جدیدترین اخبار و قوانین حقوقی (علی فتحی وکیل پایه یک دادگستری و مدرس دانشگاه )

حقوقی ----------- از تمام بازدیدکنندگان عزیز و گرانقدر التماس دعا دارم

احکام بلوغ

و صلى الله على سیدنا محمد و آله طّاهرین و لعنة الله على اعدائهم اجمعین.

یا صاحب الزمان ادرکنی.

احکام بلوغ

سؤال :‌ 1 ـ به نظر حضرت عالى دختران در چه سنى به بلوغ مى رسند؟ و آیا 9 سال
تمام موضوعیت دارد یا مثل مرحوم صاحب جواهر (‌در جلد 26 ص 4) آن را اماره براى بلوغ
طبیعى مى دانید چنانچه از نظر مرحوم شیخ طوسى و قاضى ابن براج ،‌محقق حلى ،‌علامه
حلى و شهید اول نیز این مسئله استفاده مى شود .

خلاصه این که آیا بلوغ یک مسئله تعبدى و فقهى است یا اینکه یک موضوع خارجى است و
علائم و امارات بیان شده از طرف شارع مقدس از قبیل سن ،‌احتلام ،‌حیض و … موضوعیت
ندارند.

جواب :‌یک موضوع خارجى تکوینى است وبرخی علائم شرعى جنبة‌ تکوینى دارد که عند
العقلاء‌ هم معلوم است که دلیل بلوغ میباشد چون احتلام و حیض و نبات موى خشن ، و
برخى چون سن جنبة ‌تعبد دارد به ملاک یک حقیقت ،و آن اینکه بلوغ در سنین مختلف پیش
مى آید و شارع مقدس برای اینکه اختلافى در مسائل عبادى و سیما در مسائل اجتماعی پیش
نیاید سن مشخصى را تعیین نموده است .

سؤال :‌2 ـ‌ با توجه به آیات و روایات باب آیا روایات 9 سال در بلوغ موضوعیت
دارد یا خیر ؟

ثانیاً : آیا 9 سالگى را در بلوغ اماره تعبدى مى دانید یا خیر ؟ ثالثاً با توجه
به تعارض روایات 9 سالگى با روایت 10 سالگى و 13 سال خصوصاً ‌با موثقه عمار ساباطى
(‌وسائل الشیعه ج 1 ص 32 باب 4 ج 12) ‌و با توجه به عدم تطابق آنها با واقعیات
خارجى (حیض نشدن دختر در 9 سالگی) نظر مبارک را در صورت مصلحت صریحاً در باب بلوغ
دختران بیان فرمایید .

جواب :‌ نه سال امارة‌ تعبدیه مى باشد ، ـ البته احیاناً حیض در 8 سالگى هم بوده
که احیاناً مسئله اش را از ما هم سؤال کرده اند ـ ،شارع مقدس خواسته است دختران را
هر چه زودتر تحت کنترل درآورد ، و اما روایت عمار ، همانطور که در درس فقه توضیح
داده ام و برخى تلامذه این جانب در برخی نشریات پیاده و نشر داده اند در برابر سایر
روایات اعتبارى ندارد ،‌عما ر شخص موثقى است لیکن حافظ و ضابط نمى باشد و حتى در
موردى امام صادق (ع) ‌به شدت اظهار ناراحتى مى کند ـ در یک مسئله دیگر ـ که چرا
عمار چنین نقل کرده است ، من چنین نگفته ام ،‌موارد اعراض اصحاب از روایات عما ر
بسیار زیاد است که برخى از آنها را توضیح داده ام ،‌اینجانب تبعاً‌ للمجلسى والفیض
قدس سرّهما ،روایات عمار را اگر همراه شهرت نباشد معتبر نمى دانم و ،‌به هر حال
اعراض اصحاب موجب وهن روایت صحیحه نیز مى شود .

سؤال : 3 ـ ‌تعیین سن براى انجام فرایض دینى با احکام امضائى و معاملاتى با هم
فرق دارد ؟آیا بین سن انجام فرائض دینى از قبیل نماز و روزه با احکام امضایى و
معاملاتى فرقى قائل هستید یا هر دو را در 9 سالگى مى دانید ؟

جواب : ‌طبق روایات معتبره همة‌ احکام و حتى همة‌ حدود بر او و براى او در نه 9
سالگى ثابت است برخى موارد که دربارة وصیت و طلاق و عتق و ذبح و تعزیر آمده و بدان
جهت احتمالاً فیض فرموده بلوغ در هر باب‌، ‌مقدار سن معینى است ،‌اولاً در پسر وارد
شده نه دختر ،‌و آنهم در نفوذ اینگونه معاملات در قبل از بلوغ است ،‌و تعزیر در 10
سالگى پسر بکمتر از حد زنا .‌رجوع کنید به روایات یزید کناسى و عبد الله ‌بن سنان
که از روایات صحیحه مى باشند و به روایت عبد العزیز عبدى و روایات باب 28 حدود و
تعزیرات .

سؤال :‌ 4  ـ‌ آیا بین بلوغ عقلى و بلوغ دینى و بلوغ جنسى فرقى قائل هستید یا
خیر ؟ یا به تعبیر دیگر به نظر جناب عالی براى همه  تکالیف سن واحدى (‌9 سالگى در
دختران ) جعل و تشریع شده یا اینکه هر تکلیفى سنى را اقتضا مى کند ؟

جواب :‌ از جواب فوق معلوم شد ، البته از نظر تکوینى بلوغ عقلى و جنسى و دینى ،
مفهوماً متغایر هستند لیکن مصداقاً و خارجاً در غیر سفهاء‌ و مجانین متقاربند . و
به هر حال در تکالیف شرعیه ، میزان نظر شارع مقدس مى باشد . اینکه سن 9 سالگى را
براى روزه مشکل مید انند اولاً ‌عمومیت ندارد ،‌بچه ها و افرادى که مى شناسیم مشکلى
نداشته اند ولى اگر فرض حرج شود رفع حکم می شود ،‌و اینکه میگویند روایات مربوط به
نقاط حاره چون عربستان است از مضحکات امور است ، مگر پیامبر (ص) به شام رفت و آمد
نداشت و نمیدانست در دنیا نقاط ییلاقى هم هست ؟

سؤال :‌5 ـ با توجه به اینکه در قرآن و سنت فقط بر نشانه هاى بلوغ تأکید شده و
تفسیرى از آن ارائه نشده ، حیض و قاعدگى و موی زهار از نشانه هاى خارجى بلوغ شمرده
شده اند و فقهاى بزرگ (رض) ‌بدان فتوا داده اند ، و موى زهار در دختران نشانه بلوغ
شمرده نشده و ادله اختصاص به پسران دارد و با توجه به اینکه روایات 9 سالگى معارض
با روایات 10 و 13 سالگى است نظر مبارک حضرت عالى در سن بلوغ دختران چیست ؟

جواب : روایات موى زهار در پسر وارد شده است لیکن فقهاء ‌فرقی نگذاشته اند
چنانکه در روایات ،خشونت مو نیز ذکر نشده است لیکن فقها تصریح به آن کرده اند
،ودلیل خشونت ،غیر از علم خارجى به عدم دخالت موى نرم در بلوغ ،اجماع است و هینطور
اجماع در الحاق دختر به پسر مى باشد و خارجاً  نیز همینطور است پس نظر برخى اصحاب
در اختصاص به پسر وجهى ندارد ،‌به کتب فقهى چون جواهر ج 26 ص 7  و مهذب البارع و
حدائق و … رجوع شود (کتاب الحجر). دربارة روایت 10 سالگى ،با صراحت روایات 9 سالگى
،باید گفت از باب حمل ظاهر بر نص ، منظور شروع در 10 سالگى است .‌روایت 13 سالگى هم
فقط روایت عمار است که توضیح دادم ، ‌و یکى دو روایت که تعبیر صبیان دارد که  در
مورد پسران است نه صبایا که جمع صبیه مى باشد ،احتمال تغلیب هم ظهور ،درست نمى کند
،‌ضمناً مسئله هم تقریباً اجماعى است ،‌اینجانب یقین دارم طرح مسئله 13 سالگى با
تمسک به روایت عمار که همة فقهاء ‌عظام آنرا دیده و طرد کرده اند جز ترویج فساد و
هرج و مرج اخلاقى هیچ خاصیتى ندارد .

سؤال 6: بلوغ و تکلیف براى (پسرها و دخترها) چه سنى است؟ ملاک
بلوغ پسرها چیست؟

جواب: سن بلوغ پسران پانزده سال تمام و براى دختران نه (9) سال
تمام مى‏باشد. اصل معناى بلوغ رسیدن به حدّ قدرت اِعمال امر جنسى مى‏باشد، لیکن در
اسلام حدود و علائمى براى آن ذکر شده است که جاى شبهه نباشد. در پسران: سنّ، و
احتلام، و درشت شدن موى زهار. در دختران: سن و عادت ماهیانه، احتلام، موى درشت
زهار.

سؤال 7: در چه مواردى لازم نیست بدن و لباس نمازگزار پاک
باشد؟

جواب: تفصیلى است که در این صفحه گنجایش ندارد به رساله توضیح
اینجانب رجوع کنید.

سؤال 8: اگر نمازگزار مسئله را بداند و اما بعد از نماز فهمید که
بدن یا لباسش نجس بوده نمازش صحیح است یا باطل؟ اگر در حین نماز بفهمد چه طور؟

جواب: در رساله توضیح داده‏ایم. به مسائل شماره 835 به بعد رجوع
فرمائید.

سؤال 9: آیا شرایط عامه تکلیف در مسائل کیفرى (حدود، قصاص و
تعزیرات) نیز لازم الرعایه است یا صرف بلوغ شرط صدور احکام کیفرى است (ولو کودک به
درک کافى عقلى نرسیده باشد)؟

جواب: شرائط عامه تکلیف معتبر است. لیکن تعبیر «درک کافى عقلى»
قدرى مبهم است، همینکه مجنون نباشد کافى است. البته برخى روایات سن خاصى را ـ
بالاتر از بلوغ احیانا ـ شرط در این مسائل دانسته‏اند لیکن معمولاً این روایات را
معرض عنها دانسته‏اند، و این معنى براى اینجانب ثابت نیست، و لااقل در شرائط خاص،
ولى امر مى‏تواند به رعایت اهم و مهم سن خاصى را در مجازات منظور بدارد، از باب اهم
و مهم، نه دخالت در اصل حکم شرعى.

سؤال 10: آیا درک تکلیف از نظر عقلى و داشتن قدرت و رشد (به معنى
درک حسن و قبح) و علم به گناه بودن و علم به مجازات عمل ارتکابى در مسائل جزایى را
شرط براى مکلفین مى‏دانید یا خیر؟ در صورت امکان توضیح داده شود؟

جواب: عقل و علم به گناه شرط است، لیکن علم به مجازات دنیوى و
مقدار آن و نیز رشد زائد بر عقل شرط نیست. رشد مقابل سفه در مسائل مالى در جهت حجر
و رفع حجر، معتبر است. اما قدرت: اگر منظور این است که گناه را بدون اختیار انجام
داده است البته قدرت معتبر است یعنى جبر و یا عدم اراده و اختیار همچون عمل شخص
خواب یا بیهوش، مانع مجازات است.

سؤال 11: آیا بین عقل و کمال العقل در کلام فقهاء فرق قائلید آیا
عقل همان رشد و کمال عقل داشتن رشد اشد است؟ اصغر... تهران

جواب: رشد در عدم حجر در مسائل مالى معتبر است. در مجازات امور
کیفرى، عقل کافى است و جنون مانع مجازات مى‏باشد. اجمالاً ادله ما عام است و همه
افراد را مى‏گیرد، مجنون و نابالغ و غیر مختار همچون مجبور و شخص خواب و بیهوش خارج
شده‏اند. اگر در شرائط خاص اجراء حدود به اعتقادات مردم صدمه مى‏زند و ما
نمى‏توانیم با تبلیغ صحیح جبران کنیم یا ضررهاى دیگرى دارد ولىّ امر مى‏تواند. سن
خاصى و شرط خاصى را معتبر کند به مسئله 3111 توضیح المسائل اینجانب رجوع
فرمائید.

سؤال 12: پس از تحیت، آرزومند سلامتى وجود پربرکت هستیم مستدعى
است مرحمت فرموده بیان کنید:

اگر دخترى به بلوغ شرعى و عقلى (رشیده) رسیده باشد و بخواهد با
اخوى خویش زندگى کند در مفروض سؤال و به علت رفتار تبعیضى والدین حق انتخاب مکان
دارد یا خیر؟

جواب: اطاعت واجب نیست، لیکن اگر منجر به عقوق و قهر و جدائى شود
حرام است، ایذاء والدین نیز جائز نیست، اگر با زبان چرب و نرم جلو شدت ناراحتى
گرفته شود، مى‏تواند کار خود را انجام دهد و با زبان عذر و نرمش و محبت، مصداق
«معاشرت بالمعروف» هم که در قرآن سفارش شده، باشد.

منبع:http://www.gerami.org/istifta/01.html