جدیدترین اخبار و قوانین حقوقی (علی فتحی وکیل پایه یک دادگستری و مدرس دانشگاه )

حقوقی ----------- از تمام بازدیدکنندگان عزیز و گرانقدر التماس دعا دارم

استفتائات جدید/ قصاص و دیه و...

 

استفتائات جدید . ایت الله مکارم شیرازی مدظله العالی

 

استیفاى قصاص

سؤال 1090ـ آیا اذن حاکم در قصاص شرط است، یا ولىّ دم مى تواند بدون اذن حاکم مبادرت به استیفاى قصاص نماید؟

جواب: اذن حاکم شرط است.

سؤال 1091ـ در صورت شرط بودن اذن حاکم در استیفاى قصاص لطفاً بفرمایید:

آیا مبادرت به استیفاى قصاص بدون اذن حاکم تعزیر دارد، یا فقط معصیت است؟

جواب: هم معصیت کرده، و هم تعزیر دارد.

سؤال 1092ـ استیفاى قصاص توسّط شخص ثالث و با اجازه ولى دم، امّا بدون اذن حاکم، چه حکمى دارد؟

جواب: مانند جواب سابق است.

سؤال 1093ـ در صورتى که حاکم اذن در قصاص ندهد، تکلیف جانى (قاتل) چیست؟

جواب: حاکم نمى تواند اذن قصاص ندهد; مگر این که مفاسد مهمّ اجتماعى بر

[ 417 ]

آن مترتّب شود، در این صورت باید از قصاص خوددارى کرد.

سؤال 1094ـ چنانچه شخص ثالث، مستحق قصاص را بدون اذن حاکم و همچنین بدون اذن ولىّ دم به قتل برساند. سپس، ولى دمِ اوّل، اعلام رضایت کند، حکم چیست؟

جواب: مسأله از موارد شبهه، و مشمول قاعده درء است.

سؤال 1095ـ چنانچه شخصى مرتکب یک فقره قتل عمد، و دو فقره ایراد ضرب و جرح عمدى گردد، و اولیاى دم مقتول خواهان قصاص باشند، و قاتل مالى براى پرداختن دیه نسبت به دو نفر مجنىّ علیهما (مورد ضرب و جرح) نداشته باشد، آیا اجراى قصاص قبل از پرداخت دیه امکان پذیر مى باشد؟ در صورت منفى بودن، پرداخت دیه چگونه میسّر مى باشد؟

جواب: قصاص طبق تقاضاى اولیاى دم انجام مى گیرد، و شخص جانى اگر مالى داشته باشد، دیه را از اموال او مى پردازند، در غیر این صورت به ذمّه میّت مى ماند. و اگر جنایت بر اعضا عمدى و قابل قصاص باشد، نخست آنها قصاص مى کنند، بعد قصاص قتل انجام مى شود.

سؤال 1096ـ در شرایط کنونى وضعیّت دادگاه ها و محاکم کشور به گونه اى است که مجرمین، حتّى قاتلین، تا بیست سال هم محاکمه نمى گردند! و با این همه فساد که در میان قضات وجود دارد، قصاص قاتل یک امر مشکل، و حتّى غیر ممکن مى باشد، و در برخى مناطق دیگر که تقریباً خود مختار هستند مجازات قاتل به صورت اعدام نیست، بلکه حداکثر چهار ده سال زندان مى باشد. اگر در چنین شرایطى اولیاى دم اقدام به انتقام کنند، و قاتل را بکشند چه حکمى دارد؟

جواب: قصاص بدون اجازه حاکم شرع جایز نیست.

سؤال 1097ـ آیا براى اجراى اعدام، در مواردى که شارع مقدّس نحوه آن را مشخّص ننموده، واجب است حکومت نوعى را انتخاب کند که حدّاقلِّ درد را براى محکوم به اعدام در برداشته باشد؟

جواب: انواع معمولى جایز است; و حکومت مى تواند از طرق سهل تر استفاده کند.

[ 418 ]

سؤال 1098ـ آیا اجراى قصاص مقیّد به زمان خاصّى، مانند اوّل طلوع آفتاب است؟

جواب: قصاص مقیّد به زمان خاصّى نیست.

سؤال 1099ـ در مواردى که باید با شمشیر قصاص نمود، آیا قصاص با وسیله دیگر جایز است؟

جواب: آرى با آلت قتّاله معمول زمان، که مستلزم شکنجه خاصّى نباشد، مى توان قصاص کرد.

سؤال 1100ـ آیا مى توان قصاص اعضا را به طریقى که مجرم درد را تحمّل نکند انجام داد؟

جواب: مانعى ندارد.

جواب: از جواب بالا معلوم شد.

 

تأخیر قصاص

سؤال 1102ـ درباره لزوم تأخیر اجراى حدّ یا قصاص زن شیر ده، بفرمایید:

1ـ آیا این حکم، مادر رضاعى را نیز شامل مى شود؟

جواب: چنانچه قصاص از مادر رضاعى، حیات فرزند را به خطر بیاندازد، یا سبب ضرر قابل ملاحظه اى شود، همان حکم جارى است.

2ـ در فرض شمول، بین امکان و عدم امکان جایگزینى دایه اى دیگر، یا شیر خشک، یا شیر حیوان، تفاوتى وجود دارد؟

جواب: از جواب بالا معلوم شد.

3ـ در صورت امکان جایگزینى، یافتن دایه وظیفه حاکم شرع است، یا ولىّ طفل؟ جواب: حاکم شرع در این مسأله مسؤولیّتى ندارد.

 

 

[ 419 ]

تبدیل قصاص به دیه

سؤال 1103ـ اگر ولىّ دم در قتل عمد مطالبه دیه کند، و قاتل حاضر به پرداخت آن نشود، آیا مى توان او را به پرداخت دیه محکوم نمود؟

جواب: دیه در قتل عمد تنها با توافق طرفین قابل وصول است، و نمى توان قاتل را اجبار کرد.

سؤال 1104ـ اگر قاتل عمد قبل از اجراى قصاص خودکشى کند، آیا دیه ساقط مى شود؟

جواب: دیه از اموال او برداشته مى شود.

سؤال 1105ـ هرگاه قاتل فرار کند و تا هنگام مُردن به او دسترسى نباشد، در این صورت تکلیف دیه چیست؟

جواب: مى توان دیه را از اموال او برداشت.

سؤال 1106ـ شخصى زنِ برادر خود را کشته، و از سوى قوّه قضائیّه محکوم به قصاص شده است. مدّتى از این حکم گذشته، و قاتل در زندان مى باشد. دادگاه به پدر مقتول اطّلاع داده که فاضل دیه را پرداخت کنید، تا حکم قصاص اجرا گردد. ولى چون پدر مقتوله شخص بى بضاعت و فقیر و عائله مندى است، قادر به پرداخت فاضل دیه نمى باشد. لذا از افراد خیّر و اقارب و عشیره کمک مالى مى طلبد. آیا از نظر شرع مطهر، آنها مى توانند به عنوان تبرّع و بلا عوض، یا به عنوان وجوهات شرعیّه به ایشان کمک کنند، تا او بتواند قاتل دختر خود را قصاص کند؟

جواب: هرگاه حاکم شرع تشخیص دهد که یک مصلحت مهمّ اجتماعى بر این مسأله مترتّب مى شود، مى تواند این کار را انجام دهد. ولى قصاص هایى که براى اهداف شخصى صورت مى گیرد، مشمول این حکم نیست. و چه بهتر که از قصاص صرف نظر شود، و به سراغ دیه بروند.

سؤال 1107ـ چنان چه اولیاى دم علیرغم اصرار بر قصاص، قدرت پرداخت فاضل دیه را نداشته باشند، و از طرفى به طور عادى نیز امیدى به تمکّن آنان در آینده نباشد، بفرمایید:

[ 420 ]

1ـ آیا در این گونه موارد قصاص به طور قهرى تبدیل به دیه مى شود؟

جواب: در صورتى که امیدى به پرداخت فاضل دیه در آینده نزدیک نباشد، حکم قصاص تبدیل به دیه مى شود.

2ـ چنانچه پاسخ منفى است، در شرایطى که عدم قصاص، یا تأخیر آن، به مصلحت نباشد، و چه بسا عوارض سیاسى و اجتماعى شدیدى در بر داشته باشد، آیا مى توان با پرداخت فاضل دیه از بیت المال قصاص را اجرا نمود؟

جواب: در صورتى که عدم اجراى قصاص واقعاً مشکل آفرین بوده باشد، پرداختن فاضل دیه از بیت المال بى مانع است.

3ـ در فرض مسأله، آیا مى توان بدون ردّ فاضل دیه، قصاص را اجرا نمود، و فاضل دیه به عنوان دین بر ذمّه ولىّ دم باقى بماند؟

جواب: جایز نیست.

4ـ اگر (آن گونه که برخى از فقها مى فرمایند) در این گونه موارد، وظیفه صبر کردن تا زمان توانایى ولىّ دم باشد، در مواردى که ممکن است انتظار قصاص سالها به طول بکشد، و این امر براى قاتل و خانواده وى موجب عسر و حرج گردد، تکلیف چیست؟

جواب: در صورت احتمال یسار در آینده دور، تبدیل به دیه مى شود.

 

قصاص اعضا

سؤال 1108ـ فردى که دستش قطع شده، دست فرد دیگرى را به خود پیوند مى زند، آن گاه این دست توسّط دیگرى قطع مى شود، بفرمایید:

الف) چه مسؤولیّتى متوجّه جانى است؟

ب) آیا بین صورتى که دست پیوند زده شده به طور کامل ترمیم یافته، و صورتى که به طور ناقص بهبود یافته، تفاوتى وجود دارد؟

جواب: در صورتى که آن دست به طور کامل ترمیم یافته، حکم دست اصلى را دارد.

[ 421 ]

سؤال 1109ـ در صورتى که شخص محکوم به قصاص، عضو مماثل نداشته باشد، بفرمایید:

1ـ با توجّه به این که عضو ناسالم در برابر عضو سالم قصاص مى شود، آیا (مثلا) چشم کسى که به حسب ظاهر سالم است، ولى بینایى ندارد، عضو ناسالم محسوب مى شود، یا چنین فردى فاقد عضو به حساب مى آید؟

جواب: آرى، چشم سالم در مقابل چشم ناسالم قصاص نمى شود.

2ـ اگر جانى فاقد بینایى چشم راست باشد، و چشم راست کسى را کور کرده باشد، آیا چشم چپ او به عنوان قصاص کور مى شود؟

جواب: آرى، چشم چپ او را قصاص مى کنند.

3ـ اگر سلب بینایى به کندن حدقه باشد، و حدقه چشمش سالم، ولى بینایى نداشته باشد، هنگام قصاص تکلیف چیست؟

جواب: چنانچه حدقه جانى بینایى نداشته باشد قصاص نمى شود; بلکه باید دیه بدهد.

سؤال 1110ـ با عنایت به این که اگر شخصى دست راست دیگرى را قطع نماید، به هنگام قصاص چنانچه جانى فاقد دست راست باشد دست چپ او، و در صورت فقدان دست چپ، پاى او قطع مى گردد، بفرمایید: آیا این حکم در مورد پا و دیگر اعضاى زوج بدن نیز قابل اجرا است؟ مثلا اگر جانى پاى راست ندارد، و پاى راست دیگرى را قطع کرده، آیا این جا نیز ابتدا پاى چپ وى و در صورت فقدان آن، دست او قطع مى گردد؟

جواب: در صورت فقدان پاى راست، مى توان پاى چپ را قصاص کرد، و همچنین بالعکس; امّا دست راست را به جاى پا نمى توان قصاص کرد. در مورد سایر اعضاى زوج نیز همین حکم جارى است، یعنى راست را به جاى چپ و چپ را به جاى راست (در فرض فقدان مساوى) مى توان قصاص کرد.

 

عفو از قصاص

سؤال 1111ـ آیا مجازات معاونت در قتل عمد، همچون قتل عمد، حقّ الناس و

[ 422 ]

قابل گذشت است؟ یا حقّ الله است، و عفو آن منحصراً در اختیار ولىّ امر مى باشد؟

جواب: آرى، حقّ النّاس است، و در اختیار ولىّ دم مى باشد.

سؤال 1112ـ در صورتى که مجنىّ علیه از زنده ماندن خود مأیوس شده باشد، آیا مى تواند در مورد تبدیل قصاص نفس به دیه، یا مصالحه، یا عفو جانى، وصیّت نماید؟

جواب: او مى تواند در حال حیات خود جانى را عفو کند، و نسبت به یک ثلث دیه نیز وصیّت نماید. امّا نسبت به وصایاى دیگر او، احتیاط آن است که ورثه (اگر صغیر در میان آنها نباشد) به آن عمل کنند.

سؤال 1113ـ لطفاً در مورد مجازات ممسک و ناظر در قتل عمد به سؤالات زیر پاسخ دهید:

الف) آیا مجازات حبس ابد براى ممسک، و کور کردن براى ناظر صحّت دارد؟

ب) در فرض ثبوت، آیا تبانى و سبق تصمیم ممسک و ناظر با مباشر قتل لازم است، یا صرف وحدت قصد، ولو این که به طور اتّفاقى حاصل شود، (چنان که در منازعات دسته جمعى معمولا اتّفاق مى افتد) کافى است؟

ج) بر فرض ثبوت مجازاتهاى مذکور، آیا این مجازاتها از حقوق الله است، یا از حقوق النّاس که با عفو اولیاى دم ساقط شود؟

د) بر فرض که از حقوق النّاس باشد، آیا عفو قاتل به تنهایى براى عفو ممسک و ناظر کافى است، یا نیاز به عفو مستقلّى دارند؟

هـ) حکم اختلاف اولیاى دم در عفو ممسک و ناظر چیست؟

جواب: همانگونه که در استفتاءات جدید، جلد اوّل، پاسخ سؤال 1263 نوشته ایم، جواب سؤال شما چنین است: «چنانچه اولیاى دم از ممسک و مکره صرف نظر کنند، اجراى احکام مربوط به آنها دلیلى ندارد، و شبیه حکم قصاص است. و حکم مکره و ممسک هر دو حبس است، و کور کردن فقط حکم رائى (بیننده یا دیده بان) مى باشد، و آن در صورت خاصّى است.» و تبانى شرط نیست. این مجازاتها همانطور که در بالا گفته شد، جنبه حقّ النّاس دارد که با عفو از میان

[ 423 ]

مى رود، و هر کدام احتیاج به عفو مستقلّ دارند، مگر این که عبارت عفو شامل همه شود، و در صورت گذشتِ بعضى از اولیاى دم، حبس ساقط مى شود.

سؤال 1114ـ در کتب فقهى مى خوانیم: «اگر کسى دیگرى را بگیرد، و فرد دوّمى او را به قتل برساند، در حالى که سوّمى آنها را دیده بانى کرده تا جنایت را انجام دهند، قاتل محکوم به قصاص، نگهدارنده محکوم به حبس ابد، و چشمان دیده بان با میلِ سرخ شده یا نظیر آن، کور مى گردد.» لطفاً بفرمایید:

الف) مجازاتى که براى «نگهدارنده» و «دیده بان» بیان گردیده، چه نوع مجازاتى است؟ حدّ یا تعزیر؟

جواب: این مجازات نه حدّ است و نه تعزیر، بلکه از فروع قصاص است، و به همین دلیل قابل گذشت مى باشد.

ب) آیا مى توان چند سال حبس یا تبعید را جایگزین مجازاتهاى فوق الذکر (حبس ابد و کور کردن) نمود؟ (همان طور که در قانون مجازات اسلامى براى چنین جرایمى، تحت عنوان کلّى «معاونت در قتل» مجازات 3 تا 15 سال حبس در نظر گرفته شده است).

جواب: در مواردى جایز است.

ج) آیا اولیاى دم مى توانند «نگهدارنده» و «دیده بان» را عفو نمایند، تا مجازات آنها ساقط شود؟

جواب: از جوابهاى بالا معلوم شد.

سؤال 1115ـ لطفاً درباره محکوم به قصاص که به درخواست اولیاى دم حلق آویز شده و هنوز جان نسپرده، به این سؤالات پاسخ دهید:

1ـ اگر در این مرحله برخى از اولیاى دم قاتل را عفو کنند، آیا باید اجراى حکم را متوقّف کرد، یا متوقّف کردن آن نیازمند به رضایت همه آنهاست؟

جواب: در صورتى که هنوز زنده است عفو مانع از حکم اعدام مى شود. مگر این که بقیّه اولیاى دم فاضل دیه را به اولیاى قاتل بپردازند.

2ـ در صورت توقّف اجراى حکم و بهبود قاتل، اگر اولیا خواهانِ قصاص، سهم

[ 424 ]

الدیه عفو کنندگان را بپردازند، آیا مى توان مجدّداً وى را اعدام نمود؟

جواب: مى توانند قصاص کنند; ولى با توجّه به این که صدمات و جراحاتى که بر مجرم وارد شده تکرار مى شود، و جنبه عمد پیدا مى کند، و احتمال قصاص وجود دارد، احتیاط آن است که با هم مصالحه کنند.

 

کفّاره قتل عمد

سؤال 1116ـ کسى که در ماههاى حرام مرتکب قتل عمد شده، علاوه بر پرداخت دیه باید کفّاره جمع هم انجام دهد. آیا لازم است روزه هاى واجب کفّاره در ماه حرام انجام شود، یا مى توان در ماههاى دیگر هم انجام داد؟

جواب: لازم نیست در ماه حرام انجام داد.

 

سؤالات متفرّقه قصاص

سؤال 1117ـ فردى عمداً چشم کسى را از بین برده، و طبق شهادت شهود و تحقیق از طرفین، موضوع پرونده از موارد قصاص تشخیص داده شده است. ولى جانى قبل از صدور حکم تقاضاى تبدیل قصاص به دیه را نموده، و مجنىّ علیه نیز موافقت کرده، و حکم به دیه صادر شده، ولى بعد از قطعى شدن حکم دادگاه بدوى و تجدید نظر، محکوم علیه مدّعى اعسار شده است. لطفاً بفرمایید:

1ـ آیا تقاضاى اعسار با توجّه به این که قصاص با درخواست مصدوم به دیه تبدیل شده، قابل رسیدگى است؟

2ـ اگر موافقت مجنىّ علیه مشروط به پرداخت دیه بوده، چه حکمى دارد؟

3ـ اگر بدون شرط قبول کرده چگونه است؟

4ـ اگر تقاضاى تبدیل به دیه از طرف مجنىّ علیه بوده و جانى موافقت کرده باشد چه حکمى دارد؟

جواب 1 تا 4: در صورتى که شرایط شخص جانى تغییر نکرده، ادّعاى اعسار از او پذیرفته نیست; ولى اگر شرایط عوض شده، مثلا در این اثنا ضرر و زیان

[ 425 ]

مهمّى به او رسیده، این ادّعا با شهادت شهود از او پذیرفته مى شود.

سؤال 1118ـ آیا محکومین به اعدام یا قطع عضو مى توانند (قبل از اجراى حکم) اعضاى بدن خود را به فروش رسانده، یا اهدا کنند؟

جواب: در صورتى که منافع عقلایى براى پیوند بر آن مترتّب باشد، اشکالى ندارد.

سؤال 1119ـ هرگاه مجرم محکوم به قصاص اعدام شود، آیا ولى دم مى تواند مثلا کلیه یا سایر جوارح او را مجاناً به دست آورد، چون او صاحب حق در مقابل متّهم مى باشد؟

جواب: ولىّ دم حقّى در آن ندارد.

سؤال 1120ـ در صورت علم اجمالى به وجود قاتل در بین افراد محدود و معیّن، بفرمایید:

1ـ آیا قاضى مى تواند براى تعیین قاتل و اجراى قصاص از قرعه استفاده کند؟

جواب: قرعه در ابواب قصاص و حدود جارى نمى شود.

2ـ در صورت منفى بودن پاسخ و لزوم پرداخت دیه، چه کسى باید دیه را بپردازد؟ نحوه پرداخت آن چگونه خواهد بود؟

جواب: دیه در میان همه آنها به طور مساوى تقسیم مى شود.

—–

[ 426 ]

[ 427 ]

فصل چهل و هفتم: احکام دیات   

 

 

فصل چهل و هفتم:

احکام دیات

 

موجبات ضمان

سؤال 1121ـ آیا مرتکبین جرایم زیر، با توجّه به عدم حصول نتیجه مجرمانه مورد نظر، قابل مجازات هستند؟

1ـ شخصى به قصد قتل دیگرى، به سمت وى تیراندازى نموده، امّا به علّت عدم مهارت در تیراندازى، گلوله به فرد مورد نظر اصابت نمى کند.

2ـ فردى به قصد قتل دیگرى، شبانه به محلّ اقامت وى رفته، و او را که ظاهراً خوابیده بوده با گلوله هدف قرار مى دهد. حال آن که مجنىُّ علیه قبل از شلّیک وى، بر اثر سکته قلبى فوت نموده است.

3ـ شخصى به قصدِ سرقتِ کیفِ پولِ دیگرى، دست در جیب وى مى کند. امّا اتّفاقاً جیب او خالى بوده است.

4ـ شخصى به قصد قتل دیگرى، گلوله اى به سمت او شلّیک مى نماید. امّا گلوله به محلّى غیر حسّاس برخورد نموده، و مجنىّ علیه پس از مداوا، کاملا بهبود مى یابد.

قابل ذکر است که مورد اوّل مصداق «جرم عقیم» است، که فاعل عملیّات مجرمانه را از آغاز تا پایان انجام داده، امّا اقدامات مجرمانه وى به علّت وجود عاملى خارج از اراده و خواست او بى نتیجه مانده، و مورد دوّم و سوّم مصادیق «جرم محالند» که علیرغم طىّ مسیر مجرمانه از آغاز تا پایان، حصول نتیجه در آن به طور موقّت (مورد 3) یا دایم (مورد 2) غیر ممکن است، و مورد چهارم مصداق جرم ناقص است، که موفّقیّت مجرم در حصول نتیجه کامل نبوده، و نتیجه خفیف تر از مطلوب مجرم است.

[ 428 ]

آیا مجنىّ علیه در موقعیّت هایى نظیر موارد 1 و 3 و 4 مى تواند خسارات زیر را از مجرم مطالبه نماید:

الف) خسارات معنوى از بابت اضطراب و تأثّر ایجاد شده.

ب) خسارات مادّى، مانند هزینه بیمارستان در صورت بسترى شدن مجنىّ علیه به علّت آسیب هاى جسمى ناشى از شدّت هیجان وارده، یا مثلا جراحات ناشى از جرم ناقص.

ج) خسارات معنوى، از بابت ایجاد نقص یا عیب دایمى در مجنىّ علیه به علّت شدّت هیجان وارده (مثل لرزش دائمى دست).

جواب: در مواردى که جرم حاصل نشده، و اثر اضطراب موقّتى بوده، حاکم شرع مى تواند، مجرم را به خاطر انجام افعال مزبور تعزیر کند. و در مواردى که آثار اضطراب به صورت لرزش و مانند آن باقى مانده، در بعضى از موارد دیه، و در بعضى موارد ارش دارد. و در مواردى که جنایت به صورت ناقص وارد شده، دیه خاص خود را دارد. و اگر هزینه ضرورى درمان بیش از دیه باشد، مجنىّ علیه مى تواند مازاد را از جانى بگیرد.

سؤال 1122ـ نظر مبارک در خصوص مبناى فقهى بند سوّم مادّه 59 قانون مجازات اسلامى مبنى بر این که:

«حوادث ناشى از عملیّات ورزشى، مشروط بر این که سبب آن حوادث نقض مقرّرات مربوط به آن ورزش نباشد، و این مقرّرات هم با موازین شرعى مخالفت نداشته باشد جرم محسوب نمى شود.» که به عنوان یکى از عوامل موجهه جرم شناخته شده است (یعنى تحت آن شرایط یک فعل از حالت جرم بودن خارج مى شود،) چه مى باشد؟ مثلا در ورزش فوتبال یک بازیکن به توپ ضربه اى مى زند، که به صورت بازیکن دیگر اصابت کرده، و منتهى به جراحت یا شکستگى مى گردد; ولى قوانین و موازین آن ورزش رعایت شده، و در نتیجه طبق قانون مذکور جرم نمى باشد. نظر حضرتعالى چیست؟

جواب: دلیل مسأله این است که هنگامى که افراد وارد بازى مى شوند عملا از

[ 429 ]

یکدیگر نسبت به حوادثى که در طبیعت بازى احیاناً نهفته است، و حتّى اگر طبق مقرّرات هم عمل کنند باز هم این حوادث پیش مى آید، برائت ضمنى مى جویند، شبیه برائتى که طبیب لفظاً یا عملا از مریض مى گیرد، و این کار سبب برائت ذمّه او مى شود.

سؤال 1123ـ لطفاً در مورد میزان ضمان اسباب به دو سؤال زیر پاسخ دهید:

1ـ هرگاه چند سبب در فاصله زمانى متفاوت باعث ورود خسارت مالى یا معنوى به فردى شود، از دیدگاه فقهى چه راه حلّى در کشف مسؤول اصلى و جبران خسارت وجود دارد؟

2ـ هرگاه چند سبب در فاصله زمانى هماهنگ باعث ورود خسارت مالى یا معنوى به فردى شوند، کدام یک مسؤول است؟ و مسؤولیّت به چه نحو بین آنها تقسیم مى شود؟

جواب 1 و 2: هر کدام از اسباب به مقدار تأثیرى که در پدید آمدن آن حادثه داشته ضامن هستند. و در صورتى که میزان تاثیر هر یک مشخّص نباشد، نخست به کارشناسان مورد اطمینان مراجعه مى شود. اگر مشخّص نشد، خسارت در بین همه آنها به طور مساوى تقسیم مى گردد.

سؤال 1124ـ شخصى مبتلا به ایدز و مانند آن، دیگرى را به گونه اى به آن آلوده کرده که نوعاً پس از مدّتى سبب صدمات و مرگ وى خواهد شد. چنانچه ناقل زودتر از مجنىّ علیه فوت کند، دیه مجنىّ علیه و یا خسارات وارده بر او، پس از مرگ جانى، در هر کدام از فروض عمد، شبه عمد، و خطاى محض، بر عهده چه کسى است؟

جواب: هرگاه ناقل سبب مرگ باشد، از اموال او بر مى دارند.

سؤال 1125ـ اگر فردى به هنگام خواب، به اموال دیگرى خسارت وارد کند حکم آن چیست؟

جواب: در هر صورت ضامن است.

سؤال 1126ـ آیا شخص زیان دیده، در صورت آگاهى و توانایى، مکلّف است از ادامه

[ 430 ]

خسارت جلوگیرى نماید؟ در صورتى که جواب مثبت باشد و این کار را نکند، آیا زیان زننده ملزم به جبران خسارتى که زیان دیده، مى توانسته از آن جلوگیرى کند مى باشد؟

جواب: در صورتى که شخص خسارت دیده بتواند جلو پیشرفت خسارت را بگیرد، و عمداً این کار را نکند، پیشرفت خسارت مستند به خود اوست، و آن شخص که ایجاد خسارت کرده در مقابل پیشرفت ضامن نیست. این مسأله را فقهاى ما در کتاب قصاص، در مورد کسى که دیگرى را در دریا یا رودخانه مى اندازد، و طرف مى تواند خود را نجات بدهد، ولى اقدام نمى کند عنوان کرده، و گفته اند: «شخص اوّل ضامن نیست.» و چون این حکم را براساس قواعد بیان کرده اند، در موارد دیگر از جمله اموال تسرّى داده مى شود.

سؤال 1127ـ اگر کسى جهت زمینه سازى ارتکاب جرم، با خوراندن مسکرات، یا آنچه که موجب زوال عقل مى شود، سبب بروز جنایتى شود، آیا ضامن است؟ اگر در این خصوص خودش تلف شود، آیا خونش هدر است؟

جواب: در صورتى که این کار را به منظور تحقّق جنایتى کرده، یا مى دانسته که این عمل غالباً سبب بروز جنایت مى شود، هر چند نیّت آن را نداشته، ضامن است. و در مورد خودش، خونش هدر مى باشد.

سؤال 1128ـ اگر آموزگارى در تصحیح اوراق امتحانى، یا مسؤولین مدرسه در انتقال نمرات سهل انگارى نمایند، و بر اثر این سهل انگارى دانش آموزى مردود گردد، آیا آموزگار یا مسؤول مربوطه نسبت به خسارات مادّى و معنوى دانش آموز در طول یک سال عقب افتادگى ضمانتى دارند؟

جواب: ضامن هستند.

سؤال 1129ـ طبق مقرّرات دولتى، پزشک و بیمارستان مکلّف به پذیرش و درمان مصدوم مى باشند. چنانچه پزشکى قبل از اتمام درمان مصدوم، وى را (با وجود آن که مى دانسته نیاز به مراقبتهاى ویژه دارد) از بیمارستان مرخّص کند، و مصدوم طبق نظر پزشکى قانونى در اثر بالا رفتن قند خون، و خون ریزى داخلى، چند روز

[ 431 ]

پس از ترخیص فوت کند، آیا پزشک یا بیمارستان در فرض سؤال ضامن پرداخت دیه هستند؟

جواب: کار بسیار بدى کرده اند، ولى دیه اى بر آنها نیست.

سؤال 1130ـ ممکن است با فن آورى بدل سازى (شبیه سازى) چند نفر نسخه بدل یک اصل باشند. درصورتى که جرمى واقع شود، و از طریق اثر انگشت، یا دیگر آثار جسمى، یا علم قاضى، اثبات شود یکى از این افراد (اصل و فروع) مرتکب جرم شده اند، کدام نسخه محاکمه و مجازات خواهد شد؟

جواب: دیه در میان آنها تقسیم مى شود.

سؤال 1131ـ آیا مى توان مسؤولیّت را به تناسب درجه تقصیر تعیین نمود؟ مثلا در حادثه ناشى از کار، دست کارگرى قطع مى شود. طبق نظر کارشناس (بازرس کار) کارگر 30% درصد و کارفرما 70% مقصّر شناخته مى شوند. آیا در این صورت مى توان دیه، یا خسارت را به تناسب تقصیر هر یک از آنها، تعیین نمود؟ یعنى کار فرما را به پرداخت 70% دیه محکوم نمود، و کارگر 30% دیه را عهده دار شود؟

جواب: آرى هر کدام به تناسب مسؤولند. مگر این که قرارداد خاصّى در میان کارگر و کارفرما باشد.

سؤال 1132ـ آیا درجه تأثیر باید در تعیین مسؤولیّت ملاک عمل قرار گیرد، یا درجه تقصیر؟ مثلا در یک پروژه گاز رسانى، حفر کانال و خاک بردارى بر عهده کار فرما، و نصب لوله گاز و راه اندازى بر عهده پیمانکار مى باشد. پیمانکار پس از حفر کانال و خاک بردارى، لوله فلزى (مثلا 8 مترى) را بر روى خاکهایى که بیرون کانال انباشته قرار مى دهد، ولى بالشتک و حفاظ مناسبى زیر لوله قرار نمى دهد. کارگرى جهت تکمیل حفر کانال، داخل کانال شده، و لوله مذکور به داخل کانال سقوط، و با اصابت به سر کارگر موجب مرگ وى مى شود. کارشناس، کارفرما را به لحاظ عدم رعایت ایمنى از جمله فراهم نکردن دستکش و کفش و کلاه ایمنى (خصوصاً کلاه) 60% درصد، و پیمانکار را به خاطر قرار ندادن حفاظ و بالشتک 40% مقصّر مى داند. با توجّه به این که در فرض مثال یقیناً تأثیر کار پیمانکار (عدم نصب حفاظ و نتیجاً

[ 432 ]

سقوط لوله) بیش از درجه تأثیر کار کارفرما بوده، سؤال این است: آیا باید درجه تأثیر را ملاک در تعیین دیه و خسارت قرارداد، یا درجه تقصیر را؟

جواب: معیار تأثیر و استناد عرفى است.

سؤال 1133ـ در اجتماع سبب و مباشر، در صورتى که هر دو به طور مساوى مقصّر باشند، آیا مى توان هر دو را مسؤول و محکوم نمود؟ یا با وجود مباشر، نمى توان سبب را مسؤول دانست و سبب صرفاً در جایى مسؤول است که اقوى از مباشر باشد؟

جواب: معیار در مسأله سبب و مباشر اقوائیّت است. اگر سبب اقوى باشد استناد به او داده مى شود، و اگر مباشر اقوى باشد استناد به او داده مى شود، و اگر مساوى باشند هر دو ضامن هستند.

سؤال 1134ـ در حادثه اى سبب 70% و مباشر 30% مقصّر شناخته شده است. آیا سبب را با توجّه به 70% تقصیر، مى توان اقوى از مباشر دانست؟

جواب: معیار اقوائیّت مسأله تأثیر است، و منظور در اقوائیّت عقل و اختیار است، اگر سبب عاقل و مختار و رشید، و مباشر غافل یا مجبور باشد، در این جا سبب اقوى است، و حادثه به او نسبت داده مى شود.

سؤال 1135ـ به نظر برخى از فقهاى عظام چنانچه فرد تحت تعلیم رانندگى دقیقاً دستورات و فرامین معلّم خویش را اجرا نموده، و معلّم نیز از امکانات ترمز و کلاج جهت هدایت اتومبیل بهره مند باشد، و در حین رانندگى حادثه اى رخ دهد، معلّم ضامن بوده، و فرد تحت تعلیم هیچ گونه مسؤولیّتى نخواهد داشت. خواهشمند است بفرمایید:

الف) نظر مبارک حضرتعالى در این مورد چیست؟

جواب: در فرض سؤال با توجّه به این که سبب أقوى از مباشر است، ضمان متوجّه سبب یعنى معلّم مى شود; نه مباشر.

ب) چنانچه در این حادثه معلّم و متعلّم هر دو فوت کنند، و مقصّر فرد تحت تعلیم باشد (البتّه دستورات معلّم را اجرا کرده است.) حکم دیه آنها چگونه خواهد بود؟

[ 433 ]

جواب: در صورتى که متعلّم تمام دستورات را اجرا کرده باشد، مقصّر در واقع سبب یعنى معلّم است; نه مباشر.

ج) چنانچه در حادثه فوق ـ فرض ب ـ یکى از آنها (مربّى، یا فرد تحت تعلیم) فوت نماید، و دیگرى زنده بماند، حکم مسأله چیست؟

جواب: در صورتى که احراز شود کدامیک مقصّر بوده، او ضامن است. یعنى چنانچه مباشر دستورات را انجام نداده، مباشر ضامن است، و اگر معلّم کوتاهى کرده، او ضامن است، و اگر معلوم نشود کدام مقصّر بوده اند، دیه در میان آنها تنصیف مى شود.

د) آیا مى توان حکم مربّى رانندگى را در مسأله فوق با مربّى شنا یکى دانست؟ چرا که برخى از فقها معتقدند: «مربّى شنا فقط در صورتى ضامن است که فرد تحت تعلیم صغیر بوده باشد. ولى در صورتى که متعلّم کبیر باشد، و مربّى شنا نیز حاضر بوده، و متعلّم غرق شود، مربّى ضامن نیست.» علّت این فرق چیست؟

آیا وجود و عدم وجود قرارداد ضمانت براى مربّى رانندگى یا شنا، تأثیرى در حکم دارد؟

جواب: در شنا ظاهراً صور مختلفى است; اگر شناگر تحت تعلیم صغیر باشد مربّى ضامن است، زیرا سبب اقوى است. و اگر کبیر باشد صور مختلفى دارد; در بعضى مربّى ضامن است، و در بعضى خود شناگر.

سؤال 1136ـ معاون جرم تا چه مقدار در جبران خسارت ناشى از جرم سهیم است؟

جواب: در صورتى که جرم استناد به هر دو داشته باشد، به همان نسبت که استناد دارد، ضامن است.

سؤال 1137ـ شخصى در زمین خود چاه آب حفر کرده، و در عمق 15 مترى با سنگى مواجه گردیده است. بدین جهت با موادّ منفجره، سنگ را منفجر مى سازد. بعد از انفجار، عابرى به آن چاه رسیده، و جهت اطّلاع از وضعیّت آن سنگ، داخل چاه شده، و بر اثر تراکم گاز موادّ منفجره فوت مى کند. ضمناً صاحب چاه مانع از داخل شدن شخص متوفّى نشده، و بنا بر شهادت شاهدان، از لحظه اى که شخص

[ 434 ]

متوفّى داخل چاه مى شود، هر چه کارگران اصرار مى کنند که به اهالى اطّلاع دهند، صاحب چاه مانع مى شود. بعد از گذشت یک ساعت و نیم، اهالى قریه مطّلع شده، و متوفّى را از چاه خارج مى کنند. آیا صاحب چاه، که متوفّى را از خطر تراکم گاز در چاه مطّلع نکرده، و نیز مردم قریه را خبر نکرده که فلان کس در چاه افتاده، مقصّر و ضامن دیه مى باشد؟

جواب: در صورتى که شخص عابر با میل خود وارد چاه شده، کسى مسؤول دیه او نیست. و اگر صاحب چاه مى توانسته در نجات او بکوشد و کوتاهى کرده مستحقّ تعزیر است; امّا دیه بر او نیست. و اگر صاحب چاه از او دعوت کرده که در آن چاه وارد شود، و او از خطرات بى خبر، و صاحب چاه با خبر بوده و به او اطّلاع نداده، مسؤول است.

سؤال 1138ـ زید اتومبیل خود را در اختیار فرزندش عمرو گذاشته، و عمرو که با دخترى به صورت غیر شرعى دوست بوده، اتومبیل را در اختیار او مى گذارد. پدر عمرو، که دختر را در خیابان، در حال رانندگى مشاهده کرده، او را با اتومبیل خود تعقیب، و دختر که متوجّه تعقیب وى شده بر سرعت خود مى افزاید. در نهایت کنترل خود را از دست داده، و عابرى را به قتل، و عابر دیگرى را مصدوم مى نماید. کاردان فنّى عنوان نموده که مقصّر آن دختر است، ولى زید (پدر عمرو) نیز 30% در وقوع تصادف مقصّر مى باشد. لطفاً بفرمایید:

1ـ آیا زید هم مقصّر است و باید دیه بپردازد؟

جواب: در صورتى که هدف زید به دست آوردن مال خود بوده، تقصیرى ندارد، و چیزى از دیه بر او نیست.

2ـ نظر به این که آن دختر فاقد گواهینامه بوده، و عمرو اتومبیل را به شخص فاقد گواهینامه داده، و این کار از نظر قانون جرم است، آیا عمرو نیز نسبت به پرداخت دیه مسؤولیّتى دارد؟

جواب: او از نظر پرداخت دیه مسؤول نیست; ولى به خاطر عملش مستحقّ تعزیر است.

[ 435 ]

سؤال 1139ـ راننده تریلى قبل از حرکت ماشین از نقص موجود در ترمز با خبر مى شود، و علیرغم تذکّر شاگرد مسامحه کرده، و براى تعمیر آن اقدام ننموده، و سفر را شروع مى نماید. ترمز ماشین در یک سراشیبى از کار مى افتد. راننده براى جلوگیرى از سقوط در درّه، ماشین را به کوه مى زند و زنده مى ماند; ولى شاگرد از ترس تصادم با کوه، خود را بیرون مى اندازد و زیر چرخ ماشین کشته مى شود. آیا مى توان دیه را از راننده گرفت؟

جواب: اگر چه راننده کار بدى کرده، ولى در فرض سؤال مسؤول دیه نیست; زیرا در اینجا مباشر اقوى است.

جواب: آن شخص باید تمام دیه را بپردازد.

سؤال 1141ـ شخصى در حیاط منزل خود چاه فاضلاب حفر مى کرده، که متأسّفانه بر اثر راه پیدا کردن فاضلاب مستراح به چاه جدید الإحداث، دچار خفگى مى شود. همسایگان با اطّلاع از موضوع در محلّ ازدحام نموده، و رهگذرى به قصد نجات آن شخص به داخل چاه مى رود که او هم دچار خفگى شده، و فوت مى نماید. بر فرض که شخص اخیر، به تقاضاى صاحب چاه، یا به تقاضاى شخصى که در درون چاه گرفتار بوده، داخل چاه شده باشد، یا بدون تقاضا و استمداد کسى و صرفاً به قصد احسان و نجات جان مسلمانى اقدام به این عمل نموده و فوت کرده باشد، چه کسى مسؤول پرداخت دیه او است؟

جواب: کسى مسؤول دیه او نیست; مگر این که این کار به پیشنهاد صاحب خانه صورت گرفته باشد، و شخص رهگذر به کلّى از جریان چاه بى خبر باشد، و صاحب خانه به او اطّلاع نداده باشد.

[ 436 ]

سؤال 1142ـ زنى در حین زایمان طبیعى، و به هنگام خروج جنین، دچار پارگى مقعد و در نتیجه بى اختیارى مدفوع شده است. به علّت عدم تشخیص دکتر زایمان، و در نتیجه ترمیم نشدن به موقع، نقص مذکور بخوبى ترمیم نشده، و در حال حاضر 40 تا 50 درصد بى اختیارى دارد. آیا دکتر زایمان ضامن است، و بایستى دیه نقص ایجاد شده، را بپردازد؟ یا به علّت عدم تشخیص، و اطّلاع ندادن به پزشکِ مسؤول شیفت، فقط تعزیر مى شود؟

جواب: در صورتى که در مسأله زایمان خلافى از عامل (دکتر زایمان) سر نزده، ضامن نیست.

سؤال 1143ـ در حادثه سقوط اتومبیل، به لحاظ تغییر مسیر ناگهانى آن، راننده و سرنشین هر دو فوت نموده اند. با توجّه به این که:

اوّلا: اولیاى دم هر کدام، خواهان دیه هستند.

ثانیاً: اظهارات شهود در مورد این که کدام یک از متوفّیان رانندگى اتومبیل را بر عهده داشته و کدام یک سرنشین بوده، با هم در تعارض مى باشد.

ثالثاً: نظریّه کاردان فنّى تصادفات، کارشناس رسمى دادگسترى، و هیأت هاى سه نفره و پنج نفره کارشناسان، در خصوص مورد مذکور مغایر همدیگر است. و در یک جمله قناعت وجدانى دادگاه را فراهم نیاوده است، مسؤول پرداخت دیه کیست؟

جواب: دیه از هر دو طرف ساقط مى شود.

سؤال 1144ـ شخصى در سنّ شش سالگى با بچّه ها بازى مى کرده است. شخص دیگرى که 17 ساله بوده، در حال بازى به نفت داغى که داخل ظرفى بوده پا مى زند، نفت داغ به شخص مزبور ریخته و او آتش مى گیرد. جانى براى خاموش کردن آتش، او را در داخل حوض آبى که کمى هم لجن داشته مى اندازد. سپس به بیمارستان منتقل مى گردد. پدر و مادر مجنىّ علیه مخارج زیادى را متحمّل مى شوند، که فقط چند درصدى از آن را پدر جانى مى پردازد. آیا دیه اى به جانى یا پدر او تعلّق مى گیرد؟ در فرض تعلّق دیه، آیا به قیمت آن روز محاسبه مى شود، یا به قیمت امروز؟

[ 437 ]

جواب: در صورت ثبوت جنایت دیه به جانى تعلّق مى گیرد، و باید به قیمت امروز بپردازد. و اگر هزینه لازم براى درمان بیش از دیه باشد مقدار اضافى را نیز مى تواند بگیرد، و معیار درصد از کار افتادگى است.

سؤال 1145ـ مینى بوسى با سرعت غیر مجاز در بلوار در حال حرکت بوده، که در همین حال موتور سیکلتى از فرعى وارد بلوار شده، و باعث وقوع تصادف مى گردد، و در نتیجه راننده موتور سیکلت فوت مى کند. کاردان فنّى نظر داده که به علّت ورود از فرعى به اصلى، عامل تصادف موتور سیکلت بوده، لکن سرعت مینى بوس نیز زیاد، و در تشدید تصادف مؤثّر بوده است. آیا تمام دیه را باید راننده مینى بوس بپردازد، یا قسمتى از دیه را، یا هیچ مسؤولیّتى متوجّه وى نیست؟

جواب: چنانچه وقوع قتل مستند به کار هر دو باشد، هر یک از آن دو به مقدار تأثیرى که در وقوع قتل دارند، ضامن دیه هستند. بنابراین ملاک ضمان، سببیّت در وقوع حادثه است، و هرگاه حادثه به دو نفر یا بیشتر استناد دارد، هر کدام به مقدار تأثیرشان ضامن هستند.

سؤال 1146ـ کودکى به نام جواد جهت روشن نمودن آتش، کلّیّه وسایل از جمله کاغذ، کبریت، و بنزین را فراهم نموده، و بنزین را روى کاغذها ریخته، و مبادرت به کشیدن کبریت نموده، که در اثر وزش باد خاموش مى شود. جواد به دلیل در دست داشتن ظرف بنزین، از کودک دیگرى به نام مصطفى، در خواست مى کند که کبریت را روشن کند. با زدن کبریت توسّط مصطفى و ایجاد اوّلین جرقّه، بنزین هاى از قبل ریخته شده توسّط جواد، که در هوا متصاعد بوده آتش گرفته، و به ظرف بنزین که در دست جواد بوده سرایت مى کند. جواد از ترس، ظرف مشعل را به طرف کودک ثالثى به نام سیّد حسین که در نزدیکى آتش نشسته بوده پرتاب مى کند. بنزین به صورت وى ریخته، و باعث سوختگى سیّد حسین و نهایتاً فوت وى مى شود. نظر حضرت عالى در مورد دیه طفل مرحوم چیست؟

جواب: در صورتى که تمام آنها نابالغ، یا تمام آنها بالغ باشند، کودکى که ظرف مشتعل را پرتاب کرده، و سبب سوختن دیگرى شده، ضامن است.

[ 438 ]

سؤال 1147ـ فردى مقدارى شراب با درصد بیش از حدّ متعارف الکل، به سه نفر فروخته است. یکى از خریداران بعد از مصرف فوت، دیگرى نابینا، و سوّمى فلج شده است. در مورد میزان جرم، و مسؤولیّت فروشنده این سؤالات مطرح است:

الف) در صورت اطّلاع فروشنده از میزان بالاى الکل موجود در شراب، آیا جنایت عمدى است؟

ب) در صورت عدم اطّلاع از مطلب فوق، تکلیف چه مى باشد؟

ج) آیا علم و جهل مصرف کننده به بالا بودن میزان الکل تاثیرى دارد؟

د) آیا علم مصرف کننده به حرمت شرب خمر و بطلان معامله، تأثیرى در حکم دارد؟

جواب الف تا دال: در صورتى که گیرنده شراب، آگاه از بالا بودن درصد الکل و عوارض ناشى از آن بوده کسى مسؤول قتل او نیست. و اگر آگاه نبوده، ولى فروشنده آگاه به این مسائل بوده، و مى دانسته که این امر غالباً منشأ قتل یا نقص اعضا مى شود، مصداق جنایت عمدى است. و اگر با خبر نبوده، او مسؤول نیست. ولى اگر سازنده آگاه بوده، یا سهل انگارى کرده، او مسؤول است. و اگر هیچ کدام آگاه نبوده و سهل انگارى نکرده اند، و تصادفاً این مسأله پیش آمده، هیچ کدام مسؤول نیستند. دانستن و ندانستن حکم این مسأله، تأثیرى ندارد، ولى در مسأله حدّ شراب و مجازات آن مؤثّر است، و به یقین این معاملات باطل و حرام است.

سؤال 1148ـ راننده اى به اتّفاق شاگردش جهت شستشوى کامیون خود به یک واحد شستشوى وسایل نقلیّه (کارواش) که فاقد پروانه کار و نکات ایمنى لازم بوده، (به دلیل عیب فنّى دستگاه پمپ آب، و مجهّز نبودن به سیم اتّصال زمینى و فاقد استاندارد) مراجعه مى نماید. متصدّى آن واحد به دلیل مشغله کارى از پذیرش شستشو خوددارى، ولى با اصرار آنها شستشوى کامیون را به خود آنها واگذار مى کند. در حین انجام کار، کمک راننده دچار برق گرفتگى شده و فوت مى نماید.

لطفاً بفرمایید:

الف) با توجّه به این که واحد فوق فاقد پروانه بوده، و مسائل ایمنى در آن

[ 439 ]

رعایت نشده، چه کسى مسؤول فوت نامبرده است؟

ب) آیا مباشرت آزادانه متوفّى مؤثّر در موضوع هست؟

جواب: در صورتى که دستگاه او معیوب و خطرناک بوده، و او خبر نداده، مسؤول، صاحب مؤسّسه است. و اگر این امر بر اثر ناآگاهى کمک راننده حاصل شده، مسؤول خود اوست.

سؤال 1149ـ مسؤول برگزارى اردوى دانش آموزى، اسلحه کلاشینکف خود را بدون خشاب و فشنگ در اختیار دیگر اعضا قرار مى داده است. در همین اثنا که اسلحه دست یکى از اعضا بوده، وى متأسفانه بدون اطّلاع مسؤول اردو یک فشنگ جنگى که از قبل همراه خود داشته را داخل اسلحه به نحوى جاى مى دهد که اسلحه آماده شلیک مى گردد. بناگاه ترقّه اى صوتى در کنار مسؤول برگزارى اردو منفجر مى گردد، ایشان جهت برقرارى نظم اسلحه را از دست فرد مزبور گرفته، خشابى را که نزد خود داشته به روى اسلحه سوار کرده، اسلحه را از ضامن خارج نموده، لکن هنوز مسلّح نکرده، که اشتباهاً دست وى به روى ماشه رفته و موجب شلیک و اصابت گلوله به یک نوجوان بسیجى مى گردد. علیرغم سعى و تلاش تیم پزشکى، مصدوم فوت مى نماید. با توجّه به توضیحات بالا چه کسى ضامن است؟

جواب: ظاهر این است که هر دو مشترکاً در برابر دیه ضامن هستند، و براى تعیین مقدار مسؤولیّت هر کدام باید نظر کارشناسان متعهّد را بدست آورند. و در صورت شک، احتیاط آن است که این دو نفر با هم مصالحه کنند، و در هر حال این قتل جزء قتل خطا نیست; بلکه شبه عمد است.

سؤال 1150ـ بند دوّم چهار انگشت کارگر سنگبرى با دستگاهى به نام قُلَّه بُر بریده مى شود. توضیح این که: چون تمییز کردن زنجیر قله بر، نیاز به دو نفر دارد. یکى پشت دستگاه دکمه را مى زند تا زنجیر قلّه بر بالا و پایین بیاید، و دیگرى زنجیر را تمیز و پاک مى کند. این شخص نیز یکى را به عنوان همکار دعوت مى کند، و شخص مددجو فقط به عنوان آن که کمک کرده باشد طبق دستور داعى (شخصى که انگشتانش بریده شده) دکمه دستگاه را مى زند، و آن اتّفاق مى افتد. آیا دیه اى تعلّق

[ 440 ]

مى گیرد؟ و در صورت تعلّق، آیا بر عهده کارفرما است، یا شخص همکار؟

جواب: در صورتى که طبق دستور آن شخص فقط دکمه را زده و کار دیگرى انجام نداده، و اشتباه و خطا از ناحیه شخص مصدوم بوده، دیه به کسى تعلّق نمى گیرد. ولى اگر در هنگام استخدام طبق قانون کار یا قرار داد خصوصى، جبران هر گونه خطا و حادثه اى بر عهده کار فرما شرط شده است، باید به این شرط عمل شود.

سؤال 1151ـ مردى اجنبى به اتّفاق زن بیگانه اى با موتور سیکلت، در جاده حرکت مى کردند. از سوى مرد به آن زن پیشنهاد مى شود که با دوستان وى نیز ارتباط برقرار نماید، زن که فقط به منظور ارتباط با موتور سوار خود را آماده کرده بود، از این موضوع ناراحت شده، با سعى و تلاش راننده را به ایست کامل جهت پیاده شدن دعوت مى نماید; لکن راننده نپذیرفته، و به مسیر خود ادامه مى دهد. لذا آن زن خود را از موتور در حال حرکت پایین مى اندازد، و همین امر باعث مرگ وى مى گردد. آیا راننده ضامن است؟

جواب: در صورتى که راننده مى دانسته، یا احتمال قوى مى داده که اگر توقّف نکند زن خود را از موتور سیکلت خواهد انداخت، نیمى از دیه او را باید بپردازد.

سؤال 1152ـ شخصى در کارگاهى کار مى کرده، که به خاطر نداشتن کلید اتوماتیک و نواقص دیگر، پنج انگشت و مقدارى از کف دست وى قطع مى شود. دیه او بر عهده چه کسى است؟

جواب: در صورتى که کارگر از نقص دستگاه اطّلاع نداشته، و صاحب کار در اطّلاع رسانى کوتاهى کرده، مسؤول صاحب کار است. و اگر اطّلاع داشته و اقدام بر این کار کرده، دیه بر عهده خود اوست. مگر این که قانون کار، که بر مبناى آن استخدام صورت گرفته، وظیفه اى براى کارفرما در این گونه موارد قائل شود.

سؤال 1153ـ پزشکى قانونى در تعیین علّت فوت یک خانم باردار چنین نظر داده است: «چون ماما مى بایست طبق مقرّرات زائو را به پزشک متخصّص معرّفى نماید، و این امر صورت نگرفته، 20% مقصّر است.» آیا دادگاه مجاز به محکوم نمودن ماما به

[ 441 ]

لحاظ عدم راهنمایى زائو به پزشک متخصّص به میزان فوق مى باشد؟ در صورت مثبت بودن پاسخ، آیا ماما باید دیه جنین را نیز به همان نسبت بپردازد؟

جواب: شخص ماما تنها مستحق تعزیر است; و ممکن است تعزیر مالى انتخاب شود.

سؤال 1154ـ آقاى «الف» که شغلش جمع آورى ضایعات است، مقدارى آهن آلات ضایعاتى از بیرون شهر جمع آورى کرده، سپس آن را براى فروش به مغازه اى، که خریدار این قبیل ضایعات مى باشد، آورده است. آقاى «ب» که کارگر مغازه است، پس از بازدید یک قطعه از اشیاى مذکور را که مشکوک و غیر عادى بوده، جدا و به فروشنده تحویل داده، و بقیّه آنها را مى خرد. آقاى «الف» پس از خروج از مغازه آن شىء مشکوک را با فاصله اى از مغازه به بیابان مى اندازد. آقاى «ج» پسر یازده ساله صاحب مغازه، که فاقد مسؤولیّت کیفرى مى باشد، قطعه آهن مشکوک را پیدا کرده، داخل پارک مخفى مى نماید. بعد از مدّتى موضوع را با یکى از دوستان هم سنّ خود، آقاى (د) در میان مى گذارد. با هم به پارک مى روند، و بنا به تقاضاى دوستش آن شىء را در اختیار او قرار مى دهد. آقاى «د» آن را با خود به منزل برده و کنجکاوى او باعث انفجار آن شده، که در اثر این انفجار چهار انگشت دست راستش قطع مى شود. پدر طفل مذکور (د) به ولایت از طرف فرزندش، بر علیه آقاى «ج» و پدرش شکایت، و تقاضاى دیه کرده است. مستدعیست بفرمایید:

1ـ آیا آقایان «الف» و «ج» از باب سببیّت مسؤولیّتى در بروز این حادثه دارند؟ در صورت مثبت بودن پاسخ، میزان تقصیر هر یک چقدر مى باشد؟

2ـ اگر آقاى «ج» بدون در خواست از سوى آقاى «د» آن شىء مشکوک را به او سپرده باشد تا براى او نگهدارى کند، سپس انفجار و قطع انگشت رخ داده باشد چطور؟ آیا آقاى «ج» از باب سببیّت مسؤولیّتى دارد؟

جواب: اگر آن شىء ظاهراً چیز خطرناکى بوده، و آقاى «الف» آن را در جایى رها کرده که ممکن است توجّه دیگران را جلب کند، مسؤولیّت دارد. همچنین پسر صاحب مغازه، و بچّه اى که شىء مزبور را کاوش و دستکارى کرده، آنها نیز

[ 442 ]

مسؤولیّت دارند. و درصد ضمان این سه نفر منوط به نظر کارشناسان مورد اعتماد است.

سؤال 1155ـ کارفرمایى وسیله نقلیّه سنگین را در اختیار یکى از کارگران خویش، که فاقد گواهینامه راهنمایى و رانندگى بوده، قرار مى دهد. در حین انجامِ کارِ فردى، و بر اثر عدم مهارت راننده کشته مى شود، بفرمایید:

الف) در صورتى که کارگر مذکور ملزم به رعایت دستور کارفرما باشد، مسؤولیّت قتل بر عهده کارگر است، یا کارفرما؟

ب) آیا مى توان هر یک را بر حسب درصد شرکت در قتل، مقصّر شناخت؟

ج) در صورتى که کارگر ملزم به عمل مذکور نبوده، ولى بر اساس قوانین و مقرّرات مربوط به کار، و به دلیل عدم اجراى مقرّرات و ضوابط فنّى، کارفرما مقصّر شناخته شود، آیا از نظر شرعى کار فرما مسؤولیّت دارد؟

جواب الف تا ج: مقصّر در هر حال فقط کارگر مزبور است. ولى چنانچه طبق قوانین کار قراردادى با کارگر داشته، که خسارت او را در چنین فرضى بپردازد، لازم است طبق آن قرارداد عمل شود.

سؤال 1156ـ ممکن است یکى از طرفین در حین مشاجره به علّت استرس ناشى از مشاجره سکته قلبى نموده، و فوت نماید. چنانچه جسد مورد معاینه دقیق قرار گرفته و کالبد گشایى شود، ممکن است علائمى به نفع بیمارى قلبى عروقى یا سکته هاى جدید یا قدیم قلبى مشاهده شود. قاضى معمولا پرونده را به کمیسیون کارشناسى پزشکى ارجاع، و نظر آنان را در مورد میزان تأثیر استرس و هیچان ناشى از منازعه در تشدید بیمارى زمینه اى و تسریع مرگ جویا مى شود. لطفاً بفرمایید:

اوّلا: هرگاه کسى به سبب استرس ناشى از مشاجره فوت نماید، آیا در صورت تشخیص پزشکى قانونى، مى توان عامل آن را به دیه محکوم نمود؟

ثانیاً: آیا عامل مشاجره، که موجب عصبانیّت و سکته گردیده، مباشر در قتل است، یا این که به میزان تأثیر عمل (به استناد نظر پزشکى قانونى) باید دیه بدهد؟

جواب: اگر عامل مشاجره و فشار روحى شخص متوفّى بوده، یا عوامل

[ 443 ]

بیرونى اثر داشته، کسى ضامن نیست; ولى اگر از قرائن حسّى یا قول اهل خبره معلوم شود که طرف مقابل عامل این کار بوده، به نسبت تأثیر ضامن است.

سؤال 1157ـ صاحب موتور عقب، و دوستش راننده موتور بوده است. راننده در سر چهار راه نتوانسته موتور را کنترل کند، و بدین جهت پس از برخورد به جدول فوت نموده، و نفر دوّم مجروح مى شود. اداره راهنمایى تأیید مى کند که فرد فوت شده سرنشین (راننده) موتور بوده است. حکم شرعى این مسأله را بیان فرمایید.

جواب: خون سرنشین موتور برگردن خودش بوده، و دیه شخصى که مجروح شده را باید از مال او (اگر مالى دارد) بدهند.

سؤال 1158ـ دو نفر عابر پیاده، بدون آشنایى با مقرّرات راهنمایى و رانندگى از اتوبان کرج ـ ساوه عبور مى کردند، که با ماشین خاور تصادف نموده، و هر دو جان مى سپارند. لطفاً بفرمایید دیه آنها بر عهده کیست؟

جواب: در صورتى که آنجا جاى عبور و مرور نبوده، و رانندگان به طور معمول انتظار عابر پیاده اى را در آنجا ندارند، و آنها خودشان مرتکب بى احتیاطى شده اند، راننده مسؤول نیست.

سؤال 1159ـ مؤسّسه اى اقدام به ایجاد دریاچه اى براى پرورش ماهى نموده، و به علّت عدم موفقیّت در این کار، دریاچه را بدون حفاظ و ایجاد حصار و نصب تابلوى شنا ممنوع رها کرده است. چند تن از جوانان براى شنا به آن دریاچه رفته، که یکى از آنها غرق مى گردد. آیا مؤسّسه مذکور ضامن پرداخت دیه آن جوان مى باشد؟

جواب: هرگاه غرق شدگان افراد بالغ و عاقلى بوده اند، کسى ضامن خون آنها نیست.

سؤال 1160ـ پیرمردى 75 ساله به هنگام عبور از عرض خیابان توسّط راننده یک دستگاه وانت بار مجروح شده، و پس از انتقال به بیمارستان فوت مى نماید. در کالبد شکافى از جسد متوفّى اعلام مى گردد که پیرمرد مذکور داراى بیمارى تنفّسى بوده، و بر اثر آن فوت نموده است. لکن کمیسیون پزشکى پس از اعتراض به نظریّه کالبد شکافى، اعلام مى دارد که تصادف به میزان 20% باعث تشدید فوت آن مرحوم شده

[ 444 ]

است. با توجّه به مراتب فوق، و این که اگر حادثه تصادف هم رخ نمى داد فوت حاصل مى شد، آیا راننده اى که باعث بروز حادثه شده تنها مسؤول 20% دیه است، یا ضامن کلّ دیه یک مرد مسلمان مى باشد؟

جواب: در صورتى که ثابت شود تصادف مزبور تنها 20% تأثیر داشته، راننده فقط 20% دیه را ضامن است.

سؤال 1161ـ موتور سوارى در حال حرکت به سمت چپ منحرف مى شود. اتومبیلى که در سمت مخالف جاده در حال حرکت بوده با موتور سوار برخورد نموده، و او را در مسیر قبلى اش قرار مى دهد. در این حال اتومبیل دیگرى با موتور سوار برخورد کرده، و باعث خسارت جانى و مالى به او گردد. حال اگر هم ماشین اوّل، و هم ماشین دوّم، هر دو سرعت غیر مجاز داشته باشند، خسارت بر عهده کیست؟ اگر تنها اتومبیل اوّل، یا تنها اتومبیل دوّم، داراى سرعت غیر مجاز بوده، پرداخت خسارت بر عهده کیست؟

جواب: در صورتى که اتومبیل اوّل خسارتى به او وارد نکرده، و تنها او را به مسیر اصلى بازگردانده، مقصّر محسوب نمى شود، و ضامن راننده اتومبیل دوّم است; مشروط بر اینکه موتور سوار در مسیر خودش حرکت کرده باشد.

سؤال 1162ـ شخصى براى حفاظت از مزرعه اش در قبال حیوانات وحشى، دور تا دور آن را سیم خاردار مى کشد، و از برقکارى مى خواهد که سیمى را از شبکه برق سراسرى به سیم خاردار مزبور وصل کند، که با کلیدى سیم مزبور متّصل به برق شود. عصر یکى از روزها برادر صاحب مزرعه پس از انجام کار در مزرعه، و به دستور صاحب مزرعه، کلید را مى زند و سیم خاردار برق دار مى شود. شب همان روز در مزرعه اى پایین تر کشاورزى مشغول آبیارى بوده که ناگهان متوجّه قطع جریان آب مى شود. او براى پیدا کردن علّت قطع آب به طرف سرچشمه به راه مى افتد، و چون مى بایست از مزرعه شخص اوّل بگذرد، پایش به سیم خاردار برخورد مى کند، و در اثر برق گرفتگى مى میرد. صاحب مزرعه در دادگاه اعلام مى دارد که من به صاحبان مزارع اطراف، و از جمله کشاورز مزبور، هشدار داده بودم که شب هنگام سیم خاردار

[ 445 ]

دور مزرعه برق دار است. از طرف دیگر شبکه برق منطقه اى اعلان مى کند که برق کشى مزرعه خلاف قانون، و بدون اجازه ما بوده است. لطفاً بفرمایید چه کسى ضامن خون کشاورز متوفّى است؟

جواب: در صورتى که اتّصال سیم خاردار مزرعه به برق برخلاف قانون و عرف محل، و در مسیر عبور و مرور همسایگان بوده، صاحب مزرعه ضامن است.

سؤال 1163ـ نارنجکى که معلوم نیست از کجا و توسّط چه کسى آورده شده، در دست یکى از بچّه ها منفجر گردیده، و بر اثر انفجار آن دو پسربچّه کشته مى شوند. حال با توجّه به این که هر کدام از اولیاى دم، از طرف مقابل شاکى بوده، و مدّعى است که فرزند او نارنجک را آورده، تکلیف چیست؟ آیا عاقله، با توجّه به صغیر بودن مقتولین مسؤولیّتى دارد؟ بر فرض این که هیچ کس متّهم نباشد، تکلیف دیه چه مى شود؟

جواب: این مسأله چند صورت دارد: نخست این که یقین داشته باشیم یکى از آن دو بچّه عامل قتل بوده، ولى شناخته نشود. در اینجا دیه یک انسان تقسیم بر عاقله طرفین مى شود، و از عاقله یکى گرفته به ولىّ دم دوّمى داده مى شود و بالعکس. دیگر این که احتمال داده شود این حادثه اتّفاقى رخ داده، و هیچ یک عامل آن نبوده اند. در این صورت دیه اى ندارد. سوّم این که یقین داشته باشیم شخص ثالثى عامل این کار بوده، و آن شخص مجهول باشد. در این صورت دیه در بیت المال است.

سؤال 1164ـ کارگر روز مزدى جهت تعمیر دیوار قدیمى و گلى، مشغول کندن دیوار مى شود. ناگهان دیوار فرو ریخته و کارگر در زیر آن فوت مى کند. ورّاث وى مدّعى هستند چون در حین کار چنین حادثه اى رخ داده، صاحب کار باید دیه را پرداخت نماید. از طرفى بنّا مى گوید: من به آن مرحوم گفتم: «فعلا به دیوار دست نزن، تا من از بیرون برگردم.» ولى کارگر در جواب گفته: «به هنگام احداث این دیوار من کار کرده ام، مى دانم دیوار محکمى است، و حادثه اى رخ نمى دهد.» من رفتم بیرون، وقتى آمدم، دیدم دیوار ریخته، و نامبرده فوت کرده است. آیا دیه بر عهده صاحب کار است؟

[ 446 ]

جواب: صاحب کار ضامن نیست; مگر این که قانون کار چنین چیزى ایجاب کند و آنها بر اساس قانون کار اقدام کرده باشند.

سؤال 1165ـ فردى بچّه اش را براى ختنه به بیمارستان برده است. دکتر مربوطه، اضافه بر عمل ختنه، یک غدّه چربى را بدون اذن پدر عمل کرده است. پزشکى قانونى اعلام نموده: «عمل مذکور لازم بوده، و در آینده هم براى بچّه مشکلى ایجاد نخواهد شد.» ولى پدر بچّه مى گوید: «دکتر بدون اذن من اقدام به عمل کرده، و من شاکى هستم.» آیا دکتر ضامن است؟

جواب: هرگاه کار او موجب نقصى براى آن بچّه نشده، ضامن نیست; ولى بدون اجازه نباید چنین کارى کند.

سؤال 1166ـ شخصى در سال 1363 بر اثر تصادف با تاکسى به قتل رسیده، ولى معلوم نیست با کدام ماشین و راننده تصادف کرده است. دادسراىِ زمان وقوع جرم، پس از بى نتیجه بودن تحقیقات به لحاظ این که متّهم نامعلوم و مشخّصات وى اعلام نشده، قرار منع پیگرد صادر نموده است. حال آیا موضوع قابل بررسى و پى گیرى مى باشد، و لازم است جهت احقاق حقّ، همه رانندگان تاکسى، یا غیر تاکسى شهر را احضار، و در صورت لزوم جلب، و از آنها بازجویى کرد، و در صورت انکار، موضوع با مراسم قسم حلّ و فصل شود؟ آیا لازم است، در صورت تبرئه افراد مظنون، دیه مقتول از بیت المال پرداخت شود؟ اگر احتمال برود که توسّط راننده رهگذر و غیر بومى به قتل رسیده، تکلیف چیست؟

جواب: ولىّ دم مى تواند تقاضاى تحقیق از افراد مظنون کند; ولى تعقیب افراد عادّى و غیر مظنون وجهى ندارد. و اگر چیزى ثابت نشد، دیه را از بیت المال مى پردازند.

سؤال 1167ـ بنّائى خانه اى ساخته، که متأسّفانه ناگهان منهدم شده و چند نفر زیر آوار مرده اند. کارشناسان رسمى و ماهر تشخیص داده اند که خراب شدن خانه به علّت نبود آگاهى در کار بنّایى، و خیانت در مصالح ساختمانى، رُخ داده است. آیا این مسأله، قتل عمد محسوب مى شود، یا غیر عمد است؟

[ 447 ]

جواب: اگر ثابت شود که ویرانى عمارت و کشته شدن بعضى از افراد به خاطر سهل انگارى و ندانم کارى آن بنّا بوده، آن شخص قاتل غیر عمد محسوب مى شود و دیه دارد.

سؤال 1168ـ سه نفر در حین درگیرى به سوى یکدیگر تیراندازى نموده، ولى فرد دیگرى بر اثر اصابت دو گلوله کشته مى شود. بر اساس اعلام پزشک قانونى، علّت تامّه مرگ دو گلوله وارده در ناحیه شکم و باسن مقتول مى باشد. لطفاً بفرمایید:

الف) نوع قتل واقع شده چیست؟

ب) آیا ثبوت یا عدم ثبوت ادّعاى متّهمین، مبنى بر تیر اندازى به صورت بى هدف و زمینى، در نوع قتل تأثیر دارد؟

ج) آیا قتل به هر سه نفر منتسب است، یا به دو نفر؟

د) در صورت انتساب قتل به دو نفر، در فرض عدم امکان تعیین آن دو، حکم مسأله چیست؟

جواب الف تا د: حکم مسأله در هر حال پرداخت دیه شخص مقتول به اولیاى دم است، و دیه میان هر سه نفر به طور مساوى تقسیم مى شود.

سؤال 1169ـ فردى از شخصى شکایت نموده، و حکم جلب او صادر شده است. مأمور کلانترى براى جلب متّهم، با ماشین شاکى نزد وى مى رود. متّهم از رفتن به پاسگاه امتناع نموده، و پس از حرکت ماشین، سنگى که حدود دو کیلو و پانصد گرم وزن داشته، به طرف ماشین پرت مى کند. متأسّفانه سنگ به سر شاکى اصابت کرده، و نامبرده بر اثر همین ضربه فوت مى نماید. اولیاى مقتول مدّعى هستند که ضارب با این عمل قصد قتل مقتول را داشته، و ضارب مدّعى است که قصد داشته سنگ را به سگى که در آن حوالى بوده پرتاب کند، و اتّفاقاً به ماشین خورده است. از قراین خارجى، و امارات ظنیّه، و شهود واقعه، استفاده مى شود که پرتاب کننده سنگ قطعاً قصد ضربه زدن به ماشین آنها را داشته، هر چند قصد جنایت بر مجنى علیه قطعى نمى باشد، لکن مقرون به لوث مى باشد. از طرفى احتمال قصد پرتاب سنگ به سگ، که مورد ادّعاى قاتل مى باشد، غیر عقلایى به نظر مى رسد. با توجّه به شرح

[ 448 ]

واقعه، آیا عمل جانى قتل عمد محسوب مى شود؟

جواب: در فرض سؤال، که نه قصد قتل عمد محرز است، و نه اغلبیّت سبب، جانى باید دیه بپردازد.

 

ضمان جریره

سؤال 1170ـ با توجّه به آنچه که در تبصره مادّه 307 قانون مجازات اسلامى آمده، «کسى که با عقد ضمان جریره، دیه جنایت دیگرى را به عهده گرفته، نیز عاقله محسوب مى شود.» آیا ضمان جریره مطلقاً عاقله محسوب مى شود، یا در ردیف عاقله است؟

جواب: ضامن جریره در صورتى باید دیه را بپردازد که هیچ وارثى نداشته باشد. بنابراین بعد از عاقله است; نه در ردیف عاقله.

سؤال 1171ـ ضامن جریره در کدام یک از طبقات ارث قرار مى گیرد؟

جواب: ضامن جریره در ردیف متأخّر از طبقات سه گانه ارث است.

سؤال 1172ـ با توجّه به نظر برخى از حقوقدانان در مورد شخصى بودن جرایم و جنایتها، و با عنایت به وضع کنونى جوامع، یعنى عدم تمایل اقارب نسبى به پرداخت دیه خطاى محض، بحث عاقله و ضمان جریره سالبه به انتفاء موضوع است. آیا صورتهاى دیگرى از ضمان جریره، با توجّه به نیازهاى کنونى جامعه قابل تصوّر است؟

جواب: بیمه حوادث بى شباهت به نوعى ضمان جریره نیست; بنابراین نمى توان گفت که در دنیاى امروز ضمان جریره وجود ندارد; ولى بیمه گر ارث نمى برد. چون در مقابل ضمان جریره، عوضى مى گیرد.

سؤال 1173ـ طبق آنچه در متون فقهى آمده ضامن جریره در صورتى ارث مى برد، که مضمون وارث نسبى و آزاد کننده نداشته باشد. با عنایت به مطلب فوق، اگر ضامن جریره دیه خطایى مضمون خود را پرداخت کند، و بعد از آن وارث نسبى لاحق شود، کدام یک ارث مى برند؟

[ 449 ]

جواب: در چنین صورتى ضامن جریره مى تواند دیه را بازپس بگیرد; یعنى نه ارث مى برد، و نه دیه را مى پردازد.

سؤال 1174ـ آیا شخص حقیقى مى تواند با اشخاص حقوقى، به عنوان مثال با یک شرکت (مانند بیمه) اقدام به عقد ضمان جریره کند؟

جواب: ضمان جریره هم در مورد شخص حقیقى ممکن است، و هم شخص حقوقى; چنانچه در بالا روشن شد.

 

جانى یا مجنىّ علیه مردّد بین چند نفر معیّن است

سؤال 1175ـ دو یا چند نفر، شخصى را مورد ضرب و جرح قرار داده، و صدمات و جراحات متعدّدى، که موجب دیه است بر او وارد کرده اند، براى قاضى به علم اجمالى محرز است که صدمات و جراحات مذکور، توسّط دو یا چند نفر مشخّص ایجاد شده، ولى مصدوم نمى تواند معیّن کند که هر یک از صدمات و جراحات را کدام یک از ضاربین وارد کرده است. ضاربین نیز منکر هر گونه ایراد صدمه و جراحت بر مصدوم هستند، تکلیف پرداخت دیه چیست؟

جواب: هرگاه مسلّم باشد که جانیان یکى از چند نفر معلوم و مشخّص هستند، و هیچ یک از آنها اقرار نکند، دیه بالسویّه بین آنها تقسیم مى شود.

سؤال 1176ـ در یک نزاع پنج نفره، یکى از شرکت کنندگان نقص عضو پیدا کرده، ولى معلوم نیست کدام یک از این پنج نفر نقص را وارد کرده است. امّاعلم اجمالى وجود دارد که خارج از این پنج نفر نیست. آیا مجنىّ علیه مى تواند تقاضاى دیه کند؟ در صورتى که جواب مثبت باشد، دیه را چه کسى مى پردازد؟

جواب: در فرض مسأله دیه بین آن چهار نفر به طور مساوى تقسیم مى شود.

سؤال 1177ـ با توجّه به سؤال قبل، اگر تمام پنج نفر نقص عضو پیدا کرده باشند نحوه پرداخت دیه چگونه است؟

جواب: در فرض مسأله دیه هر یک از مجروحین بین چهار نفر دیگر به طور مساوى تقسیم مى شود; مشروط بر این که مسلّم باشد خودش جراحتى برخود وارد نکرده است.

[ 450 ]

سؤال 1178ـ در مواردى که قاتل معیّن، امّا مقتول مردّد بین دو نفر باشد، پرداخت دیه به اولیاى دم چگونه خواهد بود؟

جواب: در صورتى که به هیچ وجه نتوان مقتول را مشخّص کرد، باید دیه را میان وارثان آن دو تقسیم کرد.

سؤال 1179ـ دو پسر بچّه مشغول سنگ پرانى به سوى هم بودند. فرد سوّمى هم در نزدیکى آنها مشغول بازى بوده، که ناگهان سنگى به چشم ایشان برخورد کرده، و 80 درصد بینایى اش را از دست مى دهد. وى از هر دو پسر شکایت، و در خواست دیه نموده است. در طى رسیدگى دقیقاً مشخّص نشد که سنگ از ناحیه کدام یک از آن دو پرتاب شده، و خود مصدوم نیز نمى داند که کدام یک به طرف وى سنگ پرتاب کرده اند. ولى قطعاً سنگ را یکى از آن دو بچّه پرتاب کرده است. دادگاه در مورد دیه به چه ترتیب عمل نماید؟

جواب: در فرض سؤال ارش بین آن دو نفر تنصیف مى شود.

سؤال 1180ـ در صورتى که دو مرد مسلمان به طور عمد و مشترکاً دو مرد مسلمان دیگر را به قتل برسانند، و اولیاى دم مقتولین خواهان قصاص هر دو نفر باشند; آیا در مقام استیفاى قصاص، اولیاى دم هر کدام از مقتولین بایستى فاضل دیه هر یک از قاتلین را پرداخت نمایند؟

دیه زنان

سؤال 1181ـ با توجّه به مادّه 301 قانون مجازات اسلامى، که اشعار مى دارد: «دیه زن و مرد یکسان است تا وقتى که مقدار دیه به ثلث دیه کامله برسد، که در آن صورت دیه زن نصف دیه مرد است.» لطفاً به این سؤالات پاسخ دهید:

1ـ آیا ارش در احتساب حدّ نصاب (ثلث دیه کامل) مؤثّر است؟

جواب: ارش در این مسأله حکم دیه را دارد.

2ـ در تصادفات رانندگى، که اعضاى مختلف بدن مصدوم مى گردد، آیا مجموع

[ 451 ]

صدمات وارده به کلّیّه اعضا ملاک حدّ نصاب مذکور است، یا دیه هر عضو به تنهایى ملاک حدّ نصاب همان عضو محسوب مى گردد؟

جواب: دیه عضو معیار است.

3ـ با توجّه به مادّه فوق الذکر، و مادّه 442 قانون مجازات اسلامى (دیه شکستن استخوان هر عضوى که براى آن عضو دیه معیّن است، خُمس آن مى باشد...) در مقام تعیین دیه معیّن اعضاى بدن زن، موضوع مادّه اخیر الذّکر، چنانچه دیه آن عضو (قبل از تخمیس) بیش از ثلث دیه کامله باشد; آیا نصف دیه آن عضو ملاک تخمیس قرار مى گیرد، یا حاصل تخمیس ملاک حدّ نصاب موضوع مادّه 301 قانون مذکور قرار خواهد گرفت؟

جواب: حاصل بعد از تخمیس ملاک است.

سؤال 1182ـ با توجّه به این که دیات اعضا در زن و مرد مساوى است، و زمانى که دیه زن به بیشتر از ثلث برسد به نصف تقلیل مى یابد، حکم فروض مختلف ذیل را بیان فرمایید:

الف) در صورتى که بر یک عضو، با جنایات متعدّد صدمه وارد شود; ولى همه در یک عضو باشد، و مجموع دیات بیش از ثلث دیه باشد.

ب) در صورتى که جنایت بر یک عضو، یا با یک ضربه وارد شده، و صدمات متعدّدى در پى داشته که مجموع، مازاد بر ثلث باشد.

ج) در صورتى که با یک ضربه جنایات متعدّدى بر اعضاى مختلف وارد شده، و مجموع دیات مقدّره بیشتر از ثلث باشد.

د) در صورتى که با ضربات متعدّد، جنایت متعدّد، به اعضاى مختلف وارد شود، و مجموع افزون از ثلث باشد.

جواب الف و ج و د: در تمام این سه صورت هر یک جداگانه محاسبه مى شود.

جواب ب: در صورت تعدّد صدمات هر یک جداگانه محسوب مى شود.

سؤال 1183ـ دیه شکستگى استخوان پاى زن، بر اساس 54 از 51، یا 51 از 21 دیه کامله

[ 452 ]

زن محاسبه مى شود؟ یا بر اساس دیه مرد حساب مى شود تا این که به ثلث دیه برسد، که در این صورت نصف دیه مرد خواهد بود؟

جواب: بر اساس دیه کامله مرد محاسبه مى شود.

سؤال 1184ـ همان گونه که مستحضرید دیه زن در جراحات و اعضا تا ثلث، مساوى با دیه مرد است، و در بیش از آن به نصف تقلیل مى یابد، با توجّه به این مطلب لطفاً بفرمایید:

الف) آیا مجنىّ علیها (زن) مى تواند، براى این که مقدار دیه بیش از ثلث نشود، نسبت به بعضى از جراحات و صدمات گذشت کند، و نسبت به بقیّه تقاضاى دیه نماید؟

جواب: این کار تأثیرى در تغییر دیه ندارد.

ب) آیا بین صورتى که مجنىّ علیها از ابتدا نسبت به برخى از جراحات و صدمات شکایت و مطالبه دیه نکرده، و بین صورتى که مجنىّ علیها ابتدا نسبت به کلّیه آنها شکایت و مطالبه دیه کرده، و سپس نسبت به برخى از جراحات و صدمات اعلام گذشت مى کند، تفاوتى وجود دارد؟

جواب: تفاوتى نیست; و تعلّق دیه منوط به تقاضاى مجنىّ علیها نیست، بلکه حکم شارع مقدّس است هر چند مجنىّ علیها حقّ گذشت دارد.

ج) آیا قاعده مذکور شامل قتل غیر عمد هم مى شود؟

جواب: دیه قتل غیر عمد زن، نصف دیه مرد است.

 

دیه کفّار

سؤال 1185ـ با توجّه به این که طبق فتواى مشهور فقها، دیه اهل کتاب ـ کفّار ذمّى ـ هشت صد درهم است، آیا اقلیّت زرتشتى نیز مشمول این حکم خواهند بود؟

جواب: احتیاط آن است که دیه اهل کتاب، و از جمله زرتشتى ها، را مساوى دیه مسلمانان بپردازند.

سؤال 1186ـ دیه مرد و زن غیر مسلمان چه مقدار است؟

[ 453 ]

جواب: دیه ذمّى و مستأمن و معاهَد بنابر احتیاط دیه کامله است; و ولىّ دم مى تواند با قاتل مصالحه کند، و کفّار حربى مستثنى هستند. و دیه زنان نصف دیه مردان است.

سؤال 1187ـ آیا در مورد دیه فوق، بین این که قاتل یا ضارب مسلمان باشد، یا غیر مسلمان، فرقى هست؟

جواب: اگر قاتل غیر مسلمان باشد، حاکم شرع مخیّر است طبق مذهب اسلام یا طبق مذهب خودشان حکم کند.

سؤال 1188ـ دیه جراحات وارده بر اهل کتاب چه مقدار است؟

جواب: احتیاط واجب آن است که به اندازه مسلمان پرداخت شود.

سؤال 1189ـ کودکانى که از خانواده هاى دیگر ادیان الهى به دنیا آمده اند، در رابطه با قوانین کیفرى هم سطح با کودک مسلمان نیستند. با توجّه به رأفت دین اسلام نسبت به کودکان، آیا امکان هم سطحى وجود دارد؟

جواب: به عقیده ما هر دو از نظر دیه یکسانند.

 

دیه اعضا

1ـ دیه مو

سؤال 1190ـ زنى در جریان یک اختلاف، موى سر دخترى را با قیچى کوتاه مى کند، به طورى که موجب نقصان زیبایى وى مى شود. آیا به خاطر این نقص زیبایى ارش تعلّق مى گیرد، یا چون عنوان «کندن مو» صدق نمى کند و موها دوباره رشد مى نماید، چیزى تعلّق نمى گیرد؟

جواب: چون نقص محسوب مى شود، ارش دارد. و ارش آن معمولا چیز مختصرى است.

سؤال 1191ـ در بسیارى از جنایات و حوادثى که منجر به صدمه پوستى، یا کندن پوست مى گردد، مسلّماً علاوه بر صدمه پوستى، عدم رویش مو نیز حادث مى گردد. آیا براى عدم رویش مو نیز دیه یا ارشى در نظر گرفته مى شود؟ آیا تمام موهاى بدن

[ 454 ]

چنین است، یا این که اعضاى بدن از نظر رویش و عدم رویش مو متفاوتند؟

جواب: هر دو دیه دارد; مشروط بر این که موها در موضعى باشد که فقدان آن عیب محسوب شود; مانند موى سر و ابروها و صورت مردان و امثال آن.

سؤال 1192ـ آیا تراشیدن موى سر و صورت شخصى، بدون رضایت او دیه یا ارش دارد؟ در صورت مثبت بودن پاسخ، آیا رویش مجدّد مو و عدم رویش آن، یا زن و مرد بودن مجنىّ علیه، تأثیرى در حکم دارد؟

جواب: در سر و صورت مرد اگر طورى مو ازاله کند که نروید هرکدام یک دیه دارد، و همچنین در موى سر زن. و اگر بروید در مرد احتیاط مصالحه به ارش است، و در زن دیه آن مهر المثل عادلانه است.

سؤال 1193ـ با توجّه به این که از بین بردن موى سر و صورت و ابرو دیه معیّن دارد، چنانچه جراحتى مثل متلاحمه یا موضحه سبب از بین رفتن قسمتى از موى سر، یا صورت، یا ابرو شود; به گونه اى که دیگر نروید، به علاوه نقص زیبایى ایجاد شود. آیا هم دیه جراحت، و هم دیه مو، و هم ارش زیبایى گرفته مى شود؟

جواب: فقط دیه جراحت و دیه مو (البتّه به نسبت مقدار مو) پرداخته مى شود.

 

2ـ دیه چشم

سؤال 1194ـ کسى که داراى یک چشم سالم و بینا است، و چشم دیگرش به طور مادرزاد، یا در اثر بیمارى، یا علل غیر جنایى دیگر نابیناست، اگر بر اثر ضربه اى، بینایى خود را از دست دهد، دیه آن چه مقدار است؟

جواب: بنابر احتیاط واجب دیه کامله تعلّق مى گیرد.

سؤال 1195ـ طبق اظهار نظر پزشکى قانونى در اثر شلیک یک گلوله جنایات زیر حاصل شده است:

1ـ چشم چپ به طور کامل تخلیه گردیده است.

2ـ کاسه چشم چپ در جمجمه دچار شکستگى (هاشمه) شده است.

3ـ در پلکهاى فوقانى و تحتانى نیز پارگى (دامیه) دیده مى شود.

آیا دیه تخلیه چشم و شکستن کاسه چشم (جمجمه) و پارگى پلکها، هر کدام

[ 455 ]

جدا پرداخت مى شود، یا فقط یک دیه (دیه چشم چپ) واجب است؟

جواب: علاوه بر دیه یک چشم، دیه شکستن استخوان نیز باید پرداخته شود.

سؤال 1196ـ از بین بردن دو چشم نابینا دیه دارد، یا ارش؟ در صورتى که باید دیه پرداخت شود، چه مقدار است؟

جواب: دیه آن 31 دیه کامله آن چشم است.

سؤال 1197ـ با توجّه به این که فقهاى عظیم الشأن دیه مجموع چهار پلک دو چشم را دیه کامل ذکر کرده، و بین پلکهاى بالا و پایین فرق قائلند. به این صورت که ثلث دیه کامل را براى پلکهاى بالا، و براى پلکهاى پایین نصف دیه کامل قرار داده اند، لطفاً بفرمایید:

اوّلا: با توجّه به امکانات جرّاحى امروزى در چشم پزشکى، و جرّاحى ترمیمى، مى توان گفت که تقریباً همیشه امکان ترمیم پلکها وجود دارد. آیا در این صورت نیز دیه کامل دارد، یا نظر اهل خبره در مورد ترمیم و عدم ترمیم، در تعیین مقدار دیه مؤثّر است؟

ثانیاً: از نظر ارزش عضوى، و نحوه درمان، بین پلکهاى بالا و پایین اختلاف محسوسى با توجّه به پیشرفت علم پزشکى مشاهده نمى شود. آیا اختلاف دیه منصوص است و باید اطاعت کنیم، یا امکان تغییر بر مبناى نظریّه پزشکى و خبرگان وجود دارد؟

ثالثاً: در صورتى که پلکهاى بالا ثلث دیه داشته باشد، و پلکهاى پایین نصف دیه کامل، تکلیف باقیمانده چه مى شود؟

جواب: در صورتى که از طریق جرّاحى امروز، کاملا ترمیم شود باید ارش پرداخت شود. و چنانچه نقصانى باقى بماند، باید به نسبت محاسبه شود. در ضمن همان گونه که نوشته اید دیه پلک بالا ثلث، و پلک پایین نصف، و باقیمانده (یک سدس) ملغى است.

 

3ـ دیه بینى

سؤال 1198ـ با توجّه به مادّه 442 قانون مجازات اسلامى، مبنى بر این که: «دیه

[ 456 ]

شکستن استخوان هر عضوى که براى آن عضو دیه معیّنى است، خُمس آن مى باشد، و اگر معالجه شود و بدون عیب گردد، دیه آن 54 دیه شکستن آن است...»، و مادّه 382 همان قانون، مبنى بر این که: «اگر با شکستن، یا سوزاندن، یا امثال آن، بینى را فاسد کنند، در صورتى که اصلاح نشود، موجب دیه کامله است، و اگر بدون عیب جبران شود، دیه آن یک صد دینار مى باشد» و نظر به رویّه حاکم در اکثر محاکم، که هرگاه بینى در اثر صدمات عمدى یا غیر عمدى صرفاً دچار شکستگى شود، احتساب دیه را خارج از قاعده کلّى ملحوظ در مادّه 442 قانون مجازات اسلامى دانسته، و مستند به مادّه 382 قانون مذکور، جانى در صورت اصلاح شکستگى، محکوم به پرداخت یک صد دینار مى گردد، و در صورت عدم اصلاح، یک دیه کامله منظور مى گردد. در حالى که به نظر مى رسد موضوع این مادّه فساد بینى مى باشد، و شکستن، یا سوزاندن، یا امثال آن به عنوان اسباب فساد بینى مطرح گردیده، نه از مصادیق آن. لذا با عنایت به ابهام در مفهوم و مصادیق فساد بینى، بفرمایید:

اوّلا: منظور از فساد بینى به طور مشخّص چه مى باشد؟ و چگونه جبران مى گردد؟

ثانیاً: دیه شکستن بینى در صور مختلف چه مقدار مى باشد؟

جواب: اوّلا: منظور از فساد بینى آن است که بر اثر عفونتِ جنایت، یا پاشیدن اسید، یا مانند آن، کلّ بینى از بین برود. ثانیاً در صورت فساد کامل، دیه کامله دارد، و در صورت شکستن و فساد ناقص، اعمّ از این که جبران شود یا نشود، رجوع به ارش خواهد شد.

سؤال 1199ـ با توجّه به نظرات فقهاى بزرگوار شیعه مبنى بر این که: «اگر با شکستن یا سوزاندن یا امثال آن بینى فاسد شود موجب دیه کامل است.» لطفاً بفرمایید: با عنایت به این که با پیشرفت علم پزشکى، امروزه شکستگى بینى به سادگى و با هزینه کم قابل درمان است، و معمولا با شکستن بینى فاسد نمى شود، آیا
باز هم دیه کامل باید پرداخت، یا اگر بدون عیب ترمیم شود، یکصد دینار باید داد، یا

[ 457 ]

این که با نظر خبرگان پزشکى، دست قاضى در تعیین دیه باز است؟

جواب: اگر به راحتى قابل درمان باشد مشمول حکم ارش است.

سؤال 1200ـ ضربه اى به بینى شخصى خورده، و خون دماغ شده است. این جنایت دیه دارد، یا ارش؟

جواب: ارش دارد.

سؤال 1201ـ فقها براى از بین بردن هر یک از سوراخهاى بینى ثلث دیه کامل، و براى سوراخ کردن بینى (به طورى که هر دو سوراخ و پرده فاصل میان آن پاره شود، یا این که آن را سوراخ نماید) در صورتى که باعث از بین رفتن آن نشود ثلث دیه کامل، و اگر جبران و اصلاح شود خُمس دیه کامل در نظر گرفته اند. لطفاً بفرمایید:

اوّلا: منظور از سوراخ کردن بینى چیست؟ آیا منظور بسته شدن بینى، یا قطع شدن، یا تغییر شکل عضو آن مى باشد؟

ثانیاً: آیا سوراخ کردن دیواره بین مجارى بینى، که از عوارض عملهاى جرّاحى داخل بینى است، نیز مشمول این حکم مى گردد؟

ثالثاً: با توجّه به معالجات ترمیمى امروز تکلیف چیست؟ آیا همان دیه منظور است، یا مى توان آن را کم یا زیاد نمود؟

جواب: منظور از سوراخ کردن این است که مثلا با نوک خنجرى از یک طرف بینى بزنند و از طرف مقابل بیرون آید. و در شرایط فعلى که به راحتى قابل ترمیم است، دیه تبدیل به ارش مى شود.

 

4ـ دیه گوش

سؤال 1202ـ با توجّه به این که گوش شامل سه بخش خارجى، میانى و داخلى است، و با عنایت به این که فرموده اند: «از بین بردن مجموع دو گوش دیه کامل دارد.»

اوّلا: آیا لاله گوش دیه کامل دارد، یا از بین بردن هر سه قسمت مذکور دیه کامل دارد؟

[ 458 ]

ثانیاً: در صورت از بین بردن قسمتهاى میانى و داخلى تکلیف چیست؟

ثالثاً: منظور از فلج کردن گوش چیست؟ و دیه آن چه مقدار است؟

جواب: لاله هر دو گوش اگر از بیخ کنده شود دیه کامل دارد. و امّا نسبت به بقیّه، اگر شنوایى از کار بیفتد آن هم دیه کامل دارد. و منظور از فلج کردن گوش آن است که لاله چنان آسیب ببیند که خود را رها کند، و مانند یک قطعه گوشت آویزان شود. و دیه فلج کردن دو سوّم دیه کامله است.

 

5ـ دیه گردن

سؤال 1203ـ از نظر پزشکى ستون فقرات از 26 قطعه استخوان تشکیل شده، و شامل بخشهاى دنبالچه، کمر، پشت و گردن مى باشد. گردن شامل هفت عدد مهره و توده ماهیچه اى است، که شکستن گردن ناظر بر شکستن مهره هاى گردن است، والاّ ماهیچه قابل شکستن نیست. شارع مقدّس و قانونگذار، در خصوص شکستن و نقص گردن، اقدام به تعیین دیه خاص و ارش نموده، و بدین طریق آن را از عنوان دیه احتسابى براى ستون فقرات خارج کرده است. لکن پزشکان محترم به اعتبار اطلاق عنوان کلّى «ستون فقرات» بر مهره هاى گردن در اصطلاح پزشکى، و بدون توجّه به تعیین دیه به صورت مستقل و جداگانه براى شکستگى گردن (مهره هاى گردنى) در متون فقهى و قوانین موضوعه، دیه شکستگى ستون فقرات را مبناى تعیین دیه شکستگى مهره هاى گردن قرار مى دهند. با توجّه به مقدّمه فوق بفرمایید:

1ـ آیا شکستگى گردن ناظر به شکستن مهره هاى گردن است؟

جواب: با توجّه به این که براى گردن دیه جداگانه اى تعیین شده، و شکستگى مربوط به مهره است، حساب آن را باید از حساب ستون فقرات جدا کرد.

2ـ در احتساب دیه شکستگى مهره هاى گردن یا ارش، دیه گردن مبنا و ملاک محاسبه قرار مى گیرد، یا دیه ستون فقرات؟

جواب: مبنا دیه گردن است.

سؤال 1204ـ جراحت گردن دیه دارد، یا ارش؟ چنانچه جراحت در زیر چانه باشد،

[ 459 ]

دیه سر و صورت تعلّق مى گیرد، یا ارش؟

جواب: جراحت در گردن دیه دارد، و مشمول احکام حارصه و دامیه در بدن است. و چانه در حکم صورت است.

 

6ـ دیه دست

سؤال 1205ـ آیا در شکستگى دو استخوان مچ دست، به عنوان استخوان زند اعلى و زند اسفل، و دو استخوان ساق، مجموعاً دیه شکستگى یک استخوان پا و دست در نظر گرفته خواهد شد، یا براى شکستگى هر استخوانِ عضو مذکور، دیه مستقل و جدا از هم تعیین مى گردد؟ ضمناً نظر مبارکتان را در شکستگى استخوان کف دست و شست دست بیان فرمایید.

جواب: هر یک از آن دو استخوان کف دست و پشت دست، ارش دارد.

سؤال 1206ـ پزشکى قانونى در شکستگى استخوان کف دست و پشت دست دیه، یا ارش به نسبت تعداد استخوانها، در نظر مى گیرد. مثلا در پنج استخوان موجود در کف دست، براى شکستگى هر استخوان بیست دینار ارش تعیین مى نماید، که در مجموع به اندازه یک پنجم دیه دست مى شود. آیا این تقسیم بندى صحیح است؟ در صورت مثبت بودن پاسخ، آیا در سایر اعضا نیز یک پنجم دیه شکستگى استخوان، به تعداد استخوانهاى همان عضو تقسیم خواهد شد، یا براى شکستگى هر استخوان آن عضو همین یک پنجم ملاک عمل قرار خواهد گرفت؟ ضمناً دیه جراحت وارده بر کف دست و پشت دست با چه معیارى محاسبه خواهد شد؟ و در مورد تغییر رنگِ پوست سر هم اظهار نظر فرمایید.

جواب: دیه تقسیم بر تعداد استخوانها مى شود، و در سایر اعضا نیز تقسیم خواهد شد. مگر این که نقش یک استخوان با دیگر استخوان ها تفاوت کلّى داشته باشد، و جراحت وارده بر کف دست یا پشت دست به نسبت همان عضو، یعنى دست، سنجیده مى شود. و در مورد تغییر رنگ پوست ارش لازم است.

سؤال 1207ـ شکستگى یکى از استخوانهاى پنجگانه پشت دست یا پا، دیه دارد یا

[ 460 ]

ارش؟ چنانچه دیه معیّن داشته باشد، دیه آن بر اساس 54 از 51 از 101 دیه کامله محاسبه مى شود، یا بر اساس 54 از 51 از 21 دیه کامله (در فرض بهبودى عضو بدون عیب) اندازه گیرى مى شود؟

جواب: دیه آن عضو تقسیم بر تعداد استخوانها مى شود، سپس احکام شکستن استخوان بر هر کدام جارى خواهد شد. مثلا اگر در دست ده استخوان ریز باشد، پانصد دینار تقسیم به ده قسمت مى شود، و دیه هر استخوان پنجاه دینار است. حال اگر آن استخوان بشکند و به حال اوّل برنگردد، باید یک پنجم آن را که ده دینار است بپردازد، و اگر مثل اوّل شود باید هشت دینار بپردازد.

 

7ـ دیه انگشتان دست

سؤال 1208ـ دیه جراحت در انگشتان دست به نسبت دیه انگشت سنجیده مى شود، یا به نسبت دیه دست؟

جواب: باید به نسبت دیه انگشت سنجیده شود.

سؤال 1209ـ لطفاً فتواى شریف را درباره سؤال هاى زیر مرقوم فرمایید:

الف) در مواردى که به دلیل ضرورتِ تشخیصِ هویّتِ میّتِ مجهول الهویّه، قطع انگشتان وى تجویز مى شود، آیا دیه نیز دارد؟

ب) در صورت ثبوت دیه، مقدار آن چه اندازه، و بر عهده کیست؟ و نحوه مصرف آن چگونه است؟

ج) در صورت ثبوت دیه بر مباشر قطع، آیا او مى تواند ذمّه خود را برىء کرده، و آن را بر عهده کسانى که خواستار تشخیص هویّت میّت هستند، یا بیت المال بگذارد؟

جواب: قطع انگشتان در مواردى که شرعاً جایز است دیه ندارد.

سؤال 1210ـ همانطور که مستحضرید درباره دیه انگشتان، دو نظریّه وجود دارد:

1ـ تساوى انگشتان از نظر دیه; بر اساس این قول، که در بین قدما و متأخّرین شهرت یافته، و روایاتى نیز بر آن دلالت دارد، به هر یک از انگشتان 101 دیه کامل تعلّق مى گیرد.

[ 461 ]

2ـ تفاوت انگشت ابهام از نظر دیه با سایر انگشتان; معتقدان این نظریّه گرچه بر سه دسته تقسیم مى شوند، و هر کدام در تعیین دیه ابهام و سایر انگشتان نظرى را برگزیده اند; ولى همگى بر متفاوت بودن دیه ابهام با غیر آن اتّفاق نظر دارند.

با عنایت به این که در عصر حاضر، مشاغل متحوّل و دگرگون شده، و اشخاصى که دچار آسیب در ناحیه انگشتان شده، و داراى مشاغلى چون جرّاحى و خطّاطى و مانند آن هستند، صدمه وارده، به شغل آنها آسیب جدّى مى رساند، لطفاً بفرمایید:

الف) آیا مى توان گفت، تفاوت مطرح شده در معتبره ظریف (میان ابهام و سایر انگشتان) به خاطر تفاوت در میزان کارآیى آنهاست؟

جواب: مشهور و معروف عدم تفاوت انگشتان است. و به فرض تفاوت داشته باشد، مسأله کارآیى و فن آورى جنبه حکمت دارد; نه علّت.

ب) بر این اساس، آیا مى توان از انگشت ابهام الغاى خصوصیّت کرد و این تفاوت را در مورد سایر انگشتان نیز تعمیم داد؟ یعنى دیه خسارت وارده بر انگشتان را با توجّه به اهمیّت شغل و ارزش هر انگشت تعیین کنیم؟

جواب: اگر قیاس منصوص العلّه بود، این سخن صحیح بود; ولى با توجّه به این که حکمتِ حکم است نه علّت آن، این تسریه صحیح نیست.

 

8 ـ دیه پا

سؤال 1211ـ در پاسخ سؤالى در مورد شکستگى دو استخوان ساق یک پا، مرقوم فرمودید: «هر کدام از استخوانها دیه مستقلّى دارد.» آیا هر کدام از استخوانهاى فوق الاشعار یک پنجم دیه پا را (در صورت معیوب بودن) دارد، یا کمتر از یک پنجم؟ لطفاً مقدار دیه را مرقوم فرمایید.

جواب: دیه مزبور تقسیم به دو استخوان مى شود; یعنى هر کدام نصف دیه شکستن استخوان پا را دارد.

سؤال 1212ـ پاى شخصى در تصادف آسیب دیده، بدین جهت مجبور شده اند آن را قطع کنند، آیا دیه دارد؟

[ 462 ]

جواب: در صورتى که پاى او طورى مجروح شده که به کلّى از کار افتاده، و ناچارند آن را قطع کنند، باید دیه قطع پا را بدهند.

 

9ـ دیه آلت تناسلى

سؤال 1213ـ پسرم توسّط یک پزشک ختنه شد. به دلیل بى احتیاطى و عدم مهارت در عمل جرّاحى، خسارات ذیل بر ایشان وارد شد:

1ـ از بین رفتن تمام پوست روى آلت.

2ـ قطع قسمتى از آلت.

3ـ تنگ شدن مجراى بول و کج شدن آلت.

4ـ از بین رفتن توان مقاربت و لذّت جنسى (به دلیل فقدان پوست طبیعى روى آلت) و عدم انزال، که نتیجه آن عدم تولید مثل و بارورى است.

5ـ عمل جرّاحى آلت و ترمیم پلاستیکى.

دیه ضایعات فوق چیست؟

جواب: نسبت به ضایعاتى که در پوست آلت و تنگى مجرا و کج شدن به وجود آمده، طبق تشخیص کارشناس ارش تعلّق مى گیرد. و در مورد عدم بارورى، اگر بعد از معالجه مسأله حل نشود، آن نیز ارش دارد.

 

10ـ دیه اعضاى داخلى

سؤال 1214ـ آیا اعضاى داخلى بدن داراى دیه مقرّر و معیّن هستند، یا ارش دارند؟

جواب: این اعضا مشمول ارش مى باشند; و قاعده وحدت و تعدّد در این اعضا جارى نمى شود.

سؤال 1215ـ اگر شخصى عمداً با چاقو یا مانند آن، جراحت جائفه اى به شخصى وارد کند، و در اثر آن ضربه، صدمه اى به طحال، یا قلب، یا سایر امحاء و احشاء وى وارد شود، که طبق نظریّه پزشکى قانونى، نقص عضوى در داخل بدن ایجاد گردد، آیا علاوه بر ثلث دیه کامله، که دیه مقدّر جائفه است، براى صدمات دیگر هم ارش در

[ 463 ]

نظر گرفته مى شود؟ اگر نقایص فوق به صورت شبه عمد، مثل تصادف باشد، چه حکمى دارد؟

جواب: صدمات وارده بر اعضاى داخلى علاوه بر دیه جائفه، ارش دارد.

 

دیه شکستگیها

سؤال 1216ـ هرگاه مقتول قبل از فوت داراى جراحاتى از قبیل شکستگى دست و بینى و سایر اعضاى باشد، آیا این شکستگى ها یا جراحات، دیه جداگانه اى دارد؟

جواب: هرگاه آن جراحات منجر به فوت شده، دیه اضافى ندارد. و اگر عامل فوت ضربه خاصّى بوده، جراحات اضافى دیه دارد.

سؤال 1217ـ دیه هر یک از دنده هایى که در پهلوى چپ واقع شده، و محیط بر قلب مى باشد، 25 دینار است. آیا دیه دنده هاى پهلوى راست که محیط بر قلب مى باشد، نیز 25 دینار است، یا 10 دینار؟

جواب: در صورتى که محیط به قلب باشد، دیه آن 25 دینار است.

سؤال 1218ـ آیا دیه ترک خوردن قسمتى از استخوان عضوى که دیه مقدّر دارد، با دیه شکستگى (قلم شدن) آن یکى است؟ اگر مساوى نیست، دیه آن چگونه محاسبه مى شود؟

جواب: ترک خوردن ارش دارد، و باید به نسبت دیه عضو محاسبه شود.

سؤال 1219ـ آیا استخوان کتف دست (غیر از استخوان ترقوه که دیه مشخّص دارد) دیه معیّن دارد، یا ارش؟

جواب: ارش دارد.

سؤال 1220ـ چنانچه در شکستگى استخوان پا، یا دست، پزشکىِ قانونى اعلام نماید: «شکستگى توأم با نقص عضو بهبود یافته است.» و در توضیح بیشتر بگوید: «استخوان درست جوش خورده، ولى بر اثر شکستگى صدماتى به عصب، یا سایر عضلات دست یا پا وارد گردیده، که موجب نقص عضو (محدودیّت در حرکت) شده است.» دادگاه باید چه میزان دیه تعیین نماید؟ آیا علاوه بر دیه، ارش نیز تعلّق مى گیرد؟

[ 464 ]

جواب: اگر نقص عضو بیّن و روشن باشد، ارش دارد.

سؤال 1221ـ در مواردى که شکستگى دنده با نقص عضو بهبود یابد، آیا دادگاه مى تواند بابت نقص عضو، علاوه بر دیه مقرّر، ارش نیز تعیین نماید؟

جواب: مانند مسأله سابق است.

سؤال 1222ـ دیه شکستن لگن، که با نقص عضو بهبود یافته، یا بدون نقص عضو درمان شده، چه میزان است؟ آیا دیه استخوان لگن ارتباطى با استخوان پا دارد، یا مرتبط نمى شود؟

جواب: ارش دارد.

سؤال 1223ـ دیه شکستگى استخوان در صورت عدم بهبودى 51 دیه آن عضو، و در صورت بهبودى، 54 از این 51 است. حال اگر به صورت کامل بهبود پیدا نکند، بلکه چند درصد بهبود پیدا کند (مثلا 50% یا 90% که نوعاً هم به این شکل است،) آیا در این موارد، به همان نسبتى که بهبود پیدا کرده محاسبه مى شود، یا این که تا بهبود کامل پیدا نکرده، حتّى اگر 1% هم ناقص باشد، باید دیه عدم بهبود را بپردازد؟

جواب: معیار بهبودى کامل عرفى است. اگر حاصل نشود، دیه مزبور ثابت است.

سؤال 1224ـ آیا محاکم مى توانند قبل از این که وضعیّت بهبود یا عدم بهبود مجنىّ علیه مشخّص شود، حکم صادر کنند؟ مثلا انگشت شخصى شکسته، و پزشکى قانونى مى گوید: «سه ماه دیگر در خصوص این که بهبود پیدا کرده یا نه، اظهار نظر مى کنم.» آیا محاکم باید صدور حکم را به تأخیر بیاندازند، یا اکنون مى توانند دیه عدم بهبودى را تعیین کنند؟

جواب: محاکم مى توانند نسبت به قدر متیقّن دیه حکم کنند، و نسبت به بقیّه باید منتظر نتیجه باشند.

سؤال 1225ـ استخوان کف دست و کف پا دیه معیّن دارد، یا باید ارش تعیین نمود؟

جواب: استخوان کف دست 40 دینار، و استخوان کف پا ارش دارد. و چنانچه بعضى از استخوانهاى کف دست بشکند، دیه مزبور تقسیم بر آنها مى شود.

[ 465 ]

سؤال 1226ـ منظور از شکستن ستون فقرات چیست؟ آیا منظور شکسته شدن یکى از مهره هاست؟ یا منظور جدا شدن اتّصال مهره ها از یکدیگر است؟ آیا شکسته شدن یک مهره از ستون فقرات سبب پرداخت دیه مى شود، یا ارش؟ چنانچه پاسخ دیه باشد، نحوه محاسبه آن را مرقوم فرمایید.

جواب: منظور از شکسته شدن ستون فقرات، شکسته شدن یک مهره یا بیشتر است. و اگر مهره ها از هم جدا شود، آن نیز نوعى شکستگى است و دیه دارد.

سؤال 1227ـ آیا معیوب بودن در شکستگى استخوان، شامل کوتاه شدن عضو،و کاستن از قدرت و حرکت آن نیز مى شود؟ یا تنها نحوه جوش خوردگى استخوان و کج بودن محلّ شکستگى منظور مى باشد؟ و در نتیجه دیه نقص عضو، جدا از معیوب بودن در نحوه جوش خوردگى استخوان، تعیین و محاسبه مى شود؟

جواب: معیوب بودن (عثم) شامل کوتاه شدن مى شود; ولى نسبت به ناقص شدن کارآیى باید به سراغ ارش رفت.

سؤال 1228ـ چنانچه در اثر ضربه اى، یک مورد شکستگى حادث گردد، ولى به خاطر خون ریزى شدید، جمجمه مورد عمل جرّاحى قرار گیرد، آیا شکستگى ایجاد شده در استخوان جمجمه توسّط طبیب، علاوه بر شکستگى ناشى از ضربه وارده، دیه جداگانه دارد؟

جواب: شکستگى به وسیله طبیب دیه جداگانه اى ندارد، ولى خونریزى مغزى ارش دارد. و اگر هزینه درمان آن بیشتر شود، مى تواند مقدار اضافى را نیز بگیرد.

سؤال 1229ـ کف دست تا مچ، و همچنین کف پا، از پنج استخوان تشکیل شده که هر کدام متّصل به یکى از انگشتان است. آیا شکستگى یکى از آن استخوانها شکستگى دست، یا پا محسوب مى شود؟

جواب: این موضوع حکم شکستگى دست و پا را دارد.

سؤال 1230ـ دیه شکستگى هر یک از دنده ها در صورت جوش خوردن به صورت سالم یا معیوب چقدر است؟ در صورتى که دنده کلاّ از بین برود، دیه آن چه مقدار خواهد بود؟

[ 466 ]

جواب: دیه شکستگى هر یک از دنده هایى که در اطراف قلب است بیست و پنج دینار و غیر آن ده دینار مى باشد.

: استخوانهاى کف پا و کف دست دیه دارند; یعنى دیه پا و دست تقسیم بر آنها مى شود. و دیه شکستن کشکک زانو یکصد دینار است، و قوزک پا ارش دارد.

سؤال 1232ـ شکستگى استخوان لگن دیه دارد یا ارش؟ نحوه محاسبه دیه آن، در حالت بهبودى با عیب و بدون عیب، چگونه مى باشد؟

جواب: دیه دارد و دیه آن مانند دیه شکستگى استخوان است، یعنى یک پنجم کلّ دیه مى باشد. و اگر بهبود یابد چهار پنجم آن یک پنجم محسوب مى شود.

سؤال 1233ـ همان طور که مستحضرید استخوان ساق پا از دو استخوان درشت نى و نازک نى تشکیل شده است، و در تصادفات رانندگى معمولا شکستگى پا در اثر یک ضربه و برخورد مى باشد. با توجّه به این مطلب نظر حضرتعالى در موارد ذیل چیست؟

1ـ در صورتى که در تصادف رانندگى استخوان درشت نى و نازک نى ساق یک پا، در یک موضع دچار شکستگى شود، نظر حضرتعالى در مورد دیه متعلّقه از جهت تعداد و میزان دیه چیست؟

جواب: هر کدام از شکستگى ها دیه مستقلّى دارد.

2ـ در صورتى که هر یک از استخوان هاى درشت نى و نازک نى ساق یک پا در چند محل شکسته شود، و این مواضع در درشت نى و نازک نى منطبق بر هم نباشند، دیه متعلّقه از جهت تعداد و میزان دیه چه مقدار است؟

جواب: دیه بر حسب تعداد شکستگى ها متعدّد مى شود.

 

دیه منافع

سؤال 1234ـ طبق گواهى پزشکى قانونى، صدمات وارده بر مصدومى بر اثر تصادف

[ 467 ]

به شرح ذیل بوده است:

1ـ شکستگى مهره پنجم گردن، که منجر به آسیب وسیع و قطع (نود درصد) نخاع گردیده است.

2ـ از بین رفتن کامل قدرت مقاربت.

3ـ عارضه بى اختیارى ادرار بر اثر آسیب عصبى.

4ـ بى اختیارى کامل کنترل ضبط باد و مدفوع.

5ـ فلج نسبى دو دست در حدود هفتاد درصد.

6ـ فلج هر دو پا در حدود نود و پنج درصد.

با توجّه به این که عوارض بندهاى دوّم تا ششم همگى از عوارض شکستگى مهره گردن و قطع نسبى نخاع مى باشد، دیه صدمات فوق چه مقدار است؟

جواب: نسبت به از بین رفتن قدرت مقاربت و بى اختیارى ادرار و بى اختیارى مدفوع، هر کدام یک دیه کامل تعلّق مى گیرد. و در مورد فلج پا و دست، با توجّه به این که شلل کامل 32 دیه را دارد، باید نسبت را بسنجند و دیه را تعیین کنند. و در مورد شکستن یک مهره ارش دارد.

سؤال 1235ـ بر اثر تصادفى که منجر به شکستن دست و پاى چپ اینجانب گردیده، مدّت یک سال است که خانه نشین شده ام، زیرا پایم از ناحیه زانو، که پزشکان پلاتین گذاشته اند، خم و راست نمى شود. و در دستم، به علّت شکستگى زیاد پلاتین به کار رفته، و هیچ یک از انگشتانم خم و راست نمى شود. پزشکان نظر داده اند مدّت دو سال باید پلاتین در بدنم باقى باشد. فردى که با اینجانب تصادف نموده فوت کرده، و از نظر کارشناسان راهنمایى و رانندگى مقصّر شناخته شده است. لطفاً بفرمایید:

1ـ آیا متوفّى ضامن است؟

2ـ اگر ارث، یا ملکى، از متوفّى باقى مانده باشد، اولیاى دم مى توانند آن را به عنوان دیه پرداخت نمایند؟

3ـ آیا اولیاى دم نیز ضامن مى باشند؟

[ 468 ]

4ـ دیه خسارات وارده بر من چقدر است؟

5ـ علاوه بر دیه، پولى که اینجانب تاکنون هزینه کرده ام نیز باید پرداخت شود؟

جواب 1 تا 5: در صورتى که طبق گواهى کارشناسان متدیّن و موثّق راهنمایى و رانندگى، شخص متوفّى مقصّر شناخته شده، باید دیه شکستگى هاى شما را از اموال به جاى مانده از او بپردازند. و اگر هزینه هاى لازم و ضرورى درمان بیش از دیه باشد، باید آن هم پرداخت گردد. و اگر میّت مالى نداشته باشد، اولیاى او مسؤولیّتى در برابر شما ندارند. و دیه فلج یک سوّم دیه آن عضو است، و اگر 80% فلج حاصل شده باشد، به همین نسبت از یک سوّم محاسبه مى شود. و اگر فلج بر طرف مى شود دیه ندارد، بلکه ارش دارد، که به وسیله کارشناسان متدیّن و آگاه تعیین مى شود.

سؤال 1236ـ آیا مغز به عنوان یک عضو حیاتى داراى ارش است، یا دیه؟ قسمتهاى مختلف و اعضاى مرتبط با مغز، از قبیل سطح نخاعى، تحتانى، قشرى و مانند آن، هر کدام داراى ارش یا دیه خاصّى هستند؟

جواب: هر کدام داراى ارش هستند، و اگر آسیب به مغز سبب از میان رفتن منافع (مانند تکلّم و گویایى و مانند آن) شود دیه منافع جارى است.

سؤال 1237ـ آیا ضایعات عصبى، حسّى، فلج اعصاب دست، صدمات وارد به جمجمه، که منجر به صدمه عصبى هر یک از اعصاب دوازده گانه مغزى مى شود، آسیبهاى اعصاب کرانیال و محیطى، آسیبهاى روانى متعاقب ضربه اختلالات بینایى و شنوایى بر اثر ضربه، ضایعات اعصاب و روان به هر دلیل، ضایعات اعصاب حسّى و حرکتى، از بین رفتن حسّ بویایى و نورالژى، که تست قابل دسترس جهت تأیید آن وجود ندارد، کوما و عوارض ناشى از آن، دیه مقرّر دارد؟

جواب: در مواردى که در قانون شرع دیه براى آن تعیین نشده رجوع به ارش مى شود. و تعیین ارش بر اساس درصد ضایعه اى است که به تصدیق اهل خبره مورد اعتماد حاصل مى شود.

سؤال 1238ـ هرگاه پزشک مرد یا زنى را عقیم کند، آیا باید دیه بپردازد؟

[ 469 ]

جواب: دیه ندارد. ولى اگر قابل بازگشت نباشد، شرعاً جایز نیست.

سؤال 1239ـ جنایتى که موجب سلس و ریزش ادرار و مدفوع در تمام ایّام و تا پایان روز مى گردد، هر کدام دیه کامله دارد، یا ریزش ادرار موجب دیه کامله، و ریزش مدفوع موجب ارش مى گردد؟

جواب: در صورتى که با یک ضربه حاصل شده باشد، یک دیه دارد.

سؤال 1240ـ خانم جوانى که حامله بوده بنا به تشخیص دکتر معالج از طریق سزارین تحت عمل جرّاحى قرار گرفته، که متأسّفانه بعد از عمل دچار ضایعه شده است. بنا به تشخیص پزشک قانونى، بیمار در حال حاضر با توجّه به آسیب مغزى، و اختلال هوشیارى بدون برگشت، به سطح هوشیارى قلبى در وضعیّت نباتى به سر مى برد، و هیچ گونه ارتباطى با محیط اطراف ندارد، و کلّیّه حسّ ها، اعمّ از بینایى، شنوایى، صوتى، چشایى، جنسى و بویایى را از دست داده است. سازمان نظام پزشکى علّت حادثه را عدم امکانات و تجهیزات بیمارستان عنوان نموده، و مسؤولیّت حادثه را متوجّه دکتر بى هوشى و پرستار بهبودى و مسؤولین بیمارستان دانسته است. حال با توجّه به این که مدّت چهار سال و چهار ماه است که بیمار در چنین وضعیّتى بسر مى برد، و امکان دارد تا چند سال دیگر نیز این وضعیّت به طول بیانجامد، سؤال این است که آیا براى هر کدام از اعضا و منافع باید دیه جداگانه پرداخت شود؟

جواب: چنانچه مرگ مغزى سرانجام منتهى به مرگ قطعى شود یک دیه بیشتر ندارد، که در میان کسانى که عامل آن بوده اند به نسبت تقسیم مى شود.

سؤال 1241ـ هرگاه در اثر جنایت حسّ بویایى، یا شنوایى، یا چشایى، یا بینایى، یا گویایى، یا عقل از بین برود، و پس از پرداخت دیه مجنىّ علیه بهبود یابد (حسّ یا قدرت مورد نظر برگردد،) تکلیف چیست؟

جواب: احتیاط واجب آن است که دیه را بازگردانند، و تبدیل به ارش کنند.

سؤال 1242ـ اتومبیل شخصى، که همراه با سرنشین دیگرى در حال مأموریّت بوده، در اثر بى احتیاطى و سرعت زیاد، با مانع وسط جادّه برخورد کرده، و صدمات

[ 470 ]

عدیده اى به شرح ذیل بر سرنشین همراه راننده وارد شده است:

1ـ شکستگى مهره هفتم گردن، و مهره چهارم سینه، که منجر به قطع نخاع کامل شده است (ضایعه دایم).

2ـ فلج کامل و دایمى هر دو اندام تحتانى (پاى راست و چپ).

3ـ عدم کنترل دایم ادرار (سلس دایمى بول).

4ـ عدم کنترل مدفوع.

5ـ عدم توانایى مقاربت به طور کامل.

6ـ فلج اندامهاى فوقانى (دست راست و چپ،) حدود هشتاد درصد.

7ـ بروز زخم «بستر» به علّت عدم توانایى حرکت و خوابیدن طولانى مدّت در بستر.

8ـ بروز عفونتهاى مکرّر ادرارى و کلیوى که قابل عود مجدّد مى باشد.

9ـ تکرار زخم بستر و عفونتهاى کلیوى و ادرارى و عوارض روانى ناشى از بسترى شدن طولانى. ضمناً طبق نظر کارشناسان، راننده خودرو را در اثر سرعت غیر مطمئن و خستگى، مقصّر شناخته شده است. اکنون با توجّه به موارد فوق الذّکر لطفاً بفرمایید:

1ـ آیا بروز زخم که در اثر بسترى شدن در بیمارستان و عدم توانایى حرکت و خوابیدن طولانى حادث شده، ارش جداى از دیات معیّن شرعى دارد، یا چون اثر همان بیمارى هاى اصلى است، ارش مجزّا ندارد؟

جواب: ظاهراً ارش جداگانه اى ندارد.

2ـ آیا عفونت هاى ادرارى و کلیوى که به صورت مکرّر در اثر صدمات وارده بوجود مى آید، داراى ارش جدایى است؟

جواب: در صورتى که نتیجه سرایت صدمات مذکور باشد، ارش جداگانه اى دارد.

3ـ در فرضى که ضربه واحد در حادثه مذکور، باعث عدم کنترل ادرار و مدفوع به صورت دایمى شده، آیا هر کدام دیه و ارش جدایى دارد؟

[ 471 ]

جواب: هر دو یک دیه دارد.

4ـ آیا قطع نخاع، که نوعاً منجر به فلج قسمتى از اعضا مى شود، و سبب دیه کامل انسان مسلمان است (مثل فلج اندامهاى تحتانى و فقدان کنترل ادرار و مانند آن) هر کدام دیه مستقل دارد؟

جواب: احتیاط آن است که در تفاوت ارش و دیه کامله با هم مصالحه کنند، و امّا آثارى که از آن حاصل مى شود، دیه جداگانه دارد.

 

ارش

سؤال 1243ـ در مورد تعیین ارش صدمات وارده بر اعضا بفرمایید:

الف) آیا محاسبه ارش باید نسبت به کلّ دیه همان عضو باشد، یا دیه کامل انسان؟

ب) در صورت محاسبه ارش نسبت به دیه کامل، آیا مقدار ارش صدمه وارده به عضو مى تواند بیش از دیه آن عضو تعیین گردد؟

جواب الف و ب: در صورتى که فقط ضررى به عضو وارد شده، نسبت به عضو محاسبه مى شود. و اگر فرضاً به کارآیى عضو ضررى نرسانده، ولى یک زیان کلّى به بدن رسانده، باید نسبت به دیه کامل محاسبه شود; هر چند از دیه عضو بیشتر شود.

 

1ـ ارش دررفتگى کتف

سؤال 1244ـ شخصى صدمه اى بر دیگرى وارد نموده، که استخوان دست او از طرف کتف دررفتگى پیدا کرده، و شکسته بند آن را در جاى خود قرار داده، و در مدّت بیش از یک ماه بهبود یافته، و به حالت اوّل خود برگشته است. لطفاً بفرمایید: دیه دررفتگى آن چقدر است؟ اگر بهبودى کامل پیدا نکرده باشد، دیه آن چقدر خواهد بود؟

جواب: دررفتگى بدون شکستگى دیه ندارد، بلکه ارش دارد. در صورتى که

[ 472 ]

منتهى به نقص عضو نشود ارش آن کمتر، و اگر منتهى شود ارش آن بیشتر است. و ارش بر معیار درصد خسارت به نظر طبیب حاذق متدیّن تعیین مى شود.

 

2ـ ارش بافت نرم عصبى دست

سؤال 1245ـ چنان چه بر اثر شکستگى استخوان دست، یا سایر اعضا که دیه معیّنى دارد، بافت نرم عصبى از بین برود. آیا علاوه بر دیه شکستگى، ارش نیز به مجنىّ علیه تعلّق مى گیرد؟ چنانچه شکستگى منجر به از بین رفتن بافت نرم عصبى شود، و آن عضو کارآیى اوّلیه خود را از دست بدهد، و دچار عوارضى مثل لنگیدن شود، آیا مى توان علاوه بر دیه شکستگى، به نسبت عدم کارآیى آن عضو ارش در نظر گرفت؟

جواب: چنانچه آن عضو به کلّى از کار بیفتد، دیه شلل که 32 دیه عضو است دارد. واگر به طور کامل از کار نیفتد، به همان نسبت از کار افتادگى از این دیه محسوب مى شود.

 

3ـ ارش نقص حاصل از استخوان معیوب

سؤال 1246ـ در مواردى که استخوان عضوى، مثل ساق پا، دچار شکستگى شده و به صورت معیوب جوش خورده، دیه خاصّى در نظر گرفته شده است. حال اگر در اثر این عارضه، نقص عضوى نیز ایجاد شود، علاوه بر دیه تعیین شده جهت استخوان معیوب، تعیین ارش نقص عضو نیز موضوعیّت دارد؟

جواب: هرگاه آن نقص عضو از لوازم عادى شکستن استخوان باشد، ارش اضافى ندارد; ولى اگر چیزى اضافه بر شکستن استخوان و جوش خوردن نادرست آن باشد، ارش دارد.

 

4ـ ارش پارگى مقعد

سؤال 1247ـ اگر مردى با اکراه، یا اجبار، یا فریب، با مرد یا کودک نابالغى لواط کند،

[ 473 ]

و موجب پارگى مقعد گردد; آیا این جراحت ارش دارد؟

جواب: چنین موردى مشمول ارش است; یعنى دیه کامل را براى کلّ آن محلّ در نظر مى گیرند، سپس ملاحظه مى کنند آسیب وارده چند درصد ایجاد نقصان کرده، و به همان نسبت ارش مى گیرند.

 

5ـ ارش نقص راه رفتن

سؤال 1248ـ شکستگى استخوان، موجب نقص عضو (در راه رفتن) نیز شده است; آیا علاوه بر دیه مربوط به شکستگى، مى توان براى نقص آن ارش تعیین نمود؟

جواب: احتیاط واجب آن است که ارش نقص منفعت را نیز بپردازد.

 

6ـ ارش البکارة

سؤال 1249ـ ازاله بکارت، ارش البکارة دارد یا مهرالمثل؟ در صورت دوّم، اگر بکارت دختر غیر بالغى ازاله شود، مثلا بکارت دختر سه ساله اى در جریان تصادف از بین برود، محاسبه مهرالمثل نسبت به وى چگونه ممکن است؟ آیا در مهرالمثل، حدّاقلّ و حدّاکثرى وجود دارد، مثل این که از مهر السّنة کمتر نباشد؟

جواب: در افراد بالغ و مانند آن، معیار مهرالمثل است. و در دختران کوچک باید ارش البکارة در نظر گرفته شود. ولى در صورتى که افراد بالغ از طریق تصادف و مانند آن چنین آسیبى ببینند، احتیاط آن است که نسبت به تفاوت مهرالمثل و ارش البکارة مصالحه کنند. مهرالمثل با مراجعه به افرادى که همانند آن دختر از نظر سنّ وسال و منزلت اجتماعى و جهات دیگر هستند، در نظر گرفته مى شود. مثلا خواهران، خواهرزاده ها، دختر عمّه ها و دختر عموها، چنانچه از نظر عرفى شبیه هم باشند، با یکدیگر مقایسه مى شوند.

سؤال 1250ـ زنى در اثر تفخیذ اجبارى حامله شده، و بر اثر وضع حمل بکارت وى زائل گشته است. آیا دیه، یا ارش البکارة، یا مهر المثل، به وى تعلّق مى گیرد؟

جواب: تنها مهر المثل تعلّق مى گیرد.

[ 474 ]

سؤال 1251ـ آیا بین ازاله ناقص و کامل فرق است؟ پزشکى قانونى، پرده بکارت را به 12 ناحیه، که اصطلاحاً به آن ساعت مى گویند، تقسیم کرده، که از 1 شروع و به 12 ختم مى گردد. پزشکان در گواهیهاى خود مثلا مى نویسند: «پارگى در ساعت 5 و 6 وجود دارد.» به نظر مى رسد که باید دید آیا پرده بکارت ناقص داراى ارزش است؟ مثلا اگر کوزه اى بشکند خواه از یک قسمت بشکند، یا از چند قسمت، دیگر ارزش ندارد. امّا اگر پارچه اى پاره شود، اگر از یک قسمت پاره شود، باقیمانده آن داراى ارزش است. حال باید دید که پرده بکارت از مثال اوّل است، یا دوّم؟

جواب: در هر حال مهر المثل تعلّق مى گیرد.

سؤال 1252ـ آیا زناى به عنف نسبت به غیر باکره، مهر المثل دارد؟

جواب: آرى مهر المثل دارد.

سؤال 1253ـ در مواردى که براى ازاله بکارت مهر المثل تعیین شده، مثل موردى که با انگشت ازاله بکارت گردد، چنانچه میزان مهر المثل از دیه کامله یک زن بیشتر باشد، آیا مجنىّ علیها به میزان دیه کامله استحقاق دارد، یا زائد بر دیه هم قابل مطالبه است؟ همانند موردى که هرگاه کسى موى زنى را از بین ببرد، ولى دوباره بروید، مقرّر شده اگر مهر المثل بیشتر از دیه کامل باشد، فقط به مقدار دیه بپردازد. در مورد سؤال چگونه است؟

جواب: بیش از دیه استحقاق ندارد.

سؤال 1254ـ پسر و دخترى با یکدیگر رابطه نامشروع برقرار کرده، و در نتیجه بکارت دختر زائل شده است. لطفاً به سؤالات زیر پاسخ دهید:

1ـ اگر عمل با رضایت دختر و بدون اغفال صورت گرفته باشد، حکم مسأله چیست؟

جواب: در فرض مسأله، ارش البکارة یا مهر المثل تعلّق نمى گیرد.

2ـ اگر عمل با رضایت ولى با اغفال دختر همراه بوده باشد، آیا ارش البکارة تعلّق مى گیرد؟

جواب: چنانچه منظور از اغفال این است که رضایت به مادون آمیزش داده،

[ 475 ]

ولى او آمیزش کرده، باید مهر المثل او را بدهد. و اگر منظور از اغفال این است که پسر به او اطمینان داده که ازاله بکارت نخواهد شد، باید ارش البکارة بپردازد.

سؤال 1255ـ لطفاً در خصوص ارش البکارة، در دو فرض بلوغ و عدم بلوغ زانیه، بفرمایید:

1ـ آیا زانیه در موارد ذیل مستحقّ ارش البکارة مى باشد؟

2ـ زنا با رضایت و میل وى انجام شود.

3ـ زنا در اثر اکراه یا عنف واقع گردد.

4ـ زنا با فریب وى، مبنى بر وعده قطعى ازدواج و مانند آن، انجام پذیرد.

جواب: در صورت بلوغ و رضایت، ارش بکارت و مهر المثل مشروع نیست. و در صورت عنف، یا عدم بلوغ، مهر المثل ثابت است. و با وجود مهر المثل، نوبتى به ارش بکارت نمى رسد.

سؤال 1256ـ اگر ازاله بکارت دختر با انگشت، یا شىء دیگر صورت گیرد، حکم ارش البکارة چیست؟ آیا رضایت یا عدم رضایت وى در حکم تأثیرى دارد؟

جواب: مهر المثل تعلق مى گیرد. ولى در صورت رضایت دختر، احتیاط مصالحه است.

سؤال 1257ـ چنانچه مردى یک بار اقرار به زنا کند، آیا مى توان او را به پرداخت ارش البکارة، یا مهر المثل (در صورت تحقّق شرایط آن،) محکوم کرد؟

جواب: احتیاط واجب آن است که اگر اقرار به تحقّق زناى به عنف، یا ازاله بکارت به عنف کرده باشد، مهر المثل را بپردازد.

سؤال 1258ـ اگر زانیه باکره از زانى بخواهد به قدرى دخول شود که ازاله بکارت نشود، ولى زانى عمداً یا سهواً موجب ازاله شود، آیا ضامن ارش البکارة یا چیز دیگرى هست؟

جواب: ضامن مهر المثل است.

 

شجاج

سؤال 1259ـ آیا جراحات و شکستگى استخوان فک بالا و پایین، و گوش و لب، از

[ 476 ]

مصادیق سر و صورت مى باشد، یا چون این اعضا داراى عنوان خاصّ مى باشند، از قاعده مذکور خارج، و با توجّه به نسبت همین اعضا به شکستگى استخوان و جراحت، ارش تعیین خواهد شد؟

جواب: از مصادیق سر و صورت است، و مشمول احکام شجاج مى باشد.

سؤال 1260ـ در جراحاتى مانند حارصه، و همچنین در تغییر رنگ مانند کبودى، آیا التیام یا سرایت موجب کاهش یا افزایش دیه مى گردد؟

جواب: التیام تأثیرى ندارد; ولى افزایش اگر نتیجه عادى و غیر قابل اجتناب جنایت باشد، تأثیر دارد.

سؤال 1261ـ در گواهى پزشکى قانونى عنوان شده: «متلاحمه ساعد دست راست، که منجر به آسیب دیدگى عضلات محل گردیده...» آیا علاوه بر دیه متلاحمه، ارش آسیب دیدگى عضلات هم به آن اضافه مى شود؟

جواب: در صورتى که نتیجه آن از کار افتادگى نسبى آن عضو باشد، باید محاسبه شود.

سؤال 1262ـ در گواهى پزشکى قانونى این جمله آمده است: «جنایت باعث کوفتگى و ضربدیدگى لگن شده است.» آیا صدمه مذکور دیه دارد، یا ارش، یا هیچ کدام؟

جواب: اگر تنها اثر آن درد محل بوده باشد دیه و ارش ندارد; امّا اگر تغییرى، هر چند براى مدّتى، در عضو یا استخوان پیدا شود ارش دارد.

سؤال 1263ـ در گواهى پزشکى قانونى چنین ذکر شده: «دامیه در ریشه انگشت شست ایجاد شده است.» آیا ریشه انگشت شست جزء انگشت است، یا جزء دست؟

جواب: اگر عرفاً جزء انگشت باشد، حکم انگشت بر آن جارى مى شود.

سؤال 1264ـ در مجموعه استفتائات جدید، جلد اوّل، صفحه 400، سؤال 1335 فرموده اید: «جرح بر گردن در بعضى از موارد، دیه و در بعضى موارد ارش دارد.» لطفاً بفرمایید: در چه مواردى دیه، و در چه مواردى ارش دارد؟ و آیا در مواردى که دیه دارد، دیه جراحات گردن در حکم سر و صورت است، یا در حکم بدن؟ نحوه محاسبه دیه آن چگونه است؟ حکم صدماتى که باعث تغییر رنگ در گردن مى شود چگونه است؟

[ 477 ]

جواب: انواع دیه حارصه و دامیه و سمحاق و مانند آن در مورد گردن نیز صادق است. ولى دیه آن مانند دیه بدن مى باشد; نه مانند دیه سر و صورت، و در غیر موارد دیه ارش دارد.

سؤال 1265ـ شخصى بدن دیگرى را گاز گرفته، و جراحت حارصه اى، مثلا به طول دو سانتى متر، ایجاد کرده است. ولى از آنجا که بین دو دندانش فاصله بوده، در محلّ جراحت مذکور نیز به همین شکل فاصله افتاده است; آیا یک حارصه محسوب مى شود، یا دو حارصه؟

جواب: با توجّه به این که زخمها نزدیک به هم است، عرفاً یک زخم محسوب مى شود.

سؤال 1266ـ آیا جراحات وارده بر آلت تناسلى زن و مرد، و عانه آنها، دیه دارد یا ارش؟ اگر دیه دارد، نحوه محاسبه آن چگونه است؟

جواب: جراحات اعضاى تناسلى، همانند سایر جراحات بدن است، که تقسیم به انواع مختلف حارصه و دامیه الى آخر مى شود.

سؤال 1267ـ شخصى در جریان تصادف، سمت راست بدنش به زمین کشیده شده است، به شکلى که یک سمت صورت وى تماماً خراشیده شده، و عمق آن در حدّ حارصه است. آیا تمام این صدمه یک حارصه محسوب مى شود، یا به نحو دیگرى محاسبه مى گردد؟

جواب: با توجّه به اتّصال عرفى زخم، یک حارصه محسوب مى شود.

سؤال 1268ـ با توجّه به قلّت پوست و گوشت روى پیشانى، پشت دست، و پشت انگشت، آیا غیر از حارصه و دامیه جراحات دیگر در این نواحى قابل تصوّر است؟

جواب: افراد از این جهت مختلفند; در صورتى که گوشت کافى نداشته باشد ملتحمه و مانند آن تصوّر نمى شود، ولى سمحاق و موضحه و مثل آن قابل تصوّر است.

سؤال 1269ـ در موارد جراحت متلاحمه، که به فلج عضو مى انجامد، ولى با درمان مى توان از فلج شدن پیشگیرى کرد; بفرمایید:

[ 478 ]

1ـ آیا بر شخص مجروح واجب است خود را درمان کند؟

جواب: چنان چه درمان آن ساده باشد، به طورى که منتهى شدن به فلج عرفاً اسناد به مجروح داده شود، لازم است.

2ـ در صورت درمان، آیا مى توان هزینه هاى افزون بر مقدار دیه را از جانى گرفت؟

جواب: آرى مى توان گرفت.

سؤال 1270ـ با توجّه به این که شکم از حیث عرض داراى دو لایه است (یکى پوست شکم، و دیگرى شکمبه) اگر جراحتى پوست شکم را پاره کند، امّا شکمبه را پاره نکند، چه نوع جراحتى است؟ و دیه آن چقدر است؟

جواب: چنانچه وارد فضاى خالى داخل بشود، جائفه است.

سؤال 1271ـ فقها در تعریف «نافذه» فرموده اند: «نافذه جراحتى است که در اعضاء بدن فرو رود.» و در تبیین ماهیّت «موضحه» فرموده اند: «جراحتى که از گوشت بگذرد، و پوست نازک روى استخوان را کنار زده، و استخوان را آشکار کند.» لطفاً بفرمایید فرق بین این دو جراحت چیست؟ آیا فرقشان این است که موضحه تا روى استخوان فرو مى رود، امّا نافذه علاوه بر آن از کنار استخوان هم عبور مى کند؟ اگر چنین است، چنانچه فقط نیم سانت از کنار استخوان عبور کند، در اینجا تفاوت نافذه با موضحه فقط نیم سانت است; امّا تفاوت دیه آن 5 شتر است! زیرا دیه موضحه 5 شتر، و دیه نافذه (در مرد) 10 شتر است. این، چگونه قابل توجیه است؟

جواب: نافذه آن است که به مقدار کافى در بدن نفوذ کند; خواه مثل ماهیچه ها باشد، یا مواردى که استخوان است، و از کنار استخوان به مقدارى که عرفاً نفوذ نامیده شود بگذرد. و در موارد شکّ حکم نافذه جارى نمى شود.

سؤال 1272ـ اگر چیزى از یک طرف وارد بدن و از طرف دیگر خارج گردد. (مثل این که تیرى به بازوى شخص وارد، و از سمت دیگر خارج شود) دیه آن چقدر است؟

جواب: یک جنایت محسوب مى شود.

سؤال 1273ـ آیا نافذه در کلّیّه اعضاى بدن (دست، پا، گردن، ذَکَر، پستان، إلیتین،

[ 479 ]

لب، زبان، انگشت، کف دست و دیگر اعضا) صادق است؟

جواب: قدر مسلّم از نافذه مواردى است که آلت جارحه به مقدار قابل ملاحظه اى در بدن نفوذ کند; مانند نیزه، خنجر، چاقو و امثال آن. امّا جراحت وارده به یک انگشت، یا لب، یا مانند آن، مصداق نافذه نیست.

سؤال 1274ـ هرگاه آلت ضرب یکى از اعضاى داخلى بدن، از قبیل کبد، را مجروح کند، و جراحت بدون عیب التیام یابد; آیا علاوه بر ثلث جراحت جائفه، آن جراحت ارش نیز دارد؟

جواب: آن جراحت اضافى، ارش دارد.

سؤال 1275ـ آیا دیه جراحاتى که در اثر ضربه واحد بر سطح عضوى که دچار شکستگى شده حادث مى شود، مانند حارصه، دامیه، تغییر رنگ، و امثال آن، بر دیه شکستگى افزوده مى شود؟

جواب: آرى دیه شکستگى جدا از دیه جراحت است.

سؤال 1276ـ سر شخصى را با سنگ شکسته ام. (البتّه قصد پرتاب داشته ام، نه شکستن.) و نمى دانم چه مقدار جراحت وارد شده، بلکه فقط مى دانم از سر مجروح خونى آمده است. و اکنون شخص مجروح فوت کرده، و اصلا دسترسى به ورثه و بستگان او نداشته، و نخواهم داشت. دیه آن چقدر است؟

جواب: در صورتى که فقط مى دانید سر او زخم شده، و بیشتر از آن را یقین ندارید، دیه آن قیمت یک شتر است. و در صورتى که به مجنىّ علیه دسترسى ندارید، به نیّت او دیه اش را به فقیرى صدقه مى دهید. مگر این که یقین داشته باشید که او از شما راضى شده است.

سؤال 1277ـ در اثر تیراندازى با تفنگ ساچمه اى، مجنىّ علیه از ناحیه دست، یا سایر اعضا که دیه معیّن دارد، مجروح شده، و ساچمه در گوشت نفوذ کرده، و پزشک نوع جراحات وارده را دامیه و مانند آن اعلام نموده است. در این فرض، آیا هر یک از جراحات یک نافذه محسوب، و یک صد دینار دیه تعلّق مى گیرد؟ یا این که باید براى هر یک از جراحات دیه آن جرح، به نسبت به دیه آن عضو سنجیده شود؟

[ 480 ]

جواب: هر یک از جراحات یک دیه دارد، ولى توجّه داشته باشید این جا از نوع نافذه و جائفه نیست; بلکه غالباً دامیه است. هر چند بهتر آن است که با یکدیگر مصالحه کنند.

سؤال 1278ـ اگر شخصى در نزاعى با خودکار به دست دیگرى بزند. به طورى که مقدارى از پوست دستش کنده شود و خون بیاید، چه حکمى دارد؟ ناگفته نماند نمى دانم چقدر از پوست دست وى جراحت دیده، فقط مى دانم که پوستِ دستش کنده شده، و خون آمده است. و اصلا از شخصى مجنىّ علیه و فامیلهایش اطّلاعى ندارم، تا حلالیّت طلب کنم.

جواب: این جراحت دامیه نام دارد، و دیه آن در غیر سر و صورت نصف قیمت یک شتر است، و در صورتى که به مجنىّ علیه دسترسى ندارید، دیه اش را به نیّت او به فقیرى صدقه مى دهید; مگر این که یقین داشته باشید که او از شما راضى شده است.

سؤال 1279ـ در نزاعى با پاشنه چکش به صورتِ شخصى زده ام. نمى دانم صورتِ شخص مجروح، سرخ شده است، یا کبود یا سیاه، و اصلا به آن شخص و ورثه و بستگانش دسترسى ندارم، و بعد از این هم نخواهم داشت. خواهشمندم دیه آن را بیان فرمایید.

جواب: حدّاقل دیه در اینجا دیه سرخ شدن است، که 51 مثقال طلاست. (مثقال شرعى حدود 18 نخود است، و مثقال معمولى 24 نخود. بنابراین، اگر به حساب مثقال معمولى باشد 41 از آنچه در بالا گفتیم کم مى شود.)

سؤال 1280ـ چنانچه در اثر ضربه اى در پلک تحتانى و فوقانى کبودى ایجاد شود، آیا جانى باید سه دینار به مجنىّ علیه بدهد، یا شش دینار؟

جواب: اگر کبودى متّصل واحدى بوده باشد، یک جنایت محسوب مى شود. و اگر دو کبودى جداگانه از هم باشد، دو جنایت حساب مى شود.

سؤال 1281ـ جراحتى که به اعضاى درونى انسان وارد شود بر اساس نوع عضو آسیب دیده در داخل بدن، متفاوت است. در حالى که دیه در تمام موارد آن در حدّ

[ 481 ]

جائفه و یکسان است. (به طور مثال جائفه اى که منجر به پارگى روده مى شود، با جائفه اى که تنها منجر به پارگى پرده صفاق و چادرینه (امنتوم) مى شود از نظر سیر درمان و هزینه ها و نقص عضو به هیچ وجه یکسان نیستند، لکن دیه آن ها یکى است.) آیا مى توان در حکم تفاوتى قائل شد؟

جواب: در این گونه موارد که علاوه بر دیه ایجاد یک جراحت جائفه، به اعضاى درونى مانند روده ها صدمه وارد مى شود، نسبت به آن مقدار اضافه باید ارش داده شود.

سؤال 1282ـ حکم شرعى جراحات یا لطماتى که به هنگام تنبیه و تربیت شاگردان به وجود مى آید، در فروع زیر چیست؟

الف) شاگرد صغیر باشد.

ب) شاگرد بالغ باشد.

ج) با اجازه ولىّ باشد.

د) بدون اجازه ولىّ باشد.

هـ) جهت جلوگیرى از وقوع منکر باشد.

1283ـ بعضى از کودکان توسّط پدر و مادر شدیداً مورد ضرب و جرح قرار مى گیرند، و گاه آثار این شکنجه ها در بیمارستان دیده مى شود، و متأسّفانه قانونى جهت منع آن موارد وجود ندارد. حکم آن چیست؟

جواب: این گونه شکنجه ها محکوم به دیه و ارش است; و فرقى با جنایات دیگران ندارد.

سؤال 1284ـ آیا جراحتى که در اثر ورود ساچمه شلیک شده از اسلحه کمرشکن شکارى به شخص وارد مى شود، از مصادیق مادّه 483 قانون مجازات اسلامى است، که مقرّر مى دارد: «هرگاه نیزه یا گلوله و مانند آن، در دست یا پا فرو رود، در صورتى

[ 482 ]

که مجنىّ علیه مرد باشد دیه آن یک صد دینار، و در صورتى که زن باشد دادن ارش لازم است.» یا ساچمه، گلوله محسوب نشده، و جراحت مزبور مشمول مادّه 480 قانون مجازات اسلامى است که با توجّه به نوع جرح (حارصه، دامیه، متلاحمه، سمحاق، موضحه، هاشمه، منقله، مأمومه، و دامغه) باید تعیین دیه شود؟

جواب: این حکم (حکم نافذه) شامل ساچمه نمى شود، و باید از عناوین دیگر که اشاره کردید براى دیه آن استفاده کرد.

سؤال 1285ـ دکتر مقدارى از پوست بدن را براى ترمیم جراحت یا سوختگى، برداشته است. آیا براى این قسمت دیه یا ارش جداگانه اى در نظر گرفته مى شود؟

جواب: دیه و ارشى براى این قسمت نیست.

سؤال 1286ـ همان گونه که مستحضرید جرم دامغه دیه و ارش دارد، ولى پزشکى قانونى ارشى هم تحت عنوان کاهش استحکام جوار استخوان ناشى از گرانبوتومى اعلان نموده است. آیا جانى این ارش را هم باید بپردازد؟

جواب: تنها ارش پاره شدن پوسته مغز را، علاوه بر دیه مأمومه، باید بپردازد.

 

دیه جنین

سؤال 1287ـ دخترى از زنا حامله شده است. در صورت پى بردن خانواده، احتمال کشتن وى مى باشد. آیا مى تواند سقط جنین کند؟ حکم دیه آن چیست؟

جواب: در صورتى که واقعاً جان او در خطر باشد، و جنین به چهار ماهگى نرسیده باشد، مجاز است سقط جنین کند، و دیه آن را به بیت المال بپردازد.

سؤال 1288ـ چون افراد زیادى از جمله پزشک، فروشنده، خریدار، تزریق کننده، پدر و مادر جنین، در سقطِ به وسیله دارو نقش دارند. دیه سقط بر عهده کیست؟

جواب: دیه سقط بر عهده کسى است که دارو را مصرف مى کند.

سؤال 1289ـ اگر شخص تزریق کننده از اثر داروى سقط جنین با خبر نباشد، دیه بر عهده چه کسى است؟

جواب: بر عهده کسى است که این دستور را به او داده است.

[ 483 ]

سؤال 1290ـ اگر مادر آمپول را به خود تزریق کند، تا جنین نامشروع خود را سقط کند، دیه بر عهده چه کسى است، و به چه کسى تعلّق مى گیرد؟ اگر شوهر ببخشد چطور؟

جواب: دیه سقط در این جا بر عهده مادر است. و دیه او به حاکم شرع مى رسد، و در مصارف بیت المال مصرف مى شود.

سؤال 1291ـ اگر درخواست از مادر و تزریق از پدر باشد، دیه بر عهده چه کسى است؟

جواب: دیه بر عهده هر دو مى باشد; هر کدام به مقدارى که در آن کار سهیم بوده اند.

سؤال 1292ـ چنانچه کسى با اسلحه و به قصد کشتن مادر و جنین، به طرف آنها شلیک کند، و هر دو کشته شوند. آیا پدرِ حمل حقّ درخواست قصاص نفس جانى را دارد، یا این که قتلِ عمدِ جنین فقط دیه دارد؟

جواب: قتل عمد جنین قصاص ندارد، بلکه فقط دیه دارد. ولى اولیاى دم مى توانند پس از اخذ دیه جنین، نصف دیه کامله را به خاطر قتل مادر به ورثه جانى بپردازند، و او را قصاص نمایند.

 

عاقله

سؤال 1293ـ همان گونه که مستحضرید در مواردى که جانى اقرار به جنایت خطایى خود کند، عاقله ضامن نیست. حال اگر طفلى، که عمد او خطاى محض تلقّى مى شود، اقرار به جنایت خود نماید، آیا خود طفل ضامن است، یا عاقله وى؟

جواب: اقرار طفل در هیچ حال معتبر نیست.

سؤال 1294ـ از آنجا که عاقله ضامن جراحت موضحه به بالا مى باشد، مشروط بر این که خطاى محض باشد. لطفاً بفرمایید:

1ـ چنانچه جراحتى وارد شود که ارش دارد، و ارش آن معادل با موضحه یا بالاتر باشد، آیا عاقله ضامن است؟

[ 484 ]

جواب: فرقى بین ارش و دیه در این جهت نیست.

2ـ در جراحات متعدّدى که دیه مجموع آن معادل موضحه یا بیشتر، ولى منفرداً کمتر است (اعمّ از این که دیه مقدّره داشته باشد، یا نداشته باشد) چطور؟

جواب: جنایات مستقلّه که هر کدام دیه آن کمتر از موضحه است، مشمول حکم عاقله نیست.

3ـ جراحاتى وارد شده که کمتر از موضحه دیه دارد، لکن عیبى از آن حاصل شده که دیه جراحت به همراه عیب معادل موضحه یا بیشتر مى شود. در این صورت عاقله ضامن است؟

جواب: در این فرض که جنایت، جنایت واحده است، شامل مى شود.

سؤال 1295ـ هرگاه قتل خطاى محض با علم قاضى ثابت شود، دیه بر عهده چه کسى است؟ عاقله، یا خود جانى؟

جواب: احتیاط واجب آن است که خود جانى بپردازد.

سؤال 1296ـ اگر مجنون یا صغیر، بر پدر خود ضرب یا جرحى که دیه آن بر عهده عاقله است وارد کند، مسؤول پرداخت دیه کیست؟

آیا در این مورد خاص مى توان سایر اقرباى نسبى مجنون یا صغیر را که جزء ورثه فعلى او محسوب نمى شوند (مانند برادران) به ترتیب اقربیّتِ به جانى مسؤول پرداخت دیه به عنوان عاقله دانست؟

جواب: آرى دیه بر عاقله است، ولى سهمى از آن به صغیر یا مجنون نمى رسد.

سؤال 1297ـ در رابطه با کیفیّت و شرایط مسؤولیّت عاقله پاسخ دهید:

الف) در مورد جنایات خطاى محضِ عاقلِ بالغ، تنها دیه قتل و جراحت هاى موضحه و زیادتر از آن بر عهده عاقله مى باشد، و دیه جنایات کمتر از موضحه بر عهده خود جانى است. آیا این حکم در مورد نابالغ و دیوانه نیز صادق است؟ به عبارت دیگر، دیه جراحات کمتر از موضحه که نابالغ (ممیّز و غیر ممیّز) و یا دیوانه به دیگرى وارد مى کند، بر عهده کیست؟

جواب: آرى این حکم درباره صبّى و مجنون نیز جارى است، و مادون

[ 485 ]

موضحه از مال آنها پرداخته مى شود.

ب) عاقله در چه مدّتى باید دیه، یا ارش را بپردازد؟

جواب: هرگاه دیه سنگین بوده باشد، باید مانند دیه عمد در أجل مناسب پرداخت شود، والاّ جنبه فورى دارد.

ج) در صورتى که عاقله از پرداخت دیه استنکاف نماید، یا عاجز از پرداخت باشد، تکلیف چیست؟

جواب: هرگاه در آینده امید قدرت براى او هست، باید تأخیر انداخت. و اگر امیدى نیست، باید از بیت المال پرداخت شود. و اگر عمداً تأخیر اندازد و توانایى دارد، حاکم شرع مى تواند او را مجبور سازد، و یا به زندان افکند.

سؤال 1298ـ در مورد جنایت صغیر، که در زمان دادرسى و صدور رأى بالغ و رشید شده، دیه متعلّقه همچنان بر عهده عاقله است، یا خود جانى باید بپردازد؟

جواب: دیه بر عهده عاقله است.

 

دیه جنایت بر میّت

سؤال 1299ـ در خصوص جنایت بر میّت بفرمایید:

الف) آیا سوزاندن کامل بدن میّت دیه دارد؟

ب) در صورت مثبت بودن پاسخ، میزان آن چقدر است؟

ج) در فرض فوق، آیا جانى علاوه بر دیه، تعزیر نیز مى شود؟

د) در موارد وجوب دیه، آیا بین عمدى و غیر عمدى بودن جنایت تفاوتى هست؟

هـ) آیا در مقدار دیه، بین میّت زن و مرد تفاوتى وجود دارد؟

جواب: ارش دارد; ولى ارش آن کمتر از دیه کامله جنایت بر میّت (یک صد دینار) نیست. و فرقى بین زن و مرد نمى باشد; ولى در صورت عمد، تعزیر نیز دارد.

سؤال 1300ـ آیا پرداخت دیه جنایت بر میّت به صورت حالّ است، یا مؤجّل؟

جواب: دیه آن به صورت حالّ است.

[ 486 ]

سؤال 1301ـ دیه جراحات یا صدماتى که بر میّت غیر مسلمان وارد مى شود، چه مقدار است؟

جواب: احتیاط آن است که مانند دیه مسلمان عمل شود، یا مصالحه کنند.

سؤال 1302ـ اگر نیاز به عضوى از اعضاى مرده باشد، و آن را از بدن او جدا کنند، آیا دیه دارد؟ دیه آن چه مقدار است؟ چه کسى باید بدهد؟ به چه کسى تعلّق مى گیرد؟ در صورت ثبوت دیه، آیا بین مسلمان و کافر از یک طرف، و کافر ذمّى و غیر ذمّى از سوى دیگر، فرقى هست؟

جواب: در چنین صورتى احتیاط پرداخت دیه است. و باید دیه در راه خیرات براى آن میّت صرف شود، و حربى دیه ندارد.

سؤال 1303ـ فردى را پس از قتل مى سوزانند، به گونه اى که تمامى بدنش به جز چند قطعه استخوان، تبدیل به خاکستر مى شود! با توجّه به این که تمامى بدنش از بین رفته، آیا باید براى تک تک اعضا و جوارح ظاهر و داخل ارش تعیین گردد؟ در صورتى که جواب مثبت باشد، ارش معیّنه چه میزان بیشتر از ارش دیه کامل جنایت بر مرده است؟

جواب: در صورتى که جسد را یکجا سوزانده باشند دیه آن تنها یک صد دینار است; ولى اگر آن را در چند مرحله سوزانده باشند، دیه اعضا اضافه مى شود. و اگر عضوى دیه نداشته باشد، ارش به آن تعلّق مى گیرد.

 

موارد پرداخت دیه از بیت المال

سؤال 1304ـ هرگاه در قتل عمد، یا غیر عمد، یا صدمات دیگر، متّهم شناسایى نشود، آیا لازم است دیه از بیت المال پرداخت گردد؟ در صورتى که پاسخ مثبت باشد، آیا اعلان این مطلب و قید آن در حکم لازم است، مخصوصاً اگر اثر نامطلوبى در جامعه داشته باشد، و مورد سوء استفاده قرار گیرد؟

جواب: در صورتى که قاتل شناخته نشود، دیه را باید از بیت المال پرداخت. و لازم نیست این مسأله به طور آشکار اعلان شود، تا سبب سوء استفاده افرادى

[ 487 ]

گردد. همچنین اگر قاتل واقعاً معسر شود، به طورى که امیدى براى آینده نیز نباشد.

سؤال 1305ـ در مواردى که مى توان دیه مقتول را از بیت المال پرداخت، لکن اولیاى دم جاهل به موضوع هستند، آیا قاضى مجاز به ارشاد و راهنمایى آنان مى باشد؟

جواب: با توجّه به این که ذى نفع در این جا جاهل به حکم است، مى توان او را به حکم شرع ارشاد کرد.

سؤال 1306ـ در صورتى که ضارب فرار کند، یا ناشناخته باشد، آیا مى توان دیه جراحات و صدمات وارده بر مجنىّ علیه را از بیت المال پرداخت؟

جواب: در غیر قتلى دلیلى بر گرفتن دیه از بیت المال یا خویشان جانى فرارى نداریم.

سؤال 1307ـ فرزند 12 ساله اینجانب در کوچه به چیز مشکوکى برخورد نموده، مشغول بازى با آن مى شود. در این هنگام شىء مذکور، که ظاهراً نوعى مواد منفجره شبیه گلوله خمپاره بوده، منفجر و منجر به فوت ایشان مى گردد. بر اساس اظهارات چند نفر، موتور سوار ناشناسى آن شىء را در کوچه رها کرده است. با توجّه به این که خون مسلم نباید هدر رود، آیا دیه فرزند اینجانب بر بیت المال است؟

جواب: چنانچه ثابت شود شىء مزبور را موتور سوارى آنجا رها کرده، و دسترسى به او حاصل نشود، دیه آن طفل باید از بیت المال پرداخته شود. ولى چنانچه کودک آن شىء را از داخل منزل برداشته، دیه او بر بیت المال نیست.

سؤال 1308ـ فرزندم، در حالى که بر ترک موتور سیکلت سوار بود،بر اثر تصادف با اتومبیل به شدّت مجروح و مصدوم گردید. متأسّفانه راننده متخلّف و بى وجدان از صحنه تصادف گریخته، و تا این لحظه شناسایى نشده است. شدّت آسیب هاى وارده بر فرزندم به حدّى است که حواس خود را از دست داده، و ما اکنون سالهاست که همانند طفل یکساله اى از او پذیرایى مى کنیم. اگر در حکومت اسلامى صدمه اى به مسلمانى وارد شود، و متّهم شناسایى نشود، پرداخت دیه بر عهده کیست؟

[ 488 ]

جواب: دیه بر عهده جانى است، و دلیلى بر گرفتن دیه در غیر قتل از خویشاوندان جانى یا بیت المال نداریم.

سؤال 1309ـ در موارد قسامه، که موضوع آن ایراد ضرب و جرح عمدى نسبت به مجنىّ علیه است، اگر برائت مدّعى علیه ثابت شود، و ضارب یا جارح نیز مشخّص نگردد، آیا مانند مورد قتل، دیه مجنىّ علیه مصدوم باید از بیت المال پرداخت شود؟

جواب: ظاهراً دیه آن بر کسى نیست.

سؤال 1310ـ در موارد اثبات اعسار جانى از پرداخت دیه، اعمّ از این که موضوع آن قتل یا ضرب و جرح عمدى، یا در حکم شبه عمد، یا شبیه عمد باشد و محکوم علیه معسر نیز در دسترس باشد، لکن جهت اعسار مذکور حتّى در مدّت طولانى نیز قادر به پرداخت دیه مورد حکم نباشد. آیا باید از بیت المال پرداخت نمود، یا بر عهده بستگان محکوم علیه (الاقرب فالاقرب) است، یا در این فرض کسى جز محکوم علیه معسر ضامن نمى باشد؟

جواب: در فرض سؤال چنان چه جنایت از قبیل قتل بوده باشد، دیه از بیت المال پرداخته مى شود.

 

عفو از دیه

سؤال 1311ـ در مواردى که قصاص قاتل، مشروط به ردّ فاضل دیه از سوى اولیاى دم است، سؤالاتى مطرح مى شود. لطفاً پاسخ فرمایید:

1ـ فاضل دیه حقّ چه کسى است؟ قاتل یا ورثه وى؟

جواب: فاضل دیه حقّ قاتل است، و از او به ورثه مى رسد.

2ـ در صورتى که حقّ قاتل باشد، آیا مى تواند از حقّ خویش گذشت کند؟

جواب: آرى مى تواند گذشت کند.

3ـ آیا انگیزه قاتل در حکم فوق تأثیرى دارد؟ مثلا اگر انگیزه قاتل محروم کردن ورثه از دیه، یا خروج از بلا تکلیفى و نجات از زندان باشد، (به هنگامى که اولیاى دم به دلیل اعسار، قادر به پرداخت فاضل دیه نیستند، و از طرف دیگر نه حاضر به

[ 489 ]

دریافت دیه هستند، و نه قاتل را عفو مى کنند.) آیا عفو در همه موارد صحیح است؟

جواب: انگیزه ها تفاوت نمى کند، و معیار عفو است.

سؤال 1312ـ اگر مقتول دیونى داشته، و براى پرداخت آن هیچ مالى غیر از دیه نداشته باشد، و اولیاى دم مجنىّ علیه به خاطر این که پولى گیر طلبکاران نیاید، یا به هر دلیل دیگر دیه را ببخشند، آیا طلبکاران مى توانند دعوایى طرح نموده، و به عنوان شخص ثالث وارد دعوى شده، و دیون خود را مطالبه کنند؟

جواب: مطالبات میّت بر هر چیز مقدّم است، و اولیاى دم در فرض مسأله حقّ بخشش ندارند.

سؤال 1313ـ به منظور قصاص قاتل دخترم، مبلغ 000/000/32 ریال (فاضل دیه) در وجه قاتل، و مبلغ 670/666/26 ریال بابت 65 دیه یک زن نیز به عنوان سهم الدیّه صغیر به حساب دادگسترى واریز نمودم، تا قاتل به قصاص رسید. از طرفى ضمن توافق شفاهى با قاتل، قرار شد ایشان از بابت بدهى دیه فرزندان مقتول (پسر و دختر) که ثلث آن به اینجانب مى رسد، و برابر فاضل دیه مى باشد، از سهم الدیّه خود به نفع اینجانب گذشت نماید. در حضور قاضى و مسؤولین اجراى احکام قضایى، قاتل قبل از قصاص با خط خود نوشت: «اینجانب محکوم به قصاص، از حقّ سهم الدیّه خودم نسبت به ولىّ دم خانم... گذشت مى نمایم.» و قاضى و مسؤولین اجراى احکام زیر آن نامه را تأیید نمودند. اکنون سؤال این است: آیا کلّ مبلغ فاضل دیه، که آن مرحوم به نفع اینجانب گذشت نموده، به اینجانب تعلّق مى گیرد؟ لازم به ذکر است که ورثه قاتل فقط یک فرزند صغیر و مادر او مى باشند.

جواب: آنچه را قاتل به عنوان بدهى به شما (از بابت دیه فرزندان) گذشت کرده به شما مى رسد، و شخص دیگرى در آن حق ندارد.

سؤال 1314ـ آیا جدّ پدرى، یا وصىّ، یا قیّم صغار، هر چند مادر آنها باشد، حق دارد سهم الدیه صغار تحت کفالت خود را به کمتر از دیه شرعى با جانى مصالحه کند، یا به طور کلّى آن را عفو نماید؟

جواب: جدّ پدرى، یا وصىّ، یا قیّم، حق ندارند دیه صغیر را ببخشند، یا به

[ 490 ]

کمتر از مقدار شرعى مصالحه کنند. مگر این که مصلحت خاصّى در آن جا حاکم باشد، و منفعت صغیر ایجاب کند.

 

خسارت عدم النفع

سؤال 1315ـ نظر معظّم له در رابطه با اخذ خسارت عدم النفع (از نوع منفعت قریب الحصول، یا متوقّع الحصول) چه مى باشد؟ لطفاً حکم مصادیق زیر را بیان فرمایید:

الف) راننده اى با اتومبیل خود کار مى کند. در اثر تصادف و خسارت وارده، نتوانسته به مدّت 4 ماه کار کند، و به نظر کارشناسان 4 ماه هم براى تعمیر و راه اندازى خودروى مزبور وقت لازم است. آیا راننده اتومبیل مى تواند علاوه بر هزینه تعمیر، خسارت عدم النفع متعارف این 4 ماه را از مقصِّر حادثه مطالبه نماید؟

ب) هرگاه کسى که حرفه رسمى او طبابت، یا جرّاحى، یا هر شغل دیگرى است، در اثر صدمه بدنى عمدى، یا غیر عمدى، از کار افتاده شود، و به تشخیص کارشناسان، تا آخر عمر توانایى کار کردن و کسب درآمد متعارف را از دست بدهد. آیا مى تواند علاوه بر دیه، درآمد ماهیانه اش را در حدّ متعارف از مقصِّر حادثه طلب کند؟

ج) شخصى با ارتکاب اعمالى نظیر آدم ربایى، طرح شکایت واهى منتهى به بازداشت، ارائه مدارک جعلى به دادگاه، و کسب مجوّز براى توقّف عملیّات ساختمانى، و مانند آن، بدون آن که صدمه بدنى به طرف وارد نماید، او را از کار و زندگى انداخته، و موجبات اضرار وى را فراهم نموده است. به گونه اى که دقیقاً قابل تقویم به مبلغ قابل توجّهى مى باشد.آیا متضرّر مى تواند بابت مدّتى که نتوانسته کار کند، و بازداشت بوده، یا بابت مدّتى که خانه دیرتر براى اجاره آماده شده، مطالبه خسارت نماید؟

د) آیا اولیاى دم واجب النفقه مقتول که بعد از وقوع قتل از دریافت مستمرّى و نفقه محروم شده اند، مى توانند تا مدّت زمانى که عرفاً و قانوناً مستحقّ نفقه بوده اند،

[ 491 ]

علاوه بر دیه، به میزان نفقه معمول مطالبه خسارت نمایند؟ مثلا همسر مقتول تا زمانى که شوهر ننموده، و فرزندان صغیر مقتول تا زمانى که بالغ و متمکّن نشده اند، حقّ مطالبه خسارت دارند؟

جواب: در مواردى که دیه گرفته مى شود پرداختن خسارت دیگرى لازم نیست، ولى در مواردى که اتومبیل کرایه خسارت دیده، یا شخص کارگر و کارمندى از کار بازداشته شده، یا ساختمانى بى جهت توقیف شده، در تمام این موارد باید اجرت المثل پرداخته شود.

 

تغلیظ دیه

سؤال 1316ـ شخصى ضربه اى در ماه مبارک رمضان بر دیگرى وارد کرده، و مضروب در ماه ذى القعدة الحرام فوت نموده است. آیا تغلیظ دیه لازم است، یا چون ضربه در ماه غیر حرام وارد شده، دیه تغلیظ نمى شود؟

جواب: در صورتى که ضرب و قتل هر دو در ماه هاى حرام واقع شود، دیه تغلیظ مى شود. در غیر این صورت، دلیلى بر تغلیظ دیه نیست.

سؤال 1317ـ اگر در ماه حرام، و در حریم خانه خدا، قتلى رخ دهد، آیا چیزى به غیر از 31، به دیه اضافه مى شود؟

جواب: آرى به هر دو عنوان تغلیظ و تشدید مى شود.

سؤال 1318ـ دیه زن مسلمان، اگر در ماه حرام به قتل رسیده باشد، چقدر است؟

جواب: نصف دیه کامله به عنوان اصل دیه زن، و یک سوم آن (که 61 دیه کامله مى شود) به عنوان تغلیظ پرداخته مى گردد، که مجموعاً 64 دیه کامله مى شود.

سؤال 1319ـ جنایت در ماه ذى الحجّه واقع شده، و مجنىّ علیه در ماه محرّم فوت گردیده است. مادّه 299 قانون مجازات اسلامى بیان مى کند که: «هرگاه صدمه و فوت هر دو در یکى از ماههاى حرام واقع شود، سبب تغلیط است.» آیا در مورد سؤال که صدمه و فوت در دو ماه واقع شده، حکم تغلیظ جارى مى شود؟

جواب: در فرض سؤال این مورد از باب تغلیظ است; زیرا هر دو در ماه حرام واقع شده است، و منظور از مادّه قانونى مذکور نیز همین است.

[ 492 ]

نحوه پرداخت دیه

سؤال 1320ـ با توجّه به این که در قتل خطا، در پایان سال اوّل، باید 31 دیه مقرّر شرعى پرداخت شود، هرگاه نصف از 31 در موعد مقرّر پرداخت، و باقى مانده آن در سال بعد پرداخت گردد، لطفاً بفرمایید:

آیا نصف باقى مانده باید به قیمت سال جارى پرداخت گردد، یا به قیمت سال گذشته؟

جواب: باید به قیمت سال جارى پرداخت شود.

سؤال 1321ـ در مواردى نظیر قتل خطاى محض، که بنا بر قول مشهور دیه ظرف سه سال و هر سال ثلث آن باید پرداخت شود، با عنایت به این که بر اساس فتواى برخى از فقها ملاک قیمت یوم الأدا مى باشد، بفرمایید در محاسبه ثلث در صورت تعذّر اعیان شش گانه، چگونه باید عمل کرد؟ آیا از ابتدا قیمت کلّ دیه بر اساس نرخ روز محاسبه مى شود، و جانى در هر سال ملزم به پرداخت ثلث همان قیمت است، یا این که در پرداخت هر ثلث، قیمت یوم الأداى همان ثلث ملاک است، یعنى در هر سال باید با توجّه به قیمت سوقیّه همان سال، ثلث دیه را محاسبه و پرداخت نماید؟

جواب: در هر سال باید ثلث دیه را به قیمت روز محاسبه و ادا کند، مگر این که در ابتدا مصالحه اى روى قیمت صورت گرفته باشد.

سؤال 1322ـ شخصى در حادثه تصادف رانندگى مرتکب قتل غیر عمد شده، و فوراً خود را به نیروى انتظامى معرّفى نموده است. قاضى مربوطه، بعد از طىّ مراحل قانونى و با تعیین مقدار دیه، حکم آن را صادر کرده، ولى مسؤولین اجراى احکام ابلاغ پرداخت آن را به مسؤولین بیمه تأخیر انداخته اند; بدین علّت سال بعد مقدار دیه افزایش یافته است. آیا متّهم مدیون همان مقدار دیه اى است که قاضى آن را معیّن نموده، و حکمش را صادر کرده، یا اضافه سال بعد را هم باید بپردازد؟

جواب: هرگاه مسؤول اجراى احکام در ابلاغ حکم کوتاهى کرده، ضامن مبلغ مازاد دیه مى باشد.

سؤال 1323ـ اگر فرد مزبور بعد از وقوع حادثه فرار کند، و پس از چندین سال

[ 493 ]

نیروى انتظامى او را دستگیر و به دادگاه تحویل دهد. به طورى که حکم دادگاه در سالِ افزایشِ مقدارِ دیه صادر شود. آیا جانى باید دیه سال وقوع حادثه را بپردازد، یا دیه سال صدور حکم را؟

جواب: باید دیه را به قیمت روز بپردازد.

 

سؤالات دیگر دیات

سؤال 1324ـ یکى از مسائل مورد ابتلا در محاکم دادگسترى خسارات ناشى از صدمات بدنى وارد شده به افراد است. آیا صدمات بدنى، فقط شامل صدمات فیزیکى است، یا شامل صدمات روحى و روانى نیز مى شود؟ با توجّه به این که صدمات روحى و روانى به مراتب اثراتى بدتر از صدمات فیزیکى به دنبال دارد، و چه بسا ممکن است فردى به خاطر چنین اثرات روحى و روانى، تا آخر عمر رنج بکشد، و همچنین ممکن است فرد در مدّتى که صدمه وارد شده، از کار و فعالیّت (خصوصاً کارهاى علمى) باز ایستد، و به هدفى که مدّ نظر داشته نائل نشود، و مسیر دیگرى را اجباراً در پیش گیرد. آیا چنین خساراتى شرعاً قابل جبران هست؟

جواب: با توجّه به این که صدمات روانى قابل اندازه گیرى نیست، و نمى توان حدّ و حدود آن را معیّن کرد، بنابراین تعیین خسارت براى آن مشکل است، و غالباً سبب دعوى مى شود. همان چیزى که اسلام از آن به شدّت پرهیز دارد; البتّه در بعضى از موارد، ماننداز دست دادن هوشیارى کامل (جنون)، یا به مقدار کمتر که قابل اندازه گیرى باشد، جبران خسارت آن در فقه اسلامى پیش بینى شده است.

سؤال 1325ـ در بین برخى از عشایر عرب رسم است که دیه مقتول را، اگر چه صغیر در بین ورثه باشد، بین تمام طائفه تقسیم مى کنند. این تقسیم چه حکمى داد؟

جواب: دیه مقتول مانند سایر اموال اوست، و باید سهم صغیر را نزد قیّم امین بسپارند تا براى او نگهدارى کند، و بقیّه طبق قانون ارث تقسیم مى شود.

سؤال 1326ـ بیمه وسایل نقلیّه در کشور، به منظور هدر نرفتن خون مقتولین و مجروحین تصادفات است.لکن بیمه براى پرداخت خسارت مصدومین، موازین و

[ 494 ]

مقرّراتى دارد; مثلا اگر ماشین راننده مقصّر بیمه شده باشد، اداره بیمه خسارت مقتولین و مجروحین را از حساب بیمه آن ماشین پرداخت مى کند، و اگر ماشین راننده مقصّر بیمه نشده باشد، ولى ماشین راننده اى که مقصّر نیست، بیمه باشد، اداره بیمه خسارت مقتولین و مجروحین را از حساب بیمه آن ماشین پرداخت مى نماید. در هر دو صورت، پرداخت کننده دیه، اداره بیمه است. حال اگر ماشین راننده مقصّر بیمه نباشد، و ماشین راننده بى تقصیر بیمه باشد، و اداره بیمه دیه مقتولین و مجروحین را از بابت بیمه ماشین راننده بى تقصیر بپردازد، آیا ورثه مقتولین و مجروحین حقّ مطالبه چیز دیگرى از راننده مقصّر دارند؟

جواب: در فرض سؤال، هنگامى که دیه از طرف بیمه پرداخته شود، ذمّه راننده مقصّر پاک مى شود.

سؤال 1327ـ اگر در قتل شبه عمد یا خطاى محض هویّت اولیاى دم مشخّص نباشد، یا دسترسى به آنان میسّر نگردد، آیا مى توان قاتل را ملزم به پرداخت دیه کرد و در صورت عدم پرداخت دیه، وى را حبس نمود؟

جواب: آرى او ملزم به پرداخت دیه است. و چنانچه ولىّ دم نداشته باشد، دیه او به امام مى رسد، و اگر دارد و دسترسى به او نیست، براى او نگه مى دارند، و در صورت یأس، از طرف او به فقرا مى دهند.

سؤال 1328ـ منظور از مصالحه در جمله «همسر از حقّ قصاص برخوردار نمى شود; مگر قصاص به دیه مصالحه شود.» چیست؟

جواب: منظور آن است که اولیاى دم با قاتل توافق کنند که به جاى قصاص دیه بگیرند; در این صورت همسر هم سهیم مى شود.

سؤال 1329ـ برخى از اولیاى میّت صغیر و برخى کبیرند. ورثه کبیر خواهان قصاص قاتل هستند، که در این صورت باید سهم صغار را از دیه بپردازند. آیا ورثه کبیر مى توانند نوع دیه را از نظر جنس و قیمت تعیین نمایند؟ یا براى رعایت غبطه صغار، قیّم آنها، یا دادگاه، باید سهم الدیّه صغار را از جنس گرانتر (مانند گاو و گوسفند) تعیین کند؟

[ 495 ]

جواب: تعیین نوع دیه به اختیار کسانى است که مى خواهند دیه را به صغیر بپردازند.

سؤال 1330ـ آیا اولیاى دم مى توانند خرج کفن و دفن، یا هزینه هاى دیگرى که در خصوص مقتول انجام داده اند را از متّهم دریافت کنند؟

جواب: غیر از دیه چیزى نمى توانند بگیرند.

سؤال 1331ـ از آنجا که مقتول داراى زن و فرزند مى باشد، و آنها را از ماشینى که در تصادف از بین رفته تأمین مى کرده، آیا اولیاى دم مى توانند خسارت کارکرد ماشین را که در این مدّت خراب بوده، و کار نمى کرده، از متّهم دریافت کنند؟

جواب: آنها مى توانند خسارت ماشین، به اضافه خسارت کارکرد ایّام لازم براى تعمیر را بگیرند.