جدیدترین اخبار و قوانین حقوقی (علی فتحی مدرس دانشگاه ;وکیل پایه یک دادگستری)  
درباره وبلاگ
نویسندگان وبلاگ

موضوعات وبلاگ
 
مطالب اخیر
صفحات وبلاگ
آرشیو وبلاگ
۱۳٩٦/٥/۱٧
۱۳٩٦/٤/٢٥
۱۳٩٤/٦/۸
۱۳٩٤/٦/۱
۱۳٩٤/٥/۳۱
۱۳٩٤/٥/٢٤
۱۳٩٤/٥/۱٧
۱۳٩٤/۳/۳٠
۱۳٩٤/٢/٥
۱۳٩٤/٢/٢٦
۱۳٩٤/۱/٢٩
۱۳٩٤/۱/٢٢
۱۳٩۳/٩/۸
۱۳٩۳/٩/٢٩
۱۳٩۳/٩/٢٢
۱۳٩۳/٩/۱٥
۱۳٩۳/٩/۱
۱۳٩۳/۸/۳
۱۳٩۳/۸/۱٧
۱۳٩۳/۸/۱٠
۱۳٩۳/٧/٥
۱۳٩۳/٧/٢٦
۱۳٩۳/٧/۱٩
۱۳٩۳/٧/۱٢
۱۳٩۳/٦/٢٩
۱۳٩۳/٦/٢٢
۱۳٩۳/٦/۱٥
۱۳٩۳/٦/۱
۱۳٩۳/٥/٤
۱۳٩۳/٥/٢٥
۱۳٩۳/٥/۱۸
۱۳٩۳/٥/۱۱
۱۳٩۳/٤/٢۸
۱۳٩۳/٤/٢۱
۱۳٩۳/۳/۳
۱۳٩۳/۳/٢٤
۱۳٩۳/۳/۱٧
۱۳٩۳/۳/۱٠
۱۳٩۳/٢/٦
۱۳٩۳/٢/٢٧
۱۳٩۳/٢/٢٠
۱۳٩۳/۱٢/٢۳
۱۳٩۳/۱۱/٤
۱۳٩۳/۱٠/٦
۱۳٩۳/۱٠/٢٧
۱۳٩۳/۱٠/٢٠
۱۳٩۳/۱٠/۱۳
۱۳٩۳/۱/۳٠
۱۳٩۳/۱/٢
۱۳٩٢/٩/٩
۱۳٩٢/٩/٢
۱۳٩٢/٩/۱٦
۱۳٩٢/۸/٤
۱۳٩٢/۸/٢٥
۱۳٩٢/۸/۱۸
۱۳٩٢/۸/۱۱
۱۳٩٢/٧/٦
۱۳٩٢/٧/٢٧
۱۳٩٢/٧/٢٠
۱۳٩٢/٧/۱۳
۱۳٩٢/٦/٩
۱۳٩٢/٦/۳٠
۱۳٩٢/٦/٢۳
۱۳٩٢/٥/٢٦
۱۳٩٢/٤/۸
۱۳٩٢/٤/٢٩
۱۳٩٢/٤/٢٢
۱۳٩٢/٤/۱
۱۳٩٢/۳/٢٥
۱۳٩٢/۳/۱۱
۱۳٩٢/٢/٢۱
۱۳٩٢/٢/۱٤
۱۳٩٢/۱٢/۳
۱۳٩٢/۱٢/٢٤
۱۳٩٢/۱٢/۱٧
۱۳٩٢/۱٢/۱٠
۱۳٩٢/۱۱/٥
۱۳٩٢/۱۱/۱٩
۱۳٩٢/۱۱/۱٢
۱۳٩٢/۱٠/٧
۱۳٩٢/۱٠/٢۱
۱۳٩٢/۱٠/۱٤
۱۳٩٢/۱/۳۱
۱۳٩٢/۱/٢٤
۱۳٩٢/۱/۱٧
۱۳٩٢/۱/۱٠
۱۳٩۱/٩/٤
۱۳٩۱/٩/٢٥
۱۳٩۱/٩/۱۱
۱۳٩۱/۸/٦
۱۳٩۱/۸/٢٧
۱۳٩۱/۸/٢٠
۱۳٩۱/۸/۱۳
۱۳٩۱/٧/۸
۱۳٩۱/٧/٢٩
۱۳٩۱/٧/٢٢
۱۳٩۱/٧/۱٥
۱۳٩۱/٧/۱
۱۳٩۱/٦/٤
۱۳٩۱/٦/٢٥
۱۳٩۱/٦/۱۱
۱۳٩۱/٥/٧
۱۳٩۱/٥/٢۸
۱۳٩۱/٥/٢۱
۱۳٩۱/٥/۱٤
۱۳٩۱/٤/۳۱
۱۳٩۱/٤/۳
۱۳٩۱/٤/٢٤
۱۳٩۱/٤/۱٧
۱۳٩۱/٤/۱٠
۱۳٩۱/۳/٦
۱۳٩۱/۳/٢٧
۱۳٩۱/۳/٢٠
۱۳٩۱/۳/۱۳
۱۳٩۱/٢/٩
۱۳٩۱/٢/۳٠
۱۳٩۱/٢/٢۳
۱۳٩۱/٢/٢
۱۳٩۱/٢/۱٦
۱۳٩۱/۱٢/٥
۱۳٩۱/۱٢/۱٩
۱۳٩۱/۱٢/۱٢
۱۳٩۱/۱۱/٧
۱۳٩۱/۱۱/٢۸
۱۳٩۱/۱۱/٢۱
۱۳٩۱/۱۱/۱٤
۱۳٩۱/۱٠/٩
۱۳٩۱/۱٠/۳٠
۱۳٩۱/۱٠/٢۳
۱۳٩۱/۱٠/٢
۱۳٩۱/۱٠/۱٦
۱۳٩۱/۱/٥
۱۳٩۱/۱/٢٦
۱۳٩۱/۱/۱٩
۱۳٩۱/۱/۱٢
۱۳٩٠/٩/٥
۱۳٩٠/٩/۱٩
۱۳٩٠/۸/٧
۱۳٩٠/۸/٢۸
۱۳٩٠/۸/٢۱
۱۳٩٠/۸/۱٤
۱۳٩٠/۱٢/٦
۱۳٩٠/۱٢/٢٠
۱۳٩٠/۱٢/۱۳
۱۳٩٠/۱۱/۸
۱۳٩٠/۱۱/٢٩
۱۳٩٠/۱۱/٢٢
۱۳٩٠/۱۱/۱٥
۱۳٩٠/۱۱/۱
۱۳٩٠/۱٠/۳
۱۳٩٠/۱٠/٢٤
۱۳٩٠/۱٠/۱٧
۱۳٩٠/۱٠/۱٠
لینک دوستان
آمار و آر اس اس

98love.ir

 



  Feed  
لوگوی دوستان
وبلاگ فارسی

110 قاعده فقهی و حقوقی

110 قاعده فقهی و حقوقی *   



۱- قاعده ائتمان

متن : « الامین لا یضمن » یا « لیس علی الامین الاالیمین »

یعنی: امین ضامن نیست . یا بر امین چیزی جز سوگند لازم نیست .

(القواعد الفقهیه ، ج 2، صص 4 تا 16- ماده 614 و613 قانون مدنی )       

 2- قاعده اتلاف

متن: « من اتلف مال الغیر فهوله ضامن »

یعنی : هر کس مال دیگری را تلف کند ضامن آن خواهد بود.

( القواعد الفقهیه ،ج2، صص 17 تا 39- ماده 238قانون مدنی ) 

3-احترام مال مسلمان

متن: « حرمه مال المومن کحرمه دمه » ( حد یث نبوی (

یعنی : مال مومن همانند خون وی محترم است .(اصل 46و47 قانون اساسی ) 

 4-    قاعده احسان

متن: « ما علی المحسنین من سبی .( سوره توبه/91)

یعنی بر نیکوکاران ایرادی نیست .

دکتر ابوالحسن محمدی ، قواعد فقه ، ص41 – ماده 306 قانون مدنی – ماده 55 مجازات اسلامی

  5-  قاعده ارشاد

متن : « اعلام الجاهل علی العالم واجب

یعنی : اقدام انسان در جهت ضرر خود ، مسقط ضمان است .

دکتر محمدی، قواعد فقه ، ص235- 1215قانون مدنی

 6 -    قاعده اقرار عقلا

متن : « اقرار العقلا علی انفسهم جائز »

یعنی : اقرار انسان عاقل به ضرر خود نافذ است .

تحریرالجمله ، ج1،ص99 ، ش 64ماده 1275 قانون مدنی – ماده 202 آیین دادرسی مدنی مصوب 1379

   7- الاقرب یمنع الا بعد

متن: « الزموهم بما الزموا انفسهم

یعنی : به هر آنچه که غیر خودتان ( پیروان مذاهب اسلامی ملتزم هستند ، شما نیز آنان را ملزم کنید .

توضیح المسائل، بحث قاعده الزام ، آیه الله خوبی )

 8-  البینه علی المدعی و الیمین علی من انکر »

یعنی : آوردن شاهد بر عهده مدعی و سوگند خوردن بر عهده خوانده است .

القواعد و الفوائد ، ج1، قاعده 154 ، ص 417- ماده  1257 و 1325 قانون مدنی – ماده 197 و 272 قانون آیین دادرسی مدنی

   9- تصد یق الامین فیما ائتمن علیه

یعنی : صاحب مال باید قول امینی را که مال را نزد او امانت گذارده بپذ یرد .

   10- تعیین

اگر امر دایر بین تعیین و تخییر در انجام وظیفه ای شد، اصل بر حقیقت است .

11-  التلف زمن الخیار من مال من لا خیار له .

 یعنی : تلف شدن مال در زمان خیار ، از کیسه آن که حق خیار ندارد محسوب می شود .

القواعد الفقهیه ، ج2 صص 62 تا 84 – ماده 387 قانون مدنی

   12-  قاعده حل

 متن : کل شی کان مشتبها بین الحلال و الحرام بحمل علی الحلال

 یعنی : اگر چیزی مشکوک بین حلال و حرام بود آن را جزء حلال ها محسوب می کنیم .

  13-  الدین مقدم علی الارث .

یعنی ادای دین ، مقدم بر ارث بردن است .( ماده 868 قانون مدنی

القواعد الفقهیه ، ج 1 ، ص 240 – ماده 740 قانون مدنی )

   14-  الزعیم غارم .( حدیث نبوی)

یعنی : کفیل باید از عهده مورد کفالت بر آید .( القواعد الفقهیه ، ج 1 ص 240 – ماده 740 قانون مدنی

 

   15-  قاعده تسلیط

متن : « الناس مسلطون علی اموالهم و انفسهم .» ( حدیث نبوی )

یعنی : مردمبر جان و مال خویش ، سلطه و اختیار دارند . ( ترمینو لوژی حقوقی ، ص 258 ، ش 2083اصل 46 و 47 قانون اساسی

   16-  قاعده سوق

 یعنی: آنچه در بازار و جامعه مسلمانان عرضه می شود پاک و حلال است مگر خلافش ثابت شود .

     17-  اصل صحت

متن : حمل فعل المسلم علی الصحه

یعنی : اعمال شخص مسلمان ،محمول بر صحت و درستی می باشد .( القواعد الفقهیه ، ج 1، ص239)

18- عدل و انصاف

یعنی : اگر در تعلق مالی به یکی از دو نفر مردد باشیم بین آن دو بالمنصفاته تقسیم می شود .

   19-  عدم سماع الا انکار بعد الا قرار .

(ماده 1277 قانون مدنی)

   20 -   قاعد ه تبعیت عقد از قصد

متن : العقود تابعه للقصود

یعنی : عقدها تابع قصدهای متعاقدین است .

(القواعد الفقهیه ، ج 4 ، ص 212 – ماده 191 و 194 قانون مدنی)

 21 -     قاعده علی الید

متن : علی الید ما اخذت حتی تودیه .

یعنی : بر صاحب ید است تا آنچه را که گرفته به ذی حقش تحویل دهد .

) القواعد الفقهیه ، ج 4، ص21 – ماده 308 قانون مدنی(

    22-     قاعده غرور

متن: المغرور یرجع علی من غره .

یعنی : فریب خورده به کسی که فریبش داده مراجعه می کند ( تا خسارت بگیرد(

القواعد الفقهیه ، ج 1، ص225

 

   23-     قاعده فراش

 متن : الولد للفراش و للعاهر الحجر . حدیث نبوی

یعنی : فرزند به صاحب فراش ملحق است وزانی باید سنگسار شود .

القواعد الفقهیه ، ج 4 ص25 – التهذیب ، ج 8ص 168 – ماده 1158 قانون مدنی

   24-    قاعده قرعه

 متن : لکل امر مشکل قرعه .

 یعنی : در هر امرغیر قابل حل باید به قرعه متوسل شود .

ناصر مکارم شیرازی ، القواعد فقهیه ، ج 2 ، ص 155

  25-     کل رهن فانه غیر مضمون .

یعنی : در عقد رهن نباید شرط ضمان قرارداد .

ماده 789 قانون مدنی

  26-     قاعده لا یضمن

متنکل عقد لا یضمن بصحیحه لا یضمن بفاسده

 یعنی: هر عقدی که صحیحش ضمان آور نباشد فاسدش هم ضمان آور نیست .

   27-     کل عقد یضمن بصحیحه یضمن بفاسده .

 یعنی : هر عقدی که صحیحش ضمان آور باشد فاسدش هم ضمان آور است .

سبکی ، الا شباه و الانضائر ، ج2، ص 45

    28-   کلما کان له منفعه محلله مقصوده تصح اجاره .

یعنی : هر چیزی که دارای منافع حلال مورد نظر باشد اجاره دادنش درست است .

ماده 467و 466 قانون مدنی

    29-   قاعده لا ضرر

متنلا ضرر و لا ضرار فی الا سلام

یعنی : حکم ضرری در اسلام وضع نشده است .

القواعد الفقهیه ،ج 6، صص9، 12، 78- اصل 40و بند 5 اصل 43 قانون اساسی

 

    30-    لا ضمان علی المستعیر .

 یعنی : عاریه گیرنده ضامن نیست .( القواعد الفقهیه ، ج 7 ص 5- ماده 640 قانون مدنی )

    31-  الممنوع شرعا کال ممتنع عقلا .

یعنی : چیزی که شرعاً ممنوع است گویا عقلا هم ممکن نیست . ( تحریر الجمله ، ص 43)

     32-   لا مسا محه فی التحد یدات .

یعنی چیزهایی که شرعاً اندازه خاصی دارند ( آب کر ، مقدار سفر ، بلوغ و ...) قابل مسامحه از جهت کم وزیاد شدن نیستند .

    33-   لا میراث للقلتل

 یعنی : قاتل از ارث مورث ، محروم است . ( ماده 880 قانون مدنی)

    34-   اصل لزوم

متن : الاصل فی العقود لزوم .

یعنی : اصل در عقدها لزوم آنها است ( مگر خلافش ثابت شود ) ( القواعد الفقهیه ، ج 4 ، ص 163ماده 219 قانون مدنی)

    35-   من احیی ارضا فهی له .

یعنی: هر کس که زمینی را اهیا کند از آن اوست .

(مواد 140، 141،143 قانون مدنی)

   36-   من استخرج ماء فهی له .

 یعنی : هر کس آبی را استخراج کند از آن اوست .( ماده 150 قانون اساسی )

    37-   من حاز ملک

یعنی :هر کس که حیازت ملکی را نماید مالک آن خواهد شد .( ماده 142و 143 قانون مدنی )

   38-    قاعده من ملک .

 متن : من ملک شیئاً  ملک الا قراربه

یعنی : هر که مالک چیزی شد می تواند به آن نیز اقرار نماید .

(القواعد الفقهیه ، ج 1 ص 78 )

     39-   من له الغنم فعلیه العزم .

یعنی : آن که منافع را می برد ، زیان را هم باید تحمل کند . ( التحریر الجمله ، ص 56)

 

   40-   نفی سبیل

یعنی: خداوند هرگز کافران را بر مومنان تسلطی نداده است( نساء /141)

متن :« و لن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا»

(القواعد الفقهیه ، ج 1 ، ص 157 – اصول 81، 82، 153، بند 5 اصل 3 وبند 8 اصل 43 قانون اساسی )

    41-   قاعده نفی عسر و حرج

متن : « و ما جعل علیکم فی الدین من حرج»

( حج / 78) ترجمه : و خداوند در دین کار سنگین و سختی بر شما قرار نداد .

یعنی : هیچ کمکی نباید موجب عسر و حرج مکلف شود.

(دانشنامه حقوقی ، ج 3 ، ص 144 به بعد – ماده 1130 قانون مدنی )

   42-   وجوب اعلام الجاهل فیما یعطی .

یعنی : اگر کسی چیزی را که خطرناک است به دیگری که جاهل بر آن است بدهد ، باید او را از آن خطر آگاه کند و گرنه ضامن است .46- و جوب التخلیه بین المال و ملکه

 یعنی : بایع باید موانع تملک و سلطه مشتری بر مبیع را بر طرف کند .

(ماده 362 قانون مدنی )

   43-   وجوب دفع الضرر المحتمل

یعنی : دفع ضرر احتمالی واجب است (و نیز دفع افسد به فاسد جایز است )

   44-   الوقف حسب ما یو قفها اهلها .

یعنی : وقف ها بر اساس آنچه واقفین معین کرده اند عمل می شود .

( مستدرک الوسائل ، ج 2 ، ص 511- ماده 61 قانون مدنی )

  45-   یحرم من الرضاع ما یحرم من النسب .

 یعنی : هر آنچه که بر اثر خویشاوندی نسبی حرام است ، تر اثر خویشاوندی رضاعی هم حرام خواهد بود .

( وسائل الشعبه ، ج 14، ص 280،- ماده 1046 قانون مدنی )

 46-    الزرع للزارع و لو کان غاصبا .

یعنی : زراعت و کشت از آن زارع است ولو در زمین غصبی باشد .( ماده 33 قانون مدنی (

 

    47-    لا مهرلبغیه .

یعنی : زن زانیه ، مهریه ندارد ( قیاس اولویت و مفهوم مخالف ماده 1099 قانون مدنی )

   48-    الغاصب یوخذ باشق الاحوال .

 یعنی : با غاصب به شدیدترین احکام رفتار می شود .( جواهر الکلام ، کتاب غصب ، ص 10)

   49-    لا ینسب للساکت قول .

یعنی به شخص سکوت کننده چیزی منسوب نمی شود . ( سبوطی ، الاشباه والنظایر ، صص142 و 143- ماده قانون مدنی )

  50-   الحاکم ولی الممتنع .        

یعنی دادرس بر شخص امتناع کننده از انجام تکالیف ، ولایت دارد .( ماده 237 و 833 قانون مدنی)

  51-    الجاکم ولی من لا وای له .

یعنیدادرس بر کسی که فاقد ولی ات ولایت دارد .

(ماده 1218 قانون مدنی – ماده 266 قانون مجازات اسلامی)

  52-   الجاکم وارث من لا وارث له .

یعنی : حاکم وارث شخص بدون وارث است . ( ماده 866 قانون مدنی)

   53-    الغائب علی حجه .

یعنی: شخص غائب در دادرسی حق اقامه دلیل دارد .

(القواعد الفقهیه ، ج 3 ، ص 86- ماده 305به بعد قانون آیین دادرسی مدنی مصوب 1376 )

   54-     البیعان بالخیار ما لم یفترقا .

)حدیث نبوی(

یعنی : متبایعین تا زمانی که از هم جدا نشده اند حق خیار دارند .

)مجله الا احکام العدلیه ، ماده 4- کاتو زیان، عقود معین ، ص 46 – ماده 397 قانون مدنی(

   55-    الکتاب کالخطاب .

یعنی: نوشته مثل گفته است .(  القواعد و الفوائد ، ج 1 ص 198-  دانشنامه حقوق ، ج 4 ، ص  )

   56-    الحرام لا یحرم الحلال .

 یعنی : عمل حرام بعدی ، حلال قبلی را حرام نمی کند (تهذیب الا حکام ، ج 2 ، ص 208 – ماده 1055 قانون مدنی )

 

   57-    الحق القدیم لا یبطله شی

یعنی: چیزی نمی تواند حق به وجود آمده قبلی را از بین ببرد . ( ماده 97 قانون مدنی )

   58-   الحق للمتقدم .

 یعنی : اگرکسی ابتدا اقدام به ایجاد حقی نماید نسبت  به آن بر دیگران اولویت دارد .( ماده 142  قانون مدنی )

    59-   الخراج با لضمان .

یعنی: منافع در مقابل ضامن بودن است .( شرح الجمله ، ج 1، ص 56 و 57 )

    60-  الساقط لا یعود کما ان المعدوم لا یعود .

 یعنی : حق ساقط شده باز نمی گردد همچنان که چیز از بین رفته حیات نمی یابد .

( تحریر الجمله ،  ج 1، صص36 و 38 – بند 3 ماده 264 و مواد 289، 290 و 291 قانون مدنی )

 61-    الصلح جائز بین المسلمین الا صلحاً احل حراماً و حرم حلالاً .

یعنی: عقد صلح بین مسلمانان جایز است مگر صلحی که بخواهد حرامی را حلال کند یا حلالی را حرام نماید .

( القئاعد الفقهیه ، ج 5 ، صص8 و 39 ماده 754 قانون مدنی)

    62-   الشرط جائز بین المسلمین الا شرطاً احل حراماً او حرم حلالاً .

جایز یعنی : شرط کردن بین مسلمانان است مگر شرطی که حرامی را حلال کند یا حلالی را حرام نماید .

( تحریر الجمله ، صص 75 و 76- ماده 232 قانون مدنی )

    63-    الشرط الفاسد لیس بمفسد .

یعنی : شرط فاسد عقد را باطل نمی کند .

(القواعد الفقهیه ، ج 4 ، صص 200 ، 217 ، 218 – ماده 232 قانون مدنی )

    64-    الطلاق بید من اخذ بالساق .

( حدیث نبوی ) یعنی : طلاق به دست کسی است که عقد به دست اوست .( مرد )                                                                                                                                    

( حقوق خانواده ، محقق داماد ، صص136 و 137 – ماده 1133 قانون مدنی)

   65-   اکل مال به باطل .

 متن : یا ایها الذین امنو لا تا کلو اموالکم بینکم بالباطل الا ان تکون تجاره عن تراض منکم...(  نساء /29 )

یعنی : امال یکدیگر را به ناحق نخورید مگر این که بر اساس تجارتی رضایت آمیز باشد .

 

  66-    المومنون عند شروطهم . ( حدیث نبوی )

یعنی : مومنان به شرطهایشان پایبندند . ( محقق داماد ، قواعد فقه ، بخش مدنی 2 ، ص 37 )

   67-    نهی النبی عن الغرور . ( حدیث نبوی(

یعنی معامله غرری ( زیان آوری که نتیجه آن نامعلوم است ) باطل است .

)دکتر محمدی ، مبانی استنباط حقوق اسلامی ، ص 94(

  68-    اوفوا بالعقود . ( متنده /1)

یعنی : به پیمانها و قراردادهای خود وفا کنید . ( ماده 10 قانون مدنی )

 

قواعد کیفری

  69-   لا تقیه فی الدما ء .

یعنی : جایی که پای جان در میان است تقیه جایز نیست .

( وسائل الشعبه ، ج 11 ، ص 483- مکاسب ، ج 4 ، ص 356 )

  70-   عمد الصبی بمنزله الخطا-

یعنی : فعل عمدی کودک همانند فعل خطایی محسوب می شود .

(القواعد  و الفوائد ، ج 1، ص 223 )

   71-   لا کفاله فی الحد . ( حدیث نبوی(

یعنی : شفاعت کردن و درخواست به تأخیر انداختن ، در حدود جایز نیست .

)ترمینو لوژی حقوق ، ش 4508 (

 72-    قاعده جب .

متن : الاسلام یجب ما قبله . ( حدیث نبوی )

یعنی : مسلمان شدن ، گناهان پیش از آن را پاک می کند .

( القواعد الفقهیه ، ج 1 ، صص36،39 ، 46- اصا 169 قانون اساسی – ماده 11 قانون مجازات اسلامی ماده 4 قانون مدنی )

  73-   اقامه الحدود الی من الیه الحکم .

 یعنی : اجرای حدود و مجازلت ها به دست حاکم است . ( اصل 36 قانون اساسی)

 

 74-    الامتناع با لا ختیار لا ینا فی الاختیار .

یعنی : از روی اختیار و قدرت اگر باعث  تحقق  چیزی  شویم ، موجب نمی شود که فاعل را مسلوب الاختیار تلقی کرد .

(دائره المعارف حقوق ، ج 5 ، ص 50، - ماده 53 قانون مجازات اسلامی )

 75-    قاعده درا .

متن : الحدود تدرا بالشبهات .

 یعنی : اجرای حدود با حصول شبهه متوقف می شود .

( الا شباه و النظائر ، صص122 و 123- مواد66  و67 قانون مجازات اسلامی)

   76-    دم المسلم لا یذهب هدرا .

 یعنی : خون مسلمان نباید پایمال شود . ( مواد 312 و313 قانون مجازات اسلامی)

  77-    الضرورات تتقدر تقدرها .

 یعنی : در موارد ضروری باید به حداقل اکتفا کرد . ( ماده 55 قانون مجازات اسلامی )

   78-   الضرورات تبیح المحظورات . ( حقوق رم legemetnacessitas non bab (

یعنی : ضرورتها باعث مباح شدن امور ممنوعه می شود .

(سوره مائده /3-سبوطی ، الشباه و النظایر ، ص60- ماده 55 قانون مجازات اسلامی )

   79-   قاعده ارش .

متن :کل جنایه لا مقدر لها ففیها ارش .

یعنی :بر هر جنایتی که دیه اش معین نشده ، ارش تعلق می گیرد .

( ماده 367 قانون مجازات اسلامی (

    80-   کل عضو تقتص منه مع وجوده توخذ الدیه مع فقده .

یعنی : هر عضوی که موجود است باید قصاص شود و در صورت فقدان ، به جایش دیه گرفته می شود .

(ماده 293 قانون مجازات اسلامی)

    81-   قاعده اضطرار

متن : کل محرم اضطر ، الیه فهو حلال .

یعنی : در حال اضطرار ،هر حرامی حلال می شود .( ماده 55 قانون مجازات اسلامی )

 

  82-   کل من لم یباشر بالقتل لم یقتص منه

یعنی: هر فردی که مباشر قتل نباشد قصاص نمی شود.  ( تبصره 1 ماده 269 و ماده 207 قانون مجازات اسلامی )

  83-   لا دیه لمن قتله الحد

یعنی: دیه به کسی که بر اثر اجرای حد کشته شده باشد ، تعلق نمی گیرد. ( ملاک ماده 332 قانون مجازات اسلامی )

  84-   لا ربا الا فیما یکال او یزون

یعنی: ربا جز در اموال مکیل و موزون جاری نیست  .( ماده 595 قانون مجازات اسلامی )

قواعد اصولی و مشترک

  85-    قاعده اذن .

متن : الاذن فی الشیئی اذن فی لوازمه .

یعنی : اذن دادن در چیزی ،اذن در لوازم آن نیز هست .

(القواعد و الفوائد ،ج 2، ص70، قاعده 167 )

   86-   قاعده اشتراک

متن : همه مسلمانان  در همه عصرها و زمانها نسبت به تکلیف شرعیه بکسانند .

  87-    قاعده تساقط

متن: اگر دو دلیل با هم معارض بودند هر دو از درجه اعتبار ساقطند.

 88-     و ان الظن لا یغنی عن الحق شیئا ً ( سوره نجم /28)

یعنی: وگمان ، هیچ گاهچیزی از حق را بر ما روشن نمی سازد.

  89-    الولد یلحق باشرف الوالدین

یعنی: فرزند به والد شریف تر (مسلمان) تعلق می گیرد.( از حیث مسلمان بودن)

    90-   عدل و انصاف

متن: اگر در تعلق مالی به یکی از دو نفر مردد باشیم بین آن دو بالمناصفه تقسیم می گردد

   91-   فحوا

رعایت مفهوم موافق در جمله یا دستور و سرایت دادن حکم از فرد ضعیف به فرد قوی.

مثل آیه ) لا تقل لهمااف ) که به طریق اولی ، ضربو شتم والدین را هم نهی می کند .

 

    92-   مقدمه واجب ، واجب است ولی مقدمه حرام ، حرام نیست مگر موصل به حرام باشد.

       93-   قاعده تلازم

متن: کلما حکم به العقل حکم به الشرع و کاما حکم به الشرع حکم به العقل

یعنی: بر هر چه که عقل حکم کند ، و بر هر چه که شرع حکم می کند ، عقل هم حکم می نماید .

   94-   الممنوع شرعا کالممتنع عقلا

یعنی: چیزی که شرعاً ممنوع است گویا عقلاً هم قابل انجام نیست. ( تحریر الجمله ، ص 34)

  95-   اجتهاد در مقابل نص جایز نیست. ( تحریر الجمله ، ج 1، ص21- اصل 167 قانون اساسی)

  96-    المیسور لا یسقط بالمعسور

یعنی: کار قابل انجام دادن به واسطه حدوث کار غیر ممکن ، از گردن ساقط نمی شود .(القواعد الفقهیه ج4، ص 121)

  97-    اعمال الکلام اولی من اهماله

برای کلام و عبارت به کار رفته ، معنی و مفهوم قایل شدن ، بهتر از بیهوده پنداشتن آن است.

  98-    الاصل دلیل حیث لا دلیل

اصل در جایی قابل استناد است که دلیل قانونی موجود نباشد .

(عوائد الایام ، ص 73- مواد 197و 198 قانون آیین دادرسی مدنی)

99- المطلق ینصرف الی فرد شائع

معنی و مفهوم موضوع مطلق ، به فرد شایع و رایج آن منصرف است .

100-  قبح تأخر بیان در وقت حاجت

بیان نکردن مراد ومقصود در موقع نیاز بدان ناپسند است ،ولی سکوت در وقت بیان خود نوعی بیان است .

101-  ما من عام الاو قد خص

هیچ عامی نیست که تخصیص نخورده باشد .

102-  وصف به موصوفنزدیک تر بر می گردد.

اگر چند موصوف با یک وصف بیان شده باشند آن وصف ، متعلق به موصوف آخر خواهد بود .

103 - مورد ، مخصص نیست .

 اگر چیزی برای مورد خاصی ذکر شده باشد ، دلیل بر آن نیست که فقط به آن مورد خاص اعلق دارد.

    

104- الاجتهاد لا ینقض بمثله

اجتهاد را اجتهاد دیگر نقض نمی کند . ( الاشبا ه و النظایر ، ص 41- تحریر الجماه ، ج 1 ، ص22 )

105- اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال 

اگر احتمال به جایی وارد شود استدلال فایده ای ندارد. ( دکتر محمدی ، قواعد فقه ، ص 161)

106- اذا زال المانع عادالممنوع

اگرمانع بر طرف شود موضوع منع شده به جای خود بر می گردد. ( دانشنامه  حقوقی ، ج 4 ، صص432-437 )


 

...
نوشته شده توسط علی فتحی وکیل پایه یک دادگستری در ساعت ٦:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱        لینک               پيام هاي ديگران()

  powered by persian weblog