اهمیت حجاب

 

موضوع تحقیق :

اهمیت و موضوع حجاب در حقوق اسلامی و غرب

 

استاد مربوطه :

جناب آقای دکتر علی فتحی

 

گرد آورنده :

پگاه موسوی

 

دانشگاه آزاد اسلامی واحد زنجان سایت امام (ره)

 

بهار 1390

 

 

تقدیم به :

                 روح پاک شهدای اسلام و امام خمینی  (ره)

 

 

 

 

اسلام در نگاه دقیق خود برای حفظ حریم عفت عمومی، جلوگیری از شیوع فحشا و فساد، کنترل غریزه شهوت، پیشگیری از هدر رفتن انرژی ها و رکود بازار اقتصادی و علمی، ارزش نهادن به کرامت انسانی زن که یک دوم نیروی انسانی جامعه است و جلوگیری از نگاه جنسیتی و ابزاری مرد به زن، جلوگیری از فروپاشی خانواده ها و ایجاد نسل بی پایه و اساس، ایجاد آرامش روانی در سطح جامعه و در یک جمله «آزادی واقعی زن از قید هوسها» مسئله حجاب را مطرح کرد و چه جاهلانه است که بشر امروز برای به اصطلاح ارج نهادن به حریم الهی این موجود مقدس شعار برداشتن محدودیت زن یعنی حجاب را سرداده و برای پر کردن هوس های آلوده و جیب های سرمایه داری از جسم لطیف و دستان ظریف این آینه جمال الهی، او را بازیچه افکار سودمحور خود قرارداده است. نویسنده کوشیده است در زمینه فلسفه حجاب نکاتی را مطرح نماید. اینک با هم مطلب را از نظر می گذرانیم.
حجاب در قرآن
حجاب در لغت به معنای مانع، پرده و پوشش آمده است. استعمال این کلمه، بیشتر به معنی پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش می دهد که پرده، وسیله پوشش است، ولی هر پوششی حجاب نیست؛ بلکه آن پوششی حجاب نامیده می شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد.
حجاب، به معنای پوشش اسلامی بانوان، دارای دو بعد ایجابی و سلبی است. بعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی به نامحرم است؛ و این دو بعد باید در کنار یکدیگر باشد تا حجاب اسلامی محقق شود؛ گاهی ممکن است بعد اول باشد، ولی بعد دوم نباشد، در این صورت نمی توان گفت که حجاب اسلامی محقق شده است.
اگر به معنای عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بنامیم، حجاب می تواند اقسام و انواع متفاوتی داشته باشد. یک نوع آن حجاب ذهنی، فکری و روحی است؛ مثلا اعتقاد به معارف اسلامی، مانند توحید و نبوت، از مصادیق حجاب ذهنی، فکری و روحی صحیح است که می تواند از لغزش ها و گناه های روحی و فکری، مثل کفر و شرک جلوگیری نماید.
علاوه بر این، در قرآن از انواع دیگر حجاب که در رفتار خارجی انسان تجلی می کند، نام پرده شده است؛ مثل حجاب و پوشش در نگاه.
هدف اصلی تشریع احکام در اسلام، قرب به خداوند است که به وسیله تزکیه نفس و تقوا به دست می آید.
(ان اکرمکم عندالله اتقاکم) حجرات؛13 (بزرگوار و با افتخارترین شما نزد خدا با تقواترین شماست.
تساوی زن و مرد یا تفاوت از نگاه اسلام
براساس آیات زیادی از جمله سوره مبارکه احزاب و آیه 35، حجرات 13، نحل 97، روم 21، قصص 7 و آل عمران 45، خمیر مایه زن و مرد یکی است و رسیدن به مراتب کمالی برای هر دو میسر است اما تفاوت های جسمی، روانی و احساسی و از نظر تکوینی و تشریعی بین این دو موجود، منشاء تفاوتهای حقوقی و اجتماعی شده است هرچند در بسیاری از موارد حقوقی و اجتماعی بین این دو تساوی و بلکه ارحجیت زن حاکم است.
یکی از تفاوت های قراردادی و اجتماعی زن و مرد،حجاب به معنای اصطلاحی و عرفی آن است که اسلام حضور اجتماعی زن را نسبت به مرد با پوشش بیشتری مقید کرده است. نکته ظریف این که حجاب هرگز به معنای محدودیت زن نیست؛ فلسفه اصلی حکم حجاب، ورود به عرصه اجتماع است و این همان آزاد کردن زن است نه حصر و محدود کردن او، در این صورت است که نگاه مرد به زن دیگر نگاه جنسیتی نخواهد بود و لذا حجاب یعنی تغییر نگاه مرد به زن، برای ورود زن به عرصه فعالیت های اجتماعی با پوشش مناسب و غیر تحریک کننده.
تاریخچه حجاب
با رجوع به تاریخ و کتب تاریخی، روشن می شود مساله حجاب، ویژه جامعه اسلامی نبوده و حتی در جوامع پیشین، این مساله، جدی بوده چه برسد به جوامع دینی یهودیت، مسیحیت که بخشی از دستورات دینی آنها برای موضوع تاکید کرده است.
دراین زمینه شهید مطهری درکتاب حجاب این مساله را در قوم یهود، ایران باستان، جاهلیت عرب و هند بررسی می کند. اسدالله محمدی نیا نیز درکتاب «بهشت جوانان» به تاریخچه حجاب در آسیا،آفریقا، آمریکا، اقیانوسیه، هند و عربستان،یونان و روم، چین ، بابل؛ مردم غیرمتمدن ، می پردازد و آمارهای جالبی ارائه می دهد مرحوم علامه طباطبایی نیز ذیل آیات شریفه 228 تا 242 بقره و 190تا 199 آل عمران و 2 تا 6 و 11 تا 35 سوره نساء بحث مبسوطی پیرامون این تاریخچه دارد.
نکته مهمی که در بخش تاریخچه حجاب قابل ذکر است اینکه این گرایش عمومی جوامع متمدن و غیرمتمدن، دینی و غیر دینی به مساله حجاب برخی را بر آن داشته که فطری بودن حجاب را مطرح سازند که آموزه های دینی ما نیز موید این تفکر است.


فلسفه حجاب
الف) آرامش روانی: پر واضح است ازجمله غرایز بشر که در طول تاریخ سبب فتنه ها، جنگ ها، تنش های عصبی، ناهنجاری های رفتاری و هزاران بلای دیگر شده و می شود و اکنون نیز ابزار تحمیل فرهنگ و سیاست و رشد مصرف گرایی و تسلط بیگانگان است.غریزه جنسی است که عامل گسترش و تهییج آن طبق قانون خلقت دروجود زن بیشتر قرارداده شده وحجاب روشی است برای جلوگیری از طغیان این غریزه و آرامش روحی افراد جامعه.
ب) رشد معنویت: بی تردید زنی که دام بی حجابی افتد و تمام وقت خود را صرف آرایش ومدگرایی کند فرصتی برای ارتقای روحی و معنوی خود نمی یابد. به علاوه بی حجابی سبب افول معنویت کلی در سطح جامعه می شود. در مقابل، زن مومن با حجاب ، هر رفتاری را به جا بروز می دهد و ضمن آن که کانون خانواده را با مهر و زیبایی خویش، معطر می کند درجامعه نیز عنصری فعال انسان ساز و مربی اخلاق و خوبی ها می شود.
ج) استحکام خانواده: وقتی راه رسیدن به هوس ها برای جوانان در عرصه خیابان -ها و پاساژها باز باشد روشن است کسی به فکر تشکیل خانواده و قبول مسئولیت استکمالی خانواده نمی افتد چنانکه آمارهای میدانی در غرب حکایت از این مهم دارد. این در حالی است که با کنترل غریزه های جنسی با روش های معقول و کارآمد و سالم، بشریت بشر، نسل به نسل ادامه می یابد و مادران فهیم، فرزندانی برومند تحویل جامعه می دهند و ازدواج، عبادتی مقدس و انسان ساز شناخته می شود.
د) سلامت اقتصادی و علمی: روشن است در مراکز علمی و اقتصادی حجاب مانع هدر رفتن انرژی هایی می شود که باید در رشد علمی و اقثتصادی مصرف شوند.
ه) مانع فرزندان نامشروع و بی سرپرست: از جمله معضلات امروزی جوامع بشری در غرب که تبعات سنگین اقتصادی، اجتماعی، حقوقی در پی داشته وجودفرزندان نامشروع و بی سرپرست است که یقینا یکی از علل بروز آن نبود حریم خاص بین زن و مرد و روابط اجتماعی غرب است و این مهم بار سنگینی را بر حاکمیت تحمیل می کند جدای از تبعات اجتماعی و اخلاقی آن.
و) جلوگیری از سوءاستفاده استعمارگران
از نظر سیاسی: یک زن با حجاب به قول یکی از بزرگان، مسجدی متحرک است که پشت نقاب حجاب بر حفظ باورهای دینی خود و فرهنگ دینی اسلام و جلوگیری از سوءاستفاده قدرت های استعمارگر اصرار می ورزد.
ز) حفظ عزت و کرامت زن و جلوگیری از آزار سوء استفاده از شخصیت وی: شاید این قسم مهمترین فلسفه حجاب باشد چنانکه درسوره احزاب 59 می فرماید: «یا ایها النبی قل لازواجک وبناتک و نساء المومنین یدنین علیهن من جلابیهن ذلک ادنی آن یعرفن فلا یوذین و کان الله غفورا رحیماً» ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو:«جلبابها ]روسری ها بلند[خود را برخویش فروافکنند. این کار برای اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است؛ ( و اگر تاکنون خطا و کوتاهی از آنها سرزده توبه کنند) خداوند همواره آمرزنده رحیم است.
به قول ویل دورانت:«زن وقتی زنده است که معشوق باشد وتوجه به او مایه حمایت اوست». این نیازعاطفی و روانی سبب می شود که زن به اصطلاح قرآن، به تبرج و آرایش میل بیشتری داشته باشد. حال اگر این میل روانی از مجرای حقیقی خود یعنی حریم خصوصی خانواده به عرصه اجتماع کشیده شود طبعا نگاه حیوانی و جنسی مردان را به خود جلب خواهد کرد و اینجاست که به جای حفظ کرامت و ارزش حقیقی زن- یعنی یک انسان- وی اسیر هوس های زودگذر و آزار مردان خواهد شد. معنای عام حجاب
پوشش و عفاف از آن جهت که یک امر فطری است و برای حیات اجتماعی انسان ضرورت دارد، در ادیان و مذاهب الاهی دارای جایگاه خاصی است. تمام ادیان آسمانی، حجاب و پوشش را بر زن واجب و لازم شمرده‏اند و جامعه بشری را به سوی آن فراخوانده‏اند؛ زیرا حیا و لزوم پوشش به طور طبیعی در نهاد زنان به ودیعت نهاده شده و احکام و دستورهای ادیان الاهی هماهنگ و همسو با فطرت انسانی تشریع شده است. بر اساس اصل لزوم هماهنگی و تناسب آفرینش و قانونگذاری، خداوند لباس و پوشاک را در لابلای نعمت‏های بیکرانش به بشر ارزانی داشت‏ و اشتیاق درونی زنان به «حجاب» را با تشریع قانون پوشش مستحکم ساخت تا گوهرِ هستی «زن» در صدفِ پوشش صیانت گردد و جامعه از فرو افتادن در گرداب فساد و تباهی نجات یابد. بدون تردید جهان بینی و انسان شناسی هر فرهنگ و مکتب، نقش اساسی و مهمّی در انتخاب نوع و کیفیت پوشش دارد. بر اساس جهان‏بینی ادیان الاهی که انسان خلیفه خداوند و مرکز و محور جهان هستی است و رسالت کسب معرفت و تهذیب نفس و اصلاح جامعه را بر دوش دارد و حیاتش در جهان آخرت نیز ادامه دارد، باید جسم زن و چشم مرد پوشیده گردد تا غرایز شهوانی مهار و کنترل شود و استعدادهای معنوی و عقلانی بشر در پرتو رهیافت‏های فطری و هدایت‏های وحیانی شکوفا گردد. گرچه انتخاب لباس و پوشاک برآیند اندیشه و اراده آدمی است، ولی بر بینش و اراده انسانی نیز تأثیر می‏گذارد و می‏تواند به عنوان زمینه‏ساز تعالی یا انحطاط فردی و اجتماعی نقش آفرینی نماید.

 

 

 به فرموده امام علی(ع) "دل کتابی است که با قلم چشم به آن نوشته می شود" لذا زنان و مردان ما باید بیاموزند چگونه فکر و دل خویش را مدیریت کنند تا نگاهشان را از هر آلودگی برهاند و نگذارند سیاهی این آلودگی ها بر دلشان بنشیند.

      حجاب دافعه آسیب‌های اجتماعی و بسترساز رشد، ترقی و عزت بانوان در اجتماع است. 

   رعایت حجاب موجب استحکام و پایداری کانون خانواده و عدم توجه به این مهم انهدام و نابودی کانون گرم خانواده‌ها را به دنبال دارد. می توانید به آمار طلاق در مناطق شمال تهران رجوع کنید.

حجاب جزو برترین تعالیم دینی اسلام محسوب می‌شد و بی‌تفاوتی نسبت به آن گناه است. 

      میراث فرهنگی ایرانیان از غنی ترین و مهم ترین میراث به جا مانده از تمدن بشریت بوده و با نگاهی به آثار باقیمانده از مجسمه های تخت جمشید، می توان به این نتیجه رسید که حجاب قبل از اسلام نیز در میان ایرانیان از اهمیت بالایی برخوردار بوده است.

حجاب را باید یک فرهنگ موروثی، ملی، دینی و مذهبی دانست و کشف حجاب و برهنگی امری تحمیلی به ایرانیان بوده که از فرهنگ مبتذل و بدون قید و بند غرب نشأت گرفته است. 

   جرج کلونی : به سینمای ایران بسیار احترام می‌گذارم؛ این بزرگترین هنر ایرانیها است که با رعایت قوانین شرعی و عرفی خود فیلم می‌سازند و ما که در فرهنگی دیگر زندگی می‌کنیم از فیلم خوشمان می‌آید، برایمان باورپذیر است و لذت هم می‌بریم.

   به تنها چیزی که در غرب توجه نمی شود حقوق واقعی و کرامت و منزلت زنان است

     دنیای غرب با عنوان آزادی مقام و منزلت زنان را پایین آورده اند و با استفاده ابزاری از زن جاهلیت مدرن را به نمایش گذاشته اند.

   حجاب زن‌ها، خود تیری به قلب استکبار است که در بسیاری از کشورهای اروپایی به اهمیت آن پی‌برده‌اند و حجاب سنگر محکمی برای زنان محسوب می‌شود؛ سنگری که استکبار را سرافکنده می‌کند.از این‌رو حفظ حضور زنان، توأم با عفاف و حجاب، مهم‌ترین و بالاترین جهادی است که در مقابله با جنگ نرم، استکبار و در حمایت جدی از حریم ولایت مطرح می‌شود.

 

تاریخچه حجاب وعفاف درادیان وواقوام گذشته

بنابر گواهی متون تاریخی، در اکثر قریب به اتفاق ملت ها وآیین های جهان، حجاب در بین زنان معمول بوده است؛ هر چند در طول تاریخ، فراز ونشیب های زیادی را طی کرده وگاهی با اعمال سلیقه حاکمان، تشدید یا تخفیف یافته است، ولی هیچگاه بطور کامل از بین نرفته است. مورّخان به ندرت از اقوام بدوی که زنانشان دارای پوشش مناسب نبوده ویا به صورت برهنه در اجتماع ظاهر می شدند، یاد می کنند.

دانشمندان، تاریخ حجاب وپوشش زن را به دوران ما قبل تاریخ وعصر حجر نسبت می دهند. کتاب «زن در آینه تاریخ» پس از طرح مفصل علل وعوامل تاریخی حجاب، می نویسد: با توجه به علل ذکر شده وبررسی آثار ونقوش به دست آمده، پیدایش حجاب به دوران پیش از مذاهب مربوط می شود؛ وبه این دلایل، عقیده عده ای که می گویند «مذهب» مو جد حجاب می باشد، صحت ندارد، ولی باید پذیرفت که در دگرگونی وتکمیل آن بسیار موءثر بوده است.

همچنین درباره مردم یکی از قبائلی که نهصد سال قبل از میلاد زندگی می کرده اند، آمده است : «بالاتر از ارمینان ودر کنار دریای سیاه، «سکّاها» بیابانگردی می کردند. آنها مردم وحشی ودرشت اندام قبائل جنگی نیمه مغولو نیمه اروپایی بسیار نیرومندی بودند که در ارابه به سرمی بردند وزنان خود را سخت در پرده نگاه می داشتند.»4

این مورّخ در جای دیگر می گوید: «زنان فقط در صورتی می تواانند خویشان ودوستان خود را ملاقات کنندو در جشن های مذهبیی تماشاخانه ها حضور یابند که کاملاً در حجاب باشند. 5

همچنین از قول یکی از فلاسفه یونان باستان، درباره شدت پوشش زن، نقل می کند: نام یک زن پاک دامن را نیز چون شخص او باید در خانه پنهان داشت.6

2. پوشش زن در ایران باستان

در مورد پوشش زنان ایران باستان، مطالب زیادی در تاریخ وجود دارد. ویل دورانت درباره پوشش زنان ایران باستان واینکه حجاب بسیار سختی در بین آنان رایج بوده است، می گوید: «زنان طبقات بالای اجتماع جرأت آن را نداشتند که جز در تخت روان روپوش دار از خانه بیرون بیایند. هرگز به آنان اجازه داده نمی شد که آشکارا با مردان آمیزش (اختلاط) کنند. زنان شوهر دار حق نداشتند هیچ مردی را،ولو پدر یا برادرشان باشد، ببینند. در نقش هایی که در ایران باستان بر جای مانده، هیچ صورت زن دیده نمی شود ونامی از ایشان به نظر نمی رسد.»7

از دائره المعارف لاروس نیز به دست می آید که حجاب در بین مادها وپارس ها وجود داشته است.8 همچنین در تفسیر اثنی عشری9 آمده است: «تاریخ نشان می دهد که حجاب در فرس قدیم وجود داشته است». در کیش «مازدیسنی» نامه شت مهاباد، آیه 90 گوید: زن خواهیدوئ جفت گیرید وهم خوابه دیگری را نبینیدو بر او منگرید وبا او میامیزید.»

نصوصی که بیانگرحجاب زنان ایران باستان است، نشان می دهد که زنان در دوره های مختلفی چون دوره مادها، پارسی ها (هخامنشیان)، اشکانیانو سامانیان دارای حجاب پوشش بوده اند، که به چند نمونه آن اشاره می شود:

دوره مادها

در کتاب «پوشاک باستانی ایرانیان» آمده: «اصلی که باید در نظر داشت، این است که طبق نقوش برجسته ومجسمه های ما قبل میلاد، پوشاک زنان آن دوره (مادها) از لحاظ شکل (با کمی تفاوت) با پوشاک مردان یکسان است.»10

وی در ادامه برای توضیح نقوش بر جای مانده می نویسد: «مردو زن به واسطه اختلافی که میان پوشش سرشان وجود دارد، از هم تمیز داده می شوند. به نظر می رسد که زنان پوششی نیز روی سر خود گذارده اند واز زیر آن گیسوهای بلندشان نمایان است.»11

دوره پارسی ها (هخامنشیان)

پارسی ها به وسیله کوروش، دولت ماد را از میان برداشته وسلسله هخامنشی را تأسیس کردند. آنها از نظر لباس همانند مادها بودند. در مورد پوشاک خاص زنان این دوره آمده است: «از روی برخی نقوش مانده از آن زمان، به زنان بومی برمی خوریم که پوششی جالب دارند. پیراهن آنان پوششی ساده وبلند یا دارای راسته چین وآستین کوتاه است. به زنان دیگر آن دوره نیز برمی خوریم که از پهلو به اسب سوارند. اینان چادری مستطیل بر روی همه لباس خود افکنده ودر زیر آن، یک پیراهن با دامن بلند ودر زیر آن نیز، پیراهن بلند دیگری تا به مچ پا نمایان است.»12

دوره اشکانیان

در این دوره نیز همانند گذشته، حجاب زنان ایرانی کامل بوده است. در این باره چنین می خوانیم: «لباس زنان اشکانی پیراهنی بلند تا روی زمین، گشاد، پرچین، آستین دار ویقه راست بوده است. پیراهن دیگری داشته اند که روی اولی می پوشیدند وقد این یکی نسبت به اولی کوتاهو ضمناً یقه باز بوده است. روی این دو پیراهن چادری سرمی کردند.»13

در جای دیگر آمده است: «چادر زنان اشکانی به رنگ های شاد وارغوانی ویا سفید بوده است. گوشه چادر در زیر یک تخته فلزی بیضی منقوش یا دکمه که به وسیله زنجیری به گردن افکنده شده، بند است. این چادر به نحوی روی سر می افتاده که عمامه (نوعی کلاه زنانه) را در قسمت عقب وپهلوها می پوشانیده است.»14

در کتاب «پارتیان» نیز آمده است: «زنان عهد اشکانی قبایی تا زانو بر تن می کردند، با شنلی که بر سر افکنده می شد ونیز نقابی داشتند که معمولاً به پس سر می آویختند.»

دوره ساسانیان

در این دوره اردشیر پسر بابک با استفاده از ضعف اشکانیان، سلسله ساسانیان را بنیان نهاد ودین زرتشت را دین رسمی کشور قرار داد. اوستا را ترجمه وآتشکده های ویران را بازسازی نمود. زنان در این دوره که احکام دینی زرتشتیان در کشور اعمال می شده است، همچنان دارای حجابکامل بودند. در مورد پوشاک زنان چنین آمده است: «چادر که از دوره های پیش مورد استفاده بانوان ایران بوده است، در این دوره نیز به صورت مختلف مورد استعمال داشته است.»15

حجابزنان در این دوره چنان اهمیتی داشت که «حتی لباس هنرپیشگان زن، مانند لباس های بلند سایر بانوان، تا پشت پا کشیده شده است.»16

برای اثبات توجه زنان در این دوره به حجاب کافی است این نقل تاریخی را از منابع اسلامی مرور کنیم: هنگامی که سه تن از دختران کسری، پادشاه ساسانی، را با ثروت فراواانی از اموال، برای عمر آوردند، شاهزادگان ایرانی را در برابر عمر در حالی که با پوششو نقاب، خود را پوشانده بودند، ایستاندند، خلیفه دستور داد، با آوازی بلند بر آنان فریاد کشند که: پوشش از چهره برگیرید تا مسلمانان آنها را ببینند وخریداران پول بیشتری به پای آنها بریزند. دوشیزگان ایرانی از برهنه کردن صورت خودداری کردندو مشت بر سینه نماینده عمر زدند وآنان را از خود دور ساختند. خلیفه خشمناک شد وخواست با تازیانه آنان را بیازارد، در حالیکه شاهزادگان ایرانی می گریستند. حضرت علی(علیه السلام) به عمر فرمودند: در رفتارت مدارا کن؛ از پیغمبر خدا(صلی الله علیه وآله) شنیدم که می فرمود : «بزرگ وشریف هر قومی را که خوار وفقیر شده، گرامی بدارید». عمر پس از شنیدن فرمایش حضرت علی (علیه السلام) آتش خشمش فرو نشست. سپس حضرت اضافه کرد: «با دختران ملوک نباید معامله دختران بازاری (کنیزان) کرد.»17

3. پوشش زن در ادیان بزرگ الهی

حجاب در شریعت حضرت ابراهیم(علیه السلام)

در آئین مقدس حضرت ابراهیم (علیه السلام) مسأله پوشش زنان، حائز اهمیت بوده است. در کتاب تورات چنین می خوانیم: «"رفقه" چشمان خود را بلند کرده واسحاق را دید واز شتر خود فرود آمد، زیرا از خادم پرسید: این مرد کیست که در صحرا به استقبال ما می آید؟ خادم گفت: آقای من است. پس برقع خود راگرفته، خود را پوشانید.»18

از این بیان روشن می شود که پوشش زن در مقابل نامحرم در شریعت حضرت ابراهیم (علیه السلام) وجود داشته است؛ زیرا «رفقه» در مقابل اسحاق که به او نامحرم بود، از شتر پیاده شدو خود را پوشاند تا چشم اسحاق به اونیفتد.

 

 

حجاب در آیین یهود

در اصول اخلاقی «تلمود» که یکی از کتاب های مهم دینی ودر حقیقت فقه مدون وآیین نامه زندگی یهودیان است، آمده: «اگر زنی به نقض قانون یهود می پرداخت، چنانچه مثلاً بی آنکه چیزی بر سر داشت به میان مردم می رفت ویا در شارع عام نخ می رشت یا با هر سنخی از مردان درد دل می کرد یا صدایش آنقدر بلند بود که چون در خانه اش تکلّم می نمود، همسایگانش می توانستند سخنان او را بشنوند، در آن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه ا ورا طلاق دهد.»19

حجاب در آیین مسحیت

در کتاب انجیل آمده است: پولس در رساله خود به قدنتیان تصریح می کند:

«اما می خواهم شما بدانید که سر هر مرد، مسیح است و سر زن، مرد وسر مسیح، خدا. هر مردی که سرپوشیده دعا یا نبوت کند سر خود را رسوا می نماید. اما هر زنی که سربرهنه دعا کند، سر خود را رسوا می سازد؛ زیرا این چنان است که تراشیده شود. زیرا اگر زن نمی پوشد، موی را نیز ببرد واگر زن را موی بریدن یا تراشیدن قبیح است، باید بپوشد؛ زیرا که مرد را نباید سر خود را بپوشد چون که او صورتو جلال خداست، اما زن جلال مرد است؛ زیرا که مرد از زن نیست، بلکه زن از مرد است ونیز مرد به جهت زن آفریده نشده، بلکه زن برای مرد. از این جهت زن می باید عزتی بر سر داشته باشد، به سبب فرشتگان... در دل خود انصاف دهید آیا شایسته است که زن ناپوشیده نزد خدا دعا کند.»20 پس در جایی که برای دعا باید سر زن پوشیده باشد، به هنگام روبه روشدن با نامحرم پوشش سر لازم تر خواهد بود.

ونیز در انجیل، در رساله پولس، به تیموتاوءس می گوید: «و همچنین زنان خود را بیارایند به لباس حیاو پرهیز، نه به زلف هاو طلا ومروارید ورخت گران بها، بلکه چنان که زنانی را می شاید که دعوای دینداری می کنند به اعمال صالحه.»

 

 

           

حجاب به معنای پوشاندن بدن از نامحرمان، امری فطری است که برای حیات اجتماعی انسان ضرورت دارد. برهنگی و بی حجابی و حتی بدحجابی از جمله تنشهای فرهنگی، اجتماعی است که جوامع را در آستانه فروپاشی قرار داده و نمونه بارز آن را می توان در غرب بی بند و بار کنونی جستجو کرد.

معمولا حجاب را یکی از احکام برجسته اسلامی می دانند که البته در قرآن کریم ربانی نیز به صراحت در سوره احزاب و نور از آن یاد شده است و براین اساس در تمامی تبلیغات و تهاجمات فرهنگی روانی غرب، حجاب را با پوشش اسلامی و حتی چادر برابر می دانند!!

اما جالب اینجاست که با توجه به فطری بودن مقوله حجاب، تمامی ادیان آسمانی، جامعه را به سوی آن فراخوانده و حتی در قومیت ها و ملل گوناگون با ریشه تاریخی کهن نظیر ایران بعنوان یک فرهنگ نهادینه شده است!

در ایران باستان، چادر قبل از حضور دین مبین اسلام بعنوان مقوله ای «ملی» مطرح بوده است تا بدانجا که برخی محققان و اندیشمندان، پوشش اسلامی را نتیجه تعامل فرهنگی بین اعراب و ایرانیان دانسته اند! اما صحیح آن است که مبانی فقهی و احکام اسلامی از آنجا که برپایه فطرت و ارزش های والای بشری بنا نهاده شده است با مهر تایید زدن بر حجاب ایرانی موجب تقویت و اعتلای فرهنگ حجاب که اکنون مترادف با پوشش اسلامی است، شده است.

چادر نیز تنها یکی از مصادیق بارز و نمونه حجاب می باشد. متاسفانه ملاحظه می شود که جامعه غرب با مساوی جلوه دادن حجاب و چادر و با استناد به مواد ابلاغیه حقوق بشر، اصل فلسفه حجاب را زیر سؤال می برد. غرب به جهت تضعیف باورها و ارزشهای دینی و ملی ما، حجاب را مانعی برای آزادیهای زنان در امور اجتماعی و اقتصادی و... می داند و با نادیده گرفتن عزت و کرامت بانوان و فطری بودن اصل حجاب به دنبال القاء نظریات خود مبنی بر تبعیض آمیز بودن این حکم اسلامی، ایرانی دارد تا از این رهگذر در راستای تاکتیکهای تهاجم فرهنگی (بی هویت نمودن نسل جوان، تضعیف و تخریب باورهای دینی و ملی، شکست انقلاب اسلامی ایران و...) اندلسی دیگر را بوجود آورد.

 

 

مقام معظم رهبری در بیانات گهربار خود با اشاره به ایرانی بودن حجاب می فرمایند:

زنان ما چادر را انتخاب کرده اند. البته ما هیچ وقت نگفتیم که حتماً چادر باشد و غیرچادر نباشد. گفتیم که چادر بهتر از حجاب های دیگر است.زنان ما می خواهند حجاب خودشان را حفظ کنند. چادر را هم دوست دارند و چادر «لباس ملی» ماست. چادر بیش از آنکه یک حجاب اسلامی باشد، یک حجاب ایرانی است! مال مردم ما و لباس ملی ماست.(۱ )

همچنین ایشان می فرمایند:« در عرصه فعالیت های اجتماعی اعم از فعالیت های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی به معنای خاص، فعالیت علمی، درس خواندن، تلاش کردن در راه خدا و... هیچ تفاوتی از نظر اسلام نیست و اگر کسی عکس این را بگوید منطق اسلام نیست و برخلاف سخن اسلام حرف زده است. البته مرز میان این روابط همان حجاب است.(۲ )

استاد ارجمند شهید مطهری(ره) نیز در کتاب «بررسی حجاب» با اشاره به فرهنگ حجاب در قبل از اسلام در جوامع ایرانی و رومی به تخطئه این ادعا که حجاب از ایران یا جای دیگری به اسلام وارد شده باشد، می پردازد و می فرماید:

فقط بعدها براثر معاشرت اعراب مسلمان با تازه مسلمانان غیرعرب، حجاب از آن چه در زمان رسول اکرم وجود داشت شدیدتر شد

استاد دراین کتاب می کوشد تا نگرش غلطی و موذیانه ای که می گوید حجاب از ایران وارد اسلام گردیده است، را نفی کند. زیرا با پیوند و تاکید ایرانی اسلامی مقوله حجاب و چادر و از این تهاجم شوم، اهداف سیاسی و فرهنگی خاصی را دشمنان و معاندان نظام پیگیری می کنند. درهمین راستا و با توجه به شرایط سیاسی منطقه ای و بین المللی و نقش انکارآمیز ایران با هویتی اصیل ایرانی، اسلامی استراتژی تهاجم فرهنگی هم شکل می پذیرد.

در کلام روشنفکرانی مانند دکتر علی شریعتی نیز به ریشه تاریخی و فرهنگی حجاب ایرانی اشاره شده است.دکتر علی شریعتی در جواب سؤالی که می پرسد:

پوشش سنتی زن ایرانی چیست؟ می گوید: پوشش سنتی؟! فرهنگ و هنر همه اش را می داند! بهتر از من و شما! چون تاریخ آن فرهنگ و هنر را در خود جای داده است

همچنین ایشان (دکتر شریعتی) در پاسخ به سنتی بودن پوشش چادر می گوید:

نه! این پوششی که انتخاب می کنند (چادر) به عنوان برگشت به سنت قدیمی نیست، این جلوتر افتادن از مدرنیسم است!این از مدرن شدن جلوتر است. این پوشش سنتی، ملی و تاریخی ماست!» (۳)حالا براستی تاریخ درباره ایرانی بودن حجاب چه می گوید؟!

یافته های پژوهشی نشان می دهد که زنان ایران زمین از زمان مادهاکه نخستین ساکنان این دیار بوده اندحجاب کاملی شامل پیراهن بلندچین دار و شلوار تا مچ پا و چادر و شنلی بلند روی لباس ها، داشته اند.

این حجاب در دوران سلسله های مختلف پارس ها نیز معمول بوده است. در زمان بعثت زرتشت و قبل و بعد از آن، زنان ایرانی از حجابی کامل برخوردار بوده اند.

برابر متون تاریخی، در همه آن زمان ها پوشاندن موی سر و داشتن لباس بلند و شلوار و چادر رایج بوده است و زنان با آزادی در محیط بیرون خانه رفت و آمد می کردند و هم پای مردان به کار می پرداختند. و این امور با حجاب کامل و پرهیز شدید از اختلاط های فساد برانگیز همراه بوده است.

جایگاه فرهنگی پوشش در میان زنان نجیب ایران زمین به گونه ای بوده است که در دوران سلطه کامل شاهان، هنگامی که خشایارشاه به ملکه «وشی» دستور داد که بدون پوشش به بزم بیاید تا حاضران زیبایی او را بنگرند، وی امتناع کرد و برای این سرپیچی، به حکم دادوران، عنوان «ملکه ایران» را از دست داد.در زمان ساسانیان که پس از نبوت زرتشت است افزون بر چادر، پوشش صورت نیز در میان زنان اشراف معمول شد.

به گفته ویل دورانت، پس از داریوش، زنان طبقات بالای اجتماع جرات نداشتند که جز در تخت روان روپوش دار از خانه بیرون بیایند.

 

برخی از اندیشمندان و تمدن نگاران، ایران را مبلغ اصلی ترویج حجاب در جهان معرفی کرده اند.

مرکز بعثت «اشو زرتشت» ایران بوده است و وی درباره حجاب و پوشش زنان و تأیید حدود و کیفیت حجاب رایج آن دوران کوشید تا با پندهای خود ریشه های درونی حجاب را مستحکم نماید و عام درون را ضامن اجراء و پشتوانه استمرار و استواری حجاب قرار دهد(۴)

آمارهای منتشره حکایت از حضور ۰۰۰/۲۰۰/۱ بدحجاب و یا بی حجاب در کشورمان دارد(۵). این عده با فرض عدم اعتقاد به احکام و تعالیم پویای اسلامی، قطعا خود را ایرانی دانسته و متاثر از فرهنگ غنی و پرافتخار ایران باستان می باشند.

این هموطنان عزیز که با حضور در مجامع فرهنگی هنری و یا دانشجویی در لوای دکترین روشنفکری، نگران تخریب آثار باستانی و تاریخی نظیری بیستون، تخت جمشید و مجموعه توس و... می باشند، آگاه باشند که این یادگار کهن ایران زمین (حجاب) نیز در معرض تخریب و هجمه ای ویران کننده با گلوله های «حجاب گریزی» و حجاب هراسی» دشمنان و معاندان ایران اسلامی قرار گرفته که نیازمند عزم ملی در جهت حفظ و گسترش و تقویت آن از سوی تمامی هم میهنان عزیز می باشد.ختم کلام اینکه افتخار باید کرد که نجابت، عفاف، حجاب و غیرت و شجاعت، نهادینه در ضمیر هر ایرانی است.

نگاهی به فرهنگ حجاب و عفاف در نظام اسلامی

قل للمؤمنین

یغضوا من ابصارهم

و یحفظوا فروجهم

ذلک ازکی لهم

ان الله خبیر بما یصنعون

و قل للمؤمنات

یغضضن من ابصارهن

و یحفظن فروجهن و لایبدین زینتهن الاما ظهر منها و لیضربن بخمرهن علی جیوبهن. (1)

(ای رسول ما) مردان مؤمن را بگو تا چشم‌ها (از نگاه ناروا بپوشند) و عفتشان را محفوظ دارند که این برای پاکیزگی شما اصلح است. و البته خدا به هر چه کنید کاملاً آگاه است. ای رسول، زنان مؤمن را بگو تا چشم‌ها از نگاه ناروا بپوشند و عفت و پاکدامنی را حفظ کنند و زینت و آرایش خود جز آنچه قهراً ظاهر می‌شود بر بیگانه آشکار نسازند.

زن جلوه‌ای از جمال، محبت، خلاقیت و ربوبیت الهی و رکن اساسی در تعلیم و تربیت است. اگر زنان به این منزلت واقف شوند و در پاسداری از آن بکوشند فرایند تربیتی و شخصیتی آنان و همه اجتماع سالم مانده و بخوبی پیش می‌رود. تجربه ملت‌های گذشته نیز نشان‌دهنده این نکته است که هرگاه زنان، بلندای مقام و رسالت اصلی خود را درک نموده و در رشد شخصیت خود اهتمام ورزیده‌اند. منزلت و محبوبیت آنان حفظ شده، اجتماع در سلامت زیسته و ناهنجاری‌ها کمتر بوده است. بدون شک در عصر ما که بعضی نام آن را عصر برهنگی و آزادی جنسی گذارده‌ و بی‌بندوباری زنان را جزئی از آزادی او می‌دانند! سخن از حجاب گفتن برای این دسته ناخوشایند و گاه افسانه‌ای است متعلق به زمان‌های گذشته، ولی مفاسد و مشکلات روزافزون که از این آزادی بی‌قید و شرط بوجود آمده سبب شده است که تدریجاً گوش شنوایی برای این سخن پیدا شود.حجاب و عفاف در دین مبین اسلام از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. اسلام به عنوان آخرین دین الهی برای حفظ فرد و جلوگیری از انحرافاتی که سرچشمه آنها بی‌حجابی و بی‌عفتی و عدم رعایت پوشش صحیح می‌باشد. برنامه‌ای را ارائه داده است که شامل همه افراد بشر اعم از مرد و زن می‌باشد.

 

 

 

گرایش به حجاب و عفاف فطریست

گرایش به پوشش و عفاف یک گرایش فطری در میان زنان و مردان است. اما میزان و شکل آن رابطة مستقیمی با اخلاق و فرهنگ جوامع داشته و دارد. در سرزمین‌های مختلف، انسان‌هایی که به ارزش‌های اخلاقی اعتقاد بیشتری داشته‌اند. از پوشش کامل‌تر و متین‌تری استفاده کرده‌اند و هر قدر سطح ارزش‌های اخلاقی در آن جوامع پآیین آمده، پوشش مردان و زنان نیز در سطح پآیین‌تری قرار گرفته و شکل نامناسبی پیدا کرده است.

ادیان الهی، همواره بر پوشش تأکید کرده و آن را لازمة دینداری شمرده‌اند. مطابق با آیین یهود، زنان هنگام حضور در اجتماعات، موی سر خود را می‌پوشانند و به حجاب پایبند هستند. در مسیحیت نیز پوشش اهمیت زیادی داشته و زنان معتقد به حضرت مسیح(ع) می‌کوشیدند مانند حضرت مریم(س) موی خود را بپوشانند و با حجاب وارد جامعه شوند.

هنوز هم نقاشان مسیحی، تصویر حضرت مریم(س) را با پوشش وحجاب کامل می‌کشند. زنان و راهبه‌ها و قدیس‌ها یکی از کامل‌ترین حجاب ها را دارند. این امر نشان می‌دهد که از نظر آنان، داشتن حجاب، به دینداری نزدیک‌تر و در پیشگاه خدا پسندیده‌تر است.

توجه داشته باشیم که در زمان ظهور حضرت مسیح(ع) در فلسطین، اروپا غرق در شرک و بت‌پرستی بود و مردم گرفتار آداب و رسوم مشرکانه بودند و زنان آنها معمولاً موی خود را نمی‌پوشاندند. اما با آمدن مسیحیت به اروپا و گسترش تعالیم دین مسیح(ع) پوشیدن موی سر نیز در میان زنان گسترش یافت. در دوران‌های اخیر پایبندی به تعالیم دینی در میان مسیحیان کمتر شده و آن بخش از دستورات و سنت‌های حضرت موسی(ع) و حضرت عیسی(ع) هم که باقی‌مانده مورد غفلت قرار گرفته و به آنها عمل نمی‌شود. بنابراین، بی‌حجابی زنان غرب نه تنها جایگاهی در اندیشة مسیحیت حقیقی ندارد، بلکه بازگشتی به سنت‌های مشرکانة قبل از حضرت مسیح(ع) محسوب می‌شود.

زنان ایرانی قبل از اسلام عموماً پیرو آیین زرتشت بودند و با پوشش کامل در محل‌های عمومی رفت و آمد می‌کردند.

تقریباً در همه فرهنگ‌ها، همیشه پوشش زنان به صورت یک اصل پسندیده مطرح بوده و کمتر قوم و ملتی بوده است که زنان آنان پوشش مناسبی نداشته باشند. البته چگونگی و حدود آن متفاوت بوده است.

اسلام نیز حجاب را بر زنان واجب کرده است زیراحجاب بهترین وسیله‌ای است که زن را از خطر بیگانه حفظ می‌کند و زن بیحجاب همچون میوه درختی است که شاخه آن از دیوار باغ به بیرون آویزان است که هر رهگذری ممکن است در آن طمع کند یا مانند گلی است که هرکس به چیدن آن تمایل دارد.

علل کم‌توجهی به عفاف وحجاب اسلامی

اهمیت ندادن به عفاف وحجاب از سوی برخی از زنان کم‌توجهی مسئولان و متولیان امور فرهنگی به اجرای آن در جامعه، آثار زیانبار فردی و اجتماعی به دنبال خواهد داشت و ممکن است به تدریج بنیادهای ارزشی

/ 0 نظر / 90 بازدید