم.

سؤال 11: بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم با سلام
محضر مبارک ...

کسى فوت نموده و از وى یک پسر و پدر و مادر و همسر به جا مانده
است که ما مى‏خواهیم تکلیف خود را در مسائل زیر طبق شرع اسلام بدانیم.

1 ـ آیا مهر به ارث متعلق است. 2 ـ سهم هر کدام از وراث به چه
میزانى مى‏باشد. 3 ـ با توجه به اینکه تاریخ عقد مربوط به 17 سال پیش مى‏باشد و
مقدار آن پول بوده است آیا اکنون باید به نرخ روز محاسبه شود؟

جواب: 1 ـ مهریه زن، دین بر متوفى مى‏باشد و پیش از تقسیم ارث
باید پرداخت شود.

2 ـ پدر و مادر هر یک، یک ششم، همسر یک هشتم، و باقى مال مربوط به
پسر مى‏باشد، همسر از زمین ارث نمى‏برد، از قیمت بنا مى‏برد.

3 ـ بنظر اینجانب اگر چیزى مثل سکه آزادى بوده باید همان پرداخت
شود یا قیمت امروزى آن. و اگر پول نقد بوده همان مقدار سابق کافى است.

سؤال 12: محضر حضرت... با سلام و احترام
خواهشمند است با توجه به وصیت‏نامه ذیل که از پدرم مى‏باشد و اینجانب یک از 2 وصى
مى‏باشم، راهنمایى کامل بفرمایید. بسمه ا... اما وصیتم از مال دنیا که میراث خداوند
مى‏باشد و متاعش در اختیار اینجانب مى‏باشد 1 ـ مغازه واقع در چهل مترى نواب تهران
2 ـ منزل در کرج 3 ـ خانه‏سرا و یک قطعه زمین مزروعى در روستا و از 3 قسمت یک قسمت
را براى خود قرار دادم که آن مغازه مى‏باشد و آنچه در آن هست مى‏دهم به فرزندم
امیر. اما منزل کرج را فروختم به فرزندم امیر 3 دانک و مادرش (زیور) یک و نیم دانک
و دخترم نرگس یک و نیم دانک. البته به قیمت تمام شده به آنها فروختم و مبلغ آن را
دریافت نمودم و به این شرط که تا زنده هستم هیچ یک از آن‏ها ادعاى مالکیت یا تصرف
در آن به هیچ عنوان منقول یا غیر منقول را نداشته باشند. مالکیت آنها ثابت ولى تصرف
آن بعد از وفات من مى‏باشد و هیچ یک از وراث حق و ادعاى بر آنها را ندارد. و اما
خانه‏سراى روستا را وقف امام حسین علیه‏السلام نموده‏ام و این وقف خاص است ربطى به
دولت و یا غیر دولت و یا هیچ موسسه‏اى ندارد و متصدى آن نسل بعد از نسل اولادهایم
مى‏باشند الى یوم القیامه و در این وقت مسؤلیتش بعهده فرزندانم احمد و مهدى
مى‏باشد. در آنجا هر ساله در محرم مراسم روضه‏خوانى بپا نمایند. و در انتها زمین
مزروعى مربوط مى‏شود به احمد و محمد و محمود و مادرشان کلثوم. توضیح آنکه آنچه قسمت
کردم قبل از فوتم مى‏باشد یعنى زمانیکه براى کسى نبوده است خودم بخشیده‏ام پس مالى
نمانده است که بعد از من کسى ادعاى ارث نماید. مطالب فوق فرازى از وصیت‏نامه مرحوم
پدرم بود، براى آشنایى بیشتر حضرتعالى مطالب ذیل به استحضار مى‏رسانم. اولا پدرم 2
همسر داشت. اولى بنام کلثوم و فرزندانش (محمد و احمد و محمود و نرگس) و همسر دوم
بنام زیور که 2 سال است مرحوم شده و فرزندانش (مهدى و امیر). در حال حاضر از فوت
پدرم 14 سال مى‏گذرد و همسر اول و فرزندانش به خاطر مرحومیت از ارث کار را به
دادگاه سپردند و در نهایت حکم دادگاه را در فروش کل اموال و تقسیم آن بین کلیه وراث
را اخذ نمودند. ولى اینجانب به خاطر ازبین نرفتن روابط خانواده جلوى حکم را گرفتم و
با صحبت با کلیه وراث، اموال را به صورت مسالمت‏آمیز بین خودمان تقسیم و موافقنامه
را همگى امضاء کردیم (حدود 3 سال پیش) و الان که از وراث خواستم به محضر برویم براى
انتقال اموال فرزندان همسر دوم مخالفت کردند. با توجه به موارد فوق از حضرتعالى
خواهش بسیار دارم که این بنده حقیر را راهنمایى بفرمایید که چکارى انجام دهم که
اولا رضایت مادر خود که همان همسر اول مى‏باشد جلب نمایم، و دیگر اینکه دنیا و
آخرتم تباه نشود. ارزش تقریبى اموال به شرح ذیل مى‏باشد. 1 ـ مغازه چهل میلیون
تومان 2 ـ خانه کرج بیست و پنج میلیون تومان 3 ـ خانه روستا ده میلیون تومان و زمین
مزروعى پانصد هزار تومان. التماس دعا دارم و منتظر پاسخ جنابعالى هستم. نرگس...

جواب: 1 ـ مغازه باید قیمت شده ثلث آن در خیرات براى پدر صرف شود
و اگر مصرف معینى را در وصیت ذکر کرده بهمان مصرف برسد. دو ثلث دیگر بین همه ورّاث
از همسر اول و دوم و خود همسران هر کدام که هنگام موت پدر زنده بوده‏اند تقسیم شود.
همسران از اعیانى مى‏برند، و نه از زمین.

2 ـ منزل کرج طبق فروش قطعى زمان حیات متعلق به زیور و فرزندانش
امیر و نرگس مى‏باشد.

3 ـ خانه روستا اگر در زمان حیات وقف قطعى شده و قبض داده شده است
وقف مى‏باشد وگرنه حکم وصیت را دارد و از ثلث کم مى‏شود.

4 ـ زمین مزروعى اگر در زمان حیات به احمد و محمود و محمد و
مادرشان فروخته شده و یا هبه همراه با قبض ـ یعنى قبض هم داده شده ـ مال آنهاست
وگرنه آنهم باید از ثلث کم شود.

سؤال 13: به نام خدا محضر محترم مرجع
تقلید.... سلام علیکم

محترما به استحضار مى‏رساند خاله‏اى از اینجانب ذبیح اللّه‏...
کریمى در تاریخ 22/5/1384 بر اثر تصادف اتوبوس دار فانى را وداع گفته است، ایشان
مادر چند فرزند اعم از مذکر و مؤنث هستند امّا ایشان خواهرى و یک برادر دارند و
همسرشان هم در قید حیات مى‏باشد و مرحومه داراى املاکى زراعى و باغى و خانه و البسه
و لوازم خانگى و زیور آلات و مبالغى وجوه نقدى در بانکها و یا نزد همسرشان مى‏باشد
خواهشمند است فتوى شرعى در چگونگى تقسیم ارثیه و یا اینکه چه کسانى از ایشان ارث
مى‏برند با میزان سهمیه را کتبا با مهر و امضاء اعلام فرمائید که از اختلافات
احتمالى در خصوص مراتب مندرج فوق پیشگیرى شود و خداى ناخواسته حقى از حقدارى تضییع
نگردد و همچنین آیا مرحومه در عین اینکه فوت کرده‏اند از اموال شخصى همسرش ارثى
مى‏برد و اگر ارثى تعلق مى‏گیرد چه مقدار و آیا همسر متوفى ملزم به پرداخت مهریه او
به خواهر و برادر متوفى هستند به امید اقدامى مقتضى و امر به ابلاغ فتوى.

جواب: 1 ـ پس از اداء خمس و زکوة، و مظالم اگر دارد، و اداء حج
اگر بعهده‏اش بوده، باقى ترکه بین ورثه تقسیم مى‏شود.

2 ـ مهریه زن از شوهر گرفته مى‏شود، اگر ملک بوده خود ملک یا قیمت
آن به ارزش روز، و اگر پول بوده و هنوز کاملاً بى ارزش نشده باعتقاد ما همان مقدار
پول.

3 ـ نصف همه مال و از جمله نصف مهریه که به زن رسیده است، مال
شوهر است.

4 ـ ما باقى ارث بین خواهر و برادر تقسیم مى‏شود 2 سهم، برادر، و
1 سهم، خواهر.

سؤال 14: خدمت مرجع عالیقدر... سلام
علیکم

احتراما اینجانب لیلا... که مدّتى است شوهرم فوت کرده و قیمومت دو
کودکم را بر عهده گرفته‏ام و حقوق شوهرم را به بنده و مقدارى به پدر و مادر و خواهر
و برادرانش پرداخت مى‏کنند مى‏خواستم شرعا اطّلاع پیدا کنم که اینجانب لیلا...
مى‏توانم نسبت به قیمومت خود به کودکانم ماهانه از مستمرى دریافتى به عنوان حق
الزحمه برداشت نمایم یا خیر؟ مقتضى است جهت نجات از ضیق زندگى و مخارج کودکانم
رهنمودهاى لازم را مرحمت فرمایند (من اللّه‏ التوفیق) لیلا...

جواب: اگر احتیاج دارید به مقدار ضرورت بردارید.

سؤال 15: محضر مبارک... سلام علیکم

با سلام و احترام شخصى از دنیا رفت و اموالى داشت ولى وصیت نکرده
است آیا بر وراث واجب است ثلث مال او را در نظر بگیرند و هزینه نمایند. یا خیر. در
صورت واجب بودن آیا یوم الفوت ملاک است یا زمان پرداخت لطفا تکلیف را مشخص نمایید.
على...

جواب: 1 ـ واجب نیست، لیکن اگر عمل کنند خیلى بهتر است، بالاخره
او زحمت کشده و این اموال را براى ورثه قرار داده بهتر است شما هم به فکر او باشید.
البته از سهم کبار، نه صغار.

2 ـ اگر وصیت بود میزان قیمت یوم الفوت است، و اگر مال معینى را
وصیت کرده باشد همان را هر وقت بخواهند مصرف کنند به قیمت یوم الفوت حساب مى‏کنند و
به مقدار ثلثِ کل مال، برایش صرف مى‏کنند. حال که وصیت نکرده همه چیز بسته به رضایت
ورثه مى‏باشد.

سؤال 16: محضر مبارک حضرت آیت اللّه‏...
سلام علیکم

برادرى، سهم الارث پدرىِ خواهرش را (که پنج زمین مى‏باشد) نمى‏دهد
ولى با اعتراض خواهر، مجبور مى‏شود یک زمین به او بدهد آن هم به شرطى که متن زیر را
امضاء کند. 1 ـ سهم الارث پدرىِ من همین یک زمین است. 2 ـ مدعى هیچ گونه اجاره‏اى
هم نیستم چون زمین با رضایت من در دست برادرم بوده. 3 ـ حق هرگونه ادعاى حقوقى و
غیره را از خود سلب مى‏کنم و در این زمینه صلح نمودیم.

آیا این متن، از لحاظ قانونى و شرعى ارزشى دارد و لازم‏الوفاء هست
یا نه؟

جواب: در حقیقت براى رسیدن به مقدارى از حقوق خود از باقى حقوق
خود گذشت کرده‏اید اگر واقعا گذشت کنید دیگر حقى ندارید لیکن پیداست که از روى
ناچارى اظهار گذشت مى‏کنید که لااقل به مقدارى از حق خود برسید. بنابراین شرعا شما
طلبکار باقى حقوق خود هستید.